روستاهای ایران: تالار گفتمان

روستاهاي ايران :: نمايش موضوعات - اشعار و دوبیتی دستجردی / شاهرود

اشعار و دوبیتی دستجردی / شاهرود

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار سمنان

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

musaaskari
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
27 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 6429
امتياز: 1933470
تشکر کرده: 1
تشکر شده 48 بار در 46 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 12 اسفند ماه ، 1393 20:38:06    موضوع مطلب: اشعار و دوبیتی دستجردی / شاهرود پاسخ همراه با اعلان

اشعار و دوبیتی دستجردی / شاهرود



هنگام آمدن عروس به خانه داماد:

امشب که مرا شاه جهان مهمان است / دست و دل و دیده هر سه در فرمان است

جان کنم فدا که وقت جان قربان است / خورشید به خانه قمر مهمان است

----

بادام سفید سر بر آورده ز پوست / عالم خبر است که من تو را دارم دوست

سرم را ببرند بماند خود پوست / سر از قدم تو بر ندارم شب و روز

----

خوش آمدی که خوشم آمد زآمدنت / هزار جان گرامی فدای هر قدمت

خوش آمدی که خوش آمد باشی / در زیر علم سبز محمد باشی

----

گر راه روی راهنمایت علی است / گر بخرمی پشت و پناهت علی است

در جمله کاعنات به دشمن گردند / هیچ غم نخوری که پادشاهت علی است

----

شهد و شکر و شراب شیرین خودتی / شمس و قمر و زهره پروین خودتی

هر وقت جلو پنجره ای بنشینی / مانند نبات چین و واچین خودتی

----

جونم آمد جونم اومد / بلند بالای لبخندونم اومد

نیت کردم که در خوابش ببینم / به بیداری حیات جونم اومد

----

شعرهایی که برای داماد خوانده میشود:

بر تخت نشسته ای تو شاه همه ای / در مجلس خوبان چراغ همه ای

تو ماه شده ای و ستاره ها در دورت / خورشید شدی تو آفتاب همه ای

----

ملک داماد صف میدون گرفته / سرا در ملک هندوستان گرفته

اگر مردم نمیدونن بدونن / که زن از طایفه خوبان گرفته

----

شاهزاده جوان نام تو عباس شود / شمشیر علی بر کمرت راستشود

شمشیر علی بند و بارش قران / بر سینه دشمن چو الماس شود

----

شاهزاده جوان لب قبات عنابی / در شهر خبر افتاد که تو زن میخواهی

هفت شیشه گلابو هفت طبق مروارید / من بر تو بپاشم که تو زن میخواهی

----

شعر برای افرادی که در حال رقص میباشند:

قد سروت الهی خم نگرده / دل شادت الهی غم نگرده

به دل میخواهم از شاه خراسان / که سایه ات از سر ما کم نگرده

----

ندارم زر زرافشانت کنم من / ندارم مال به قربانت کنم من

منم در عالم و یک جان شیرین / همین جان را به قربانت کنم من

----

شب حنابندان:

دیشب چنان روغن گل میسوختم / پیراهن نازک تو را میدوختم

همه گفتند غلط غلط بخیه زدی / استاد نبودم به شوق دل میدوختم

----

او یار منه که از درو می آید / با اسب سفید رو به آب می اید

دستمال بدین تا عرقش پاک کنم / از بوی عرق بوی گلاب می آید

----

سر تا سر کوه انار کاشتم نگرفت / در دامن کوه انار ناکاشته گرفت

شاخ زد و بال زد و سایه گرفت صحرا را / لعنت به کسی که یار بیگانه گرفت

----

در کوچه ما پسته تر میفروشند / این دخترکان بوسه به زر میفروشند

آتش بزنند کیسه بی پولی را / نامزد مرا جای دگر میفروشند

----

امشب چه شب است شب حنابندان است / داماد سر سه کوچه سرگردان است

مادر عروس چو گندوم بریان است / مادر داماد چو پسته خندان است

آی عرب عرب تو به چه کار آمده ای / تشنه شدیه ای یا به شکار آمده ای

نه تشنه شدم نه به شکار آمده ام / دلتنگ شده ام دیدن یار آمده ام

----

چشمان سیاه ساده دارد یارم / پدر دارد و مادر ندارد یارم

بی پدر و بی مادر قبولش دارم / اما چه کنم وفا ندارد یارم

----

بالای بلند نشسته ای خوابالود / چشمک میزنی بیا بخور شفتالو

شفتالو کسی خورد که یاری دارد / خوردن شفتالو خماری دارم

----

چشمون سیاه ساده ریحانی / ما را ز سر بریده میترسانی

ما گر ز سر بریده میترسیدیم / در کوچه عاشقان نمیگردیدیم

----

قربون سرت گردم که سبز و نمکی / من دل به تو دادم تو هنوز دل به شکی

من دل به تو دادم که تو یارم باشی / شبهای زمستان به کنارم باشی

----

اون یاره منه که از بلند می آید / با اسب سفید صد تومن می آید

با اسب سفید صد تومن من چه کنم / یاغی شده و به جنگ من می آید

----

اون یاره منه که میرود سر بالا / منعش نکنید که میخورد گرما را

مخمل بگیرم سایه کنم صحرا را / آفتاب نزند شاخه گل نعنا را

----

اونجا که تویی درخت نار بسیاره / ناری بفرست که دلبرت بیماره

ناری بفرست دوای دردم باشه / من نار نمیخوام بهانه من ناره

----

شعر مخصوص داماد در شب حنابندان:

بیارین تشت و آفتابه برایش / بیارین قاب سینی پر حنایش

نشستن فامیلای پر مدعایش / ببندن حنا بر چهار دست و پایش

هنگام از دست دادن عزیزان:

دل پر دردی که دارم، که دارد؟ / رخ زردی که من دارم، که دارد!

سخن ها میشنوم از دوست و دشمن / به دل صبری که من دارم که دارد؟

-------

در سر راه عزیزم خانه ای ساختم ز جون / کاروانی بگذرد احوال میپرسم از اون

کاروان بگذشت و من در خواب غفلت مانده ام / زار میگرید دلم هر وقت که یاد آید از اون

--------

حالم حال مجنون شد مگر نشنیده ای / ناله ام از عرش بیرون شد مگر نشنیده ای

جامه ای دوختم برای روز شادی تن کنم / جامه من غرق در خون شد مگر نشنیده ای

-----

قلندر وار میگردم برایت / دلم گم کرده بوم و سرایت

الهی برف و بارانی ببارد / که یک خشتی نمونه در سرایت

-----

اگر گریم هزاران گریه دارم / فراغ زنده داغ مرده دارم

داغ مرده ها حکمی خدائیست / فراغ زنده ها هر لحظه دارم

-----

خوشا روزا که با هم مینشستیم / قلم در دست و نامه مینوشتیم

قلم در دست و نامه روی زانو / مگر هجران امروز مینوشتیم

-----

درد دلم را به که اظهار کنم / محرمی نیست نشینم گله از یار کنم

از صف کرب و بلا تا در دروازه شام / هر کجا گریه کنم رو به دیوار کنم

-----

افسوس که یار و هم دمم بی دم شد / پشتم چو کمان آهنین بود خم شد

اون آینه دل که روشنایی میداد / زنگار گرفت و روشناییش کم شد

----

شد فصل بهارو شدم از غصه هلاک / دارم جگری کباب و چشمی نمناک

گلها همه سر ز خاک بیرون کرده / الا گل من که سر فرو برده به خاک

----

نگوئید از سخن های پریشان / علی اکبر نمرده ای عزیزان

به صحرا رفتنش فصل بهاره / به همراه رفیقان در شکاره

----

بیچاره خواهری که بی برادر باشد / بر روی هوا چو مرغ بی پر باشد

در خانه رود خانه پر از زر باشد / زر را چه کند که بی برادر باشد

----

عزیزان دل ندارم دل ندارم / غریبم خانه و منزل ندارم

به آب دیدگان کاشتم زراعت / زراعت کاشتم و حاصل ندارم

----

اونجا نبودم که نقره پاشون کنم / اونجا نبودم که جون به قربون کنم

اونجا نبودم بار سفر میبستی / اونجا نبودم سفر پشیمونت کنم

----

در غریبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد / مرغی بودم در قفس صیاد آزادم نکرد

همتی میخواستم از چرخ گردون فلک / چرخ بی همت خرابم کرد و آبادم نکرد

----

برای هر کی در عالم بهاره / همه میگن که صحرا لاله زاره

بهاره من چرا از بن خزون شد / گل سرخم نصیب کوفیان شد

----

برمن سمتی رفته خدا می داند / درد دلمو کسی کجا می داند

رفتم که طبیب برام دوا بنویسد / گفت جایی برو که دردتو میدانند

----

پدر خوب است که بی مادر شدم من / ستون بشکست و بی لنگر شدم من

پدر خوب است که مادر نازنین است / برادر میوه روی زمین است

----

یک کاغذکی نویسم از مروارید / سر تا سر کاغذم به خون آزارید

نامه که به عزیزم برسد خودش ملایه / برخیز و بیا که مردم از تنهایی

----

بموندی در غریبی وای بر من / سپردی جون شیرین وای بر من

دل من خاک غربت را نمیخواست / بموندی تا قیامت وای برمن

---

گفتم به غریبی نروم افتادم / گفتم که فراغت را نبینم دیدم

گفتم که با شما جدایی نکنم / آمد به سرم از آنکه میترسیدم

----

آنجا که غریب ناله زار کند / آنجا که غریب رو به دیار کند

بالین سر غریب خشتی باشد / خواهرش نباشه گریه بسیار کند

----

جدایی وای جدایی شد میون ما / که دنیا شد به کام دشمنون ما

پراکنده شدیم هر یک به ملکی / مگر باد آورد نام و نشون ما

----

خوش کردی خوش آمدی به غم خانه ما / دیدی که فلک چه کرد درباره ما

ما چادر غم بر در دروازه زنیم / تا غم زدگان همه بیایند بر ما

----

ای چرخ فلک تو سرنگون سار شوی / مانند دلم به غم گرفتار شوی

فرزند عزیزت به غریبی افتد / تا از دل غمگین من آگاه شوی

----

غریبم از وطن آواره گشتم / چراغم را به دست خود بکشتم

گاهی در مسجدم گاهی در مناجات / گاهی در گوشه غربت زنم داد

----

دل شاد از دل زارش خبر نیست / تن سالم ز بیمارش خبر نیست

نه تقصیر است که این رسم قدیم است / که آزاد از گرفتارش خبر نیست

----

غریبی ناله های زار دارد / غریبی درد و غم بسیار دارد

غریبی گاهی آب است گاهش آتش / غریبی رنگ بر رخساره دارد

----

بیا تا از دل شیدا بنالیم / ز دست چرخ بی همتا بنالیم

میان بوته های گل نشینیم / اگر بلبل بنالد ما بنالیم

----

بیا باد صبا امشب سفر کن / برو معصومه زارم خبر کن

بگو بابای تو در شهر بغداد / به زیر کنده و زنجیر جان داد

----

گم کرده دلم یوسف کنعانی را / آرایش بازار سلیمانی را

در فصل گل و گلاب کجایش بینم / من بوسه زنم جای تابستانیش را

----

الا باد صبای سوز شبگیر / خبر از من ببر بر مادر پیر

بگو فرزند سلامت میرساند / حلالم کن که شبها داده ای شیر

----

سبزه بر سبزه بگردد سبزه بر آب روان / همسرانش جمع باشند او نباشد در میان

او نباشد در میان پیدا نباشد در جهان / بی نصیب از مال بابا نا مراد از خانمان

منبع:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   روستاهاي ايران صفحه اول انجمن -> قصه ها و اشعار سمنان

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
فروشگاه فرش احمدی
تهران هاست
 تبلیغات در سایت روستاهای  ایران