روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - حمام های كشاباد قديم / قزوین

حمام های كشاباد قديم / قزوین

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> رسومات محلی قزوین

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 28 مرداد ماه ، 1392 21:15:50    موضوع مطلب: حمام های كشاباد قديم / قزوین پاسخ همراه با اعلان

حمام های كشاباد قديم / قزوین

اگربراي جوانان و نوجوانان دهه 70 به بعد درباره حمامهاي خزينه اي و عمومي صحبت كنيم برايشان كمي عجيب و غريب و شايد غير قابل باور باشد ولي سالهاي سال قبل از اينكه آبگرمكن هاي گازي و نفتي به خانه هاي مردم شهر و روستا رخنه كند ، ساختن حمام و آب
انبار همچون ساختن مسجد، يکي از امور خير به
شمار مي
رفت. افراد متمکن و خيرخواه جهت کسب ثواب اُخروي و برجاي گذاردن نام نيک خويش و کسب شرف و افتخار دنيوي اقدام به ساختن مسجد، حمام و آب
انبار مي
نمودند. اين
که نخستين حمام كشاباد در چه سالي و توسط چه کسي ساخته شده معلوم نيست.

اولين حمام كشاباد

اولين حمام كشاباد كه بصورت مشاركتي بين دو روستاي كشاباد سفلي و عليا احداث گرديدبه سالهاي قبل از 1300 شمسي بر مي گردديعني همزمان با حكومت قاجاريه در ايران. اين حمام در انتهايي ترين محل روستا ( بين دو روستا و محل فعلي باغ آقاي داوود يونسي) قرار داشت كه آب آن بوسيله قناتي از چشمه هاي فعلي روستاي كشاباد عليا تأمين مي شد. بعداها بدليل اختلافاتي كه بين اهالي دو روستا بوجود آمد اين حمام تعطيل و بتدريج روبه ويراني نهاد و امروز ديگر اثري از آن باقي نمانده است .



حمام دوم كشاباد

اين حمام خزينه دار و در قسمت شمال غربي روستا و محل فعلي استخر آبياري كشاورزي بنا شده بود. بنا بر اقوال معمرين، زمان ساخت آن در سال1304 شمسي يعني در اواخر عهد قاجار وپادشاهي احمد شاه و آغاز حكومت پهلوي بوده است.تمامي مصالح بكار رفته در ساختمان حمام از خود روستا و نواحي همجوار تهيه شده بود كه شامل گچ پخته شده و نيز تخم مرغ بود كه به آن ساروج (saroj)مي گفتند وهمانند ساير ابنيه هاي تاريخي از استحكام بسيار بالايي برخوردار بود. نقل است كه براي ساخت حمام اهالي روستا براي تهيه گچ به وسيله چهارپايان به مناطقي از روستاي بولكان( bolkan) گسيل شدند و با زحمت فراوان آن را به روستا حمل نمودند.

ورودي حمام داراي درب چوبي بود . چند پله که پايين مي رفتي به رختکن حمام وارد مي شدي كه داراي 3 پله بود و بوسيله يك پنجره سقفي نور كافي را در طي روز براي مراجعين تأمين مي نمود. در وسط رختكن حوض بزرگي از آب سرد به ابعاد 2 در 1 متر وجود داشت كه جهت شستشوي پاها بعد از خروج از حمام مورد استفاده قرار مي گرفت . پس از گذشتن ازيك راهروي تاريك ، به سالن عمومي که محل شستشو بود وارد مي
شدي كه آنهم بوسيله پنجره اي سقفي نور خود را تآمين مي كرد. روبروي درب ورودي دواخانه (محل ازاله موهاي زائد) و در چهار كنج حمام 3 پله جهت نشستن و شستشوي مردم قرار داشت. دوپله نيزسالن عمومي را به خزينه حمام جهت برداشتن آب گرم وصل مي كرد و در اصل شاه نشين حمام محسوب مي شدو هر كس زودتر به حمام مي رفت اين دو پله مختص او بود و عموما نيز به بزرگترها اختصاص داشت . خزينه را چند پله بالاتر از صحن داخلي حمام ساخته بودند . در كنار حوض آبگرم و خزينه آب انبار يا همان سرداب قرار داشت كه آب سرد پس از ورود به اين سرداب به مرور به داخل خزينه آب گرم وارد مي شد آب مورد نياز حمام بوسيله لوله هايي از جنس سفال به طول 50 سانتي مترو قطري متناسب كه مردم روستا به آن (مِنگ meng) مي گفتند از چشمه اي واقع در( پَشي رزpashi-raz ) مكان فعلي مقابل ساختمان مسكوني غلامعلي قميشي ، تأمين مي شد و پس از ورود به آب انبار (كَريزkariz) كه در مكان فعلي ساختمان سيف اله حيدري قرار داشت و آب را جهت مصرف آشاميدن و حمام تقسيم مي كردبه سرداب حمام وارد مي شد .آب خزينه را بدليل متعفن شدن هر يك يا دو ماه تعويض مي كردند و قبل از نظافت خزينه و يا تون به اهالي روستا اطلاع مي دادند تا محاسبه نظافت خود را انجام دهند چون از شروع نظافت و يا تعميرات و آبگيري مجدد و گرم شدن آب خزينه يك وقفه يك هفته اي ايجاد مي گرديد..در مواقعي که حمام خراب مي
شد و بر اثر نبود امکانات مالي تا مدتي همچنان خراب باقي مي
ماند. مردم به حمام روستاهاي كشاباد سفلي و نيز اسبمرد میرفتند و يا براي استحمام از آبگرمي كه در خانه خود بوسيله ديگهاي بزرگ مسي آماده مي شد استفاده مي كردند.

آتشدان حمام

حمام قديم كشاباد را با آتشدان که به آن تون گفته مي
شد گرم مي
نمودند . روي تون شبيه يك بشقاب بزرگ به قطر 1.5 متر از جنس مس قرار داشت كه بر اثر حرارت آب داخل خزينه را گرم مي كرد و از اشكالات آن پوسيده شدن و به تدريج سوراخ شدن بر اثر حرارت بود كه اهالي را در طول زمانهاي يكساله يا كمتر ، مجبور به تعويض و آب بندي مجدد مي كرد و مواد گرم کننده آن نيز خاشاک و هيزم وفضولات دامی بود. مردم خار وخاشاك و هيزمها را جمع کرده و در محلي نزديك حمام قرار مي دادند تا خشک شود و سپس آن
ها را براي سوزاندن در تون حمام مورد استفاده قرار مي
دادند. از اشكالات اين روش خاكستر برجاي مانده از سوزاندن هيزم ها بود كه بايد در پايان هر روز از تون تخليه مي شد و در بيرون حمام انباشته مي شد و گاها بدليل داشتن آتش زير خاكستر موجب ايجاد سوختگي در پاي رهگذران و نيز احشام و طيور مي شد . در اصل حمامي ها خود مردم روستا بودند و بنابر قرار دادي كه بين مردم رايج بود هر خانواده اي مطابق تعداد عائله اي كه داشتند نسبت به گرم كردن حمام اقدام مي نمودند به اين صورت كه اگر خانواده اي 5 نفره بود بايد سرپرست خانواده مدت پنج روز نقش حمامي را ايفا مي كرد و اين شامل گرم كردن آب حمام و نيز نظافت داخل آن بود و بدين ترتيب اگر خانواده اي داراي جمعيت بيشتر بود بايد روزهاي بيشتري از وقت خود را صرف گرم نگه داشتن حمام مي كرد و اين حكايت همان ضرب المثل : ""هر كه بامش بيش برفش بيشتر"" بود.

در ابتداي سال 1359 افرادي مانند حاج حيدرعلي غلامي و مرحوم محمد ابراهيم عابديني با استفاده از چراغهاي تلمبه اي سعي كردند تا آن را جايگزين هيزم و خارو خاشاك كنند ولي بدليل انفجاري كه در منبع انبساط و سوخت حادث گرديد و موجب سوختگي چند نفر شد بساط آن نيز برچيده شد .

كم كم چشم مردم به وسايل حرارتي آسانتر باز شد و از خرداد ماه سال 1363 چراغهاي مخصوص قيرپزي و آسفالتكاري جايگزين هيزم و خارو خاشاك شد و سوخت حمام نيز به نفت كوره – نفت سفيد و نيز گازوئيل تغيير يافت و افرادي تا سال 1369 مسؤليت گرم كردن حمام را با شيوه جديد برعهده گرفتندكه در آن زمان بسيار ارزان ، راحت و مطمئن بود .

زمان شروع به کار حمام

از صبح زود تا حدود ساعت8 مخصوص مردان و از ساعت9 تا ساعت1 بعد از ظهر مختص زنان بود. ساعت1تا2 جهت نظافت تعطيل مي
شد. از ساعت2 تا 5 بعد از ظهر مختص زنان و از آن به بعد نيز تا پاسي از شب به مردان اختصاص مي
يافت. در آن روزگاران چون مردم از نعمت برق برخوردار نبودند در هنگام تاريكي حمام از فانوس – چراغ گردسوز و يا اگر افرداي داراي وضع مالي بهتر بودند از چراغ زنبوري (نفتي و تلمبه اي ) استفاده مي كردند.

گرمابه
هاي غيربهداشتي يکي از مکان
هاي انتقال و گسترش انواع بيماري
هاي پوستي نظير كچلي و اگزماي پوستي نيز بودند ، حمام
هاي قديمي خزينه
دار بود چون مانعي براي ورود افراد به داخل آب خزينه وجود نداشت و بيشتر مردم بدون آگاهي از انواع بيماريها داخل خزينه آبگرم مي شدند و خود را به اصطلاح صفا مي دادند اما به تدريج از سال 1358 با ورود معلمين آگاه به مسائل بهداشتي به روستا بين ورودي خزينه آبگرم و سالن عمومي بوسيله مانع فلزي پوشانده شد و در حدي كه يك شخص بتواند يك كاسه آب را براي شستشو بردارد فضا باقي ماند و با همت همين معلمين و تعدادي از افراد نظير مرحوم نوراله حيدري كه بيشتر امور بنايي حمام را انجام مي داد و نيز آقاي رضا غلامي و مرحوم زكريا محمدي كه لوله كشي حمام را انجام مي دادند ، حوض كوچكي با ابعاد مناسب در كنج حمام ساخته شد تا آب گرم مورد نياز را جهت شستشو در اختيار مردم قرار دهد.

حمام جديد و دوشي روستا

در 31 خرداد ماه سال 1369 بر اثر زلزله مهيبي كه استانهاي قزوين –زنجان و گيلان را در نورديد و موجب تلفات جاني و مالي فراواني گرديد ساختمان حمام نيز دچار ترك و خرابي شد وبه تدريج غيرقابل استفاده گرديد . در تابستان همان سال ستاد بازسازي استان يزد در جوار حمام قديمي روستا اقدام به احداث يكباب حمام سه دوشه با استفاده از آبگرمكن نفتي بزرگ نمود كه مسوليت آن در زمانهايي به مرحوم زكريا محمدي و نيز مرحوم الياس نايبي سپرده شد و تا سالهاي 1374 كه حمامهاي خانگي به هر خانه اي نفوذ كرد اين حمام مورد استفاده عام قرار مي گرفت و از آن سال به بعد به تدريج اين حمام كه هم اكنون ساختمان آن متروكه مي باشد به دست فراموشي سپرده شد .

نقش حمامي

حمام قديم و حمام جديدي که مردم ساخته بود هر دو وقف عام بودند و مالک آن تمام روستائيان به
شمار مي
آمدند؛ از اين
رو، مردم به اتفاق آرا از ميان کساني که داوطلب حمامي شدن بودند يکي را برمي
گزيدند.حمامي
ها غالباً کساني بودند که زمين و دام کم داشتند و از اين
رو مي
توانستند به کارهاي حمام برسند. از وظايف حمامي اين بود که آب به خزينه ببندد؛ حمام را تميز کند و پيوسته کوره حمام را که به آن تون گفته مي
شد روشن نگاهدارد و هيزمي را که جهت تون حمام به کار مي
رفت تهيه نمايد. زن حمامي هم در ساعاتي که حمام زنانه بود به حمام مي
رسيد. مزد حمامي را ساليانه يا ماهانه و پس از برداشت محصول مي
دادند. در مراسم عروسي وقتي که داماد يا عروس را به حمام مي
بردند، رسم بر اين بود که خانواده عروس و داماد هدايايي شامل لباس ، پارچه ، شيريني به حمامي مي
دادند. در روزهاي پاياني اسفند هر سال نيز بعد ازتخليه آب و نظافت و آماده سازي مجدد حمام براي شروع سال نو هر فردي كه پا به حمام مي گذاشت بنابر عرف روستا به پا سداشت زحمات حمامي ، هدايايي را به وي مي داد

مزد حمامي

در زمان
هاي بسيار دور، پول حمامي را سالانه و هر خانواده
اي از محصول خود مي
داد ولي بعدها اين شيوه به دليل در مضيقه قرار گرفتن خانواده حمامي تغيير يافت. مردان ماهانه و يا چند ماه يکبار مقداري گندم براي حمامي مي
بردند و زنان براي هر مرتبه حمام رفتن، چند قرص نان و يا كله قند براي حمامي مي
بردند و بچه
ها نيز نصف بزرگترها محاسبه مي
شدند. با رايج تر شدن شيوه مزدبگيري ، پول نقد جاي گندم و مزد غير نقدي را گرفت

آداب قديم حمام رفتن در كشاباد

حمام
ها چون محل ملاقات
هاي قهري و برخوردهاي اتفاقي و يا ميعادگاه طبقات مختلف مردم بود، داراي آداب و سنن خاصي نيز بوده است: ـ در هنگام ورود به صحن حمام، چنان
که فرد يا افراد بزرگتري در حمام حضور داشتند، براي اظهار ادب و تقديم احترام، طاسي آب از حوض حمام برداشته بر سر يکايک آنان مي
ريختند و بدينوسيله اداي احترام مي
نمودند.ـ هنگامي که فرد قابل احترامي در حمام بود يکي دو طاس آب بر پشت او مي
ريختند و اگر در حال صابون زدن بود، ليف او را گرفته کمي پشت او را ليف مي
کشيدند و يا از دور اداي احترام کرده با کف دست آب برداشته به او تعارف مي
کردند. ـ هنگام نشستن در نقطه
اي از حمام، يکي دو طاس آب خيلي داغ در آن نقطه مي
ريختند و در هنگام ريختن آب داغ، بسم
الله مي
گفتند.ـ هنگامي که از صحن حمام به رخت
کن مي
آمدند، يکديگر را چند دقيقه
اي ماساژ مي
دادند و بدينوسيله عطوفت و مهرباني خود را به يکديگر ابلاغ مي
نمودند و اين بيشتر به مردان اختصاص داشت.پدران فرزندان خود را به همراه خود به حمام مي بردند و بعد از شستشو و پوشاندن لباس راهي خانه مي كردند و در صورتي كه پدر خانواده بدلليل مختلفي در روستا حضور نداشت اين وظيفه را برادر بزرگتر و يا پدر بزرگ و يا دايي و عمو برعهده داشت .

حمام در مناسبت
هاي مختلف مواقعي بود که حمـام تبديل به مکاني براي ديد و بازديدهاي عمومي مي
گشت. از آن
جمله:

انتخاب عروس

در صورتي که خانواده
اي دختري را جهت پسر خود مي
پسنديد، يکي از بهترين اماکني که خانواده داماد مي
توانستند عروس آينده خانواده را از لحاظ ظاهري و سلامت جسم برانداز کنند حمام بود.

حمام برون عروس

در روز عروسي (بعد از ظهر پنجشنبه )، طي مراسمي عروس را به حمام ميبردند. بيشتر همراهان عروس را دختران جوان تشکيل ميدادند. اعتقاد عمومي بر اين بود که رفتن دختران با عروس به حمام، خوش يُمن است و باعث باز شدن بخت آنها ميشود. بردن و آوردن عروس از حمام همراه با ساز و دُهُل و هلهله و شادي بودو اين مراسم قبل از غروب آفتاب خاتمه مي يافت تا مهمانان براي مراسم حنابندان خود را آماده كنند

حمام برون داماد يا همان (زومو برون محلي)

درصبح روز عروسي(اصولا بعد از سحرگاه صبح جمعه )، داماد به همراه دوساق دوش و شماري از دوستان و جوانان به حمام مي
رفت و بعد از نظافت ، صبحانه مفصلي راكه توسط خانواده داماد فراهم شده بود در قسمت رختكني حمام ميل مي كردند و جالب اينكه در اين زمان به اصطلاح قدما حمام قرق بود و جز افراد منتسب به داماد ساير افراد حق ورود به حمام را نداشتند .

از هنگام روشن شدن صبح مطرب محلي بنا به درخواست خانواده داماد ، پس از صرف صبحانه مفصل ، در مقابل حمام حضور مي يافت وبا نواي جانسوز ساز چوبين خود شروع به نواختن مي كرد كه مردم روستا به اين شيوه نواختن (خورابون khorabon) مي گفتند و طرفداران بيشماري داشت . با شروع خورابون هر جنبنده اي در روستا چشم مي گشود و كم كم بر جمعيت مقابل حمام افزوده مي شد و از اينجا ديگر رسما مراسم داماد برون ( زومو برون ) آغاز مي شد . با روشن شدن كامل هوا افرادي از خانواده داماد كه شامل دختران جوان مي شدند با لباسهاي رنگارنگ و زيبا با معجمه هايي بر سر (معجمه به سيني رويي يا مسي بزرگ گفته مي شد ) كه داخل آن كفش و لباس نو و نيز وسايل شخصي داماد و نيز شيريني شامل نقل و كشمش قرار داشت به طرف حمام حركت مي كردند و مطرب چي نيز به نشانه تقسيم شادي به پيشواز آنان مي رفت و آنها را تا مقابل درب حمام بدرقه مي كرد . معجمه ها به دوستان داماد و ساق دوشها سپرده مي شد و دختران جوان به بيرون هدايت مي شدند .هنگام آوردن داماد از حمام، جوانان بزن و بکوب وهلهله و شادي راه مي
انداختند و دهل زده ، اسپند دود مي
کردند و اين كار تا ظهر روز عروسي ادامه مي يافت و بعد از دادن هديه كه شامل پول نقد به داماد بود مردم جهت صرف ناهار به خانه پدر داماد دعوت مي شدند. آخرين مراسم عروسي كه در اين حمام صورت گرفت نيز مربوط به مراسم عروسي ابولحسن نايبي در تابستان سال 1374 بود . اين مراسم در اكثر روستاهاي منطقه بخصوص كشاباد سفلي ، اسبمرد و سوته كش نيزبا شور و هيجان خاصي اجرا مي شد.

حمام زايمان

در دهمين روز زايمان، زائو به همراه مادرو تعدادي از زنان به حمام مي
رفت که آن
را دهه حموم يا همان (داهَ شورون) مي
گفتند.. بعد از خروج زائو از حمام نيز مادر وي زنان روستا را به صرف ناهار دعوت مي كرد و يكي از غذاهاي پذيرايي نيز شير برنج كه روستائيان به آن( شِتينَ آش shetin-a- ash ) مي گفتند بود .

حمام عيد و نو شدن سال

از يكي دو روز مانده به تحويل سال نو ، مردم به حمام روستا مي رفتند و با نظافت تن و روح ، خود را براي شروع سال نو آماده مي كردند و اعتقاد داشتند با اين كار كهنگي يكسال را از تن خود مي زدايند و سالي را با خوشي و پاكيزگي آغاز مي كنند و همانگونه كه در بخش نقش حمامي شرح داده شد هدايايي نيز از طرف مراجعين به حمامي داده مي شد.

حمام ختم عزا

اين حمام جهت پايان دادن به مراسم سوگواري و عزاداري خانواده
اي بود که يکي از افراد درجه اول آن درگذشته بود. حمام ختم عزا، با حنا بستن و اصلاح سر و صورت بازماندگان متوفيٰ انجام مي
گرفت و تهيه مقدمات اين حمام توسط يکي از بزرگان خانواده يا يکي از بزرگان محلي صورت مي
گرفت.البته اين مراسم در زمانهاي بسيار دور صورت مي گرفته و بسياري از مردم روستا اين مراسم را بياد ندارند.



** با نشستن پاي درد دل بزرگترها به شما خواهند گفت كه درروزگاران قديم هر چند شرايط زندگي به راحتي امروز نبود ولي هرچه كه بود" شادي و دل خوشي" بود و فكر نكنم توقع شما خواننده گرامي هم از تمام زندگي جز اين باشد . به اميد دل خوشي و سرزندگي براي تمامي شما عزيزان.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> رسومات محلی قزوین

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران