خاطره ای از بسیجی شهید / عبدالعلی مسلمی

خاطره ای از بسیجی شهید / عبدالعلی مسلمی

   

با سلام بسیجی بودن قطعا یک افتخار و ارزشی است که بسیجیان همواره به این امر واقفند و در جهت صیانت حق علیه باطل دفاع می کنند و بنا به فرموده مقام معظم رهبری بسیج عظیم مردمی، یکی از نعمتهای بزرگ الهی است. پنجم آذر روز تشکیل بسیج به فرمان امام خمینی (ره) در سال ۵۸ را به همه بسیجیان مخلص واوسری تبریک عرض می کنم و امیدوارم که با اطاعت از فرامین الهی در این راه ثابت قدم و استوار باشیم. 

  شما در ادامه خاطره ای از بسیجی شهید عبدالعلی مسلمی را از زبان دایی شهید،کربلایی محمد علی شعبانی همراه با عکسهای کمتر دیده شده از عملیات نصر ۸ و ارتفاعات گرده رش را می بینید و می خوانید: 

   

پس ازکاهش بحران خلیج فارس و قطع درگیریهای ایران و آمریکا دردریا ، بار دیگر جنگ زمینی اولویت خود را بدست آورد و مجدداً تلاش درجبهه شمالی ، اصلی گردید. در دو عملیات کربلای ۱۰ و نصر۴ ،منطقه شرق رودخانه قلعه چولان تا سورکوه تصرف شده بود گسترش عملیات به سمت غرب و کوتاه کردن فاصله مواضع قوای منظم خودی که در آن سوی مرز مستقر بودند و نیروهای نامنظم قرارگاه رمضان و کردهای معارض عراقی که در عمق خاک عراق استقرار داشتند مستلزم عبور از رودخانه قلعه چولان بود و عبور از این رودخانه نیز منوط به تصرف ارتفاع گرده رش بود. لذا عملیات نصر ۸ برای تصرف این ارتفاع با طراحی و فرماندهی سپاه پاسداران در تاریخ ۲۹ آبان ۶۶ و با رمز مبارک «محمدبن عبدالله (ص) » و با اهداف گسترش وضعیت خودی در غرب ماووت آغاز شد. 

  

کربلایی محمد علی شعبانی و شهید عبدالعلی مسلمی چند ساعت قبل از عملیات،آخرین تصویر شهید

غروب روز ۲۸ آبان ۶۶ بود آفتاب نقل های طلایی خود را با آخرین بوسه های پسین گاهی ، در آخرین روز های ماه دوم پاییز بر طبیعت زرد و زار سرزمین کردستان می پاشید و ما خوشحال از حضوری دیگر ، در عملیاتی دیگر،خود را آماده حرکت به سوی منطقه عملیاتی می کردیم . شهید عزیز عبدالعلی مسلمی را می دیدم که با چه اشتیاقی خود را آماده می کرد! لبخند های همیشگی اش بوی دیگری داشت. سر حال و شاد، چفیه ای به کمر بسته بود که در آخرین تصویر به جا مانده از ایشان داریم و مربوط به چند ساعت قبل از عملیات است. حال دایی و خواهرزاده ای در دیاری غریب و چند ساعت مانده به حرکت در مسیری که برگشتش با خداست حال عجیبی است! چندین بار به چادرم آمده بود و شاید می خواست در آخرین خداحافظی ها هم اول باشد. اعلام کرده بودند تا ساعتی دیگر آماده حرکت به سمت منطقه عملیاتی باشید می دانستیم قرار است عملیاتی دیگر را در تاریخ ایران ثبت کنیم .آخرین باری که آمده بود،گفت: دایی جان، دیگر آماده ای بریم؟ امشب باید دمار از روزگار دشمن در بیاوریم. 

به عادت همیشگی همدیگر را در آغوش گرفتیم و کوله بارمان را بستیم و حرکت کردیم . تمام فکرو ذکرمان به چگونگی آغاز عملیات و سرنوشتی بود که در انتظار ما بود . عملیات پس از حدود ۷ ساعت راهپیمایی با رمز« محمد بن عبدالله» درساعت ۱:۲۵ دقیقه بامداد روز جمعه آغاز شد و من بی سیم چی بودم. وظیفه ام حکم می کرد که در تاریکی شب با فرمانده گردان دائم به سر ستون و انتهای ستون بروم گاهی لازم بود دقایقی را کنار ستونها در سکوت مطلق بنشینیم تا منور دشمن خاموش شود. 

در سکوتی کامل به فرکانس های بی بی سیم فکر می کردم و چشمم به آسمان بود تا منور هرچه زودتر خاموش شود که ناگهان دستی را روی شانه هایم احساس کردم و وقتی توجه کردم،دیدم کنار عبدالعلی نشسته ام. دست در دست هم گذاشتیم و او خیلی آرام کلمه « التماس دعا » را بر زبان آورد عملیات شروع شد و «عبد العلی»در همان ساعات اول عملیات آسمانی شد. 

 آن شب علی رغم شلوغی و شور عملیات همیشه نگاهم در تاریکی به سیمای شهدا و حتی دستهای آویزان شده ی شهدا از برانکارد حمل مجروحین بود که آیا این پرستو،پرستوی من است که شاید باز هم دیداری تازه کنیم. اما گویا جدایی بدجوری بین ما سیم خاردار کشیده بود. آن شب گذشت و فردا هم هر چه گشتم ، گمشده ام را پیدا نکردم. عبدالعلی همان شب و از همان میدان به آسمان رفته بود و من دنبال او در زمین می گشتم. الان ۲۷ سال است که او در کنار شهدای روستای فولامحله آرام گرفته و من هنوز بی قرار آن التماس دعایی هستم که او بر زبان آورد و جاودانی شد. شادی ارواح شهدای واوسر صلوات.   

   

 

 

  

 

 

 

 

 

با تشکر فراوان از آقای کربلایی محمد علی شعبانی (دایی عزیزم) که این خاطره و عکسها را برای «واوسرسلام» ارسال کردند. در آخرین لحظاتی که مطالب فوق را داشتم تنظیم می کردم دوست عزیزم آقای شکرالله فردوسی پیامکی برایم ارسال کردند که خواندن آن خالی از لطف نیست: پنجم آذر سالروز عروج آسمانی شهید شکرالله فردوسی را گرامی میداریم. روحش شاد و یادش گرامی.

منبع:

halichal.blogfa.com

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *