روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - نوروز در دره بید / فریدن

نوروز در دره بید / فریدن

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> مناسبتهاي ملي اصفهان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 29 بهمن ماه ، 1392 21:03:53    موضوع مطلب: نوروز در دره بید / فریدن پاسخ همراه با اعلان

شب عید و سفره هفت سین در دره بید



خانه تکانی :. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می شود. دردره بید رسم بود که حتی خانه ها را رنگ آمیزی می کردند و اگر میسر نمی شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می چیدند ، سفید می شد. رنگ آمیزی و مرمت خانه را به علت کمبود بضاعت مالی و یا نبود رنگ ، اتاق هایشان را با گل سبز گدار بیابانک و یا گل سفید ، رنگ می زدند (برای رنگ آمیزی ابتدا کلوخه های رنگ را در ظرف های بزرگ سفالی که بادیه نام دارد می خیساندندپس از صافی رد کرده و آن را رقیق می نمایند و با طاسی (کاسه) مسی ، رنگ به دست آمده را به دیوار ها می پاشیدند، که این پاشش را گل شوری یا در شوری می گفتند و بعد از دو روز رنگ خشک می شد )

در آن موقع شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی ها و اندوه های یک ساله بود واجب می دانستند. ظرف های مسین را به رویگران می سپردند. نقره ها را جلا می دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می کردند. فرش و گلیم ها را از تیرگی های یک ساله می زدودند . در بسیاری از خانواده ها گندم سمنو ، گندمک و شاهدانه و شیرینی خانگی که معمولا نان برنجی بوده می پزند



سبزه سفره هفت سین که شامل یک دسته ساقه ی باقلا ی سبز و شاخه ای از شکوفه بادام و رویانیدن گندم یا عدی یا ماش در کاسه ای چینی .

در دره بید رسم است که خانم ها شب آخرین جمعه ی سال بهترین غذا را می پختند و بر گور درگذشتگان می پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه ، به خانه ای که در طول سال در گذشته ای داشت ، می رفتند و دعا می فرستادند و می گفتند که برای مرده عید گرفته اند.



چهار شنبه سوری : آتش‌ در نزد ایرانیان‌ باستان‌ نماد روشنی‌، پاکی‌، طراوت‌، زندگی‌، تندرستی‌ و در پایان‌ یک‌ نماد خداوند در روی‌ زمین‌ است‌. آنها عقیده‌ داشتند که‌ آتش‌ می‌تواند ناپاکی‌ها ، پلیدی‌ها و تاریکی‌ها را از میان‌ ببرد. وقتی‌ در مراسم‌ چهارشنبه‌ سوری‌ بر آتش‌ می‌پریم‌ به‌ آتش‌ می‌گوییم‌ که‌ «زردی‌ من‌ از تو، سرخی‌ تو از من‌.» زردی‌ نشانه‌ زردرویی‌ و شرمندگی‌ از خطا، و همچنین‌ نشانه‌ غم‌ و اندوه‌ است‌، و سرخی‌ نشانه‌ سرخ‌رویی‌ و پاکدامنی‌، و همچنین‌ نشانه‌ی‌ شادبودن‌ است‌.. آتش می توانست در بیابان ها و رهگذر ها و یا بر صحن و بام خانه ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می کشید از رویش می پریدند و ترانه هایی که در همه ی آنها خواهش برکت و سلامت و پاکیزگی بود ، می خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ کوچه می ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می پرسیدند:

"کیست؟می گفت: "منم." از کجا می آیی؟"از عروسی... "چه آورده ای؟"تندرستی..."

یک یا دو روز پیش از واپسین چهارشنبه‌ی سال، مردم برای چیدن بوته‌های گوناگون، خارشتر، خور، گون،بیرون می‌روند و در عصر روز پیش از آغاز چهارشنبه سوری، خار و خاشاک فراهم آمده، در حیاط خانه (اگر جادار باشد)، یا در میدان روستا، یا در خیابان شهر گذاشته و در یک، سه، پنج، یا هفت (همیشه عدد فرد) دسته، که چند پا از یک‌دیگر فاصله دارند، مرتب می‌گردند. در غروب آفتاب یا اندکی بعد، دسته‌های چوب و خاشاک سوزانده می‌شوند، و هنگامی که زبانه‌های آتش در تاریکی می‌لرزند، مردان و زنان از روی آن می‌پرند و چنین می‌خوانند: «سرخی تو از من، زردی من از تو». مردم بر این باورند که این آیین آنان را برای همه‌ی سال در برابر ناخوشی‌هایی که انسان را رنگ‌پریده و ضعیف می‌کند، ایمن و مصوون می‌سازد. در دره بید آتش را بر پشت بام می‌افروزند، سپس مقداری آب روی آن می‌ریزند، و خاشاک سوزان را به خیابان زیرین جاری می‌کنند؛

گفتن عبارات « سرخی تو از من ، زردی من از تو » یا « روی پاک از تو ، دامان پاک از ما » ریشه در باور های کهن دارد و مقصود از این عبارات در حقیقت نوعی تیمن و تبرک جستن از آتش زندگی زا و پاک کننده پلیدی هاست.

یکی دیگر از آیینهای هفته آخر سال ، شکستن کوزه است ، به این ترتیب که مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین رااز بالای بام خانه به کوچه پرت می کنند و در همان حال می گویند :

درد و بلام بره توی کوزه *** و کوزه بره توی کوچه




شب عید و سفره هفت سین در دره بید

در شب عید پلوی عید را با گوشت گوسفند بومی و با عطر و طعم ویژه ی روغن خوش بومی می پزند . بعضی از خانواده ها به این برنج مقداری رشته ی بو داده که خود تهیه می کردند ( خمیر را با وردنه صاف می کردند و لایه های نازک تشکیل شده را به دور هم پیچیده و آنها را به صورت نوار باریک در آورده و تکه تکه می کنند)

از پلوی شب عید مقداری را بنا به سنت قبل برای ماما پیرو کنار می گذاشتند .تا در این شب آنقدر وفور نعمت باشد تا مقداری غذا هم بعد از تناول اهل خانه اضافه بیاید .

سفره هفت سین : در آیین های باستانی ایران برای هر جشن گسترده می شد که دارای انواع خوراکی ها بود. این سفره معمولاً چند ساعت مانده به زمان تحویل سال نو آماده بود و بر صفحه ای بلندتر از سطح زمین چیده می شد.

سمنو : نماد زایش و باروری گیاهان است و از جوانه های تازه رسیده گندم تهیه می شود.

سیب : سلامتی و زیبایی وباروری است

سنجد : نماد عشق و دلباختگی است

سبزه : نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی بشر و پیوند او با طبیعت است. سبزه که معمولا جوانه گندم و یا عدس بوده که نماد نوزایی و تولد دوباره است .

سیر : نشان دارو و شفابخشی است.

سماق : نماد رنگ خورشید به هنگام طلوع بوده. با ظهور خورشید نیکی بر بدی پیروز می گردد



سرکه : نشان قدمت و صبر و بردباری است.

سکه : که نماد ثروت و دارایی است . به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است.

تخم مرغ : که نشان زایندگی است که در دره بید تخم مرغ ها را با پوست پیاز قرمز که با جوشش آب و پوست پیاز تخم مرغها هم پخته شده و هم رنگ های زیبایی میگرفتند و در سفره هفسین قرار میدادند.

آب : پاکی

قرآن :کتاب مقدس

ماهی قرمز : در تنگ آب نشان زندگی و برکت است .

آینه : که نماد تصویر پیدایش و روشنائی است بر سر سفره هفت سین گذاشته می شود.

آتشدان : نماد پایداری نور و گرما که بعد ها به شمع و چراغ مبدل شد . در دو طرف آینه دو شمعدان گذاشته می شود و به تعداد فرزندان خانواده شمع روشن می گردد. شمع ها نماد شادی و روشنگری هستند.

انار : نماد تقدس

نان : پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر

و شاخه هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، سرو و یا انجیر در دسته های سه ، هفت یا دوازده تایی

و آجیل و شیرینی نان برنجی ، مغز بادام

نزدیک لحظه ی سال تحویل فرزندان خانواده همگی به خانه های بزرگترین شخص فامیل می روند تا در کنار هم مراسم تحویل سال را انجام دهند.

بعد از سال تحویل همه به هم تبریک گفته و بزرگتر ها به ترتیب سن به همه عیدی می دهند که این عیدی ها خرج نمی شود و برای تبرک تا آخر سال در کیفشان قرار می دهند تا دست خوب افراد سخاوتمند فامیل به کسب و کارشان رونق دهد .

در لحظه ی سال تحویل رسم بر این است که نباید کسی خواب یا غمگین باشد که افراد خوانواده او را از آن حال بیرون می آورند تا همه شاد بر سر سفره بنشینند.

تبرک آفتاب نوروزی : ساعات نخستین آفتاب است و در صبح نوروز، خورشید بیشتر از هر زمان دیگر به زمین نزدیک می شود و مردم با نظر کردن به آفتاب نوروزی، خود را متبرّک می کنند. در این روزدره بیدیان در ساعات اول روز به سبزی درختان نگاه می کنند تا بخت سبز و با طراوت در سال جدید نسیبشان شود.

از جمله رسم ورسوم دره بید در این روز بعد ازتحویل سال افراد به بالارفتن از پله ها که نماد بالا رفتن پله های ترقی می باشد می روند.

بعد از تحویل سال از یک فرد پاک و مهربان و خوشبخت می خواهند تا اولین کسی باشد که به خانه ی آنها بیاید که تا آخر سال خوشبختی به خانه آنها وارد شود.

بعد از آن تمام افراد فامیل به دیدن تک تک افراد از بزرگ به کوچک می روند که در مهمانی ها با شیرینی (نان برنجی که قبل از عید به دست بانوان خوانواده پخته می شد) و آجیل ( انجیر یزدی ، بنه ، گندمک ،مغزچی. نخودچی ، بادام و ....) پذیرایی می شوند


منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> مناسبتهاي ملي اصفهان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران