شهید ابراهیم میرزابیگی / روستای بیدوی زاوه

شهید ابراهیم میرزابیگی / روستای بیدوی زاوه

شهید ابراهیم میرزابیگی (اولین شهید روستا)

شهید ابراهیم میرزابیگی در دوم آبانماه ۱۳۴۱ در روستای بیدوی از توابع بخش سلیمان شهرستان زاوه خراسان رضوی در یک خانواده ی مذهبی و به عنوان ششمین فرزند این خانواده پا به عرصه­ ی وجود نهاد . پدرش به شغل شریف کشاورزی و دامداری مشغول بوده و در زمان خود یکی از افراد مورد اعتماد و بزرگان روستا بود و فردی بسیار مذهبی و درستکار بود و مادر متدینه اش ضمن انجام کارهای خانه در کارهای کشاورزی و دامداری نیز همچون دیگر زنان روستا به شوهرش کمک می کرد . شهید ابراهیم میرزابیگی تا کلاس چهارم ابتدایی در مدرسه ی روستا درس خواند و  قرآن مجید را نیز در مکتبخانه ی روستا که آن زمان رونق خاصی داشت آموخت ولی از آنجا که تحصیلات در آن هنگام جنبه ی عمومی نداشت و از طرفی برای کمک به امرار معاش خانواده به کار مشغول شد و پس از آنکه مدتی به تهران و قم سفر کرده و در کوره پزخانه های آجرپزی به کار پرداخت به بنایی روی آورد و این حرفه را تا حد استادی آموخت و در روستا ضمن پرداختن به کار کشاورزی و دامداری آثاری هم از خود برجای گذاشت بطوری که هم اکنون بیش از ده خانه وجود دارد که با دست آن شهید ساخته شده و یادگار او محسوب می شود . شهید ابراهیم ضمن اینکه فردی بسیار دوست داشتنی بود و محبت او نسبت به پدر و مادرش زبانزد همه ی مردم روستا بود ، فردی بسیار خیر نیز بود و همه ی مردم روستا را دوست می داشت و به آنها کمک می نمود ، می گویند بعضی وقتها شبانه کارهای افراد مستضعف روستا را انجام می داده است . او چهره ای بسیار بشاش و همیشه خندان وزبانی بزله گو داشت و صحبتهای شیرینش در هر جمعی که بود خنده را بر لبان همه می نشاند ، همچنین بعنوان قاری قرآن در اکثر مجالس روستا شرکت می کرد و به تلاوت قرآن می پرداخت . او در سن سیزده سالگی پدرش را از دست داد و مجبور شد مجارج خانواده و مادر و برادر کوچکترش را تامین کند . آن شهید بزرگوار اخلاقی بسیار پسندیده داشت و همیشه به مادرش و برادر کوچکتر خود کمک می کرد ، برادر کوچکترش  می گوید ابراهیم هیچوقت ناراحت نمی شد مگر وقتی که من در نمازم  تنبلی می کردم و آن وقت بود که خیلی ناراحت می شد ، او همیشه مرا به کارهای خیر و نماز خواندن تشویق می کرد . مادرش می گوید شهید ابراهیم با برادران دیگرش فرق داشت و بیشتر از همه به من محبت می کرد و وقتی پدرش فوت کرد با اینکه سن کمی داشت مردانه به کار پرداخت و نگذاشت محتاج دیگران باشیم . شهید ابراهیم میرزابیگی با شروع زمزمه های انقلاب اسلامی همراه دیگر مردم آگاه روستا به مبارزه علیه طاغوت پرداخت و ضمن شرکت در تظاهراتهایی که در روستا برگزار می شد بعضی وقتها به شهر مسافرت کرده و در تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت می کرد ، او فردی بسیار شجاع بود و هنگامی که جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران شروع شد تصمیم گرفت که در اولین فرصت به کمک رزمندگان اسلام بشتابد ، تا اینکه در یک اقدام بسیار جالب ، دیگر دوستان همسن خودش را جمع کرده و آنها را تشویق به حضور در جبهه نمود و آنها هم دسته جمعی خودشان را برای اعزام به خدمت مقدس سربازی معرفی کردند . او همراه دستانش در سال ۱۳۶۰  به عجب شیر اعزام شد و دوره ی آموزش را در آنجا طی نمود و بعد از پایان آموزش همراه یکی از دوستانش به نام علی دلشب به تیپ ۵۵ هوابرد شیراز منتقل گشت و پس از آنکه چند روزی در شیراز ماندند و آموزشهای لازم را فراگرفتند همراه دیگر رزمندگان این تیپ به جبهه های جنوب اعزام گشت .

خصلتهای پسندیده ی آن شهید یعنی محبت به دوستانش و اهمیت دادن به نماز در جبهه و در بین رزمندگان کارساز گشته ، بطوری که در اولین روزهای حضورش در بین رزمندگان محبت او در دل همه جای می گیرد و او را بعنوان امام جماعت برمی گزینند و نماز عشق را در آن دیار خون و حماسه به امامت او برگزار می کنند . او که عاشق شهادت بود هرگز به فکر مرخصی نمی افتاد ، آن شهید عزیز موفق می شود همراه با دیگر رزمندگان اسلام در عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس شرکت نماید . یکی از همسنگرانش می گوید چند روز قبل از عملیات بیت المقدس در کنارم نشست و با من به وصیت پرداخت و گفت من شهید می شوم به  مادر و برادران و خواهرم  بگو غصه نخورند و از طرف من با آنها خداحافظی کن .

سرانجام آخرین برگ زرین زندگی آن شهید در عملیات بیت المقدس ورق خورد و در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ جام شهادت را نوشید . جنازه ی مطهرش را به روستا آوردند و در قبرستان روستا دفن کردندو از آنجا که اولین شهید روستا بود قبرستان روستا را به نام بهشت شهید ابراهیم میرزابیگی نامگذاری نمودند . روحش شاد و راهش پر رهرو .

ضمنا مادر این شهید عزیز مرحومه حاجیه خانم فاطمه میرزابیگی پس از سی سال دوری و فراغ از فرزند عزیزش سال ۱۳۹۱ به رحمت ایزدی پیوست و در کنار مزار فرزند شهیدش آرام گرفت ، روحشان شاد .

منبع:

bidvey.ir

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *