روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - ازدواج در روستای بافران - نائین

ازدواج در روستای بافران - نائین

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در اصفهان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1933470
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 15 مهر ماه ، 1390 12:47:34    موضوع مطلب: ازدواج در روستای بافران - نائین پاسخ همراه با اعلان

عروسی کویر
پيوند زناشويي در جوامع روستايي ، رمز بقاي خانواده و طايفه و استفاده از قدرت و شأن آن در مناسبات اجتماعي است. ازدواج ، امري است مقدّس كه با آداب و رسوم خاصّ خود شكل مي گيرد و در گذشته شأن و منزلت آن بيش از امروز بوده است . خانوادۀ دختر ،‌ زود راضي به وصلت نمي شدند و خواستگار بايد لياقت و شايستگي خود را نشان مي داد مگر آنكه پدر خانواده به اجبار ، دختر را وادار به ازدواج مي كرد . شكل گيري پيوند زناشويي داراي مراحل و آداب خاصّي به قرار زير بوده كه امروزه تنها بعضي از آنها بر جاي مانده است .
* معمولاً مادران و اطرافيان داماد ،‌ دخترهاي مورد نظر را به داماد پيشنهاد مي كردند و اين مساله مربوط به زماني بوده كه دختران ، مگر به ضرورت در كوچه و خيابان ،‌آفتابي نمي شدند و عمر خود را در پستوي خانه ها ودر پاي دار قالي به سر مي بردند .

* پس از انتخاب دختر مورد نظر ، ريش سفيدان و بزرگترهاي خانواده براي خواستگاري به خانۀ عروس مي رفتند . اين كار در چندين مرحله صورت مي گرفته وگاه هفته ها و ماهها نيز طول مي كشيده است . تنها خواستۀ شوهر و خانواده او از دختر مورد نظر در وهلۀ اوّل آشنايي او با اصول خانه داري و به خصوص پخت و پز و نانوايي بوده است تا آنجا كه معروف است كه در شب خواستگاري از دختر مي پرسند :

« يَك مِن گِندُمي لَردي زردي شَدّاد اَسيشيريت »

يَك = يِك مِن = مَن ، واحد وزن گِندُم = گَندُم لَرد = گوشه وكنار

شَدّاد = مزرعه شهداد اَسيشيريت = مي تواني خمير كني .

( آيا توانايي خمير درست كردن و نانوايي را داري يا نه ؟ ) .

*پس از توافق براي خواستگاري ،‌ خانواده داماد ،كله قند ،‌پارچه وانگشتر براي عروس و خانواده عروس مي بردند و خطبۀ عقد را مي خواندند . تعيين شيربها و مهريه از جمله ابتدايي ترين و ساده ترين رسمهاي موجود بوده و بيش از مهريه ، مهر و محبت و عشق ،‌ ضامن بقاي خانواده بوده است . با چادر سفيد وارد خانۀ شوهر مي شدند و با كفن سفيد خارج.



*رفت و آمدهاي عروس و داماد پس از عقد ، شروع مي شود . هر چند كه در قديم گاه تا شب عروسي ،‌ عروس و داماد همديگر را نمي ديدند ولي اين رسم ، زياد پا برجا نبوده است . براي رفتن داماد به خانۀ عروس و ديدن او اصطلاح جالبي رواج داشته و دارد كه « به پاي طاس رفتن » معروف است .

شايد اين اصطلاح به ظاهر ربطي به ازدواج و مراسم آن ندارد ولي ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه در نظام آبياري سنتي نايين ، سنجشِ زمانِ استفاده از حق آب كشاورزي بر عهدۀكساني بوده كه با طاسهاي مخصوص اين كار را انجام مي دادند . طاس معمولاً كاسه اي است كه ته آن سوراخ و منفذ ريزي دارد و آن را درون تشت آبي قرار مي دادند تا با پرشدن و سرريز شدن كاسه ، زمان استفاده از آب را محاسبه كنند .كساني كه پاي طاس مي نشستند به دقّت بايد اين كار را انجام مي دادند تا حقّي از كسي ضايع نشود . اين اصطلاح به مرور زمان با از دست دادن كاركرد خود درمورد سنجش زمان ، جاي خود را به مراسم ازدواج و رفت و آمدهاي داماد به خانۀ عروس داد . رفتن و نشستن داماد به خانۀ عروس به كار طاس دارها تشبيه شده كه با دقّت و وسواس ، مواظب عروس خود هستند و از او مراقبت مي نمايند .

با فراهم شدن مقدّمات عروسي ، داماد از پاي طاس رفتن و انتظار و دلهره رها مي شد و گام در مسيري تازه مي گذاشت . جهاز عروس را در سيني مي چيدند و با ساز و سرنا و شعرخواندن به خانه داماد مي بردند . پس از چيدن وسايل در خانه داماد و فراغت از آن نوبت به « كيه طَلَبون يا خانه طلبون » مي رسيد .

*كيه طلبون : براي انجام مراسم عروسي دو نفر از خانه عروس و داماد به در خانه ها مي رفتند و آشنايان را براي شركت در مراسم ، دعوت مي كردند و مي گفتند : « زحمت بكشيد براي خوردن چاي شيرين و رفتن به حمّام و عروسي تشريف بياوريد » . شب قبل از عروسي ، شب حنا بندان است كه اين كار نشانۀ شادي بوده است و شگون دارد .

روز عروسي ، حمّامي موظف بوده حمّام را گرم نمايد تا آمادۀ پذيرايي از عروس و داماد و همراهان باشد . حمّامي در برگزاري مراسم عروسي نقش به سزايي داشته است . حمّام به صورت خزينه اي بوده و با هيزمهاي بيابان ،‌گرم مي شده است . حمّامي ، لباس داماد را كه در صندوقچه اي قرار داشت به خانۀ داماد مي برد . پس از بيرون آمدن عروس از حمّام ، داماد موظّف بوده است عروس را با وسيله اي مناسب به خانه ببرد . در اين روز هر كس به حمّام مي رفت هزينۀ آن بر عهدۀ خانوادۀ عروس و داماد بود .

شب عروسي هر كس سور بود و دعوت شده بود به ضيافت شام مي رفت و هر كس كه سور بود و به دلايلي نمي توانست در مراسم شركت كند ؛ حمّامي موظف بود غذاي او را در سيني گذاشته و به خانه اش ببرد . نوازندگان محلّي پس از خوردن شام در خانۀ داماد ، با ساز و سرنا و تنبك و دايره ، محفل پايكوبي و شادي را گرم مي كردند و اين كار تا نيمه هاي شب ادامه داشت .

چوب بازي از جمله رسوم زيباي عروسي ها بوده كه ديگر نشاني از آن نيست و به اين صورت است كه دو نفر با نواي سرنا و تنبك با چوب دستي شروع به رقص پا وگاهگاهي زدن چوبها به يكديگر مي كردندكه به نوعي مبارزه و هنرنمايي در شمشير بازي را در ذهن تداعي مي كرد . اين كار علاوه بر سرگرمي و جذابيّت آن به تحريك حس دلاوري جوانان هم كمك مي كرد .

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در اصفهان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران