روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - ضرب المثلهای وندرني - كامياران

ضرب المثلهای وندرني - كامياران

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ضرب المثلهاي كردستان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 6 مرداد ماه ، 1391 18:06:57    موضوع مطلب: ضرب المثلهای وندرني - كامياران پاسخ همراه با اعلان

نمونه ای از کنایات فلکلور روستاي وندرني - كامياران


- چه قو بیده لی خیونی در نتی
معادل فارسی : چاقو بزنی خونش نمی آید. کنایه از عصبانیت زیاد.
- چیقل دان نیری
- معادل فارسی: چینه دان ندارد. کنایه از آدم بی ظرفیت است.
- باوگ بی برا ئاموزا فه ره
- معادل فارسی: پدربی برادر، پسرعمو زیاد. کنایه از خویشاوندان فرصت طلب.
و ژیر ی ناچید
- معادل فارسی: زیربار نمی رود. کنایه از قبول نکردن کاری
- ئاگرژیر خوه له کو
- معادل فارسی: آتش زیرخاکستر. کنایه از آدم مرموز وآب زیرکاه
- ئاو اور ژنید
- معادل فارسی: آب کباب می کند. کنایه از نداری وفقیر بودن می باشد.
- دالگ یه ک اییه هاوردیه
- معادل فارسی: مادریکی از او زاییده است.کنایه از افراد توانا وخوش هیکل که هنگام تعریف کردن اصطلاح رابرای آنها به کار می برند.
- خیون کثیفه
- معادل فارسی: خونش تلخ است .کنایه از افراد بدخلق وگوشت تلخ.
- په تگ ناوری
- معادل فارسی: نخ پوسیده هم پاره نمی کند. کنایه از افراد ناتوانی که توانایی انجام کاری را نداردند.
- خه رهه خره پالانه گی عوض بویه

- معادل فارسی: خرهمان خر است فقط پالانش عوض شده است. آدم نادان هرپستی بگیرد، عوض نمی شود.
- دیان بان دیان نا گری
- معادل فارسی: دندانش روی دندان قرار نمی گیرد. کنایه از لرزیدن است.
- زوانم میو دراورد
- معادل فارسی: زبانم موی درآورد. کنایه از تاکیدزیاد.
- سه رو خاونه
- معادل فارسی: به صاحبش برمی گردد. کنایه از این است که راه ومسیر میداند ودوباره برمی گردد.
- سه رباری بیوه
- معادل فارسی: سر ، بارش شده کنایه از بیکاری وتنهایی
- شان شان اکه نی
- معادل فارسی: شانه ها به هم می خورند. کنایه از شلوغی واینکه جای سوزن انداختن نیست.
- قال قومیا
- معادل فارسی : سروصدا بلندشد .کنایه از برملا شدن کاری.
- که سیگ خه ر وه پی ئاو نایاد
- معادل فارسی: اجازه آب دادن به خر راهم بهش نمی دهند. کنایه ازنداشتن اختیار وبه حساب نیاوردن فرد.
- مل ارا کس نا خفنی
- معادل فارسی: گردن برای کسی خم نمی کند. کنایه از بی باکی ونترس بودن است.
- نان خور سفره در
- معادل فارسی: نان می خورد سفره را پاره می کند. کنایه از دم سفله.
- نادان وه چو دانا وه ئشاره

- معادل فارسی: نادان با چوب وآدم دانا با یک اشاره. کنایه از این است که هر برخورد ورفتاری متناسب با فرد می باشد.
- گورمان دا ئاوا
- معادل فارسی: گورمان به آب داد. کنایه از آبروریزی
برپشت نه یری
- معادل فارسی : پشت ورو ندارد.کنایه از آدم دو رو
- دس وشکه
- معادل فارسی : مشتش بسته است. کنایه از خسیسی
- ئاو زه ل ایاد
- معادل فارسی: به علف هرز بی استفاده آب می دهد. کنایه از کار بیهوده وبی فایده انجام دادن
- ئاو اوسی تو نوسه
- معادل فارسی: آب از جریان می ایستد تو توقف نکن. کنایه از تلاش زیادوبی وقفه
- برای مان برا کیسیه مان جیا
- معادل فارسی: برادریمان برادر کیسه مان جدا. کنایه از حساب حساب است کاکا برادر
- جه نگ له جیه جه نگ خوشه
- معادل فارسی: جنگ درجای رزم خودش خوب است. کنایه از این است که ارزش هرکاری درجای خودش خوب است.
- حه ق بنه ره ی وه بان سنگ ئاوی اکاد
- معادل فارسی: حق روی سنگ بگذارید آبش می کند. کنایه از این است که هیچ چیز نمی تواند دربرابر حق مقاومت کند.
- خه ر باری توفنگه گرگ اخو دی

- معادل فارسی: خربارش تفنگ هم باشد گرگ اورا می خورد. کنایه از این است که آدم نادان از فرصت ها و امکاناتش بخوبی استفاده نمی کند.
- خه ر گرگ ایونیدی اچیه پیریو
- معادل فارسی: خر وقتی گرگ را می بیند به استقبالش می رود. کنایه از استقبال نادان از خطر.
- دا س هفت او قاپی تر نویه
- معادل فارسی: ازهفت رودخانه گذشته ، پایش خیس نشده است. کنایه از آدمهای زرنگ ومکار.
- دز نا بل ایاد کیان کون
- معادل فارسی: دزد ناشی به کاه دان می زند. کنایه از این است که بدون آگاهی نباید کاری را انجام داد.
- ریین دز برده یسی سیگه ها طویلیا
- معادل فارسی: دزد گوسفندان رابرده اما سگ آغل آنها را نگهبانی می دهد.کنایه از وفاداری
- ریش و ناو ئاسیاو اسفید کردیه
- معادل فارسی: ریش توی آسیاب سفید کرده است. کنایه از فرد مسنی که فاقد تجربه است.
- ساز وه هوای زمانییا ژنن
- معادل فارسی: ساز رابه هوای زمانه می نوازند. کنایه از نان به نرخ روز خوردن.
- کوچک و جی خویا سنگینه
- معادل فارسی : سنگ درجای خودش سنگین است. کنایه از این است که هرفردی درمحل وجایگاه خودش احترام دارد.
- شووان شه که ت ومال خاون پز نارازی
- معادل فارسی: چوپان خسته وصاحب خانه ناراضی . کنایه از قدر زحمت دیگران را ندانستن.
- و ئاگر خوه له کو اکفیدو
- معادل فارسی: از آتش خاکستر به جای می ماند . کنایه ازفرزند ناشایست برای پدر
- وید ه کیوانو دو رشیای
- معادل فارسی: مثل پیرزنی است که دوغش ریخته باشد. کنایه از غرغر زیاد.
- نان ها تیولو نه وسیولو

) معادل فارسی: نان به پیشانی است نه به سیبل. کنایه از روزی به قسمت می باشد نه به گردن کلفتی

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ضرب المثلهاي كردستان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران