روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - سال نو - شعر

سال نو - شعر

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار فارس

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1933470
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 15 خرداد ماه ، 1391 19:10:14    موضوع مطلب: سال نو - شعر پاسخ همراه با اعلان

سال نو

راشد انصاری- شاعر و طنزپرداز دیده بانی در شعری طنز با عنوان “سال نو” چنین سروده است:



می شود امسال بهتر سال نو

بهتر از هر سال دیگر، سال نو

می شود با لطف مسئولین امر

غصه و غم خاک بر سر، سال نو!

یا پیامک می رسد از دوستان

یا که می آید نمابر سال نو!

نیست بعد از توپ و تانک و فشفشه

صحبت از شیر سماور، سال نو!

طبق تمهیدات مجلس بعد از این

می رود تا ماه آذر سال نو!

کارمند از فرط بی دردی فقط

کیف خواهد کرد با هر سال نو

هفت گاو چاق دارد می خورد

هفت تایی گاو لاغر، سال نو

پس برای صرفه جویی جای مرغ

حال کن با تخم کفتر سال نو

این شکاف بین ما و زندگی

می شود این بار کمتر، سال نو

چرخ پر باد تورم چارتاش،

می شود بدجور پنچر سال نو!

می نماید دولت خدمتگزار

کوچه ها را سنگ مرمر، سال نو!

با کمی تغییر در جنس بشر

می شود خواهر، برادر سال نو!

(یعنی از جنس مؤنث می توان،

ساخت یک جنس مذکر سال نو!)

رشد خواهد کرد هر چیزی! به جز

طفلکی این دب اصغر سال نو!

هر کسی پایین منبر بوده است

می رود بالای منبر، سال نو

خاک بر فرق کسی که می زند

همچنان از پشت خنجر، سال نو!

گرگ چندی در لباس میش رفت

می شود رو دستش آخر سال نو

آنکه بالا بوده می آید به زیر

با زرنگی می رود در، سال نو!

***

از در و دیوار میهمان می رسید

میهمان؟ نه! قوم بربر سال قبل!

حکم این جانب وَ آن الوات ها

یک مویز و چل قلندر، سال قبل

نامسلمانی که می دیدم شَدید

می شدم از بیخ کافر، سال قبل!

مثل دریا بود و ما را غرق کرد

در خودش نرخ شناور سال قبل

جای نان با بچه گفتم می خرم

من برایت باز مادر، سال قبل!

من پسر می خواستم، البته باز

همسرم زایید دختر! سال قبل

گور بابایش ولی این بار شد

ظاهراً از ما مکدر سال قبل

***

مثل ابراهیم اگر فرصت شود

می دوم دنبال هاجر، سال نو!

فکر تجدید فراشم، منتها

زن نمی گیرم مگر در سال نو!

***

از کتاب خاطراتم میوه رفت

می رسد اما چغندر سال نو!

بچه می خواهد لباس و پول نیست

باز شد صحرای محشر، سال نو!

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار فارس

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران