ریکان - گرمسار - سمنان تاریخ : چهارشنبه، 13 مهر ماه ، 1390
موضوع : سایتها و وبلاگها


سایتها و وبلاگهای روستای ریکان

شهرستان گرمسار - استان سمنان

http://rikan.ir/




موقعیت و وسعت روستای ریکان:

ریکان از قراء قدیمی گرمسار بوده که در شرق شهرستان گرمسار واقع شده است. این روستا در طول جغرافیایی 52 درجه و 24 دقیقه و عرض جغرافیایی 35 درجه و 12 دقیقه قرار گرفته است. فاصله این روستا از شهرستان گرمسار 6 کیلو متر می باشد. ریکان از اطراف محدود است به:از شمال به کوه  سرهروه و چهار قشلاق و قشلاق نفرو از مغرب به  قشلاق بزرگ و قاطول و ملیجان ، ازشرق به بلوک یاطری و روستای کردوانو از جنوب به کویر و روستای مندولک .

موقعیت این روستا در گذشته و با توجه به راههای ارتباطی قدیم در سر راه شهرهای جنوبی کویر به شمال و شرق کشور همواره پذیرای مسافر بوده است. نشانه این ادعا کاروان قدیمی بوده که خراب شده وبه جای آن قبرستان ساخته شده است. اقوام متفاوتی مثل الیکایی ، ترک ، شیرازی ، کرد ،بختیاری ، لر و ... می باشد که همه مهاجر بوده و از شهر های دور و نزدیک به این روستا آمده اند و یا آورده شده اند. طبق گفته های بزرگان این ده در گذشته ازچند قلعه تشکیل می شده است. که در اطراف قلعه ها نیز خانه های رعیتی و خوش نشینان و طویله که محل نگه داری احشام و اسب بود ساخته می شده است.بافت روستا قبل از سال 1335 چهره خود را عوض کرد. در کنار جاده قدیمی که شهرستان را به روستا های شرق ریکان متصل می کرد واز وسط روستا می گذشت ، اهالی شروع به ساخت خانه های جدید مودند که دیوار آن همچنان از گل که معروف به ((چینه))است میباشد. و ساختمان ها با خشت خام ساخته شده است، که طول شرقی- غربی روستا زیادتر شده است. فعلآ طول شرقی – غربی حدود 2 کیلومتر میباشد که از چهار راه قاطول تا اول زمین کردوان ادامه یافته است. نکته قابل ذکر در مورد روستا این می باشد که ریکان در سال های گذشته یکی از چهار بلوک خوار ((گرمسار )) بوده که روستاهای زیادی را زیر پوشش قرار می داد ویک دهستان بوده ولی هم اکنون تبدیل به یک روستابا جمعیت محدود می باشد و این مساله جای تامل و بررسی دارد.

از نظر آب و هوایی ریکان به دلیل این که بسیار نزدیک شهر گرمسار بوده همان اقلیم آب و هوایی بر آن حاکم است.آب این روستا نیز از ((حبله رود ))تامین می شده که اکنون به دلیل کم شدن آب تقریبا باغات روستا خشک شده و از بین رفته است.

 

پیشیه تاریخی::

 

قریه ریکان مرکز و قراء تابع آن شامل قسمتی از دهات مرکزی گرمسار و تعداد آنها بالغ بر 19 قریه است که عبارتند از:

((اله وردی آباد ))این ده 5/3 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار و بوسیله راه فرعی ماشین از طریق شاهبداغ و کوشک اربابی به مرکز شهرستان مربوط می شود و جمعیت آن بالغ بر 197 نفر است.

((جواد آباد فامیلی ))ده کوچکی در 8 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار و در 9 کیلومتری جنوب راه شوسه سمنان واقع و جمعیت آن 34 نفر است.

((چهار قشلاق ))چهار قشلاق در 6 کیلومتری شرق گرمسار و 6 کیلومتری جنوب راه شوسه تهران – سمنان واقع است سکنه آن بالغ بر600 نفر می باشد. این ده از قراء بسیار قدیمی و معتبر گرمسار می باشد که در گذشته نیز به صورت خرده مالک اداره می شد وبه وسیله راه مالرو به مرکز شهرستان مربوط می شود وجه تسمیه چهار قشلاق منسوب به چهار ده معروف به قشلاق است که در کنار هم قرار دارند و

اسامی آنان به ترتیب عبارتند از :

الف)قشلاق محمد ابراهیم

ب)قشلاق قوجه آقا

ج)قشلاق نفر

د)قشلاق نجف علی آقا.

((حاجی آباد))این قریه در 6 کیلومتری شمال شرق شهر گرمسار قرار گرفته است و جمعیت آن 336 نفر است. قریه ای است آباد و باغ های میوه فراوان و سبب آن عبور جویبار های متعدد بسیار مصفا است و چون در کنار جاده شوسه تهران – مشهد واقع شده محل توقف زوار و تفریگاه نام آن به ((آتشگاه ))معروف بوده است و بعدها بنام مالک قریه حاجی میرزا آقای فامیلی به نام حاجی آباد مرسوم گردید.((حصار بالا ))یکی ازدهات بلوک ریکان و در مشرق گرمسار واقع است و جمعیت آن 135 نفر می باشد.

((حصارک ))حصارک در 6 کیلومتری جنوب خاور گرمسار و در 5 کیلومتری جنوب راه شوسه سمنان قرار دارد. ساکنان آن 685 نفرو از طریق کوشک به مرکز شهرستان راه دارد.

((رشمه ))در 8 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار واقع و فاصله آن تا جاده شوسه تهران – سمنان قریب 8 کیلومترمی باشد ساکنان این ده از طایفه اصانلو و تعداد آن بالغ بر 474 نفر است رشمه از راه ماشین روی کردوان و ریکان به شهرستان گرمسار مربوط می شود.

((سعد آباد ))این ده در فاصله 10 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار واقع و عده ای از ساکنین آن از طایفه اصانلو هستند. جمعیت آن 750 نفراست. مزرعه نصیر آباد جزء این قریه است.

((قاطول ))در 4 کیلومتری مشرق گرمسار و 6 کیلومتری جنوب راه شوسه سمنان واقع وجمعیت آن 990 نفر است. از بناهای تاریخی این ده دو امامزاده قدیمی را می توان نام برد. قاطول را جاده فرعی به راه ماشین روی گرمسار – شه سفید مربوط می سازد. قریه مربوط از چهار ناحیه متصل به هم تشکیل وبه آن قاطولات نیز می گوید که این چهار ناحیه به ترتیب عبارتند از:

الف)قاطول علیا یا بال

ب)قاطول سفلی یاپایین

ج)قاطول کرد محل که محل سکونت کردهای قرارچولو بود

د)قاطول امامزاده مرحوم ملا علی اصغر حاکم شرع

((قشلاق نفر ))قشلاق نفر دهی است در 6 کیلومتری مشرق گرمسار و فاصله آن از راه آهن مشهد 2 کیلومتر و از راه شوسه سمنان در شمال آن 4 کیلومتر است. جمعیت این ده 279 نفر و دارای راه مالرو است.((قلعه چک ))قلعه چک در 8 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار و 6 کیلومتری جنوب راه شوسه سمنان قرار دارد و دارای راه مالرو است . جمعیت قلعه چک 204 نفر می باشد و مزرعه ((قلعه لشکر )) جزءاین ده می باشد.

((کردوان ))در 7 کیلومتری شرق گرمسار و 6 کیلومتری جنوب راه شوسه سمنان قرار دارد و در کنار جاده ماشین روی گرمسار –شه سفید واقع شده است. سکنه این ده بالغ بر 500 نفر است. از آثار تاریخی آن بنای امامزاده را می توان نام برد که ((سلطان مراد ))نامیده می شود.

((کوشک اربابی ))کوشک اربابی در 3 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار واقع و فاصله آن تا جاده شوسه تهران – سمنان 5 کیلومتر می باشد این ده دارای راه مالرو است و از طریق ((کوشک خالصه ))می توان به این ده ماشین برد. سکنه این ده 95 نفر است. از ابنیه مهم آن بنای دو امامزاده ((طاهر و مطهر ))می باشد.

((کوشک خالصه ))کوشک خالصه در 5/2 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار و جنوب جاده شوسه سمنان است.

((ملیجان ))این ده در 6 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار و فاصله آن تا راه شوسه سمنان در شمال آن 6 کیلومتر است و راه آن از طریق کوشک می باشد.

((مندولک ))مندولک در 5/7 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار و فاصله آن تا راه شوسه سمنان 8 کیلومتر است.سکنه آن 806 نفر و راهش جاده ایفرعیماشینرواز طریق ملیجان است و مزرعه(( قندرقه بلوک باش))جزءاین ده می باشد.

((ناسار )) ، (( نه حصار )) ناسار از قراء قدیمی گرمسار و در 3 کیلومتری مشرق مرکز این شهرستان واقع شده است. این ده در 5 کیلومتری جنوب راه شوسه تهران - سمنان واقع و در مورد وجه تسمیه آن چنین عقیده ای بوده که خرابه های شهر قدیمی موسوم به ((خرابه شهر ))است. آثار باقیمانده این شهر به صورت تل بزرگی در شمال شرقی ناسار فعلی دیده می شود. در حفاری که در این تپه به عمل آمده اشیای فراوانی یافت شده و از قراین چنین بر می آید که بنای این محل در حملات این اقوام مهاجم نابود شده و قریه ناسار کنونی در کنار خرابه های این شهر بنا گردیده و بدین ترتیب بنام ((نه حصار ))یا ((حصار نو ))نامیده شده است. به روایت دیگر نام (( ناسار ))در اصل ((نه حصار ))بوده است. جمعیت ((ناسار ))اغلب از افراد الیکایی هستند و تعداد ساکنان این ده 497 نفر می باشد.

((محمود آباد اصانلو ))این ده در فاصله 9 کیلومتری جنوب شرقی گرمسار واقع و مسافت آن تا راه سمنان 8 کیلومتر می باشد. محمودآباد اصانلو خود شامل دو قسمت بنام ((محمود آباد نایب ابراهیم ))و ((محمود آباد اسدی ))که تقریبا یک کیلومتر از هم فاصله دارند.

ساکنان محمود آباد از افراد ایل اصانلو و جمعیت آن جمعا بالغ بر 242 نفر می باشد.این ده از طریق رشمه و کردوان به جاده ماشین روی گرمسار – شه سفید مربوط می گردد. در جنوب و مغرب این ده تپه های متعددیوجود دارد.

صنیع الدوله می نویسد : ریکان قلعه قدیمی مخروبه دارد ولی دارای سکنه می باشد و خارج قلعه هم خانه و باغ و یخچال و حمام دارد.

ریکان 70 خانوار سکنه دارد. رِِِِِِِئیس ریکان ((حاج آقا محمد ))ملقب به ((امین الرعایاء ))و اولاد او بودند. قراء بلوک ریکان 21 قریه است که سه قریه خالص و نیمه خالصه و هجده قریه اربابی است. اما اکنون ریکان دهی کوچک و کاملا قدیمی است و آثار قلعه های قدیمی و برج های عظیم آن هنوز پا برجاست و بر جای خود استوار و منظره یک ده مخروبه را به وجود آورده است.

تا زمای که هنوز سیستم ارباب و رعیتی بود آقای ((حسینعلی کردوانی))بلوک باشی روستا بود و اراضی مزروعی عمده و ریش سفیدی ده دست ایشان بود اما هم اکنون روستا دارای شورا می باشد و اعضای شورا امور ده را در دست دارند.

وجه تسمیه ریکان:

نام قدیم روستا ((ریگزاران ))بوده است. البته نام قدیمی تری نیز برای آن ذکر شده است که حتی ((ناصر خسرو ))نیز در سفرنامه اش از آن اسم برده که معروف به ((بریکا ))بوده است، که این واژه در واقع مخفف شده ((به ریکا ))می باشد که یک کلمه ترکیبی می باشد که قسمت اول آن یعنی (( به ))همان کلمه فارسی بهتر یا برتر می باشد که قسمت دوم آن یعنی ((ریکا ))یک کلمه مازنی به معنای ((پسر ))میباشد که با توجه به ییلاق و قشلاق کردن ایلات بین مازندران و گرمسار و نظام مرد سالارانه قدیمی ایران می تواند فرضیه ای درست باشد. البته ایل ((الیکایی ))در اصل از مراتع نوشهر و چالوس آمده و از سراسر گرمسار و از جمله ریکان ساکن شده اند که صنایع دستی این روستااکثرا کار زنان این قوم می باشند. نام امروز این روستا یعنی همان ((ریکان )) نیز ممکن همان جمع ((ریکا ))یعنی (( پسران )) می باشد.

 

جمعیت ریکان:

جمعیت ریکان در سال 1335 بالغ بر 1256 نفر بوده است. اما در سال 1345 به 730 نفر یعنی 146 خانوار تبدیل شده است و در سال 1365 برابر1180 نفر بوده است که این رقم در سالیان اخیر سیل نزولی داشت. همانطوری که مشاهده می شود جمعیت ریکان همانند سایر روستاهای ایران رو به کاهش بوده است که این کاهش زاییده عوامل مختلفی مانند نزدیکی این روستا به مرکز شهرستان و راه ارتباطی خوب و مناسب و آسفالته آن که موجب شده اهالی روستا برای استفاده از امکانات رفاهی و خدماتی شهری در مرکز سکونت اختیار نموده و برای انجام امور زراعی رفت و آمد نمایند ، اصولا مردمان ریکان سخت کوش و آینده نگر هستند ، لذا فعالیت انجام شده در بهسازی محیط نیز نتوانسته در بجای مانند آنان در این محل موثر واقع شود و کوشش اهل محل در ساختن حمام و آب لوله کشی و بنای مسجدی آبرومند و دیگر اقدامات در زمینه عمران و آن آبادی نتوانست دیدگاه های جوانان ریکانی را عوض کند. امروز ما شاهد موفقیت های شایان توجه این مردم در کسب مدارج عالی تحصیلی و مقامات علمی و همچنین پیشرفت در امور اقتصادی و دیگر شئونات اجتماعی و ترقی و تعالی علمی در پاره ای از دهات بلوک ریکان نیز به چشم می خورد جمعیت کنونی روستای ریکان 402 نفر می باشد خاندان های قدیمی و بنیانگذاران ریکان:

خاندان احمدی:

در روستای ریکان چندیدن خانواده احمدی وجود دارد که تقریبا 4 یا 5 منشا متفاوت دارند که عده ای از احمدی ها لر می باشند عده ای دیگر از تفرش آمده اند ، و دیگران نیز از نواحی دیگرامده اند. در زیر شجره یک شاخه ازاحمدی ه که به صورت ایلی از روستای ((کهنک ))فیروزکوه عازم (( ریکان )) شده اند و در اینجا ساکن شده اند را می اورم . جد این احمدی ها((کربلایی قربانعلی )) بوده که ازکردهای ((جابون ))بودند و بعد از مدتی مهاجرت کرده و ساکن ریکان شده اند. احمدی ها جزء دامدارانی بودند که در این روستا به ییلاق و قشلاق میپرداختند و در زمانی که در ریکان خانه سازی کردند و به کشاورزی نیز مشغول شدند. از فرزندان ((کربلایی قربانعلی ))آقای ((حاج تقی احمدی )) مقیم ریکان شد ، و در این روستا به زاد و ولد پرداخته و هم ا کنون نیز در این روستا ساکن هستند البته عده ای نیز ساکن گرمسار و تهران می باشند.

خاندان عسگری

طبق گفته های بزرگان این خاندان جد بزرگشان آقای ((عسگر نظام بختیاری ))را از ((بختیار ))به ((نطنز ))تبعید نمودند. بعد از مدتی فرزندو آقای ((کربلائی محمد ))را از نطنز به ریکان تبعید نمودند. اکنون نوه ها و نتیجه های آن مرحوم در ریکان و گرمسار و تهران و برخی شهرهای دیگر ایران ساکن می باشند. این خاندان در این روستا به کشاورزی مشغول بودند و در قلعه عسگری ها که به قلعه ((گل محمد ))معروف بوده ((دنگخانه ))داشتد که همان شالیکوبی می باشد. قلعه عسگری ها تقریبا 120 سال قبل از مصالحی نظیر گل و خشت خام به طرززیبایی ساخته شده بود که تا چندین سال پیش نیز پا برجا بود و به بهانه ساختن فضای سبز این قلعه را خراب نموده اند. در داخل قلعه یک آب انبار وزیرزمین بوده که کوزه های آب را برای خنک ماندن در آنجا قرار می دادند. کف آن نیز فرش می شده و برای خواب استفاده می شد. روبروی قلعه نیز یک کاروانسرا بوده که شترها بارشان را در آنجا پیاده می کردند و مجددا بارگیری می کردند.چند باغ نیز روبروی قلعه بود که در آن محصولاتی نظیر ((بادام، انار، انجیر، سبزی ، بادمجان ، خیار، گوجه، خربزه، انگور، پنبه، جو، ذرت، گندم ))می کاشتند. همچنین در اطرافقلعه زمین هایی بوده که در آن ((شلتوک ))می کاشتند و به خاطر همین (( شلتوک کاری ))پشه و حشره داخل قلعه زیاد بوده و برای از بین بردن این حشرات کاه را آتش می زدند تا با دود آن حشرات از بین بروند. نام ((دنگخانه ))نیز از این رو انتخاب شده که ((شلتوک ها ))راداخل چاله ای می ریختند و چوبی سنگین را از فاصله بالاتر بر روی (( شلتوک ها ))رها می کردند و این چوب در هنگام افتادن صدای ((دنگ ))از آن به گوش می رسید به همین خاطر به آن قسمت دنگخانه می گفتند. البته ((شلتوک کاری ))به ((رزاز دکان ))نیز معروف بوده است.البته همان گونه که گفته شد نژاد عسگری ها در اصل از بختیاری ها بوده که در مورد اصل و نسب بختیاری ها باید گفت: ((که شناخت و ریشه یابی نژاد بختیاری یکی از معماهای لاینحل تاریخ ایران است. به دلیل شباهت رقص این مردم به رقص یونانی ها گفته می شود امکان یونانی بودن شان می باشد و احتمال می رود که قومی از یونان می باشند. فرضیه دیگر هم در رابطه با بختیاری ها، شباهت واژه بختیاری با واژه ((باکتریا ))می باشد و احتمال می رود اینان پیش از آن که از اقوام ایرانی باشند متعلق به اقوام ((باکتریا ))می باشند که بیشتر به اروپایی ها شباهت دارند.اما با پژوهش هایی که در مورد آداب و رسوم بختیاری شده تا کنون هیچ یک از این فرضیه ها به اثبات نرسیده است. دو تن از تاریخ نویسان معتقدند که تشابه گویش های کردی و بختیاری و رابطه نزدیک آنها با زبان فارسی موید آن است که بختیاری ها مدت های طولانی است که در این سرزمین سکونت گزیده اند. ((حسین پژمانی ))یکی از مورخان می نویسد:کلمه بختیاری ازلحاظ لغوی شبیه ((باکتریا))و به تنهایی به معنای خوشبخت می باشدکه ممکن است برخی از روسای طوایف به این نام شهرت داشته اند که احتمالا بعد ها تمام افراد ایل به این نام شناخته شده اند. خود بختیاری ها افسانه هایی دارند که یکی از آنها حکایت از آمدن آنها از ((سوریه ))به ((ایران ))را دارد و برخی نیز بر این باورند که بختیاری ها از نژاد جوانانی هستند که از جور ضحاک به کوهها متواری شدند. بختباری ها در محتوا و تعریف کوچکتر یک ایل کوچ نشین بودند، در جنوب اصفهان و یک قسمت از زاگرس و دشت خوزستان سکونت داشته اند. ))(((از کتاب تاریخ سیاسی، اجتماعی بختیاری )) تالیف ((پروفسور جن. رایف. گارثویت))ترجمه و حواشی ((مهراب میری)))

خاندان کردوانی:

 

((حسینعلی کردوانی ))فرزند غلام در دوران کودکی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی دایی خود (( کربلایی تقی حسنی ))قرار گرفت.بعدها حکم بلوکباشی از حکومت به این آقای ((حسینعلی کردوانی))می رسد. آقای کردوانی صاحب تعداد زیادی از دهات و مزارع اطراف خودریکان و روستاهای دیگر که در گذشته جزء دهات دهستان ریکان بوده است بوده اند و جزء مالکین بزرگ بوده است ، او مالک بیش از نیمی از روستای (( الله وردی ))نزدیک به ((1))از روستای ((قشلاق نفر))بیش ازیک دانگ از روستای قاطول حدود یک دانگ از روستای محله باغب یش از یک دانگ از شش دانگ روستای قلعه چک و یک دانگ از روستای بزرگ مندولک و آباد کردن بیش از 400 هکتار از اراضی کویری این روستا که به مزرعه قندرقه مشهور است. و چون سالها کد خدای روستای خالصه کردوان بود. در آن ساختمانهای زیادی ساخت و پس از اصلاحات ارضی در دهه 40 املاکی نیز از این روستا به فرزدان او ارث رسیده است. علاوه بر گرمسار آقای کردوانی در فیروزه کوه نیز صاحب زمین بوده است. تمامی املاک معروف به املاک اربابی در روستاهای مذکور متعلق به آقای کردوانی مرحوم بوده است ، هم اکنون به فرزندانش به ارث رسیده است. آقای کردوانی دارای پنج همسر و هجده فرزد بوده است که ده پسر و هشت دختر می باشند در قلعه های ریکان و مندولک سکونت داشتند. قلعه کردوانیها در ریکان جلوی مسجدبوده است،که زمین بلوکباشی بوده استقلعه صاحب بیرونی و اندرونی بوده که آقای

کردوانی به همراه همسرانش در آن زندگی می کرده اند که هم اکنون این قلعه نیز مخروبه شده است و فرزندان بلوکباشی در ریکان و گرمسار و تهران و دیگر نقاط ساکن می باشد. آقای کردوانی در دهه دوم سال 1300 مدرسه داراب را تاسیس کرده و به این وسیله دانش آموزان ریکان و روستاهای اطراف نیازی نداشتند که تا کلاس ششم ابتدایی به مرکز گرمسار بروند. همچنین مرحوم کردوانی چهار رشته قنات حفر نمودند برای آبیاری کشت ها که این خدمت ایشان برروی سنگ قبرشان در محوطه ای واقع در شرق آرامگاه حضرت عبدالعظیم در شهر ری نوشته شده است او در سن 63 سالگی بر اثر ناراحتی قلبی در گذشته که در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شده اند.

 

زبان مردم ریکان:

 

در گذشته بدلیل مهاجر پذیر بودن روستاها و اینکه هر گروهی از یک جای کشور ساکن روستا شده اند در ابتدا هر گروهی با لهجه خود حرف میزد اما به مرور و با همزیستی افراد با یکدیگر همه صاحب یک زبان که همان فارسی بوده می باشند فقط برخی الفاظ به صورت خاصی تلفظ می شوند. البته ایل الیکایی ساکن در روستا با زبان و لهجه خودشان حرف می زند اما با بقیه مردم با زبان فارسی حرف می زنند.

 

 

دین و مذهب در ریکان:

 

مردم این روستا صد در صد مسلمان و شیعه می باشند و هیچ گونه اقلیتی در این روستا به چشم نمی خورد بلکه همگی مسلمان و ارادت خاصی به امام حسین دارند.

 

 

محصولات کشاورزی و سبزیهای ریکان:

 

تقریبا از اوایل مهر کشت در این روستا شروع می شود، محصولات رایج در ریکان شامل باقالی،سیر،شیوید،شنبلیله،گشینیز، جعفری، پیازچه، تربچه های نقلی،تره تیزک،خیار درختی،خیار زمینی،گوجه، بادمجان، لوبیا چشم لبلی،شاهدانه،کنجد،فلفل،کرچک،تخمه آفتابگردان،هندوانه،خربزه،طالبی گندم و جو،در باغات انجیر،انار،انگور،آلو و به تازگی زیتون نیز کاشته می شود گاهی اوقات خرما کاشته می شود. زعفران ، خوار شتر ، پنبه و اسفناج صحرایی کشت می کنند.از گذشته دور کار کشاورزی و دامپروری بین مردم رواج داشته و عده ای هم در کنار کار کشاورزی و دامپروری مغازه های سلمانی،خیاطی، خواربار فروشی و .... نیز انجام می داده اند که هم اکنون نیز این گونه می باشد.

طبق نشانه های موجود در گذشته های نه چندان دور این روستا بسیار سر سبز و خرم بود و باغات میوه فراوان بسیاری داشت ولی به مرور و با کم شدن آب و خشکسالی ممتد درختان خشک شد و باغات تبدیل به زمین زراعی گردیدند.

 


ریکان rikan



منبع این مقاله : روستاهای ایران
http://iranvillage.ir

آدرس این مطلب :
http://iranvillage.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=1368