دیرینگی زبان مازندرانی / چلاو و سنگچال آمل

دیرینگی زبان مازندرانی / چلاو و سنگچال آمل

سرزمین همیشه سبز چلاو و سنگچال از روزگاران باستان تاکنون مامن و ماوای مردمانی بوده که به میهن، فرهنگ، آداب و رسوم و زبان خود عشق می ورزیدند و در نگهداری آن تلاش زیادی می کردند. اما ظلمی که به این ناحیه کوچک اما با سابقه از گذشته تاکنون روا شد، تاریخ آن را همچون منطقه اش در هاله ای از ابر و مه فرو برد. در گذر زمان نیز کمتر کسی آستین همت بالا زده تا هنگام وزیدن باد شرطه بادبان ها را برافراشته کند. اما اکنون که شرایط کتابت و فراتر از آن فراهم است باید هر آنچه را بصورت مکتوب و پراکنده و سینه به سینه از زبان و ادبیات و امثالهم رواج دارد ثبت کنیم تا ضمن شناساندن آن سهمی در پربارشدن و انتقال آن به آیندگان داشته باشیم.

مطلب زیر نگرشی بر مبنای زبان است.

دهستان های چلاو و سنگچال از مناطق مهم و بنیادین رواج زبان مازندرانی هستند که علیرغم زنده بودن آداب و سنن باستانی در آن، بسیاری از واژه ها و قواعد دستوری زبان های ایرانی قدیم نیز در آن به یادگار مانده است. بررسی تطیبقی واژه های مستعمل در این گونه زبانی با زبان های گذشته همانند ایرانی باستان؛ اوستایی؛ مادی؛ فارسی باستان؛ سکایی ختنی؛ پهلوی اشکانی(پارتیک)؛ پهلوی ساسانی(پارسیک)؛ سُغدی و زبان های ایرانی نو همچون سریکلی و یَغنابی، آسی، کُمزاری، کردی، بلوچی، تالشی، تاتی، گیلکی، سمنانی و… نشان دهنده هماهنگی لغات آن با زبان های گذشته و ارتباطش با زبان های ایرانی نو است. (این امر مستلزم کاری پژوهشی مفصلی است که تاکنون انجام نشده است.)

زبان مازندرانی و به تبع آن زبان مردمان چلاو و سنگچال به عنوان گونه ای از زبان مازندرانی از سوی زبانشناسان جزو زبان های رایج در جنوب سواحل دریای مازندران از دسته شمال غربی زبان های ایرانی طبقه بندی شده است اما وجود برخی قواعد زبان های شرقی ایران همانند سُغدی در آن، انسان را به تامل و پژوهش بر مبنای قواعد زبانشناسی نوین وا می دارد.

شرح زیر قاعده ای تازه یافته شده در این گونه زبانی، از سوی پرفسور بدرالزمان قریب، استاد زبان های باستانی و سُغد شناس مشهور دنیاست که به صورت اجمالی نقل می شود:

استاد قریب طی یک مقاله علمی-پژوهشی پس از بررسی نحوه بیان گذشته نقلی و بعید متعدی در زبان سغدی [که در سمرقند و بخارا رواج داشته است] این گونه ابراز می دارند: "[در زبان سُغدی] گذشته نقلی و بعید متعدی با ستاک گذشته یا صفت مفعولی فعل اصلی و فعل کمکی dār– «داشتن» ساخته می شود. مانند: دیده ام  wit-u dārām" … "تا آنجا که اطلاع دارم این مشخصه را هیچ یک از زبان های [دیگر] ایرانی میانه به استثنای زبان خوارزمی نشان نمی دهد." … "من همیشه علاقمند به یافتن مثالی از این نوع ساخت متعددی (حتی لازم) با «دار dār-» در یکی دیگر از زبان های ایرانی بودم. زمانی که با یکی از دانشجویانم [به نام آقای احمدی نسب] روی گویش مازندرانی سنگچال [به عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد، ۱۳۸۲، در دانشگاه تهران] کار می کردم، تعدادی مثال پیدا کردم. پس از بررسی دیگر گویش های حاشیه دریای خزر مثال های بیشتری در رشت و اطراف آن و در بعضی از روستاهای گیلان [مانند دستک و حسن کیاده] و نیز در ساری، رامسر و تنکابن و حتی در برخی روستاهای دور افتاده چالوس [رودبارک] و اطراف سوادکوه [کلیج خان] در مازندران شرقی پیدا کردم… گویش سنگ چال [و به تبع آن چلاو] از نظر حوزه زبانی، متعلق به شاخه شمال غربی زبان های ایرانی نو و زیر گروه گویش های کرانه دریای خزر است. یکی از مشخصه های اصلی ساخت آوایی آن نبود صامت /ž/ و وجود مصوت /ә/ به جای /e/ است، که مانند یک واجگونه بعد از همزه و در واژه های عربی به کار می رود. دز این گویش گذشته نقلی و بعید متعدی و لازم با فعل کمکی «دار dār و داشت dāšt» ساخته می شوند. مثلاً: خورده ام؛ می شود= بَخرد دارمه baxәrd dārmә» و «خورده بودم؛ می شود= بَخرد داشتمه baxәrd dāštәmә» ".

استاد قریب پس از بررسی های گوناگون در حوزه زبانی دریای مازندران در نتیجه گیری چنین می گویند: "تصور من این است که گویش سنگچال در دهکده دور افتاده شرق مازندران، احتمالاً قدیم ترین مثال این ساخت را نشان می دهد." و در خاتمه نیز به این صورت بیان می دارند: "مسئله این است که چگونه این ساخت به ناحیه گسترده ای میان کرانه های دریای خزر و در دامنه های کوه البرز آمده است. سغدی یکی از زبان های ایرانی میانه شرقی و این گویش متعلق به شاخه شمال غربی خانواده زبان های ایرانی نو است. آیا این ویژگی میراثی ایرانی و باستانی است یا به وام گرفته شده است؟… اگر یک ساخت دستوری وام گرفته شده باشد چگونه از سغدی به کرانه های دریای خزر در ایران امده است؟ آیا می توان فرض کرد که گروهی از بازرگانان سغدی جاده ابریشم، که قادر به عبور از مرز ایران ساسانی به ویژه نواحی تحت حکومت حکام قدرتمند نبودند به منظور ادامه راه به ساحل مدیترانه از طریق دریای خزر برای تجارت به این ناحیه آمدند و در اینجا اقامت کردند؟»

«همچنین درست است که بسیاری از زبان های هند و اروپاییِ [رایج در قاره] اروپا این ساخت را برای ماضی نقلی و بعید به کار می برند، اما این مسئله ممکن است بیشتر تصادفی باشد تا میراثی مشترک. از این گذشته در زبان های اروپایی فعل کمکی صرف شده پیش از صفت مفعولی می آید.»

طرح سوالی بداین گونه از این استاد زبان های باستانی ایران در مورد ماهیت و منشاء زبان های این حوزه و این منطقه در خور دقت بوده و نشان می دهد پژوهش و بررسی برسر سرچشمه های این زبان را نباید خاتمه یافته انگاشت. بلکه چشم ها را باید شست؛ طور دیگر باید دید.

منبع: گروه فرهنگی هم اندیشان چلاو

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *