روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - مراسم ازدواج ترکمنها

مراسم ازدواج ترکمنها

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در گلستان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 14 دي ماه ، 1390 23:46:56    موضوع مطلب: مراسم ازدواج ترکمنها پاسخ همراه با اعلان

مراسم ازدواج ترکمنها


ترکمنها پدرتبار هستند. آنها قبل از این قرن دارای خانواده های گسترده بسیار بزرگ با یک رییس خانواده (پدر) مقتدر و مستبد بوده اند. خانواده کوچکتر و هسته ای (زن و شوهری)، در قرن حاضر و به تدریج در میان آنها پا گرفته است.

در میان ترکمنها، فعالیتهای زن و مرد به طور جداگانه مشخص شده است. مردان کارهای کشاورزی و دامداری را انجام می دهند در حالی که زنان به کارهایی همچون برپا کردن و برچیدن (اُی) (آلاچیق ترکمنی)، تهیه آرد، چیدن و خشک کردن میوه، دوشیدن شیر گاو و گوسفند، قالی بافی، نمدمالی، تهیه لبنیات و تمیز کردن پشم می پردازند. گذشته از آن، زنان فعالیتهای دیگری همچون بزرگ کردن بچه، نگهداری کودک، آشپزی و شست و شو را انجام می دهند.

در جامعه ترکمن، زنان در طبقه پایینتر از مردان قرار می گیرند. زنان نمی توانند با مردان در یکجا و در یک محوطه باشند. زنان جوان باید از بزرگان خانواده اطاعت کنند و آنها همچنین باید همواره و حتی در میان زنان آهسته صحبت کنند.

ازدواج، بخصوص از جهت اقتصادی در میان ترکمنها اهمیت دارد. ترکمنها دارای اجداد مشترک در تمام رده ها هستند. یعنی در خانواده دارای یک جد مشترک (پدر) بوده، در طایفه نیز جد مشترکی دارند که فاصله اش بیشتر است همین طور تا سطح قبیله و کل جامعه ترکمن که «اُغوذخان» جد مشترک همه آنهاست، در نتیجه ترکمنها در هر رده با هم نزدیکی و قرابت داشته و دارای جد مشترک هستند.

بنابراین، در میان ترکمنها، ازدواج به مفهوم وصل کردن خانواده ها و دارای جد مشترک شدن، بی معنا است. زیرا همواره این مورد در بین آنها وجود دارد. ازدواج در بین ترکمنها از این جهت مهم است که باعث می شود یکی از افراد فعال اقتصادی یعنی زن، از خانواده دهنده زن یعنی خانواده (عروس) کم می شود و در مقابل یک عضو فعال به خانواده گیرنده زن (یعنی خانواده داماد) اضافه می شود. بنابراین خانواده ای که زن را می گیرد باید به خانواده ای که زن را می دهد شیربها بپردازد.

فاصله سنی در میان ترکمنها مسأله ای نیست. در گذشته مرد پنجاه ساله با دختر هشت، نه ساله و زن سی ساله با پسر پانزده ساله ازدواج می کرد. گاهی نیز ازدواج در سنین پایین برای دو طرف (زن و شوهر) اتفاق می افتاد. در حال حاضر سن ازدواج در میان ترکمنها بالا رفته است.

ترکمنها به ازدواج به عنوان یک رسم زندگی و یا چیزی طبیعی، مثل چیزهای دیگر نگاه می کنند. ازدواج و تولیدمثل به قدرت خانواده و طایفه می افزاید و رشد جمعیت را تسریع می کند.

در جامعه ترکمن معمولاً پدر برای پسرش زن پیدا می کند و قراردادهای مربوط به ازدواج را انجام می دهد. شیربها، نیز به وسیله پدر داماد به پدر عروس داده می شود. اگر داماد در هنگام ازدواج مستقل بوده یعنی بیوه باشد یا بخواهد زن دوم بگیرد، در این صورت خودش باید قراردادهای مربوط به ازدواج را انجام داده و شیربها را بپردازد. اگر پدر عروس فوت کرده باشد، شیربها به بزرگترین مرد خانواده پدر عروس که معمولاً بزرگترین برادرش است، داده می شود.

معیار انتخاب همسر در میان دهندگان و گیرندگان زن فرق می کند. خانواده زن ترجیح می دهند که دخترشان را به خویشاوند نزدیک و تقریبا هم سن، نه به غریب، حتی ازدواج نکرده، شوهر دهند. در حالی که برای خانواده داماد (گیرندگان زن)، عروس ازدواج نکرده، برای داماد ازدواج نکرده، سالم بودن عروس و فعال بودن او و بچه آوردن مهم است.

آداب و رسوم مربوط به ازدواج ترکمنها مفصل و طولانی است. نخستین مرحله ازدواج تعیین مخارج و شیربهاست. در میان ترکمنها تعیین کننده شیربها معمولاً وضعیت تأهل مرد است یعنی: مرد یا مجرد است یا بیوه و یا متأهل؛ هر یک از اینها می توانند یا با دختر ازدواج کنند یا با زن بیوه. مرد مجرد با دختر مجرد، 10 مال شیربها لازم دارد. مرد بیوه با دختر مجرد، 20 مال شیربها لازم دارد. علتش این است که اولاً دختر مجرد باید جایی رود که قبلاً زنی آنجا بوده و بعد مرده است. این مسأله برای دختر مجرد چندان خوش آیند نیست و معمولاً کسی که زنش می میرد سنش بالاست. از طرفی معمولاً چند تا بچه هم دارد، به همین دلیل خانواده دختر، دخترشان را با اکراه می دهند و اگر بخواهند این کار را انجام دهند مال بیشتری طلب می کنند. (یک گوسفند یا یک شتر را یک مال گویند، اما امروز جای مال را پول نقد گرفته اما سبتها حفظ شده است).

اگر دختر مجرد با مرد متأهل ازدواج کند 30 مال، شیربها لازم دارد. اگر زن، بیوه باشد پسرهای مجرد با او ازدواج نمی کنند مگر اینکه زن شوهر مرده، زن برادر مرد باشد که به عقد وی (یعنی برادر کوچکتر) در آید.

چون پسرهای مجرد با زنان بیوه ازدواج نمی کنند این زنهای بیوه الزاما یا با مرد متأهل ازدواج می کنند یا با مرد بیوه که در این صورت میزان شیربهای زنان بیوه بالاست؛ یعنی بیشتر از مقداری است که اگر زن بیوه با برادرشوهر مرده خود ازدواج می کند. شیربهای زنهای دوم تا چهارم نیز معمولاً بیشتر از زن اول است. شیربها به اضافه مخارج عروسی باید به وسیله داماد (معمولاً پدر داماد) پرداخت شود. شیربها برای دختر و پسری که برای نخستین بار ازدواج می کنند 10 مال است.

جشن ازدواج معمولاً در هفته های آخر پاییز یعنی وقتی که چیدن پنبه آغاز می شود، انجام می گیرد. البته لازم به تذکر است که این امر، امروزه مصداق کاملی ندارد و ترکمنها هر وقت که صلاح بدانند ازدواج می کنند.

سه یا چهار زن از خویشاوندان داماد مقداری نان را در سفره ای گذاشته و به خانه پدر عروس می روند. پس از سلام و احوالپرسی و خوردن چند استکان چای، یکی از زنان سفره را باز می کند و نان را میان افرادی که حاضرند تقسیم می کند. در آن زمان پدر عروس نیز گوسفندی را قربانی کرده و با گوشت آن غذایی به نام «باترمه» درست کرده و از مهمانان و نیز چند تن از همسایگان پذیرایی می کند. پدر عروس با انجام این عمل موافقت خود را با عروسی اعلام می دارد.

روز بعد، پدر داماد چند تن از ریش سفیدان طایفه خود را برای نهار یا شام دعوت می کند. او در باره عروسی پسرش با آنها به صحبت و مشورت می نشیند. آنها به او تبریک گفته و هزینه عروسی و شیربها را برآورد می کنند. اگر پدر داماد به آن میزان پول نداشته باشد، ریش سفیدان هر کدام طبق وضعیت مالی خود مقداری پول به او می دهند. فردای آن روز چند نفر از افراد خانواده داماد به نزدیکترین شهر رفته و لوازم مورد نیاز عروسی را فراهم می کنند.

دعوت شدگان یک روز قبل از عروسی آمده و در منزل پدر داماد یا خویشان خود اقامت می کنند. روز بعد، این جماعت همراه با چند نفر ریش سفید طایفه داماد برای آوردن عروس به خانه پدر عروس می روند. در گذشته عروس را با شتر می آوردند اما این روزها با ماشین به خانه داماد می رود.

وقتی مردم به منزل پدر عروس می رسند همه آنها به جز مادر و بزرگترین خواهر داماد، از ماشین پیاده شده و قدم به منزل پدر عروس می گذارند. گروهی از زنان فامیل عروس به آنها خوش آمد می گویند و هر زن خویشاوند عروس، پای یک زن خویشاوند داماد را گرفته و سعی می کند او را به زمین بزند.

پس از آن همه آنها به منزل پدر عروس وارد شده و به اتاقها یا «اُی»هایی که برای این کار در نظر گرفته شده است می روند. مردان و زنان به اتاقها یا «اُی»های جداگانه می روند و با چای و غذا پذیرایی می شوند. عروس را با ندیمه هایش به اتاق یا «اُی» خویشاوندانش می برند.

پس از صرف غذا و چای یکی از مردان خویشاوند داماد می گوید: «ما حالا غذا خوردیم، بنابراین وقت رفتن است».

یکی از ریش سفیدان طایفه عروس در جواب می گوید: «خوب ... خداحافظ ... اما چیزی را که آورده اید بدهید.» پیرترین ریش سفید طایفه داماد شیربها را می آورد و در یک دستمال قرار می دهد و به ریش سفید طایفه عروس می دهد. او نخست پول را می شمارد و مقدار کمی از آن را در همان دستمال گذاشته و به ریش سفید طایفه داماد پس می دهد. پس از آن آخوند یا یکی از ملاها سوره ای از قرآن مجید را قرائت می کند و بعد همه از اتاق خارج می شوند.

ریش سفید طایفه داماد به زنان طایفه داماد می گوید: «ما اجازه گرفتیم ... شما می توانید عروستان را به خانه ببرید.» این زنها که بیشتر زن برادر یا زن دایی و یا زن عموی داماد هستند پس از شنیدن این کلمات به اتاق یا «اُی» عروس و ندیمه هایش می روند و در مقابل ندیمه های عروس می نشینند. اگر عروس، زن اول داماد نباشد، نخست باید مقداری پول به ندیمه ها داده شود تا اجازه رفتن به اتاق را بدهند. وقتی آنها وارد اتاق شدند عروس در میان زنان دو خانواده می نشیند. در این موقع یکی از زنان خانواده داماد یک چادرشب قرمز بر روی عروس می اندازد تا با آن عروس را بپوشاند اما یکی از ندیمه های عروس (تعداد این ندیمه ها گاهی به 30 نفر رسیده است) آن را به طرف او پرت می کند. این کار سه بار تکرار می شود. در بار سوم، زن چادرشب را با ترشرویی مصنوعی روی سر عروس انداخته و به سختی او را در آغوش گرفته و سعی می کند او را از اتاق بیرون ببرد. در این هنگام زنان خانواده عروس با او نزاع می کنند و زنان دیگر خانواده داماد هم وارد نزاع می شوند. در این حال چند نفر از زنان خانواده داماد از فرصت استفاده کرده عروس را به بیرون اتاق می برند. پس از این اتفاق، نزاع ساختگی پایان می گیرد.

بعد از اینکه عروس را از اتاق بیرون آوردند، مردان و زنان طایفه عروس، او را دور کرده و به طرف ماشین می برند.

عروس همراه با چند نفر از ندیمه هایش سوار ماشین می شود. جهیزیه عروس را نیز در ماشین می گذارند. وقتی ماشین شروع به رفتن می کند، خویشاوندان عروس به طرف آن سنگ و کلوخ پرتاب می کنند.

وقتی عروس به منزل داماد می رسد آنجا بسیار شلوغ می شود. زنان خانواده داماد، برنج و «باترمه» می پزند و تمام بزرگسالان، جوانان، بچه ها و دیگر زنان، منتظر آمدن عروس هستند. زنان معمولاً لباس نو پوشیده و با خود نوعی شیرینی به نام «قِتلمه» می آورند. «قتلمه» را در سفره ای گذاشته و به عنوان هدیه به مادر داماد می دهند. مادر داماد نیز در عوض برای آنها روسری، پارچه یا چیز دیگر می فرستد.

وقتی ماشین عروس به منزل داماد می رسد، عروس و دیگران از ماشین پیاده می شوند. پدر داماد به آنها خوش آمد می گوید. مادر داماد مقدار کمی آرد گندم به عنوان نشانه خوشبختی و برکت روی سر عروس می ریزد، تمام خویشاوندان داماد، میوه، خشکبار و سکه های پول از کنار داماد به داخل جمعیت می ریزند که به وسیله مردان، جوانان و بچه ها جمع آوری می شود.

عروس و ندیمه های او به یک اتاق یا «اُی» که متعلق به نزدیکترین خویشاوند داماد است برده می شوند. چند نفر از زنان جوان خانواده داماد از قبل در اتاق بوده و در را بسته اند. برای اینکه در را باز کنند یکی از ندیمه های عروس مقداری پول در دستمال گذاشته و از سوراخ در به آنها می دهد و می گوید: «برای شماست».

زنان جوان پس از گرفتن پول در را باز کرده و بیرون می روند. در این هنگام عروس خیلی خسته است. ندیمه ها، عروس را در اتاق می نشانند. اتاق با آمدن زنان و دختران خویشاوند داماد شلوغ می شود.

ریش سفیدان، ملاها و سایر مهمانان مرد در اتاق دیگری می نشینند و غذا می خورند، پس از آن برای عروس و داماد غذای مخصوص می آورند. این غذا از گوشت گوسفند درست شده که قبل از آن به دو بخش تقسیم شده است؛ یک بخش را به عروس و بخش دیگر را به داماد می دهند.

پس از صرف این غذا چهار نفر از طلبه های آخوند نزد داماد رفته و به او گوشزد می کنند تا وکیل خود را برای انجام مراسم مذهبی ازدواج معرفی کند. آنها از نزد داماد برگشته و وکیل او را معرفی می کنند و وکیل نیز به عنوان موافقت، سر خود را تکان می دهد. پس از آن به اتاق عروس رفته و از او نیز می خواهند تا وکیل خود را معرفی کند. آنها از نزد عروس به اتاق برگشته و وکیل عروس را نیز معرفی می کنند و وکیل نیز سر خود را به نشانه موافقت تکان می دهد. در این زمان آخوند هر دو وکیل را احضار کرده و نخست از وکیل عروس می پرسد: «شما اینجا چکار دارید؟»

او در حالی که به وکیل داماد اشاره می کند می گوید: «من طلبی از این شخص دارم که باید همین حالا پس بگیرم.»

در این موقع وکیل داماد با حالتی عصبی می پرسد: «من چگونه بدهکار شما شده ام؟»

سپس یک دعوای ساختگی بین آنها آغاز می شود. سرانجام آخوند آنها را نصیحت کرده و یک شیرینی را به دو قسمت تقسیم کرده و هر قسمت را به یکی از آنها می دهد و دعوای ساختگی تمام می شود. پس از آن آخوند صیغه عقد را جاری می کند. در این هنگام چند زن به نشانه بریدن نفرین دشمنان این ازدواج، قیچی را باز و بسته کرده و به هم می زنند.

بعد از جاری شدن صیغه عقد به وسیله آخوند، شیرینی یا گاهی شربت به تمام افرادی که در آنجا هستند داده می شود. پس از آن همگی ازدواج را تبریک گفته و برای مراسم «سمچک» می روند.

«سمچک»، رسمی است که در آن هر مردی از خانواده یا طایفه داماد که می خواهد دوستی و شادی خود را نشان دهد، بالای پشت بام رفته و یک نشانه (معمولاً جعبه کوچک یا چوب) را نشان داده و مبلغی پول را اعلام می کند. سپس آن را به طرف جمعیت پرت می کند. کسی که آن را بگیرد و به او پس بدهد مقدار پول اعلام شده را خواهد گرفت. در این مراسم، زنان فقط نظاره گرند.

پس از این مراسم، داماد با راهنمایی چند تن از زنان خویشاوندش به اتاق عروس می رود. یکی از زنان، انگشت کوچک عروس و داماد را روی هم قرار داده و از داماد می خواهد که هرگز به عروس نان جو ندهد، لباس بد نپوشاند و اجازه ندهد که دیگران به او زخم بزنند. به این مراسم «الّشدرمه» می گویند.

پس از آن، داماد از اتاق بیرون آمده و دوستان وی او را به اتاق دیگر می برند. او در آنجا چند استکان چای خورده و سپس به اتاق عروس برمی گردد.

شب هنگام، داماد و عروس و دو تن از ندیمه هایش در اتاق باقی می مانند. معمولاً پرده ای در اتاق هست که اتاق را به دو بخش تقسیم می کند. عروس و داماد به بخش دیگر اتاق در پشت پرده می روند.

در هنگام شب، آوازخوانی ترکمنی نیز وجود دارد که معمولاً در یک چادر بزرگ انجام می شود و تا نیمه شب ادامه دارد.

داماد، عروس و ندیمه هایش در روز بعد به خانه داماد می روند. آنها پرده را نیز با خود می برند و یک شب را نیز در آنجا می مانند (پرده ای که اتاق را به دو بخش تقسیم می کرد). پس از آن پدر و مادر و چند تن از خویشاوندان داماد، عروس را به خانه پدرش برمی گردانند. عروس یک یا دو سال در منزل پدرش می ماند و برای زندگی آینده اش قالی بافته و نمد درست می کند و معمولاً داماد در این مدت نمی تواند عروس را ببیند. همچنین او نباید به طرف منزل پدر عروس برود مگر آنکه عروس، زن اول او نباشد. پس از تمام شدن این مدت، خانواده عروس او را به خانه داماد برمی گردانند. او به مدت 20 ـ 15 روز در آنجا می ماند و دوباره آنها او را به خانه پدرش برمی گردانند. این بار عروس پس از 11 ـ 10 ماه برمی گردد و در این مدت داماد می تواند پیش او برود و او را ببیند.

ممکن است عروس نخستین فرزندش را در این مدت در خانه پدرش به دنیا بیاورد. پس از این زمان، والدین داماد به خانه والدین عروس رفته و عروسشان را برای مدتی که گاه به چندین سال می رسد به خانه خود می آورند. در این مدت منزل جدید داماد یا «اُی» او نیز آماده شده و آنها زندگی جدیدی را در آنجا شروع خواهند کرد.

لازم به ذکر است که آداب یاد شده در میان ترکمنهای کنونی ایران از بین رفته است بخصوص در میان «گوکلانها» که قبل از دیگر گروههای ترکمن به یکجانشینی پرداخته اند و در نتیجه با شهرهای اطراف در ارتباط بوده و تغییرات فرهنگی را زودتر پذیرفته اند.

چنین است در مورد گروههای دیگر ترکمن یعنی «یموتها» و «تکه ها». و در حال حاضر کمتر خانواده ای را می توان یافت که فاصله ازدواج تا همخانه شدن آنها به بیش از یک سال برسد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: ایرانیان ترکمن،پژوهشی در مردم شناسی و جمعیت شناسی، دکتر اصغر عسگری خانقاه، دکتر محمدشریف کمالی.
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 16 مرداد ماه ، 1391 12:03:38    موضوع مطلب: فرهنگ و آداب و رسوم ازدواج در بين پاسخ همراه با اعلان

فرهنگ و آداب و رسوم ازدواج در بين تركمن ها



مراسم عروسي تركمنها پر از ويژگيهاست و جذابيتهاي بسياري دارد. عروسي ها در ميان تركمنها به مدت 3 يا 4 روز به طول مي انجامد..

مراسم عروسي تركمنها پر از ويژگيهاست و جذابيتهاي بسياري دارد. عروسي ها در ميان تركمنها به مدت 3 يا 4 روز به طول مي انجامد . پس از آنكه خانواده داماد دختري را پسنديده باشند مادر و گلجه (زن برادر) داماد به خانه عروس رفته خواستگاري مي كنند .

خانواده عروس پس از تحقيق درباره داماد و خانواده آن جواب را مي دهند اگر جواب مثبت باشد خانواده داماد با شيريني و شكلات به خانه عروس مي آيند.
در شب قدر در ماه رمضان خانواده داماد و فاميلهايشان با شيريني و آجيل و كادوئي براي عروس به خانه آنها آمده جشن و سروري بر پا مي كنند .
در عيد قربان نبز گردن و سينه گوسفند را به شكل مثلثي در مي اورند كه به آن «دوش» مي گويند . طرف داماد اين گوشت را با تزئين و در كنار گوشت كادوئي متنوعي براي عروس خريده آنها را به خانه عروس مي برند .

اگر خانواده داماد بخواهند مي توانند مراسم نامزدي را در يكي از روزها با جشن شب قدر و روز عيد قربان برگزار مي كنند ، اگر چنين نباشد ، مادر داماد به خانه عروس آمده روزي را براي مراسم نامزدي مشخصمي كند.

عروسي تركمنها چندين مرحله دارد كه عبارتند از ك

1- قودا بولماق

2- پذيرائي

3- مصائب(مصاحب)

4- عروس كشي

5- اوجه

6- اللش درمه

7- قايتارمق

قودا بولماق

يك روز قبل از عروسي همه خويشاوندان داماد با ريش سفيدان محل به خانه عروس مي روند. در اين روز ريش سفيدان با پدر عروس صحبت مي كنند و در ميزان مهريه به توافق مي رسند. زنها نانهاي مخصوصي به نام قاتلمه و اكمك كه قاتلمه ضخيم و اكمك نازك است ، مي پزند و به خانه عروس مي برند در اين روز طلاهاي زيادي نيز به عروس كادو مي دهند و جشن بزرگي برپا مي كنند.

پذيرائي

فرداي روز قودابولماق ، عروس با دوستان و آشنايان خود جشني را بر پا مي كنند كه در آن خويشان داماد نيز حضور دارند.

مصائب (مصاحب)

در شب همان روز پذيرائي ، داماد با دوستان و هم سالان خود جشني را برپا مي كند.

عروس كشي

صبح فرداي مصاحب در جلوي خانه داماد ماشينهاي عروس و داماد را تزئين مي كنند ، ماشينها بوق زنان به طرف خانه عروس مي روند . عروس با ينگه ها منتظر نشسته است ، سپس گلجه (زن برادر) داماد با گلجه عروس چاشو (نوعي روسري مخصوص قرمز رنگ كه عروس بايد قبل از سوار شدن به ماشين آن را بر سر بگذارد) را به يكديگر پرت مي كنند و دعواي ساختگي را راه مي اندازند در اين دعواي ساختگي گلجه داماد و گلجه عروس نام پدر و پدربزرگ عروس و داماد را معرفي مي كنند سپس گلجه داماد چاشو را گرفته بر سر عروس مي گذارد و عروس با دوستان و فاميلان نزديك خود سوار كجاوه مي شود.
البته بايد ذكر شود كه كجاوه عروس و داماد جدا است و داماد نيز با دوستان خود سوار مي شود . مادر عروس بر روي دو ماشين كجاوه آرد مي ريزد به نشانه اينكه سفيد بخت شوند . كجاوه بوق زنان به طرف خانه داماد حركت مي كند در راه از جلوي هر خانه كه مي گذرد اهالي آن خانه خوشبختي عروس و داماد را آرزو مي كنند .وقتي كه عروس را به خانه داماد مي آورند با ينگه هايش در يك اتاق مي نشينند و همسايه هاي داماد به ديدن عروس مي ايند.

«در ضمن براي عروس و داماد قلب گوسفندي را كباب كرده و به دو نيم تقسيم

مي كنند . و نصف ان را به عروس و نصف ديگر را به داماد مي دهند تا بخورد به

اين اميد كه قلب و دل انها با هم باشد و هيچكس حق خوردن از اين كباب را ندارد.»

اوجه

زنان فاميل غذائي به نام چگدرمه (پلو قرمز رنگ شبيه استانبولي) درست مي كنند و براي عروس و داماد در ظرفهاي جدا مي ريزند ، عروس و داماد بايد هر كدام از ظرفهاي يكديگر بخورند ، و بعد پيشاني بند پارچه اي و دايره شكلي به نام «آل لانقي» بر سر عروس مي گذارند.



اللش درمه

قبل از غروب افتاب دست عروس و داماد را در دست يكديگر گذاشته ، زنان براي خوشبختي آنان شعر زير را مي خوانند كه در واقع تعيين خط مشي آينده آنها است.

آلا جا كوينگ گيدرمه آرپا چوروك ايدرمه

ساغ الي ساري ياغدا سول الي سوق اوندا

آغز لا قاپدرمه توي نيق لا دپدرمه

چاير كمين چرماشادينگ مل لر كمين اورنا شادينگ

يوزدان يوزدان يوي درادينگ يوزليگ كوينگ گيدراينگ

آل يانقاقدان آفشادينگ آلا يورغان دفشادينگ

آي يوزليني سنگا تافشرديم سني سني خدايه تافشرديم

ترجمه:

پيراهن بد مپوشان ، نان جو مخوران ، دست راستش در روغن زرد ، دست چپش در آرد بگذار (كنايه از ثروت). نگذار كسي او را نيش بزند ع مثل يونجه به هم بچسبيد مثل درخت مو قبه هم بچسبيد . پولهاي زيادي خرج كند ع پيراهن گرانبها برايش بخر ، از لبهاي سرخش بوسه بگير .

ماه رو را به تو سپردم ، تو را به خدا.

و سه بار اين شعر را تكرار مي كنند در وسط هر بار دوستان داماد او را مي برند و

بر مي گردانند .

بعد مراسم «چاي» است به اين معني كه داماد و دوستان نزديكش به اتاقي كه عروس در آن نشسته مي روند و از دست تازه عروس چاي مي نوشند و هر كدام هديه اي مي دهند . فلسفه اين چاي خوردن به اين علت است كه چون نو عروس و داماد همديگر را قبلاً نديده بودند اين افراد و دوستان باعث باز شدن سر صحبت و حرف زدن عروس و داماد مي شوند . از طرف ديگر در خانه مادر داماد بين قوم و خويش «سويجلك هالتا» يعني كيسه هاي كوچكي كه شيريني و نقل و سكه در ان است و معمولاً عروس با خود مي آورد تقسيم مي شود و معمولاً 30 الي 40 تا است .

قايتارمق

فرداي روز عروس كشي عروس را به خانه خودشان بر مي گردانند. و به مدت يك شب در خانه خودشان مي ماند. كه به زبان محلي (قايتارمق) مي گويند و فرداي همان روز مادر يا خواهر داماد به دنبال عروس مي ايند و او را مي برند.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 14 آذر ماه ، 1391 22:59:35    موضوع مطلب: عروسي تركمن در گذشته پاسخ همراه با اعلان

عروسي تركمن در گذشته


عروسی ترکمن ها پر از رمز و راز است که به دوران های قدیمی زندگی آنها بستگی دارد. مراسم ازدواج در گذشته تا حدودی متفاوت تر از مراسم عروسی در حال است. ازدواج ترکمن ها در گذشته چندین مرحله داشته که عبارتند از:
مرحله اول، تصمیم گرفتن پدر و مادر و جلب موافقت پدر عروس که به آن «سوزآتمک»، یعنی اطلاع دادن می گویند. البته این مرحله بدون اطلاع داماد صورت می گرفته است.
مرحله دوم، تعیین وقت ساعت مناسب برای عروسی و آمدن دسته ای از زنان قبیله داماد به خانواده عروس که آن را «دوزدادرمگ / شیرینی رد کردن» می گویند.
مرحله سوم، تعیین شیربهای عروس مشکل ترین مرحله عروسی است که به عهده یاشولی های طایفه داماد می باشد.
در گذشته علاوه بر شیربها، مال اندرونی نیز به مادر عروس می دادند. که گاهی به آن «اتاقه بوریگ» نیز گفته می شد. یموت های چاروا قسمت اعظم شیربها را به صورت مال (گوسفند، گاو، قوچ، شتر) می پرداختند. ولی یموت های چمور به صورت پول نقد که در سال های مختلف فرق می کرد، می پرداختند.
در مورد شیربها می توان گفت که این عمل بیشتر جنبه هدیه دادن و گرفتن داشته است. به قول آندره میشل « پدر ضمن آنکه چند حیوان اهلی دریافت می دارد. به نوبت موقع عروس گرفتن این مال ها را به شخص دیگری واگذار می کند. در حقیقت حیوانات اهلی و زنان یک زنجیره ناگسستنی برای اتحاد اقوام است، قواعد و شیوه های حاکم بر این قراردادها و معاملات روشنگر ارتباط سمبلیک موجود بین حیوانات اهلی و زن می باشد که همان باروری است. زیرا حیوان بر قدرت اقتصادی و زن بر قدرت اقتصادی قبیله با بارور شدن می افزایند.» (1)
مرحله بعدی روز عروسی است که در خانه داماد یک روز قبل از آوردن عروس مراسم جشن و سرور برپا می کردند و همچنین جشن کوچکی نیز در خانه عروس برگزار می شد. از طرف پدر داماد پیک های اسبی به میان طایفه ها فرستاده می شد تا خبر ازدواج را اعلام کنند. و همچنین دو سه روز قبل از عروسی، هفت آلاچیق اطراف خانه داماد برای کمک و یاوری برپا می کردند.
ارابه های کوچک و بزرگ کنار خانه پدر داماد جمع می شوند و صدای بلند «قوتلی بولسون / مبارک باشد» و «حوش گلدینگز / خوش آمدید» از هر سو طنین انداز است. برای اینکه مجلس عروسی پرشورتر شود. از دسته های آواز خوان به نام «باخشی» استفاده می کنند. باخشی آدم مهم و قابل احترامی است، بایستی او را با اسب مخصوص به مجلس آورد و اصلا ترکمن ها فقط برای شعر و آواز پول زیادی خرج می کنند، در متن ترانه ها نبر و پیروزی بر دشمن و اتحاد که ابیاتی از شاعران بزرگ ترکمن (مختومقلی، امان ملا، قرقلو و ...) است خوانده می شود.
داماد در خانه دوست خود که «مصایب / مصاحب» گفته می شود جشن دیگری با شرکت همسالان و دوستان خود برپا می دارد. مادر داماد و مادر عروس هم، هر کدام در آلاچیق هایی از مهمانان پذیرایی می کنند و هر کدام از زنان با هدایایی می روند و در مقابل با هدیه دیگر بر می گردند.
روز بعد شتری آماده می کنند و روی آن را کجاوه ای می بندند که به آن «هالیق» می گویند و تعدادی «یاش اولی / ریش سفید» به طرف طایفه عروس به راه می افتند. داماد با مصایب خود منتظر آمدن عروس می شود و عروس هم از خانه خودشان به خانه عموی خود می رود. ریش سفیدان داماد بعد از صرف غذا به ریش سفیدان طایفه عروس می گویند: «خوب غذا را خوردیم موقعش رسید که برگردیم»، یکی از ریش سفیدان طایفه عروس می گوید: «به سلامت که می روید ولی هرچه با خود آوردید بدهید.» در این هنگام مقدار پولی را که در ازاء شیربها داده می شود به ریش سفیدان طایفه عروس می دهند و بعد از آن دعایی خوانده می شود و از آلاچیق بیرون آمده به زنانی که برای بردن عروسشان آمدند می گویند « ما اجازه گرفتیم شما عروستان را ببرید» و زنان به آلاچیقی که عروس همراه با «ینگه هایش» در آن نشسته اند می روند. ولی زنان طایفه عروس با گرفتن پای زنان طایفه داماد ظاهرا مانع بردن عروس می شوند که اصطلاحا به آن «گوفردیک» یا «آیاق آلماق» می گویند و عروس نیز با دستهایش گوشه آلاچیق را محکم گرفته ظاهرا از رفتن امتناع می ورزد.
این عمل که روزی جزء واقعیات عینی بوده به صورت رسم معنوی و به صورت سنت درآمده است. یعنی حوادث مشهود و عینی آن روز، به صورت سنت در آمده و با این لباس خود را به ما رسانده است.
به هر حال عروس را با روسری قرمز (کورته) سوار کجاوه می کنند. روسری قرمز نشانه خوشبختی بوده و مادر عروس مقداری آرد را به علامت سفید بختی به پیشانی عروس می ریزد.
در این موقع برادر عروس جلوی کجاوه را می گیرد و او نیز ظاهرا مانع از بردن عروس می شود، به هر طریقی او را راضی می کنند و عروس را به خانه داماد حرکت در می آورند.
در این موقع جوانان ده با پرتاب سنگ و کلوخ بر آنان نارضایتی خود را ابراز می دارند. البته قبل از بردن عروس زنان دو طرف، روسری کوچکی را می گیرند و به یکدیگر پرتاب می کنند و در هر پرتابی آبا و اجداد عروس و داماد را معرفی می کنند. کاروان دیگری جهیزه عروس را می برد. در ضمن عبور آنها از هر روستایی، مردمان ده برای خوشبختی عروس و داماد دعا می خوانند.
یک رسم قدیمی تر هم داشتند که از این قرار بود، عروس سوار بر اسب می شده در حالی که در دستش بره ای بود، داماد با دوستانش او را تعقیب می کرد تا بره را از دست عروس بگیرد. این عمل در واقع پیروزی داماد بر عروس بود، که آن عمل «گوگ بوری» یا گرگ سبز نامیده می شد.
در موقع آوردن عروس قسمتی از گوشت و استخوان سینه (گوسفند، گاو، شتر) که شکل مثلث را دارد و «دوش» نامیده می شود با سکه های نقره می آویزند و آن را به خانه عروس می برند و این عمل در هر عید قربان تکرار می شود.
همراه با رسیدن عروس به طایفه داماد شور و غوغا به حداکثر خود می رسد. مراسم «سچمک» اجرا می شود و هر کدام از قوم و خویشان داماد سکه های پول به طرف مردم پخش می کنند و از طرف دیگر مراسم اسب دوانی و گورشمک (کشتی گیری) آغاز می شود و بهترین اسب ها و برنده های کشتی، بایراق (جایزه) دریافت می کنند.
عروس را به خانه عموی داماد وارد می کنند. زنی از درون در آلاچیق را گرفته مانع ورود آنان می شود و تا هدیه ای به او ندهند در را باز نمی کند که به آن «قاپی ساقلاماق» می گویند. بعد از وارد شدن عروس و ینگه هایش در گوشه آلاچیق پرده ای به نام «توتی» کشیده می شود. دختران محل به دیدن عروس می آیند، از این لحظه به بعد عروس بایستی صورت خود را از پدر و مادر و قوم خویش عروس تا چند سال بپوشاند. این عمل را «یاشینماق» می نامند. در بین یموت ها کاملا چهره را می گیرند ولی در بین گوگلان و تکه، دهن را با روسری می گیرند و می پوشانند.
بعد از صرف ناهار آخوندی به وکالت از طرف عروس و داماد که به انتخاب خود آنان است نزد آخوند دیگری رفته مراسم عقد را برگزار می کنند. (توضیح این که در بین ترکمن ها مراسم عقد با وکالت انجام می گرفت و در ادارات رسمی به ثبت نمی رساندند.)
وکیل عروس اشاره به وکیل داماد می گوید «من از این مرد مقداری طلب دارم که همین الان می خواهم» وکیل داماد با ظاهری پرخاشگر می گوید «من از کجا به تو بدهکارم» و کار با یک دعوای ساختگی که به آشتی می انجامد پایان یافته و آخوند ضمن گذاشتن شیرینی در دست آنان خطبه عقد را می خواند و بعد طرفین از آبی که اصطلاحا «نکا سو / آب نکاح» گفته می شود می نوشند. در این حال چند زن منسوب به عروس و داماد بیرون از اتاق مشغول قیچی زدن هستند، به این اعتقاد که نیت هر دشمنی در حین خواندن خطبه عقد در دم تیز قیچی پاره شود. در ضمن برای عروس و داماد قلب گوسفندی را کباب کرده و به دو نیم تقسیم می کنند. نصف آنرا به عروس و نصف دیگر را به داماد می فرستند تا بخورند به این امید که قلب و دل آنها با هم باشد و هیچکس حق خوردن از این کباب را ندارد.
قبل از غروب آفتاب دست عروس و داماد را در دست یکدیگر گذاشته، زنان قبیله برای خوشبختی آنان شعر زیر را می خوانند که در واقع تعیین خط مشی آینده آنهاست:
«آلاجا کوینگ گیدرمه .................. آرپا چوروک ایدرمه
ساغ الی ساری یاغدا ................. سول الی سوق اوندا
آغزلا قاپدرمه ............................. توی نیق لا دپدرمه
چایر کمین چرماشادینگ .............. مل لر کمین اورنا شادینگ
یوزدان یوزدان یوی دارادینگ .......... یوزلیگ کوینگ گیدرادینگ
آل یانقاقدان آفشرادینگ ............... آلا یورقان دفشادینگ
آی یوزلینی سانگا تافشردیم ........ سن حدایه تافشردیم»

ترجمه: پیراهن بد مپوشان، نان جو مخوران، دست راستش در روغن زرد، دشت چپش در آرد بگذار (کنایه از ثروت). نگذار کسی او را نیش بزند. مثل یونجه به هم بچسبید مثل ساقه درخت مو به هم بچسبید. پول های زیادی برایش خرج کن، پیراهن گرانبها برایش بخر، از لب های سرخش بوسه بگیر. ماه رو را به تو سپردم، تو را به خدا سپردم.
و سه بار این شعر تکرار می شود و در وسط هر بار داماد را با مصایبش به دور آلاچیق می گردانند و عده ای نوجوان با چوب و دست ظاهرا او را می زنند.

بعد مراسم «چای» است. به این معنی داماد و مصایبش با عده ای از نزدیکترین دوستانش به آلاچیقی که عروس در آن نشسته می روند و از دست تازه عروس چای می نوشند و هر کدام، هدیه ای می دهند و بعد از پرسیدن نام و سایر خصوصیات ایل و طایفه برمی گردند. فلسفه این چای خوردن به این علت است که چون عروس و داماد همدیگر را ندیده بودند این افراد و دوستان باعث باز شدن سر صحبت و حرف زدن عروس و داماد می شوند. از طرف دیگر در خانه مادر داماد بین قوم و خویش «سویجلیک هالتا» یعنی کیسه های کوچکی که از شیرینی و نقل و سکه در آن است و معمولا عروس با خود می آورد تقسیم می شود و معمولا 30 الی 40 تا است.
فردا عروس را به خانه خود داماد می آورند و به جای کلاه دخترانه (بوریک)، پیشانی بند پارچه ای و دایره شکل به نام «آل دانقی» بر سر او می گذارند که البته در بین گوگلان ها «هاسوی» گفته می شود.
بعد از دو روز عروس را به خانه خودشان بر می گردانند که در زبان محلی به آن «قایتارماق» می گویند و پس از یک سال دوباره با مقداری جهیزیه جدید به خانه داماد می آید و این رفت و برگشت 3 الی 4 بار تکرار می شود که عروس و داماد برای زندگی آینده پخته تر می شوند. در این مدت داماد به طور مخفیانه می تواند همسر خود را ملاقات کند. بعد از اینکه عروس را برای همیشه به خانه داماد می آورند، پدر عروس آمادگی خود را برای دیدار با داماد اعلام می کند که اصطلاحا آن را «یاراشماق / آشتی کردن » می گویند یعنی داماد با مصایب خود به دیدین پدر زن می رود و دم در آلاچیق می نشیند و از آلاچیق یک ظرف پلو برای او می آورند، مقداری پول یا جنس برای داماد پیشنهاد می شود که بگیرد و داماد با قبول کم و یا زیاد بودن مبلغ، پدر زن خود را می بیند.
اگر قبیله داماد نتوانست بطور کامل شیربها را بپردازد، طرف عروس حق دارند دخترشان را به آنها ندهند. در این صورت آگر عروس خود فرار کند و خود را به خانه داماد برساند دیگر حقی نخواهند داشت.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در گلستان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران