روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - فرهنگ لغات اميران - اردستان

فرهنگ لغات اميران - اردستان

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> فرهنگ لغات اصفهانی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1933470
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 22 بهمن ماه ، 1390 00:35:48    موضوع مطلب: فرهنگ لغات اميران - اردستان پاسخ همراه با اعلان

چمچولی=بارفیکس

کفتر=کبوتر

کمبیزه=خربزه

تردی=خربزه در مراحل اولیه که تقریبا مشابه خیار میباشد

کالک =خربزه قبل از رسیدن(این اصطلاح مختص تلک اباد میباشد)

دولاخ=کنایه از گرد وغبار، کسی که عصبانی باشد وسر وصذای زیاد بکند،

واره=نوعی بند کوچک از خاک برای مانع از هدر رفتن اب

پیلو=دهانه زیر پل

گل افتاب=افتاب گردان

فش فش=گرد باد

ویرو=دهانه زیر قنات

جنبه=نوعی زیر انداز که از پارچه ولباسهای

کهنه تهیه شده

باد سیاه=طوفان همرا با گرد وخاک

لکوچکد=لگد ق
علف چینه=نوعی اره

چقوچی=چاقو

طیاره=هوا پیما

تاوه=ظرفی برای پختن نان کلاسیری- پیازی


اب شیطونه=سراب


نون بنده ونون نازکنه=وسایل نانوایی


شجوول دوز=نوعی سوزن بزرگ

شمله=نوعی گونی درست شده از پشم

پلشت=ابکش

چوری=جوجه

پایه= رعد وبر ق

رحتی=قیف


غسر=دام نازا

کارت امدن=دام بیمار لاعلاج که باید کشت



بدیه=بادیه=ظرفی که در ان خمیر درست می کنند


گنبزی=گنبد

جوم=جام =کاسه
رف=طاقچه ای نزدیک سقف

شلی=نوعی اش



خگینه=خاگینه=تخم مرغ نیمرو

چن چولی =تاب بازی

هوزو=یک نوع میوه بیابانی با خارهای فروان مغز ان مورد

استفاده قرار می گرفت

مسکه=کره

بسو=نوعی


ظرف سفالی برای ماست


طقلی=بچه گوسفند ماده


توبره= خورجین

ململه=نوعی سوسک

عشور=عاشورا

قیلیفی=نوعی ظرفبرای پختن غذا با اتش


فرنوس=نوعی چراغ نفتی شبیه اجاق گاز


دار=داس


قباله=سند


کرتو=یک بخش زمین کشاورزی

کوندول=نوعی بوته بیابانی منطقه
کلوز=لانه مرغ

مله=گاو نر

تکه= بز نر

بغیچی=باغچه

ججه= مادر بزرگ
بوبوچی=نوزاد

بخجه= پدر بزرگ

ننه=مامان


خس رو =مادر زن

حلو لت= برادر زن

بخسوره= پدر زن
سامون= محل جدا شدن دو کرتو

مطبق=مطبخ= محلی که تنور منزل دران واقع شده

قوس=ماه اذر

اشکنه= غذایی از اب روغن تخم مرغ وگوجه که عموما زیاد رایج بود


پشته کردن قنات=ریزش قنات

لوشنی= یک نوع علف هرز


تاپه=مدفوع گاو به عنوان مواد سوختی کاربرد داشت



چلغوز=مدفوع مرغ به عنوان کود استفاده می شود


بته=هیزم



دار قالی=دستگاه قالیبافی


سرخ=استخر


پیرسوکه=پرستو


موچ چی =بوس کردن



سرقه = وسیله اندازه گیری آبیاری


سکی چی = چوب کبریت


کلوزه = پنبه دانه


ارسسی= دمپایی


چرقد= روسری


چاچ چپ= چادر


عاقل = طویله


تمون= زیر شلواری

از اشعاری که در عروسی های امرون به کار می رفته است: امیرالمومنین حیدر هووووووو

شباش / علی داماد پیغمبر هووووووووو شباش / به عشق ساقی کوثر

نوووووووووووووووووقل بپاش / بقیه شو اگه شماها بلدید بگید.


شمال=نسیم سرد صبحگاهی

اورچین=اوریب چین که همان راه پله میباشد

اوروسی=کفش راحتی ویا دم پایی میباشد

آقاچی=برادر که بیشتر برادر بزرگ را گویند(اقای کوچک )

آرچی=اسیاب دستی

نازنینه=تنگ بزرگ بدون دسته را که قدیم در بقل میگرفته اندتلک ابادی

چوقولچی=گنجشک که بیشتر گنجشک کوچک را گویند.تلک ابادی

چارقد=روسری بزرگ

لچک=روسری کوچک

مزار=قبرستان(شاید ابتدا مرگ زار بوده)

مارتین,زقنبود,سنبلتی,مار سیاه و.....=یک نوع جواب سخت ورکیک وزننده به عنوان مخالفت

اشتو=وقتی کار( معمولا قالی بافی) به انتها برسد

چی=یک پسوند رایج در روستا که برای کوچک نشان دادن میباشد.حسن چی=حسن

کوچک

لبه=بله

اشتر گلو=

فوت فوته =گرد باد

قوش =عقاب

قوشه=حمله کردن به سمت کسی مثل حمله عقاب به طعمه

چمچولی=بارفیکس

کفتر=کبوتر

کمبیزه=خربزه

تردی=خربزه در مراحل اولیه که تقریبا مشابه خیار میباشد

کالک =خربزه قبل از رسیدن(این اصطلاح مختص تلک اباد میباشد)

دولاخ=کنایه از گرد وغبار، کسی که عصبانی باشد وسر وصذای زیاد بکند،

واره=نوعی بند کوچک از خاک برای مانع از هدر رفتن اب


پیلو=دهانه زیر پل ویرو=دهانه زیر قنات


جنبه=نوعی زیر انداز که از پارچه ولباسهای کهنه تهیه شده


گل افتاب=افتاب گردان
لقد=لگد
فش فش=گرد باد


باد سیاه=طوفان همرا با گرد وخاک
چقوچی=چاقو کوچک


علف چینه=نوعی اره
طیاره=هوا پیما
تاوه=ظرفی برای پختن نان کلاسیری- پیازی

اب شیطونه=سراب
نون بنده ونون نازکنه=وسایل نانوایی
جوول دوز=نوعی سوزن بزرگ

شمله=نوعی گونی درست شده از پشم
پلشت=ابکش
چوری=جوجه
پایه= رعد وبر ق
رحتی=قیف
غسر=دام نازا
کارت امدن=دام بیمار لاعلاج که باید کشت


بدیه=بادیه=ظرفی که در ان خمیر درست می کنند
گنبزی=گنبد


رف=طاقچه ای نزدیک سقف
جوم=جام =کاسه
شلی=نوعی اش


خگینه=خاگینه=تخم مرغ نیمرو
طقلی=بچه گوسفند ماده


چن چولی =تاب بازی
هوزو=یک نوع میوه بیابانی با خارهای فروان مغز ان مورد

استفاده قرار می گرفت
کوندول=نوعی بوته بیابانی منطقه
مسکه=کره
بسو=نوعی ظرف سفالی برای ماست


توبره= خورجین
ململه=نوعی سوسک
عشور=عاشورا
قیلیفی=نوعی ظرف

برای پختن غذا با اتش
فرنوس=نوعی چراغ نفتی شبیه اجاق گاز
دار=داس

قباله=سند
کرتو=یک بخش زمین کشاورزی


کلوز=لانه مرغ
مله=گاو نر
تکه= بز نر
بغیچی=باغچه


بوبوچی=نوزاد
ننه=مامان
ججه= مادر بزرگ
بخجه= پدر بزرگ


خس رو =مادر زن
بخسوره= پدر زن
حلو لت= برادر زن


سامون= محل جدا شدن دو کرتو
مطبق=مطبخ= محلی که تنور منزل دران واقع شده

قوس=ماه اذر
اشکنه= غذایی از اب روغن تخم مرغ وگوجه که عموما زیاد رایج بود


پشته کردن قنات=ریزش قنات
لوشنی= یک نوع علف هرز


تاپه=مدفوع گاو به عنوان مواد سوختی کاربرد داشت


چلغوز=مدفوع مرغ به عنوان کود استفاده می شود


دار قالی=دستگاه قالیبافی
بته=هیزم
سرخ=استخر
پیرسوکه=پرستو


هشتی===در امیران مانند سایر مناطق کشور خانه ها از دو بخش تشکیل می شد بیرونی ودرونی قسمت بیرونی را هشتی می گفتند ودرونی چهار صفه بود ودر اتاق مهمان به هشتی باز می شد در این نوعی معماری هم سنت مهمان نوازی و هم عفت وحیا حفظ می شد

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> فرهنگ لغات اصفهانی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران