معلم آذری / لاهیجی ها عاشقش شدند

معلم آذری که لاهیجی ها عاشقش شدند

اهالی روستای سحرخیز محله در لاهیجان، بعد از ۴۱ سال هنوز هم به نیکی از معلم نقده ای یاد می کنند که جاده روستایشان را آسفالت کرد و از همه مهمتر، برایشان مدرسه ساخت.

به گزارش «لاهیجان» به نقل از «سولدوز خبر»، سال ۱۳۵۳ بود که یک جوان ۲۲ساله از آذربایجان غربی به عنوان سرباز معلم به یکی از روستاهای لاهیجان اعزام می شود.

روستایی سرسبز، اما محروم، با مردمانی سختکوش و میهمان نواز بنام «سحرخیز محله».

یوسفعلی پورمهدی زمانی که پا به این روستا می گذاشت نمی دانست که اهالی سحرخیز به پاس زحمات و خدمات او یاد و نامش را تا امروز زنده نگه می دارند.

پورمهدی از خاطرات آن دوران اینطور یاد می کند: ” آن موقع روستا مدرسه نداشت و مجبور شدم مثل معلمان قبلی این روستا، زیر یک درخت کهنسال برای ۲۵ دانش آموز تدریس کنم، بعد مدتی در آسیاب روستا و مدتی هم در مسجد سحرخیز تدریس کردم. این شرایط تا مهر سال ۵۴ ادامه داشت تا اینکه تصمیم گرفتم برای بهتر شدن اوضاع بچه ها روستا کاری کنم.

معلم آذری

قبلا دو نفر از اهالی روستا بنام های مشهدی علی و آقای جفاکش، مقداری زمین بطور رایگان برای ساختن مدرسه در اختیار دولت گذاشته بودند اما برای ساخت مدرسه اقدامی نشده بود. بالاخره بعد از رفت و آمد و مصیبت زیاد موفق شدم مقداری از بودجه ساخت مدرسه را از آموزش و پرورش بگیرم. اهالی روستا را بسیج کردم . سه ماه با اهالی روستا تلاش کردیم تا اولین مدرسه دو کلاسه روستا آماده بهره برداری شد. برای ساخت مدرسه از سیم کشی گرفته تا بنایی همه کار کردم.

 آن موقع بچه های روستا تا کلاس چهارم دبستان در همان مدرسه درس می خوانند، البته کار من در آنجا فقط تدریس نبود، من هم قاضی اهالی بودم، هم ریش سفید و کدخدای سحرخیز. مردم روستا خاطرم را خیلی عزیز نگه میداشتند. یادم هست زمانی که وارد روستا شدم، مرحوم آقای جفاکش دو سه روزی یکی از اتاقهایش را به من اجاره داد تا بتوانم منزلی کرایه کنم اما بعد از گذشت همین ایام، دیگر اجازه نداد که منزل بگیرم و تا پایان مأموریتم در منزل آنها ساکن شدم.”

۳_۲۶۳۷۰۸

 اهالی سحرخیزمحله در روز آخری که معلم ترک را راهی وطن می کردند، همگی برای بدرقه او در وسط روستا جمع شدند و با سلام و صلوات، یوسفعلی را با کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین راهی نقده کردند.

امروز بعد از گذشت آن همه سال، هنوز هم این معلم یا به قول سحرخیز محله ای ها ” آقا مدیر”، ارتباط عمیقی با آنها دارد و رفت و آمد خانوادگی بین آنها جریان دارد.

محرم زارع از اهالی سحرخیز محله با یاد خوش از دوران حضور معلم جوان در روستایش به خبرنگار ما گفت: آقای پورمهدی خیلی برای سحرخیز زحمت کشید از ساخت مدرسه تا آسفالت جاده روستا از اقدامات او در آن زمان بود. مدرسه لقمان یادگار “آقا معلم” در سحرخیز است.

 عباس جفاکش فرزند مرحوم جفاکش که یوسفعلی را در منزلش پذیرفته بود، درباره آن دوران به خبرنگار سولدوز خبر اینطور می گوید: “آن موقع ۵ ساله بودم و چون علاقه ی زیادی به آقای پورمهدی داشتم با برادرانم به مدرسه میرفتم. بچه تا قبل از این مدرسه روزهای بارانی در طویله درس میخوانندند و در روزهای آفتابی در زیر درخت. الان هم همه اهالی روستا ایشان را بیاد دارند و میگویند یادش بخیر آمد و مدرسه ساخت و رفت.

۱_۲۶۳۷۰۷

 مدرسه لقمان بعنوان یادگار این معلم آذربایجانی هنوز هم محل درس و تحصیل سحرخیز محله ای هاست و در سالهای اخیر سازمان نوسازی مدارس یک کلاس درس هم به آن اضافه کرده است.

آقا مدیر سحرخیز محله و معلم حرفه فن شهر نقده پس از بازنشستگی مشغول باغداریست و هنوز هم دوست دارد به مدرسه برگردد. وی با تأکید بر اینکه “هر معلمی دوست دارد تا عمر دارد در مدرسه باشد و درس بگوید”، میگوید: وقتی بازنشسته شدم خیلی ناراحت شدم، آنموقع بود فهمیدم که پس از سی سال تدریس پیر شدم.

 

منبع:

www.lahidjan.com/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *