فلسفه کرسی نشینی در روستای دورباش / تکاب

فلسفه کرسی نشینی در روستای دورباش / تکاب

کرسی نشینی در روستای دورباش استان آذربایجان غربی شهرستان تکاب

زمستان که فرا می رسیدانسان حس هوس نشستن در زیر کرسی داغ به سرش می زند .نسل امروزه شاید به یاد نیاورد که پدران و مادرانشان چگونه در زمستان خود را گرم می کردند ،و شاید در آینده ای نه چندان دور اگر بخواهیم فیزیک کرسی را برای کودکان شرح دهیم باید رنج سفر بر خود هموار نماییم که یا به موزه ای مردم شناسی برویم و کرسی را زیارت کنیم و یا این که پای صحبت ریش سفید و یا گیس سفیدی بشینیم تا بتوانیم به صورت سمعی و نه بصری! کرسی را حس کنیم و در رویاهایمان زیر آن کرسی داغ لم بدهیم و چای لب دوز و لب سوزی را با دیشلمه هورت و هورت سر بکشیم و کیفش را ببریم و برای دقایقی شریک در خاطرات کوچکی و کودکی نسلهای گذشته مان گردیم . اون زمانها دم دمای غروب که می شد بوی سوختن هیزم و زغال از اکثر منازل به مشام می رسید .وظیفه ی سوزاندن هیزم و تهیه کردن آتش زیرکرسی وظیفه مادران خانه بود
کرسی گرم آماده پذیرایی از اهل خانواده بود .لحاف کرسی که روی آن جاجیم بود بر روی کرسی گسترده شده بود و بر روی آن مجمعه ای مسی گذاشته بودند .کرسی دارای چهار طرف یا پایه برای نشستن بود که در خانواده ها  هر طرف ان مختص کسی بود و هیچ فردی به خود اجازه نمی داد به حریم دیگری تجاوز نماید .قسمت شمال اتاق که در اصل بالای اتاق محسوب میشد بالا کرسی بود و مخصوص پدر خانواده ،یکی از طرفین چپ و راست نیز مخصوص مادر بود ،فرزند ارشد در طرف مقابل مادر جلوس می کرد و جای کودکان در قسمت پایین کرسی یا همان چالِ کرسی بود. هوا هنوز تاریک نشده جمع خانواده تکمیل می گردید و همه اهل خانواده در کنار هم به گپ و گفتگوی دوستانه و استراحت می پرداختند.جمع خانواده بسیار گرم و صمیمی با هم به درد دل می پرداختند و در جریان کم و کیف احوالات یکدیگر قرار می گرفتند .دم دمای صبح که هوا کمی سردتر می شد اتش کرسی به تجدید کردن احتیاج داشت و چون در آن زمانه تمام زحمت خانه ( حتی نگهداری و آب و غذا دادن به گاو و گوسفند و مرغ و …) بر روی دوش مادران بود مادر خانواده ، خاکستر روی آتش آن را کنار می زد تا باقیمانده ی گرمای آن آزاد شود وتا اهل خانواده کرسی گرمای بیشتری را در اختیار داشته باشند . اما امروزه به یمن وجود نعمت گازو(که متائسفانه روستای حدودا ۵۰۰خانواری دورباش ازداشتن این نعمت بزرگ فعلا محروم می باشد) نفت واغلب منازل دارای بخاری نفتی می باشند که با وجود این که گرمای قابل قبولی دارد اما معایبی دارد :

اولاً اینکه آن صمیمیّتی را که در کنار کرسی در بین اهل خانواده ها وجود داشت را هرگزندارد ،هر کس اتاقی را برای خود در اختیار گرفته و با لب تاپ و کامپیوتر و تلفن همراه خود در دنیای اطراف خود سیر می کند .برادر از حال برادر خبر ندارد ،و کلا یک گسست در بین اهل خانواده ها وجود دارد .

دوماً به دلیل بزرگ بودن و متراژ بالای خانه های روستایی و عدم پیش بینی این شرایط ، گرم کردن خانه ها با بخاری نفتی کاری ساده نیست و مستلزم هزینه زیادیست که گاهاً باید اندکی هم بر روی یارانه ی عزیز بگذاریم و به شرکت تعاونی نفت تقدیم نماییم!

سوماً اگر اهل مطالعه باشید و کمی درباره خواص حرارتی که از هیزم ( پهن گاو و گوسفند و بوته های گون کوهی و از این قبیل سوختها ) تحقیق کنید خواهید فهمید که در مقایسه با سوخت نفت وگازوئیل فعلی ، حرارت برخاسته از هیزم دارای خواص درمانی و روانی ویژه ایست که هرگز در نفت یافت نمی شود-

با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی روز بروز دربین اشخاص فاصله ایجاد می گردد

امید که روزی فرارسد که کانون خانواده ها مانند زمانهای قدیم روزبروز گرم تر گردد

منبع:
www.roostayedoorbash.ir/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *