روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - ازدواج در روستای گزورسفلی- کوثر

ازدواج در روستای گزورسفلی- کوثر

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در اردبیل

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 6 تير ماه ، 1392 22:33:57    موضوع مطلب: ازدواج در روستای گزورسفلی- کوثر پاسخ همراه با اعلان

ازدواج در روستای گزورسفلی- کوثر

خواستگاری رسمی
پس از آنکه دختری مورد پسند قرار می گرفت اقدام به خواستگاری رسمی می شد .علامت قبول ازدواج از طرف خانواده دختر چای شیرین بود و در این روز از اقربای دخترهم عده ای بدین مجلس که به “شیرنی ایچدی” معروف بود ، دعوت می شدند . در این مجلس میزان مهریه و شرایط طرفین و تاریخ عقد مشخص می شد نامزدی رسمی وقتی صورت می گرفت که مراسم مخصوصی
به نام “شال اوزوک” انجام یابد اوزوک لفظ ترکی و به معنی انگشتری است و شال به همان معنائی است که در زبان فارسی نیز مصطلح است.
عقدخوانی
بین نامزدی و عقد خوانی مدت زیادی طول نمی کشید و از کسان طرفین برای مجلس عقد دعوت می شد و این دعوت غالباً از مردان مسن و میانسال به عمل می آمد . عقد خوانی در خانه دختر به
عمل می آمد ولی مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت . وقتی که صیغه عقد جاری می شد مجلس در سکوت عمیق و روحانی خاصی فرو میرفت و همه به جملات خوانندگان صیغه توجه
می کردند . عروس در اتاق دیگری که او را در وسط پارچه ای که در بالای سر او گرفته بودند .
دو تکه قندبه را هم می سائیدند چون صیغه به پایان می رسیدهمه مبارکباد می گفتند . آنگاه با چای و شیرینی از حضار پذیرائی می کنند
حنا یاخدی
حناگجه ، شبی بود که فردای آن عروس را به خانه داماد می بردند . این جشن هم در خانه عروس و هم درخانه داماد گرفته می شد .حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اینان ،ازهر دو خانواده ، از بعد از ظهر آنروز به خانه عروس دعوت می شدندو با او به حمام می رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن می گرفتند و چون به دستهای عروس حنا می بستند از این رو آنرا حنا گجه یعنی شب حنا بندان می گفتند . جشن خانه داماد هم با شرکت پسران جوان برگزار می شد و دوستان و همسالان وی در آنجا گرد آمده با او به حمام می رفتند .
شب عروسی
بردن عروس به خانه داماد غالباً بعد از غروب صورت می گیرد .در زمانهای قدیم عروس را با اسب بخانه داماد می بردند و امروزه از ماشین استفاده می کنند . بعد از ظهر روزی که غروب آن عروس به خانه داماد می رفت جهزیه او را به اضافه لباسها و تحفه هائی که از روز نامزدی به بعد برای او آورده بودند ، به خانه داماد می بردند .عروس را آرایش می داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادری سفیدی به سرش می انداختند و زنهای مسنی از خانواده او وی راهمراهی می کردند. یکنفر” ینگه” هم همراه آنها می شد تا آداب ومراسم به حجله رفتن عروس را به وی بیاموزد و در برابر کینه توزی احتمالی از او مراقبت کند . موقع رفتن عروس پدر وی ، و در صورت
نبودن او برادربزرگ یا عموی او ، دم در خانه دعای خیر می داد وخوشبختی او را آرزو می کرد . در خانه داماد معمولاً شام تهیه می شد و از مردان و زنان روستا دعوت به عمل می آمد
آلما آتماق (سیب پرتاب كردن ):
یكی از مراسم عروسی پرتاب سیب توسط داماد به طرف عروس بود بدین صورت كه وقتی عروس را به طرف خانه داماد می‍آورند، داماد به همراه «ساغدوش » و«سولدوش »به پشت بام خانه رفته و هنگام رسیدن عروس و همراهانش به نزدیكی خانة وی، سیب درشت و سرخی را كه از مدتها قبل برای این مراسم تهیه كرده اند، با تمام توان به زیر پای عروس پرتاب می‍كرند.
استاد شهریار در دو شعر دیوان تركی خود به این مراسم اشاره می‍كند :
حیدر بابا كندین تویون توتاندا (داماد و رسم عقد، كه یك سیب سرخ فام )
قیزـ گلینلر حنا، پیلته ساتاندا (ساز نثار پای عروس از فراز بام)
بیگ گلینه دامدان آلما آتاندا (وان سو، حنا – فیتله فروشان خوش خرام )
منیم ده او قیزلاریندا گؤزوم وار (چشمم هنوز، در پیآن ناز دانه ها ست )
عاشیقلارین سازلاریندا سؤزوم وار( در ساز عاشقان تو، از من ترانه هاست )«حیدربابا، بند۲۵»
خانیمی تازه گلین دیر، آدی «مریم خانم »
همسرش تازه عروسی است به نام «مریم »
توی توتوب كند سیاقی، آلمادا آتمیش گلینه
به رسم روستا عروسی گرفته و سیب هم پرتاب كرده است «عمواوغلوم ابوالفضله، ص۲۰۶»
اوز آشدی
عروس از ساعت ورود روی خود را از دیگران ، یعنی مردان و زنان خانواده شوهر ، می پوشانید و روز اول برای آنکه نزد مادر شوهر یا خواهران وکسان داماد چادر از سر او بردارند هریک از آنها چیزی به وی هدیه می دادند . این هدیه بسته به تمکن مالی خانوادگی فرق داشت و در خانواده های متمکن سکه طلا بود و آنرا “اوز آشدی” می گفتد یعنی رونما .
ایاغ آشدی
پس از پایان این قبیل مراسم ، عروس و داماد به قصد بازدید به خانه های منسوبان و دوستان خود می رفتند. بعد از این بازدیدها تشریفات ایاغ آشدی آغاز می شد و آن عبارت از مهمانی هائی بود که خویشان و دوستان عروس و داماد ، متناسب با درجه نزدیکی که با آنها داشتند ، به افتخار آنان ترتیب می دادند و از خانواده های طرفین نیز دعوت می نمودند .


منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ازدواج در اردبیل

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران