روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - کرد های کرمانج / از نظر ایوانف

کرد های کرمانج / از نظر ایوانف

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> اقوام استان خراسان شمالی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 17 تير ماه ، 1392 18:06:37    موضوع مطلب: کرد های کرمانج / از نظر ایوانف پاسخ همراه با اعلان

کرد های کرمانج خراسان از نظر ایوانف


کرمانج خراسان از نظر ایوانف

منبع: حرکت تاریخی کرد به خراسان – کلیم الله توحدی (کانیمال)

ایوانف دانشمند و جامعه شناس معروف شوروی از نظر فرهنگی حق بزرگی بر کردهای خراسان دارد. او در تحقیقات خود تحت عنوان نژادشناسی خراسان علاوه بر ذکر شمه ای از تاریخ و جامعه شناسی و موقعیت کردها در خراسان، بسیاری از ترانه ها و آهنگ های کرمانجی را ثبت و ضبط نموده و از خطر نابودی نجات داده است.۱

نامبرده تحقیقات خود را در مورد کردها بدینگونه بیان می دارد:

بسیار مشکل است که بتوان گفت طوایف کرد قبل از آغاز قرن شانزدهم در خراسان زندگی می کرده اند۲. اصلاح کلمهکرت به عنوان یک اسم مشهور و شناخته شده ای در ولایات مجاور آشنا و زیاد به گوش می رسد. حتی یک سلسله پادشاهی به همین نام در جنوب هرات بین سالهای ۷۹۱-۶۴۱ هجری مطابق ۱۳۸۹-۱۲۴۸ میلادی سلطنت کرده است۳. بدون شک کرد کرت همان طوایف کرد هستند که امروز وجود دارند و اگر چنانچه کردهایی هم قبلا در خراسان به سر می برده اند با ایرانی ها (منظور فارس زبانان) مخلوط شده اند.

هنگامی که در زمان پادشاهی سلسله ی صفوی این فکر به وجود آمد که از مرزهای شمالی خراسان در مقابل حملات و تجاوزات اقوام اقوام ازبک و ترکمن حفاظت شود، چون امکانات محلی برای جلوگیری کافی نبود، لذا شاه ایران تصمیم گرفت همان طور روسها در مقابل قوم قزاق ها عمل کرد، بودند. در ایران به همان نحو تدابیری اتخاذ گردد، چون روسها اقوامی جنگجو را در سر حدات خود اسکان داده بودند. بنابراین در نیمه قرن شانزدهم طوایفی از کردهای کردستان را به مرزهای شمالی کوچ دادند و در اوایل قرن هفدهم دسته دیگری از اکراد آورده شدند. بعضی دیگر از این طوایف ماند عمارلوها در قرن هجدهم در زمان سلطنت نادرشاه کوچ داده شده و به خراسان آورده شدند۴ .

در زمان حال هیچ نوع رابطه ای بین طوایف کرد خراسان و کردهای کردستان (به سبب دوری و نبودن وسیله نقله ی پیشرفته) در بین نیست و کردهای خراسان به تدریج صفات و خصلت جامعه ترک را پذیرفته اند.

با توجه به نام های قبیله ای و نژادی چنین به نظر می رسد که این طوایف از نظر اسکان گرفتن در هر منطقه ای پیوستگی نژآدی خود را حفظ نکرده اند . هر طایفه ای معمولا به نام رئیس و یا به نام محلی که اسکان یافته اند نامیده شده اند و به زودی تمام طوایف که هر کدام آنها به عشیره های متعددی تقسیم شده است و هر کدام از این عشیره ها که معروفیت داشته است، اسم ایل به آن اطلاق شده است. در عمل به دست آوردن اطلاعاتی راجع به ایل و تقسیمات آن مشکل به نظر می رسد. در خراسان مشکل کار بیشتر است. چونکه دیالوگ های فرعی جداگانه وجود ندارد و اصطلاح کلمه ی کرد برای تمام عشیره و طوایف و ایل یکسان به کار برده می شود. بعضی ار طوایف وابستگی زیادی با ترک ها دارند و تشخیص اینکه به کدام جامعه ی ترک و یا کرد بستگی دارند بسیار مشکل است.

تغییر نام تدریجی طوایف مشکل تازه ای ایجاد می کند که بتوان جدول صحیح و منطقی برای عشیره ها تدوین کرد.

از چهار ایل بزرگ متداول امروز که به نظر می رسد اصیل باشند، عمارلو، زعفرانلو، شادلو و کیوانلو که اولی و آخری آن دو طایفه ی کوچک محسوب می شوند و دو ایل دیگر که اکثرا به زبان ترکی تکلم می کنند می توان آنها را کرد دانست.

فهرست زیر نام تقریبی کلیه عشیرهایی است که در حال حاضر از آنها تهیه شده است که به زبان کردی صحبت می کنند.

در این فهرست نام آنها و در منطقه ای که زندگی می کنند از طرف شمال به جنوب نام برده شده است:

۱- میلانلو در قوشخانه، در نواحی شمالی اسفراین، جوین و در منتهی الیه نواحی شملی نیشابور

۲- باجگیرانلو: عشیره ی کوچکی که در نزدیکی باجگیران زدگی می کنند۵ .

۳- اوقازلو: نزدیک اوقاج (اوقاز) و در امتداد مرز ایران و روسیه۶ .

۴- هولانلو (هیوه دانلو): نزدیک قوچان و درگز

۵- قاسمانلو: نزدیک نووخ و دیزوان

۶- شادلو: در بجنورد و اطراف ان و اکثریت به زبان ترکیصحبت می کنند.

۷- زعفرانلو: در شیروان که اهمیت اولیه خود را از دست داده اند و تعداد کمی از آنها کردی صحبت می کنند. (مردوخ در ص ۹۳ می گوید: “زافرانلی یا زافرانلو که زعفرانلو هم می گویند یک تیره از قبیله حسنانلو هستند که (شاه عباس) آنها را به خراسان کوچ داده است”).

۸- کورانلو: در شمال قوچان، (روستای کوران نیمی ترک و نیمی کرد هستند).

۹- مشکانلو: نزدیک مشکان و در اطراف قوچان (بین مشکانلو و کالمیشس های نزدیک سبزوار و مشکان سبزوار و کال مشکان در اوغاز و کانی مشکان در سنندج باید رابطه موجود باشد).

۱۰- برجی: نزدیک رادکان. (چون در رادکان یک برج معروف است پژوهنده کردهای آنجا را هم به برج نسبت داده است. برج دیگری نیز عین همین برج و به نام برج رادکان ۲۴ کیلومتری کردکوی در گرگان وجود دارد کهمقبره ی یکی از ….؟ طبرستان است که در سال ۴۰۷ قمری بنا شده و ارتفاعش حدودو ۳۵ متر است).

۱۱- کیوانلو : در جوین و در نواحی شمالی نیشابور.

۱۲- مردکانلو، (مه رداکانلو) ۷ در نواحی شمالی نیشابور و اطراف قوچان.

تمام این طوایف فوق الذکر به حالتی بین روستا نشینی و چادر نشینی زندگی می کنند. اکثر و یا نصف بیشتر به صورت چادر نشینی به سر می برند. برای مثال تابستانها به کشاورزی اشتغال دارند و در زمستان به کار گله داری می پردازند و به نقاط گرمسیر کوچ می کنند. اصولا تغییر زندگی از حالت چادر نشینی به روستا نشینی یک امر تدریجی است و در تمام طوایف این امر صورت می گیرد.

صورت اسامی طوایف دیگری که بیشتر به حالت چادر نشینی زندگی می کنند به شرح زیر است:

۱۳- رشوانلو: در خاکستر، لایین و نزدیک کاخک (کلات).

۱۴- بروانلو: نزدیک کاخک و در تابستان در کلات (عد ای هم در بجنورد هستند مجله ی خواندنی های سال ۱۳۲۶ در شماره ی ۷۰ نوشت: “زنی که ۱۹ سال در حمام زنانه بروانلو بجنورد دلاکی می کرد، سرانجام شناخته شد که مرد حقه بازی به نام سیدبرات فرزند سید حسن بوده است که تسلیم ژآندارمری شد”).

۱۵- هوفشانلو۸: در زمستان در دره گز و در تابستان در دره های خوش آب و هوای قوچان.

۱۶- بدوانلو۹: در زمستان در دره گز و در تابستان در دره های خوش آب و هوای قوچان.

۱۷- جاوکانلو: در زمستان در چمخاله و در تابستان به کوه دولت کوچ می کنند. (شاخه ای از کردهای جاف در عراق).

۱۸- قهرمانلو: در نواحی شمالی نیشابور و اطراف آن.

۱۹- ورانلو: طایفه ی کوچکی هستند که در اطراف نیشابور به سر می برند.

۲۰- توپکانلو: در نواحی جوین و در قسمتی از نیشابور و در زمستان به اطراف دشت تقی کوچ می کنند.

۲۱- عمارلو: در شمال غربی نیشابور و در اطراف دهکده ی ماروک که ماروش نیز نامیده می شود.

این تقسیمات محتملا به این صورت باقی نخواهد ماند، چونکه خشکسالی و قحطی …

… سال ۱۹۱۶-۱۹۱۷ باعث از بین رفتن بیشتر گله گوسفندان گردید و بیماری تیفوس و سایر امراض مسری کشتار زیادی در بین طوایف عمده داشته وباعث انهدام و کاهش افراد طوایف بوده است.

این مساله قابل توجه است که یک فرد کرد خراسانی از لحاظ شباهت ظاهری و ساختمانی بدنی با خویشاوند کرد خود در غرب ایران متفاوت است، (تاثیر محیط بر وراثت)، همچنانکه یک روستا نشین خراسانی با کشاورز کردستانی فرق دارد.

*** کردهای خراسان بلند قامت و نیرومند به نظر می رسند، امام اندامهای صورت آنها دارای ظرافت خاص کردهای غرب ایران نیست و زوایای صورت آنها به کشیدگی کردهای غرب نیست.

*** کردهای خراسان شباهت زیادی به لرها دارند تا شبیه کردهای غرب ایران، از لحاظ ظاهری باشند، گرچه موهای زیبای سر در بین کردهای خراسان به ندرت دیده می شود.

*** کردها اصولا مردمانی از نژاد سالم هستند و به استثنای آنهایی که در مجاورت شهرها زندگی می کنند که اکثرا مریض و گرفتار اعتیاد هستند.

*** در بین تمام طوایف کرد خراسان یک حالت و یگانگی وجود دارد و دشمنی و عداوت که یک امر طبیعی است کمتر در بین طوایف دیده می شود و بخصوص این حالت وحدت و یگانگی در بین کردهای چادرنشین به مراتب از آنها که به صورت کشاورزی امرار معاش می کنند بیشتر است۱۰.

ظاهرا اختلاف زیادی بین لهجه های محلی دیده نمی شود و ارتباط بین آنها یک امر معمولی است و ازدواج بین قبایل (کرد با همدیگر) به وفور دیده می شود.

زبان کردهای شمال خراسان همچنانکه قبلا متذکر گردید متعلق به دسته شمالی و از ریشه ی اصیل کردی است و بالهجه بیشتر از سایر شاخه های زبان کردی قرابت دارد. ولی به هر حال با زبان اولیه ی کردی اختلافاتی دارد. زبان کردی خراسانی اصولا تحت تاثیر زبان فارسی خراسانی قرار گرفته است.

کلمات کردی ؟؟ در اغلب محل ها با یکدیگر تفاوت ندارد، چنانکه در جنوب خراسان با کلمات فارسی مخلوط است در حالیکه در شمال با زبان ترکی مخلوط شده است (به علت وجود ایلات شادلو و چگنی که ترکی صحبت می کنند)، اکثر خانواده های اکراد بی سواد هستند، به خصوص در قسمت شمال که …؟ زبان ترکی را از کردی راحت تر صحبت می کنند”۱۱.

ناگفته نماند که اکثر کردهای خراسان به سه زبان کردی، فارسی و ترکی سخن می گویند و به سه زبان نیز شعر می سرایند.

پاورقی:

۱- علاوه بر ترانه هایی در سوگ سردار ئیوض و جه جو خان و قه ره مان خان ترانه های زیبایی از کرمانجی نقل کرده که در دایره المعارف کرمانجی بیشتر به این مورد پرداخته ام اینک برای …..

۳- مانند کردهای شادلو در بجنورد و چگنی ها در منطقه بین قوچان و نیشابور

۴- مانند که در تمام شهرهای شمالی خراسان مانند: شیروان، بجنورد، اسفراین، نیشابور، قوچان و سرخس پراکنده اند.

۵- در بعضی از روستاها که کرد و ترک مخلوط شده اند چنین وضعی مشاهده میشود. ترکها بیشتر تحت نفوذکردها قرار گرفته اند و در تمام روستاها زنانشان لباس کردی پوشیده اند. ترکهای اوغازو کوران را می توان به عنوان نمونه ذکر کرد. در بعضی روستاها همکه اکثریت با ترک ها باشد، کردها ترکشده اند امالباس کرمانجی خود را حفظ کرده اند.

۴- تقسیم بندی ایلات کرمانج خراسان در جای خود خواهد آمد.

۵-۶- مولف دچار اشتباه شده است زیرا باجگیران و اوغازبه وسیله ی کردهای سیوکانلو ساخته شد که خود آنها در آنجا اسکان یافتند. وقتی می گفته اند: ما باجگیرانی یا اوغازی هستیم، منظور محل سکونت آنها بوده نه نام طایفه ی آنها.

ره آورد-نامه ی راهنمایان فرهنگی منطقه ی گرگان و دشت – مرداد ۱۳۵۶-ص ۲۱

۷-منسوب به مردا و اهورامزدا که گمان می رود مژده کانلو تحریف شده ی آن باشد.

۸- تحریف شده ی گوه شانلو و گاوه ستیانلو است.

۹- باید مادوانلو بوده باشد.

۱۰- زیرا شرایط زندگی اینگونه؟؟ ایجاب می کند.

۱۱- نژاد شناسی خراسان – ایوانف – ترجمه قدرت الله روشنی زعفرانلو که هنوز به چاپ نرسیده است.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از musaaskari تشکر کرده اند bezujiq
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
komeilm(پنجشنبه، 20 تير ماه ، 1392 22:59:34),  
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> اقوام استان خراسان شمالی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران