وصیت نامه پاسدار شهید آبرودی / روستای گفت

وصیت نامه برادر پاسدار شهید سید محمود آبرودی

روستای گفت / جغتای / خراسان رضوی

وصیت نامه برادر پاسدار شهید آبرودی


خدایا شهادت را نصیب من گردان که شیرین ترین مرگ هاست. (ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون) انان که در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید بلکه آنان زنده اند ونزد خدایشان روزی می خورند.

با درود بر رهبر کبیر انقلاب  اسلامی ایران امام خمینی  و با سلام به شهدای راه حق وآزادی چند کلمه ای را به عنوان وصیت نامه می نویسم.

من پس از پایان تحصیلات متوسطه وبا عشق وعلاقه ای که به سپاه داشتم وارد این مکان الهی شدم. چون عشق به الله به من حکم می کرد که من پاسدار پرچم امام حسین (ع) باشم و این راه را با آرزوی شهادت انتخاب نمودم  وآرزو دارم که خداوند مرا در زمره ی شهدای کربلا قرار دهد  وسعادت شهادت را نصیبیم نماید . والان که این وصیت نامه را می نویسم  حدود دوماه است  که خدمتگذاری  در راه اسلام را در سپاه می گذرانم  و آرزوی من این است  که عده زیادی از ضد انقلابیون  منطقه که بیشتر کمونه ودموکرات هستند به قتل برسانم  و بعدا به ارزوی نهایی ام یعنی شهادت در راه خدا برسم . شاید خدای بزرگ بر من حقیر رحمی کند  وآرزویم براورده شود و شهادت را در آغوش بگیرم.

حالا سخنانی دارم با خانواده  خودم وهمشهریان عزیزم : سلام پدر ومادر عزیز امیدوارم این آخرین سلام فرزند خود را پذیرا باشید  وسلام ای پدر ومادر عزیز که چنین فرزندی را برای  اسلام عزیز و کوری چشم دشمنان تربیت کردید  وسلام بر پدر بزرگ  عزیز و عموهای گرامی  و برادران و خواهران عزیزم . پدرم ومادرم می دانید  که من هدفی جز اسلام ندارم  و خودتان می دانید  که من طالب رضای خدایم  می باشم  و خواهش می کنم این وصیت نامه را در تشییع جنازه ام بخوانید  تا همه بدانند که من و امثال من  که وارد جبهه ها می شویم  فقط خواستار اسلام و قران هستیم  و رهبری امام خمینی را به جان خریداریم . مادر جان می دانم داغ فرزندی برای مادر خیلی سخت ومشکل است  ولی من از شما انتظار دارم  که مانند بانوی بزرگ اسلام حضرت زینب علیه السلام  در برابر مشکلات  و داغ فرزندی مقاومت کنی  وسکوت را تا حد امکان مراعات فرمایی  تادشمنان اسلام  ومنافقین بدانند که در هر زمانی  مادرانی شیر زن چون پیرو زینب هستند . و فرزندان خود را با افتخار هدیه ی اسلام می کنند . خلاصه پدر ومادر عزیز اگر چه در زندگی  ان گونه که شما قابل بودید من نبودم  واگر چه انچه لازمه ی فرزندی بود من نبودم مرا حلال کنید  ومطمئن باشید  که در بهشت  خوب خواهم بود واز خدا برایتان آرزوی سعادت می کنم  وبه جوانان وطن توصیه می کنم  که بر خروشند وبه رهبری این رهبر کبیر پرچم اسلام را درسرتاسر جهان برپا کنند . ای جوانان ودوستان همه مسئولید در برابر ملت های تحت ستم فلسطین . لبنان و عراق برخیزیم  وبکوشیم تا با یاری الله  انها را از زیر یوغ  چپاول گران نجات دهیم  . ما از این بیشتر از دستمان ساخته نبود حالا نوبت شماهاست  چون که این انقلاب بر گردن ما مخصوصا جوانان ما سهمی عظیم دارد  که اگر این انقلاب وجود پیدا نمی کرد ما که تازه داشتیم  وارد خط گناه وشیطان می شدیم  بد بخت بودیم پس خدا را شکر میکنیم  که با بوجود آمدن این انقلاب  جلوی این راه بد بختی ما گرفته شد . پس ما اگر در برابر این انقلاب تکه تکه شویم  باز هم سهمی بر گردن ما دارد  ووظیفه ما این است که در این برهه از زمان  به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان خمینی بت شکن پاسخ گوییم و با عظمی راسخ و روحیه ای قوی وارد جبهه های حق علیه باطل شویم و دست متجاوز را قطع کنیم . به یاری الله . توصیه دیگرم برای ملت قهرمان ایران این است که بی تفاوت نباشید و هر کدام در هر شغلی میتوانید بکوشید تا این انقلاب را که مقدمه ای است  برای انقلاب جهان حضرت بقیه الله به پیروزی کامل برسانید ودر این راه از هیچ کس نهراسید که خداوند با شماست . باز هم به جوانان توصیه میکنم مخصوصا به هم روستائیان عزیز و دوستان گرامی ام که به این  گفته شهید محراب  ایت الله دستغیب خوب توجه کنند . ایشان می فرمایند برلب جوی نشین و گذر عمر ببین. اگر به عمق این مطلب توجه کنیم میبینیم که این دنیا هیچ ارزشی ندارد وخداوند این دنیا را برای آزمایش قرار داده است و هیچ ارزشی ندارد و این عمر برای همیشه باقی نیست  ویکی زودتر ویکی دیرتر همه می رویم . پس چه بهتر که توشه آخرت را محکم کاری کنیم.

پس برادران اگر به زندگی نامه ائمه اطهار نگاه کنید می بینید که هر کدام با هدف شهید شده اند پس نکند در رختخواب ذلت بمیریم که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد . ونکند در غفلت بمیریم که علی(ع) در محراب عبادت شهید شد . ومبادا در حال بی تفاوتی بمیریم که علی اکبر حسین در راه حسین وبا هدف حسین شهید شد. ومبادا از رفتن فرزندان خود به جبهه ها خودداری کنید که فردای قیامت نمی توانید در محضر خدا جواب زینب را بدهید. همه مانند خاندان وهب باشید و مانند مادر وهب بگویید من سری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم . البته من کوچکتر از آن بودم که وصایایی را تقدیم شما کنم  واین چند کلمه را بنویسم . انشاالله که به بزرگی خودتان مرا ببخشید و هر کس در زندگی یا جای دیگر کوچکترین خلافی از من دیده باز هم انشاالله مرا می بخشد وحلال میکند . وحالا سخنانی دارم با اقوام  وخویشان در هر شهر وروستایی هستید اگر واقعا مرا دوست دارید برای من گریه نکنید . و به جای گریه کردن راهم را ادامه بدهید  واین کار اگر از دست شما ساخته نیست  به جبهه ها کمک مالی کنید وخدای ناکرده نگویید بدبخت شد و فلان شد. چون اگر قرار بود بدبخت شوم این راه را انتخاب نمی کردم . من به بهترین راهها رفتم  و به بهترین آرزوهایم رسیدم . ودر آخر به برادران عزیزم  مخصوصا جوانان توصیه میکنم که اسلام احتیاج به کمک دارد  ودرخت اسلام برای رشد احتیاج به خون دارد واگر به مقدار کافی خون به این درخت نرسد خشک می شود و ای ملت ایران برای شما هم در آخر پیامی دارم : از شما تقاضا میکنم  اگر به اسلام معتقد هستید  از رهنمود های امام پیروی کنید  ودستورات اسلام را مو به مو اجرا کنید که حق پیروز است  و سعادتمان در عمل کردن است  نه فقط در شعار دادن . خداوند انشاالله اعمال ما را قبول کند و این جان ناقابل  ما را که از خود اوست قبول کند . خدایا امام امت را تایید بفرما  و عمر او را همچون عمر نوح  طولانی کن . دوستان گرامی خودم برای من غم وغصه نخورید وبه جای این کار به خانواده ام و دیگران روحیه بدهید .

این شعار را بر مزارم بنویسید ودیگر اینکه عکس رهبرم را نصب کنید . متشکرم .

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار . از عمر ما بکاه و بر عمر او بیافزای. والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته .

۱۷/۱/۱۳۶۲ پاسدار اسلام سید محمود آبرودی. 
منبع:
www.gaft.blogfa.com/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *