روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - چیله گئجه سی / روستای مجارشین

چیله گئجه سی / روستای مجارشین

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> مناسبتهای ملی آذربایجان شرقی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 20 فروردين ماه ، 1393 14:35:49    موضوع مطلب: چیله گئجه سی / روستای مجارشین پاسخ همراه با اعلان

چیله گئجه سی و آداب و رسوم آن در در روستای مجارشین / اسکو


شب چله طولانی ترین شب سال محسوب می شود و مراسم آن اغلب نوعی شب نشینی فامیلی و دوستانه است. در این شب نشینی انواع خوراکی های زمستانی یعنی خشکبار و شیرینی خورده می شود. خوردن میوه های بهاره و تابستانی که به ترفندهای مختلف تا اولین شب زمستان نگهداری شده اند، به نوعی اصرار بر وجود بهار و تابستان گرم و پر برکت است. پختن برنج سفید نیز در شب چله ی بزرگ یا یلدا نوعی جادوی سفید برای سفید روزی و نیکبختی در زمستان سیاه و سرد به شمار می رود.اکثر اهالی روستای مجارشین در شب یلدا چیلله قارپیزی (هندوانه چله) می‌خورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمی‌کنند.هندوانه مهمترین خوراک شب چله مردم آذربایجان شرقی است. اغلب مردم در این شب برنج، مرغ و آش شیر پخته و بعد از شام نیز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه) آجیل، لبو، هویچ، حلوای گردو انواع میوه، خربزه، هندوانه و خشکبارهایی چون انگور، بادام و سنجد میل می‌کنند.»بیشترین مراسم زمستانی به چله کوچک مربوط می شود که سخت ترین و سردترین روزهای زمستان را در بر می گیرد. در بیشتر روستاها و گاه مناطق شهری آذربایجان شرقی، آیین های مشترکی در این خصوص وجود دارد. بر افروختن آتش بر پشت بام ها و گاه تیراندازی یا سر و صدا کردن ، معمول ترین و رایج ترین آداب مربوط به چله کوچک است. گمان بر این است که با افروختن آتش و سر و صدا ، پیرزن سرما یا «قاری نَـنـَه» ترسیده و فرار می کند.


تفسیر علمی و دقیق چیلله :


در ترکی یای یعنی کمان، چیلله نیز یعنی زه (در اینجا زه کمان) و نیز محل زه برای گذاشتن تیر در موقع انداختن تیر، (و نیز معناهایی که گفته خواهد شد)، اوخ یعنی تیر (تیرِ کمان).

در ترکی به تابستان نیز "یای" گفته می­شود. از این رو وقتی گفته می­شود "یایین چیلله­سی"(چلّه­ تابستان)، (تداعی کننده­ی کشیدگی نهایی کمان به هنگام انداختن تیر) یعنی نهایت و اوج کشیدگی تابستان که چهل و پنج روز رفته از تابستان است.

قیشین چیلله­سی (چلّه­ی زمستان) نیز به معنای کشیدگی نهایی سرما است که دو تا است یکی چهل روزه (بؤیوک چیلله) یکی بیست روزه (کیچیک چیلله). یعنی زمستان دوبار به اوج می­رسد.
چیلله گئجه­ (شب دارای کشیدگی نهایی) وقتی گفته می­شود "چیلله گئجه­سی" (شب چلّه) در واقع یعنی نهایت کشیدگی شب. ولی _تحت تأثیر تفسیرهای رایج_ به معنای شروع چلّه­ی زمستان تلقی می­شود که البته اینگونه نیست.


حسینقلی کاتبی در بخشی از کتاب «آذربایجان و وحدت ملی» می‌نویسد: «فصل زمستان در آذربایجان بسیار طولانی وسرد است و یکی از آیین های ویژه آن شب چله است. مردم استان آذربایجان شرقی نیز به عنوان یکی از خطه‌های زرخیز ایران ‌زمین برای زنده نگه داشتن این شب به یادماندنی برای خود آداب و رسوم ویژه‌ای دارند.


چیلله گلیب ائل ییغیشیب بیر باشا
قارانلیغین عومرو چاتیب دیر باشا
قیش ائوینده کورسو قورولوب قوشا
سئوگی سئونلر اَیله شیب جوت قوشا



چیله کوچک و چیله بزرگ


چله در آذربایجان به دو نوع است : 1- چله بزرگ که 40 روز است و از اول دی شروع و ودر 10 بهمن ماه به پایان می رسد 2- چله کوچک که 20 روز است و از 10 بهمن شروع می شود و پایان بهمن ماه به پایان می رسد . در کل چله در آذربایجان شصت روز است . در این شصت روز چله ، در روستای مجارشین زمستان به اوج خود می رسد و برف و یخبندان شدید روستا را در بر می گیرد .


مباحثه چیله کوچک و چیله بزرگ


اما درهشت روزی كه بین كیچیك چیلله و بیوك چیلله است اتفاقاتی حساس اتفاق می افتد:در این هشت روز بحثی مابین چله كوچك و بزرگ اتفاق می افتد .

چیلله لر ایکی باجی ایدی.بیری بویوک باجی؛بیری کیچیک باجی.گونلرین بیر گونو باجیلار اییده آغاجنین آلتیندا اوتورموش ،صحبت ائلیردیلر. ؛کیچیک چیلله؛ بویوک چیلله یه دئیر کی:

- باجی سن گئدین نه ایله دین؟
بویوک چیلله ده دئیر کی:
- من گئدیم ؛دونداردیم؛ اوشودوم؛ ناخوشلادیم؛ گلدیم!
بالاجا باجی گولوب دئیدی:
- من سنیم کیمی دئیلم! من گئدیب؛ قاری لاری کوره کدن؛ آفتافالاری لولک دن؛ گلین لری بیلک دن؛ کورپه لری بلک دن ائیلرم!!
جوابی ندا بویوک باجی ریشخندایله دئییر:
- باجین اولسون! سنده بیر ایش گوره بیلمزسن ؛ عومرون آزدی ؛ دالون یازدی (عمرت کوتاه است و به دنبالت بهار می‌آید)


در افسانه های کهن آذربایجان، دو چیلله وجود دارد که چیلله‌ی بزرگ همزمان با شب یلدا آغاز می‌شود و چهل روز طول می کشد. مطابق افسانه‌های کهن، پیرزنی که در فولکلور آذربایجان "قاری ننه" (مادربزرگ پیر) خوانده می‌شود، دو پسر دارد که نام یکی "بؤیوک چیلله" یا چلله‌ی بزرگ است و پسر کوچکتر، نام "بالا چیلله" را بر خود دارد و عمرش بیست روز است. از ابتدای شب یلدا چیلله‌ی بزرگ آغاز می‌شود. در روزهای پایانی چیلله‌ی بزرگ، برادر کوچکتر که مغرور است، نزد برادر بزرگتر می‌آید و می‌گوید: در این مدت چه کرده‌ای؟

چیلله بزرگ می‌گوید: "دستان زنان را در داخل کوزه های آب منجمد کردم!".
برادر کوچکتر می‌گوید: تو که کاری نکرده ای! ببین من چه می‌کنم!" کاری می‌کنم که نوزادان در گهواره‌هایشان یخ بزنند!".
برادر بزرگتر به طعنه به او می‌گوید: "عؤمرون آزدی، دالین یازدی!" (عمرت کوتاه است و به دنبالت بهار می‌آید)


تاپماجا و بایاتی خوانی


بزرگترها برای ایجاد فضای شادی و سرور، مسابقه‌های تاپماجا را دور کرسی راه می‌انداختند، به این صورت که یک "تاپماجا" (چیستان) می‌پرسیدند و کسی که پاسخ صحیح می‌داد، برنده بازی بود. همچنین بایاتی ها از اجزای ثابت هر یک از آیین‌ها و رسوم مردم آذربایجان می باشد. در مراسم شب چیلله به دلیل طولانی بودن این شب و گذران وقت، بزرگترها بایاتی می‌خواندند. گاه نیز مشاعره با بایاتی انجام می‌شد و گاهی هم بزرگترها با بایاتی برای کوچکترها فال می‌گرفتند. بیشتر بایاتی های مرسوم در شب چلله از منظومه حیدربابای شهریار انتخاب می‌شد. بعنوان مثال:


قيش گئجه سى طؤله لرين اوْتاغى
کتليلرين اوْتوراغى، ياتاغى
بوخاريدا يانار اوْتون ياناغى
شبچره سى، گيردکانى، ايده سى
کنده باسار گوْلوْب دانيشماق سسى

قــــاری‌ننه گئجـه نــاغیل دئینـــده
کولک قالخوب قاپ باجانی دؤینده
من قــاییدوب بیرده اوشــاق اولیدیم
بیر گول آچوب اوندان سونرا سولایدیم

در میان عامه مردم نیز «بایاتی»ها و اشعار منظوم متنوعی رواج دارد که از جمله آنها می‌توان به این «بایاتی» اشاره کرد:


چیله چیخار بایراما بیر آی قالار
پینتی آرواد قوورمانی قـــورتارار
گئدر باخار گودول ده یارماسینا
کوپینده قوویرماسینا


خالق بو قارپیزین شانینه سؤز ده قوشوب:

قارپیز ائله، قارپیزی،
قالیب ایله قارپیزی.
بؤیوک چیلله آدییلا
دوشوب دیله قارپیزی.
عزیزیم، چیلله قارپیز،
دوشوبدو دیله قارپیز.
ییغیلیب خورجون‌لارا،
گئدیر یازگیله قارپیز.



رسوم "چیلله گئجه‌سی" در آذربایجان


در زمان‌های قدیم، خانواده‌های آذربایجانی به رسم احترام، در این شب طولانی به ملاقات بزرگ خانواده می‌رفتند. بزرگ خانواده نیز با فراهم کردن "چیلله یئمک‌لری" (خوراکی‌های مخصوص چیلله)، آنها را داخل یک سینی مسی (مجمعی) می‌چید و روی کرسی قرار می‌داد. آتش زیر کرسی در ابتدای شب روشن می‌شد و افراد خانواده دور آن نشسته، شادی و سرور می‌کردند.چیلله یئمک‌لریمردم برای پذیرایی در این شب بخصوص و همچنین در شب‌چره‌ها، از تخمه آفتابگردان خوی، پشمک، حلوای هویج و "بازار حالواسی" (حلوایی که از مغز گردو و پسته تهیه می‌شد و مخصوص شهر ارومیه می‌باشد)، میلاق (انگوری که از دو- سه ماه قبل بوسیله نخ‌هایی بصورت عمودی به هم بسته شده و در محل مناسبی که سرد هم باشد، از سقف‌های چوبی آویزان می‌کنند) استفاده می‌شد. همچنین خشکباری نظیر برگه زردآلود، آلبالوی خشک شده، سنجد، بادام، گردو، میوه‌هایی مثل سیب ارومیه، خربزه‌هایی که بصورت ترشی نگهداری می‌شد و سایر خوراکی ها برای پذیرایی از مهمانان استفاده می شد. در این شب به خاطر طولانی بودنش، مردم با خوردن این خوراکی ها و گفتن بایاتی، سعی در گذراندن آن داشتند.


چیلله قارپیزی


هندوانه جزو لاینفک خوراکی‌های "چیلله گئجه‌سی" به شمار می‌رود و به نوعی سمبل این شب در آذربایجان است. سابق بر این که امکاناتی نظیر سردخانه‌های نگهداری میوه‌ها و همچنین حمل و نقل میوه از مناطق گرمسیر به سردسیر وجود نداشت، هندوانه را در محل مخصوص نگهداری کاه و علوفه برای حیوانات که "سامانلیق" (کاهدان) می‌نامیدند، نگهداری می‌کردند. بدین ترتیب که چند هندوانه از آخرین برداشت جالیز را انتخاب و در محل‌های مختلف کاهدان می گذاشتند و روی آن را به دقت می‌پوشاندند. در شب مذکور، هندوانه هایی که بهتر از بقیه مانده بود را برای خوردن انتخاب می‌کردند.


چیله لیک یا خونچا


”چیله خونچه سی “یا « چله لیک » ( هدیه شب چله ) مراسمی در روستای مجارشین است که در خانواده هایی که عضو تازه وارد (عروس) داشتند، هدایایی در این شب آماده می‌شد. خانواده داماد نسبت به تهیه خونچا (طَبَقی پر از هدیه) برای عروس اقدام می‌کردند که محتویات آن، هندوانه‌ی تزئین شده به بهترین شکل ممکن، تکه‌ای طلا که در توان مالی خانواده داماد باشد، پارچه‌های زیبا و نفیس، شیرینی و... بود. خونچا توسط والدین داماد به خانه عروس آورده می‌شد و طی جشن مختصری با حضور بزرگترهای خانواده عروس، از والدین وی اجازه می‌گرفتند تا عروس خانم شب چلله را در خانه داماد میهمان باشد.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> مناسبتهای ملی آذربایجان شرقی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران