روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - چاووش خوانی در انجدان / اراک

چاووش خوانی در انجدان / اراک

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> رسومات محلی استان مرکزی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 30 بهمن ماه ، 1393 17:30:59    موضوع مطلب: چاووش خوانی در انجدان / اراک پاسخ همراه با اعلان

چاووش خوانی در انجدان / اراک

معنی لغوی :
آواز و اشعاری که چاووش قافل. زوار خواند . خواندن چاووش قافل. زوار اشعار در منقبت ائمه و مناسب با زیارت اعتاب مقدسه .

در فرهنگ مردم ايران ، چاوش خوان كسي است كه در سفرهاي زيارتي ( پيش يا پس از سفر يا در هنگام سفر ) با خواندن اشعار و آوازهاي مهيج و مناسب ، وظيفه تشويق و ترغيب و همراهي مسافران و نيز تذكر به آنها و حفظ شئون سفر براي كاروانيان را بر عهده دارد . هرچند واژه چاوش يا چاووش در گذر زمان دستخوش تحول معنايي شده است ، اما كاربري آن همواره در پيوند با مراسم و تشريفات و سير و حركت بوده است ، به ويژه در دوره هاي اخير كه چاوش به عنوان يكي از عناصر اصلي سفرهاي زيارتي و كارواني ، نقش برجسته اي ايفا مي كرده است .

هنوز هم كم و بيش در شهرها و روستاهايي كه سنت هاي سفر تا اندازه اي پايدار مانده است ، من جمله روستای انجدان چاوشان به عنوان « مناديان سفر » و « مغنيان نواخوان » در سفرهاي زيارتي مسئوليت ارتباطي و نقش فرهنگي ويژه اي به عهده دارند . بنا بر اسناد فرهنگ مردم ، سابقاً هر يك از محلات داراي يك يا چند نفر چاوش خوان بود كه در تمام طول سال ،

اشعارمرسوم در چاووش خوانی زائرین عتبات عالیات انجدان

خرم دلی که منبع انهار کوثر است
کوثر کجا ز دیده پر اشک بهتر است

نام حسین و کرببلا هر دو دلرباست
نام علی اکبر از آن دلرباتر است

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید
دیدم که تربت شهدا مشک و عنبر است

هر یک شهید مرقدشان چهار گوشه داشت
شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است

پرسیدم از کسی سببش را به گریه گفت
پائین پای قبرحسین قبر اکبر است

پائین پای قبر علی اکبر جوان
هفتاد و یک شهید چو خورشید انور است

برسمت راست مرقد یک پیر جلوه کرد
در گوشه رواق که نزد یکی در است

پرسیدم از مخادم آن کاین مزار کیست؟
گفتا حبیب نور دوچشم مظاهر است

در جنب نهر علقمه دیدم یکي شهید
گفتم چرا جدا ز شهیدان دیگر است؟

گفتا خموش دار که عباس نامدار
منظور او ادب به جناب برادر است

رفتم به خیمه گاه و شنیدم بگوش دل
آنجا فغان زینب و کلثوم اطهر است

رفتم به سوی خیمه بیمار کربلا
دیدم که با دوصد غم و محنت برابر است

وارد شدم به حجله داماد کربلا
دیدم عروس قاسم دستش ز خون تر است

رفتم ز کربلا به سر تربت علی (ع)
دیدم که بارگاه علی عرش اکبر است

وارد شدم به صحن و سرایش بصد امید
دیدم که چلچراغ علی سرو کوثر است

برگشتم از رواق شدم وارد حرم
دیدم که چشم نوح نبی جای حیدر است

پر نور چشم نوح نبی از علی بود
این نکته هم ز کاتب از خاک کمتر است

شاها تویی که (ناصردین) باد چاکرت
منظور او به اذن جناب مطهر است

(ناصر) چو بر نجف برسید و بگریه گفت
هر صبح و شام چشم امیدش بدین در است

اشعارمرسوم در چاووش خوانی زائرین مشهد مقدس انجدان

ای غریبی که ز جد و پدر خویش جدایی

خفته در خاک خراسان، تو غریب الغربایی

این رواق تو و صحن و حرمت همچو بهشت است

روضه ات جنت فردوس مسما به رضایی

آه از آن دم که ز سوز جگر و حال پریشان

ناله ات گشت بلند آه تقی جان به کجایی

ای شه یثرب و بطحا تو غریبی به خراسان

سرور جمله غریبان و معین الضعفایی

اغنیاء مکه روند و فقرا سوی تو آیند

جان به قربان تو شاها که تو حج فقرایی.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> رسومات محلی استان مرکزی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران