روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - محرم در روستای زيدشت - طالقان

محرم در روستای زيدشت - طالقان

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> مناسبتهاي مذهبي استان البرز

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 23 بهمن ماه ، 1390 11:43:18    موضوع مطلب: محرم در روستای زيدشت - طالقان پاسخ همراه با اعلان

عزاداريها در ايام محرم در زيدشت


برگرفته از كتاب «زيدشت دروازه طالقان»

عزاداري خامس آل عبا از ديرباز همچو ساير تمام نقاط مملكت در طالقان هم برقرار و در ايام محرم با شوري هرچه بيشتر اجرا مي گرديد و مردم زيدشت در برپايي مجالس و محافل عزاداري سالار شهيدان و ساير شهداي مطهر واقعه كربلا با شور و شوق و علاقه اي وافر فعاليت مي نمودند و براي مدت شصت روز ملبس به لباس عزا بودند دهكده زيدشت از قديم الايام داراي دو مسجد قديمي بود يكي در وسط ده و ديگري در قسمت غربي به نام مسجد كوچك يا به لفظ اهالي كوچيكك مَچَََّدْ كه هر دو مسجد در داخل ده و همجوار با ديگر منازل مي باشند مسجد قديمي وسط ده را چندين سال پيش خراب كردند و مسجد جديدي به جاي آن بنا نهادند. مسجد جديد بزرگتر و مجهزتر و داراي فضايي وسيعتر از قبلي مي باشد ولي به عقيده بنده تخريب مسجد قديمي و آبا و اجدادي كاري اشتباه بود كه عده اي به انجام آن مبادرت ورزيدند اي كاش به جاي تخريب به مرمت و بازسازي آن با همان وضعيت سابق اقدام مي گرديد كه هم جزو آثار باستاني ده بود و هم با رفتن در داخل آن براي اداي نماز ياد پدران و مادران و انجام كارهايشان در روزهاي عزاداري و غيره تداعي مي شد كه خود نوعي آرامش روح بود مهمتر از آن احساس نبودن آنها انسان را به باور حقيقت ناپايداري دنيا واميداشت و ضمير درون خبر مي داد اي انسان حال كه چنين مي بيني خوب باش و خوبي كن بگذريم براي عزاداري در محرم اهالي از چندين روز قبل جنب و جوشي را شروع و به تدارك آن از قبيل تميز كردن مسجدها و آلات و ادوات عزاداري مانند علم و كُتل و غيره و سياه پوش نمودن در و ديوارها مشغول مي شدند در اولين شب محرم تقريباً تمام كارها توسط مردم از پير و جوان و زن و مرد انجام شده بود عزاداري از قبيل قمه زني نوحه سرايي مرثيه خواني و ساير اعمال كلاً در ده روز اول بود و از روز سوم، چهارم تا شب يازدهم كه شب شام غريبان مي شد مسجدها مملو از جمعيت مي گرديد از آن به بعد شور عزاداري كم و مسجدها خلوت بود ولي تا آخر ماه صفر به احترام صاحب عزا مردم سوگوار بودند در عزاداريهاي آن زمان عده اي قمه زن بودند عده اي سينه زن و چند نفر هم نوحه و مرثيه خوان و تعدادي از زن و مرد هم براي تدارك و تهيه چايي و شام و نهار شبهاي تاسوعا و عاشورا و ظهر عاشورا فعاليت داشتند و بالاخره اين كه تمام اهالي در اين چند روز سعي مي كردند گوشه اي از كار را گرفته و خدمتي بنمايند تا مقبول مراد و آقايشان قرار گيرد عده اي هم كه مريض يا پير و از كار افتاده بودند در جايي نشسته و تماشا مي كردند و به ياد ايام جواني و فعاليتهاي خود در آن ايام مي افتادند در اين شبها مردم آنچه نيت و درخواست و حاجت داشتند قلباً به مولاي خود مي گفتند و گشايش مشكلشان را از او تقاضا داشتند به همين خاطر هركس بنا به استطاعت خود به اداي نذري كه كرده بود اقدام مي نمود. شبها مردم از زن و مرد نانهاي كوچكي كه با زرده تخم مرغ و شير و شكر درست كرده بودند به نام كُچّرْ و حلوا و شير و شربت و خرما و چيزهاي ديگر به مسجدها مي آوردند و تقسيم مي كردند.
قمه زني تا حدود شصت سال قبل در زيدشت مرسوم بود و بعد از آن در اين ده متروك گرديد و انجام عمل به اين ترتيب بود كه چندين نفر به نام قمه زن با پيراهنهاي سفيد بلند به عنوان كفن پوشيده و با سر برهنه در دو طرف مقابل يكديگر مي ايستادند و نوحه خوان شروع به خواندن نوحه مي كرد پس از مدتي كه قمه زنها حالي بهشان دست مي داد و كم كم محو ذكر مراثي و مصائب شهيد كربلا مي شدند در حالي كه نوحه خوان همچنان با صدايي گيرا و سوز و گدازي جانسوز به نوحه خواني مشغول و جمعيت هم محو تماشاي اين صحنه بودند كم كم قمه زنها برمي خواستند و يك مرتبه قمه ها بالا مي رفت و غريو صداي يا حسين مردم بلند به طوري كه تمام مسجد و محل را فرا مي گرفت در اين موقع حالتي از ترس و وحشت توأم با رضايت در وجود همگي مستولي مي گرديد در اين لحظات قمه زنها همگي با نظمي خاص مدتي با پهناي قمه بر سر خود مي زدند تا به اصطلاح كِرِخْ شود پس از آن يك مرتبه جوش آورده و قمه زني را شروع مي كردند رد يك چشم به هم زدن فرق سرها شكافته و خون از تمام سر و صورت قمه زنها سرازير و پيراهنهاي سفيد غرق در خون مي شد و در حالي كه نوحه خوان مشغول خواندن بود صداي فرياد و فغان زن و مرد و كوچك و بزرگ به آسمان مي رسيد صحنه بسيار دلخراش و رعب آوري به وجود مي آمد در حالي كه قمه زنها چندبار با قمه به فرق سر خود كفته بودند عده اي به عنوان ميان دار با چوبهاي كلفتي كه در دست داشتند با عجله داخل صف مي شدند و چوب دستي هاي خود را جلوي قمه آنها مي گرفتند و اين عمل ميان دارها به منزله ختم قمه زني بود در اين موقع نوحه خوان كم كم ساكت و يك نفر اشعار و مراثي محتشم كاشاني را مي خواند و مردم همچنان به زاري و شيون مشغول بودند قمه زنها در حالي كه تمام هيكلشان به خصوص چشمها و صورت غرق در خون بود با همان لباسهاي خون آلود روانه حمام مي شدند در آنجا برايشان لباس مي آوردند پس از شستشو و بستن سر خود با پارچه اي تميز لباس پوشيده از حمام خارج و روانه مسجد مي شدند سپس در منزل با بستن چند نوع علف بيابان و مداواي خانگي دو سه روز بعد بدون دارو و دكتر زخم سرهايشان خوب و شفا مي يافتند و اما سينه زنهاي ده تقريباً از شبهاي چهارم به بعد سينه زني را شروع مي كردند و مردم هم اكثراً بعد از صرف شام به مسجد مي آمدند.
در اين شبها سينه زنها نيز دورديفه و منظم مقابل يكديگر به سينه زني و عزاداري مشغول بودند رسم بود كه سينه زنهاي مسجد وسط ده در حال سينه زدن به مسجد كوچكه مي رفتند پس از سينه زدن و خوردن چايي مجدداً برمي گشتند و همين عمل را متقابلاً سينه زنهاي مسجد كوچكه انجام مي دادند. در فصل تابستان و خشكي سينه زنها با صفي منظم در حالي كه سينه مي زدند به بالاي ده و پايين ده مي رفتند و درحالي كه مردم اسپند دود مي كردند و نذريهايي مانند نان هاي شيرمال و شير و شربت خيرات مي كردند سينه زنها برمي گشتند. در زيدشت سينه زني هم مثل قمه زني شور و هيجان خاصي داشت زماني كه سينه زنها به اصطلاح به هيجان مي آمدند چند نفر به ميان آنها مي رفتند كه سينه زدن را تمام كنند ولي مشكل مي توانستند آنها را نگه دارند و چند نفر هم بودند كه خالصانه سينه مي زدند پس از چند روز سينه هايشان زخم مي شد به همين خاطر هنگام سينه زدن مجدد تمام سطح سينه آنها خوني مي گرديد در بين سينه زنها يك نفر كه مسن تر و از سينه زنهاي معروف محسوب مي شد و ديگران احترام براي او قائل بودند او مياندار و تنظيم كننده صف بود و هركدام از افراد سينه زن را در محل خاصي در صف مستقر مي كرد كه نظام داشته باشند. مثلاً سينه زنهاي خوب و بي ريا را در اوايل صف در دو طرف و روبروي يكديگر قرار مي داد و آنهايي كه ضعيفتر بودند يا به نحوه سينه زني زيدشت آشنايي زياد نداشتند در اواسط و اواخر صف نگه مي داشت و اين نوكري امام حسين (ع) را پدر بنده خدايش رحمت كند مرحوم حاجي محرّمعلي سالهاي سال در زيدشت و تهران عهده دار بود در مدت ده روز اول محرم مردم شبها هميشه در مسجدها براي سينه زدن و عزاداري جمع مي شدند و بعد از ظهرها هم اكثراً تعزيه خواني برقرار بود نفرات تعزيه خوان از خود اهالي زيدشت بودند چون در اين كار مهارت خاصي داشتند گاهي هم به دلايلي ممكن بود از تعزيه خوانهاي دهات ديگر دعوت نمايند. تعزيه خوان هاي غريبه هر شب براي شام و خوابيدن منزل يك نفر دعوت مي شدند و روز عاشورا هم تعزيه بسيار خوبي اجرا مي كردند و شب يازدهم يعني شب شام غريبان كه فردايش روز يازدهم محرم بود تقريباً برنامه هاي عزاداري و سينه زني و تعزيه خواني تمام مي شد و تعزيه خوانهاي غريبه در شب يازدهم باني و دعوت كننده اي نداشتند و ويلان مي ماندند و همين عمل ضرب المثلي بود بين مردم و هنوز هم كسيكه به علتي سرگردان و بلاتكليف مي ماند مي گويند چرا مثل يازدهمي تعزيه خوان شدي.
بالاخره اينكه در شبهاي تاسوعا و عاشورا شام و ظهر عاشورا هم نهار مي دادند در روز عاشورا كه تعطيل بود مردم از صبح قبل از طلوع آفتاب در مسجدها حاضر مي شدند آنقدر سينه زني و عزاداري مي كردند تا ظهر بعد از آن براي اداي نماز ظهر عاشورا در مسجد جمع مي شدند بعد از اينكه نماز ظهر تمام مي شد معتقد بودند كه قتل شكسته شد بعد از نماز و خوردن نهار روانه منازل خود مي شدند استراحتي مي كردند مجدداً براي عزاداري شب شام غريبان برمي گشتند در آن شب هم عزاداري سبكي انجام مي دادند. در خلال اين چند روز عده اي زن و مرد پاي پياده يا با الاغ و قاطر براي زيارت به دهات اطراف و مجاور مانند صمغ آباد و بادامستان و ميراش و تكيه يا تكّي كه امامزاده داشت مي رفتند و عصر برمي گشتند و همين عمل انجام زيارت را در روزهاي احياء و زيارتي در ايام سال نيز انجام مي دادند.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> مناسبتهاي مذهبي استان البرز

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران