روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - گویش سبزواري

گویش سبزواري

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> فرهنگ لغات خراسان رضوی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1933470
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 1 اسفند ماه ، 1390 14:39:33    موضوع مطلب: گویش سبزواري پاسخ همراه با اعلان

گویش سبزواري

از آن جایی که خراسان خاستگاه زبان پهلوی اشکانی است و پهلوی منسوب به پرثوه است و آن نام قبیله ی بزرگ"پرثوه"بود،که نام خراسان امروزی است .و حدود جغرافیایی دولت اشکانی برابر تقسیمات امروزی دامغان و....سبزوار است و بنا به گفته روزبه دادویه (ابن مقفّع) دری ،لغت مشرق و بلخ است و زبان در ی نیز تغییر شکل یافته ی پهلوی اشکانی است .بی گمان شناخت گویش سبزوار،به شناخت زبان از میان رفته ی پهلوی اشکانی کمک شایانی خواهد کرد .از این رو برای آگاهی خوانندگان ارجمند ،ویژگی های گویش سبزوار را در واک ها (=صامت ها)و واکه ها (=مصوّت ها)و واژگان به کوتاهی می آورم

این گویش دارای 23 هم خوان است که واج های ((ه،و،ء،ح))معمولا در پایان واژه ها به کار نمی روند.هم خوان مرکب ((خوَ))که بازمانده ی زبان اوستایی است ،امروزه((واو))آن از میان رفته اما در گویش سبزوار وجود دارد ،مانند،خویس،خویر،در داورزن خوَر 2.حرف ((ژ)) به رغم زبان فارسی در گویش سبزوار وجود ندارد مانندجَلَه (=ژاله) و جاکت(=ژاکت) 3. یای مجهول و واو مجهول که قرن ها ست از میان رفته در گویش رسمی سبزوار پر کاربرد است .هنوز سیر (ضد گرسنه ) را ((سِر ))و ((زیر))را ((ز ِر))و((بیل)) را ((بِل)))به کار می برند.در روستای منیدر((واو مجهول))بسیار پر کاربرد است. 4.در زبان فارسی معیار6 مصوت هست،در حالی که گویش سبزوار 14 مصوت دارد از این رو پر بار ترین گویش است که در خور زبانی شدن است.شگفت است که با آن همه یورش هایی که به این سرزمین شیعه نشین می شده ،کمتر از زبان های بیگانه وام گرفته و جز کمی از واژه های ترکی هم چون ؛((بشقاب،ایلجار،چاروغ ،با جناق،قاق))و واژه های مفعولی مانند ؛ایل ،سوغات ،قلدر ،قلچماق ،خان ،داش،و....و واژه های بیگانه دیگر همچون ؛کمپلت،سماور،قوری ،استکان ،ماشین ،اُرد(=دستور)،تلمبه،چرتکه و....که همان ها را نیز در کوره ی دستوری گویش آب کرده ،کمتر از بیگانه هنایش (=تأثیر)پذیرفته است ،زیرا فرهنگ پر بار سبزوار ،بیهق با پیشینه ی تاریخی و دانشی و دینی که داشته نیازی به وام خواهی از دیگران نداشته است. 5. از ویژگی های دیگر گویش سبزوار این است که از واژه های گویش همانندی های فراوانی با زبان پهلوی و اوستایی دارد .مانند ؛تاس،تاغ ،بوم(=بام) ،ایشتو(=شتاب) ،برغ در اوستایی وَرق به معنای بند آب،برشته،اُشتر در اوستایی اوشتر،اِندر در مادر اِندر،چِروا(=حیوان)،خُمب،خواجه،یوم(در اوستایی یام به معنای ظرف پلاستیکی برای کاه شویی)تُخس در پهلوی به معنای زرنگ واُخُره در اوستایی اَخوَرَه،اَنجو،کوف(=کوه)،دول (=سطل)،دِو(=دیو)،در پهلوی دِو در اوستایی دَاِوِه.گیزدُم،هِچ در پهلوی هِچ،ویر (موی بر تن راست شدن)در اوستایی ویره ،خویس در اوستایی به همین شیوه و صد ها واژه ی دیگر. 6 .از دیگر ویژگی های گویش که پر باری فرهنگ را می رساند،این است که برای هر پدیده ای فعل یا نامی جداگانه می آورد .برای نمونه ؛ اگر زمین با خاک بالا آمده باشد((وِ ِرلوقیّن)) ؛اگر باد کرده باشد ((وِ ِرپوکیّن))؛اگر چهره با زنش(=ضربه)ورم کرده باشد ((ور قورّین)) و اگر چیزی مانند پنبه روی هم باشد ((ورسولومبین)) یا ((سلمباد)) گویند.مردن برای بچه ها ((ورپرّیَن)) است.چوب اگر بزرگ باشد ((کُنده))باریک باشد ((خِلَشه))و اگر چوب تازه باشد ((شُوش))،اگر از درخت انار باشد ((تِركَه))و اگر تازه شكسته شده باشد ((شِخِل))و اگر عادي باشد ((چوب ))گويند.

7-وي‍ژگي ديگر گويش اين است كه افعال ساده ي آن بيشتر از افعال ساده ي زبان فارسي است .

نمونه ي افعال ساده و پيشوندي سبزواري:اَنجيدن (ريز ريز كردن)،تيجيين و رخِچِروندن (فشردن آب پارچه )،بنجيين(پاك كردن سبزي)،دِندوختن(شايع كردن)،خوچّوندن (فشار دادن)،كُرچوندن(پاره كردن)،لِشتن(ليسيدن)،ورغُلّوندن (برانگيختن)،ورتِلِزگيين(از جا پريدن)،ور تُلُنگيين (اعتراض كردن)،وِ ِراِمَين(بر آمدن خمير)،واكشيين(بستن)،واجيجيين(سوختن موي)،واجرقين(خوشحال شدن)،

8–مهمترين ويژگي ديگر گويش اين است علاوه بر داشتن نام آواهاي فراوان ،از آن ها اسم،صفت يا فعل نيز مي سازند؛مانند :تخم ِناتِر ِنگ و نمونه هاي شماره 7

نمونه ي نام آوا هاي سبزواري عبارتنداز:جُق جُق(صداي ماست ترشيده)،لُق لُق(صداي آب جوشيده)،قل قل (صداي آب سماور)،لوك لوكه، گُر گُر ،كُر كُر(صداي آتش)،مُس مُس (تنبلي)،لَك لَك (صداي آب خوردن سگ)،فِش فِش (صداي مار)،حَف حَف (صداي سگ)،ويل (صداي زوزه ي سگ و شغال)دِنگ دِنگ(صداي مگس)،دَر دَر (دشنامي است).

منبع:http://rovzaneh.com

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> فرهنگ لغات خراسان رضوی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران