روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - حِچ وَخ جوین بیزی 1

حِچ وَخ جوین بیزی 1

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار محلی خراسان رضوی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 1 اسفند ماه ، 1393 21:24:00    موضوع مطلب: حِچ وَخ جوین بیزی 1 پاسخ همراه با اعلان

حِچ وَخ «جوین» بیزی یاددَن چوخارمَ

(جوین فراموشمان مکن)


نویسنده : علی اکبر ملایجردی

منظومه «حِچ وَخ «جوین» بیزی یاددَن چوخارمَ» را به یاد روزگار سپری شده ی خود درجوین سروده ام وبه جوینی ها وخوانندگان مشتاق تقدیم می کنم.

قِش گِدندَ، فَسل باحار گَلَندَ،



دَررَلَردَ ، آق قار لَ اَرریَندَ؛



حَر تَرَفدَن چِشمَ لَ اِیدِرَندَ؛



قارَ بولوت،داق اِستِن نَن تورَندَ؛



یِل گَلَن دَ ،بولوت گُرگُر اِدَندَ ؛



یاقَن وَقتِ ،«ایدیریملار شاخاندا» ،



جالَ توتَن ، سولَ یولَ دیشَندَ ؛



گَلَن کِ ایل ،گیلَ گیلَ گَلَندَ ؛



سَحَرَ جَن ،خَلِق اویاق دورَندَ ؛



قِز اوقلانلَ «دورشابادَ» گِدَندَ



قُران لَرِ اُندَ وَرَق وَرَندَ ؛



چاقالَ یِن گِ رَخ لَرِ گییَندَ



بیری بیرنی گِرماقونَ گِدندَ ؛



گَلَن عَیدِ اُنَ تبریک دِیندَ ؛



عید گاحَ، قِز اُقلَن لَ، گِدَندَ ،



«باقلانجیجَ» باقلادُ اونِیَندَ ؛



قَررِلَرِ بیربیرَ باغلیَندَ ؛...



حِچ وَخ «جوین» بیزی یاددَن چوخارمَ،



قَرِب یِردَ بیزی ،یَککَ بوراخ مَ.



ترجمه ی فارسی:

آن گاه که زمستان می گذردوفصل بهارفرامی رسد؛

ودردره ها برف های سفید آب می شوند؛

وچشمه ها می جوشند ؛

وابرسیاه ازروی کوه برمی خیزد؛

بادمی وزد،وابرفریاد می زند ؛

وبه هنگام باریدن ،رعد وبرق می زند:

وباران شدید(ژاله) می گیردوآبدرهمه جا جاری می شود؛

وسال نو خندان خندان، فرامی رسد؛

ومردم (شب عید)تاسحربیدارمی مانند ؛

ودختران وپسران جوان(برای تحویل عید) به( امام زاده ی درویش آباد) می روند؛

ودرآن جا قرآن هاراورق می زنندومی خوانند؛

وبچه ها لباس های نورابرتن می کنند؛

وبه دیدن یگدیگر می روند؛

وعید رسیده را به هم تبریک می گویند؛

وپسران ودختران به عیدگاه می روند؛

وبازی«باغلانجیجه»را بازی می کنند؛

و(ازباب شوخی )پیرمردان وپیرزنان راباهم نامزد می کنند؛

(درهمه ی این موارد)ای «جوین»ماراازیاد مبر؛

ودرسرزمین غربت ماراتنهامگذار؛....

یادداشت ها:

1)درویش آباد:مجموعه ی تاریخی درویش آباد درشمال شمس آباد که اکنون آثارش محو شده است.به این اعتبار به آن درویش آباد می گویند که مقبره ی یک درویش(عارف)درآن وجود داردکه سابقاً مردم برای ساعت تحویل به آن جا می رفتند.

2)باغلاجیجه باغلاندو:یک بازی مخصوص است برای نامزد یابی.به این صورت است که دختران یاپسران دست دردست هم صف می بندند، یک نفر کدخدا است،کدخدا فریاد می زند:«باغلانجیخه باغلاندو»(بازی باغلنجیجه شروع شد) ودیگران فریاد می زنند:«کیمله کیمه باغلاندو» (کیا با کیا نامزد شدند) کدخدا گوید Sadمثلاً)غُنچه به بایرام بسته شد.کسی که نامزد می شود درصف رویش برعکس دیگران می شود.




حِچ وَخ «جوین» بیزی یاددَن چوخارمَ(2)


نویسنده : علی اکبر ملایجردی
اَیددَ ،توی لَ دال با دال گَلِردِ ،

کیشی خاتون وُرُردُ ،سیندِرِردِ



«اَسقَر بَخشِ» دُودَ دیتار چالوردُ،



قِزلَ اُنی دُورُند َسَف باقلوردُ،



اُ وُرُردُ،قِزلَ دُو دَ ،اوینُردُ،



آشِق قِریب ،شاح سَنَم نَن اوخوردُ،



حِی دِیِردِ،آباد اُلُسُن «کَلَتَ»



خراب اُلسُن،خراب اُلسُن ،«آق قَلَ»



ناقارَنچِ ،کوراوقلونو دِگِردِ،



پََحلُوان لَ ،دُودَ کُشتو گیریردِ،



دُحُل سَسِ بولوت لَرِ سَسلِردِ،

قارا بولوت داقدَن دَشتَ اِنِردِ ،



دَشت اِستِندَ ،سوزلو سوزلو یِقلِردِ.



«مسِییِب» نَن دام اِستِنَ مینیردیگ ،



بولوت لَرَ بَلَن بَلَن دِیِردیگ ،



آی بولوت یاق ،فُکُلُم بَلَند اُلسُن ،



اَووَل چِخَن گِوَلَگ مَن کِ اُلسُن ،



جُوِینی دَشتِ سربِ سر گِگ اُلسُن،



حِچ وَخ جُوِین دَشتِ نِ سُودَن اِتمَ



«جوین» سَنَم بیزلَرِ یاددن اِتمَ ،



آچَ دیشَن رَفِقلَرِ خار اِتمَ .



ترجمه ی فارسی:

هنگام عید مردم پشت سرهم عروسی می گرفتند ،

ومردوزن می زدندومی رقصیدند.

«اصغر بخشی»درعروسی دوتارمی زد ،

ودختران به دورش صف می بستند،

اومی نواخت ودختران می قصیدند،

از«عاشق غریب» و«شاه صنم» می خواند،

وازفرط شادی می گفت:آباد باد «کلاته»،

وخراب باد «آق قلعه».

نقاره چی آهنگ« کوراوغلو»رامی نواخت ،

وپهلوانان درمیدان کشتی می گرفتند،

صدای دهل ابرهارافریاد می زد،

وابرسیاه ازکوه به دشت سرازیر می شد ،

وبرروی دشت باسوز تمام می گریست.

با«مصیب» به پشت بام می رفتیم ،

وباصدای بلند به ابرها می گفتیم:

ای ابر:ببار تافُکُلم رشد کند ،

واولین قارچی که سراززمین بیرون می آورد ،نصیب من شود،

و(ببار)تاسراسر جوین سرسبزشود ،

وهیچ وقت دشت جوین راازآبت محروم مکن ،

وتوهم ای جوین! ماراازیاد مبر ،

ورفیقان دورافتاده راخوارمکن.

یادداشت ها:

1)اصغر بخشی(جزندری):نوازنده ی معروف دوتارجوین ازعباس آباد عرب که دراوا یل 1370 به رحمت ایزدی پیوست.

2)عاشق غریب:یکی ازمنظومه های عاشقانه ی ترکی است وشاه صنم معشوق عاشق غریب است.

3) کوراوغلو:اسم آهنک مخصوص کُشتی درخراسان برگرفته ازداستان حماسی کوراوغلو (برای اطلات بیشتر به وبلاگ من – جهان گشا مراجعه کنید)

4)کلاته:به معنی جای خوش وخرم وسرسبزاست ودرجوین به آبادی های خارج ارمحل سکونت مردم که دارای چشمه یا قناتی بوده می گفته اند.این منظور کلاته ی آقامحمد است.

5)آق قلعه:مجموعه ی تاریخی درغرب نقاب(قدرآباد)دارای یک شارستان ویک مسجد دروسط آن ودارای یک ارک به نام نارنج قلعه می باشد.دورتادورآن دیوار وخندق می باشد.

6) مصیب:منظور مصیب فرزند محمد غلام است .باهم همسایه بودیم .پسر مهربانی بود.که درجنگ برادرش آدینه علی به درجه ی رفیع شهادت رسید.

7) یاق یاق پُکولوم بلند اولسون:این آوازرا همیشه بچه های جوین برای درخواست باران ازابرها می خواندند.چون بچه ها برای یافتن قارچ به باغ ها می رفتند ،ازابرها می خواستند تاببارد تااولین قارچ ها نصیب آن ها شود.

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار محلی خراسان رضوی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران