روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - شعری در وصف روستای زیارت / گرگان

شعری در وصف روستای زیارت / گرگان

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار استان گلستان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1929860
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 21 اسفند ماه ، 1393 18:13:52    موضوع مطلب: شعری در وصف روستای زیارت / گرگان پاسخ همراه با اعلان

شعری به لهجه زیارتی دروصف روستای زیارت گرگان

مدیریت وب زیارت گرگان شما را دعوت می کند به خوندن این شعر محلی زیبا با لهجه زیارتی همراه با معنی فارسی، بفرماید بخونید.................................
زیارتِره، بامهربانی های یاران دوست دآرم زیارت را بخاطر مهربان بودن دیارش دوست دارم
زیارتِره ،با اُون همه اخلاصو ایمان دوست دآرم زیارت را بخاطر خالص بودن ایمانش دوست دارم
قامت کوهاش ، آبشاراش ره دوست دآرم ارتفاع کوههایش و آبشارهایش را دوست دارم
کوچه های محلمانه، از دل و جان دوست دآرم معابر روستامو از دل و جان دوست دارم
بوی وارش بهاری ، بوی خاک تَر هابیش ره دوست دآرم بوی باران و بوی خیس خاک را دوست دارم
برفو وارشِشِه دِله ی زمستان دوست دآرم برف و باران روستا رو در زمستان دوست دارم

زیارتِره ،با امام زاده و آبگرمش دوست دآرم زیارت را با مکان های مذهبیش و چشمه آبگرمش دوست دارم

زیارتِره ،با مَردِمان باصِفایش دوست دآرم زیارت را بخاطر باصفا بودن مردمش دوست دارم

زیارتِره ،با نُونه مَحَلیش دوست دآرم زیارت را بخاطر نان محلیش دوست دارم

زیارتِره ،با اُون مَردِمان زَحمتکشش دوست دآرم زیارت را همراه با مردمان زحمتکشش دوست دارم

زیارتِره ،با اُون هَمه لطفو صِفایِش دوست دآرم زیارت را با تمام صمیمیت و صفایش دوست دارم



با قلم و یاری پروردگار * از گذشته مِگُوم و از اُون روزگار

خاهشن تا ، تَه تَه تَه ، تَیه مطلب بخانین خَلِه خَلِه از شِما سپاسگذارم.

ناز و نعمت اون ِزمانه خَله به* جو و گندم برکت انبار به فراوانی آن زمان زیاد بود و برکت بود

غله یگ سالهِ دلهِ اَنبار دَبه * وزن غله خروار به انقدر برکت بود که محل ذخیره روی هم انباشته بود

احتکار غله معنا نِدآشته *این صفت در جامعه جایی نِدآشته گرانفروشی و کم فروشی درآن زمان معنا نداشت

مردم اون زمانهِ صداقت دآشتِن * با مسجد انس و الفت دآشتِن مردم صداقت داشتن و نماز خوان بودن

اعتقاد و دین و ایمان دآشتِن * الفتی با صوت قرآن دآشتِن دین و ایمانشان قوی بود به کتاب خدا اعتقاد داشتن

از زکات و خمس هشکی غم ندآشتهِ * بذل و بخشش بین مَردِم حرف ندآشتهِ

کسی از دادن زکات و خمس نالان نبود و بین مردم بخشش فراوان بود

یادِش بِخیر اون دینو ایمان * ِصب اول ، صدایهِ قرآن

آن روزگار یادش بخیر مردم ایمان داشتن و اول صبح با قرآن انس می گرفتند

ملک زیارت آباد به * مالکش در ناز و نعمت به

سرزمین زیارت خیلی خوب بود مردمان آن زمان در ناز ونعمت بودن

زَمین ، سَرا ، انده آفت دنبه * این همه سمپاشی و زحمت دنبه

در زمینها یا مزارع انقدر آفت نبود و مثل امروزه نیازی به سمپاشیو زحمت نبود

کشمش و بادام و جُز کم ، نی به * دِله زمستان خانه بی شلغم ،نی به

کشمش و بادم و گردو فراوانی بود و در زمستان هم شلغم در خانه ها بسیار بود

هر کی چندتا گُوسفند پلوار دآشتهِ *خرجی یک سالره انبار دآشتهِ

هرکسی چندتا گوسفند داشت و گوسفندها را چاق می کرد و بعد از چاق شدن ذبح می کردن و گوشتش را ذخیره می کردن و کبود گوشت نبود

فرش خانه از لَمهِ و گلیم به * یه غِذایه گرمو آش و حلیم به

فرش های خانه تجملی نبود ساده بود و غذاها هم ساده بود

این همه مَرضو و بیماری دَنِبه * چون غِذا ،سردو ، بازاری نی به

بیماری نبود چون غذاها مثل امروزه بازای نبود

اون ِغذایهِ دِرست هاکوردِیه مار * چایو قوریو و سماور یادِش بخیر

غذاهای که مادران درآن زمان پخت می کردن ویا با آن سماور وقوری که چای درست می کردن یک چیز دیگری بود یادش بخیر

اون زمانهِ مَردم قناعت دآشتن * به نماز و روزه عادت دآشتن

درآن زمان مردم قانع بودن و اهل نماز بودن

زندگانی راحت و آسوده به * قلب مَردم شاد و لباشان پِر خنده به

زندگی راحت تر بود آرامش داشت و به همین علت دل مردم آن زمان شاد و پرُ خنده بود

این همه رنج و گرفتاری دَنِبه * دلخوری و کینه ای دِله دلشان دَنِبه

این همه سختی و مشقت نبود از کسی دلخور نمی شدن و کینه به دلشان راه نمی دادند

دِله مجالس صحبت باطل دَنِبه * کسی از نِمازش غافل دَنِبه

در مهمانی ها دورهمی ها غیبتی درکار نبود کسی هم از نمازش غافل نبود

هِشکی چِشمش دِنبال نامِحرم دَنِبه* صحبت از افسردگی و غم دَنِبه

کسی به نامحرم با دید هوس گرایانه نگاه نمی کرد چشم چران نبودن کسی هم افسرده و دارای غم نبود

کُوشُ و شِلواره اروپایی دَنِبه * یگ دآنه جوان ولگرد و هرجایی دَنِبه

کفش و شلوار اروپایی نبود یک نفر ارازل واوباش در جایی نبود

ِزلفِ دختر و پسر یگسان ،نی به * صحبت از آرایش مردا ،نی به

چهره دختروپسر یکی نبود مثل امروز و آرایشی هم برای مردان درکار نبود

ریش مَردا مثل ریش بِز ،نی به * صحبت از آرایش مردا اَصلن ،نی به

ریش بزی که امروزه میذارن بعضی ها مد نبود مردا اصلن آرایشی نمی کردن

مرد و زن میانه شان ، جنگو جدال ،نی به * چون دِکور و مُبلهای رنگارنگ دَنِبه

زن وشوهر بینشون دعوا و طلاق طلاق کشی نبود چون مثل امروزه تجملات رنگارنگ نبود

مشکل مِردم لباس شیک، نی به * این همه شلوارا تنگ و فیک ،نی به

مردم آن زمان مشکلشون لباس شیک نبود به دنبال شلوار لوله تفنگی نبودن

ازدواج اون مُوقع مشکل ، نی به * چون خواسته های آتل و باطل دَنِبه

ازدواج آسان بود چون خواسته ها در حد زیادی نبود

عاشقی اینترنتی معنا ندآشته

عشق اینترنتی در آن زمان مثل امروزه نبود

مهر زنها انده سنگین ، نی به * شرط اول خانه و ماشین، نی به

مهریه دخترها انقدر مثل امروزه زیاد نبود شرط اول ازدواجشونم خانه وماشین نبود

این همه تقلید نادانی دَنِبه * باغ تالار جای میهمانی دَنِبه

از دیگران تقلید نمی کردن به دنبال مجالس سنگین در فلان باغ وفلان تلار نبودن

انده که اِما کفران نعمت هاکوردیم * ترک مسجد و عبادت هاکوردیم

انقدر زیاد مردم کفر نعمت کردن مساجد را ترک کردن وعبادات کم شده

از اون روزی که مسجد ،بَشیَنامان، کم هابه * زندگانی بی نصیب از رحمت یزدان هابه

از وقتی که به مسجد رفتنمون کم شده زندگیمون هم از رحمت خدا بی برکت شده

در عباداتمان کم لطفی هاکوردیم * بخاطر همین جای نعمت سهم اِما ذلت هابه

درعبادت کردن کم کاری کردیم به علت همین است که جای برکت ونعمت سهم ما سختی وذلت شده

از صداقت و صفا دیگه آثاری باقی دَنِیه * از این به بعدم لطف خدا دیگه یار، نی یه

صداقتی دیگه وجود نداره بخاطر همین است که خدا یاری نمی کند

لطف یزدان از سر اِما کم هابه * جای شادی قسمت اِما غم هابه

مهربانی خدا از سر ما کم شده بخاطرهمین جای شادی غم شده

توجه مَردم به دین کم هابه

مردم به دین وایمان بی توجه شدن

برکت و رحمت، خَلِه کم هابه ،دِله ی این ِزمانه

رحمت و برکت الهی در این دوران خیلی کم شده

یادش بخیر اون ِزمانه ،که رحمت پروردگار، خَلِه به ، ولی قدرشه ندآنستن مَردمه این ِزمانه

یاد آن روزها بخیر که برکت ورحمت خدا فراوان بود ولی مردم این زمانه قدر آن دوران را ندانستن

(یادش بخیر قَدیما)

(یادش بخیر گذشته ها)



از شما بابت خوندن مطلب تشکر می کنم

منبع مطالب فوق وب زیارت گرگان

و
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار استان گلستان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
كه مازندران شهر ما ياد باد
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران