روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - متداولترین ضرب المثل های عربی

متداولترین ضرب المثل های عربی

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ضرب المثل هاي خوزستان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1933470
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 28 بهمن ماه ، 1390 00:47:12    موضوع مطلب: متداولترین ضرب المثل های عربی پاسخ همراه با اعلان

متداولترین ضرب المثل های عربی


۱) إمامٌ فَعّالٌ خیرِ مِن إمام قَوَّالٍ
ترجمه: « رهبر فعال ( کاری ) بهتر از رهبر سخنور است. »
۲) اِبدَءَ بِنَفسِکَ
ترجمه: « از خود آغاز کن»
مترادف فارسی : « اول خویش سپس درویش»
۳)أبصَرَ مِن زَرَقاء الیَمامَۀ
ترجمه: « دوربینتر از زرقاء»
تمثیل: « ای خداوندی که گر روی تو اعمی بنگرد// از فروغ روی تو بیناتر از زرقا شود» ) قطران )
شرح: زرقاء نام زنی از عرب است که از مسافتی بعید میدیده است. امثال و حکم – ( دهخدا )
۴) أبصَرَ مِن غُرابِ
ترجمه: « دوربینتر از کلاغ»
۵) اَبقَضَ الاَشیا عِندیالطُلّاقِ
تمثیل : « تو برای وصل کردن آمدی// نی برای فصل کردن آمدی» ( جلالالدین محمد بلخی )
مشابه: « بود سوزن بهاز تیغ برنده// که این دوزنده آمد آن درنده


منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1933470
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: جمعه، 28 بهمن ماه ، 1390 00:50:02    موضوع مطلب: ضرب المثل عربی با ترجمه فارسی پاسخ همراه با اعلان

ضرب المثل عربی با ترجمه یا معادل فارسی


1. مَنْ طَلَبَ شیئاً وَ َجَدَّ وَجَدَ. (عاقبت جوینده یابنده بود.)

2. مَنْ صارَعَ الحقّ صَرَعَــهُ . (هر که با حق در افتد ور افتد.)

3. الیَـدُ الواحدةُ لا تُــصفّق . (یک دست صدا ندارد)

4. وَهَبَ الأمیرُ ما لا یَـمْلِک . (از کیسه خلیفه می‌بخشد)

5. لا یمدح العروسَ إلّا أهلُها (هیچ کس نمی‌گوید ماست من ترش است)

6. مَنْ قَــرَعَ باباً و لَجّ وَلَجَ . (عاقبت جوینده یابنده است)

7. من طلب العُلی سَهِرَ اللیالی . (گنج خواهی در طلب رنجی ببر.)

8. لکلّ مقام مقال. (هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد)

9. الکلام یجرّ الکلام. (حرف حرف می کشد .)

10. باتَ یَشوی القراح . (آه ندارد که با ناله سودا کند)

. ماهکذا تورد یا سعد الإبل (این ره که تو می‌روی به ترکستان است)

12. کلّ رأس به صداع (هر سری دردی دارد)

13. من طلب أخاً بلا عیب بقی بلا أخ. (گل بی‌خار خداست)

14. من حَفَرَ بئراً لأخیه وََقَعَ فیها . (چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی)

15. تَسْمَع بالمُعیدی خیرٌ مِن أن تَراه. (آواز دهل شنیدن از دور خوش است)

16. لکلّ فرعون موسی . (دست بالای دست بسیار است)

17. ماحَکّ ظَهری مثلُ ظُفری . (کسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)

18. کلم اللسان أنکی مِن کلم السنان (زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است)

19. کالمُسْتَجیر من الرّمضاء بالنّار .(از چاله به چاه افتادن)

20. لا تؤخّر عمل الیوم إلی غدٍ . (کار امروز را به فردا میفکن)

21. لا یؤخذ المرء بذنب أخیه (کسی به خاطر گناه برادرش مؤاخذه نمی شود.)

22. لکلّ جدید لذّة. (نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار)

23. لا یُلدَغُ العاقلُ من جُحر مرّتین (آدم خردمند دوبار از یک سوراخ نیش نمی خورد.)

24. عند الشدائد تعرف الإخوان (دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی)

25. غاب القطّ إلعب یا فار (گربه نیست پس ای موش بازی کن .هر کاری می خواهی بکن.)

26. فعل المرء یدلّ علی أصله (از کوزه همان برود تراود که در اوست)

27. فوق کلّ ذی علم علیم (دست بالای دست بسیار است)

28. أظهرُ من الشمس . (آشکارتر از خورشید است .)

29. قاب قوسین أو أدنی (کنایه از بسیار نزدیک بودن)

30. الصبر مفتاح الفرج (گر صبر کنی زغوره حلوا سازی)

31. الطیور علی أشکالها تقع (کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز)

32. عاد بخُفَّی حنین ـ عاد صفر الیدین (دست خالی بازگشت ـ دست از پا درازتر برگشت)

33. أین الثَـری و أین الثریّا ؟ (دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه هر دو جانسوزند ولی این کجا و آن کجا)

34. زاد الطّین بلّه (قوز بالا قوز شد.)

35. خیر الناس من ینفع الناس (بهترین مردم کسی است که به مردم نفعی برساند)

36. بیضة الیوم خیر من دجاجة الغَد. (سیلی نقد به ازحلوای نسیه)

37. بلغ السّکین العظم (کارد به استخوان رسید)

38. عصفور فی الید خیر من عشرة علی الشجرة. (سرکه نقد به زحلوای نسیه)

39. ربّ سکوت أبلغ من الکلام (چه بسا سکوتی که از سخن گفتن شیواتر است)

40. السکوت أخو الرّضا. (سکوت علامت رضاست)

41. رحم الله إمرئ عمل عملاً صالحاً فأتقنه (کار نیکو کردن از پر کردن است)

42. حبه حبه تصبح قبه (قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود)

43. الحسود لا یسود (حسود هرگز نیاسود)

44. الحقّ مرّ .(راستی تلخ است)

45. خیر الأمور أوسطها (اندازه نگهدار که اندازه نکوست هم لایق دشمن است و هم لایق دوست.)

46. خیر البرّ عاجله (در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست)

47. خیر الکلام ما قلّ و دلّ (کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ تا ز اندک تو جهان شود پر)

48. خالِفْ تُـعْرَف (مخالفت کن تا مشهور شوی .)

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> ضرب المثل هاي خوزستان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران