بنارآبشیرین – دشتستان – بوشهر

سایتها و وبلاگهای روستای بنارآبشیرین

شهرستان دشتستان – استان بوشهر

http://www.bonaraneh.parsiblog.com

http://rouzbeh1336.blogfa.com

http://hassanb.parsiblog.com/

   

بنارآب شیرین ازتوابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان استان بوشهرجزودهستان زیارت می باشدکه هم اکنون جمعیتی حدود۵۲۰ نفررادرخودجای داده است. به غیرازمهاجرت هایی که به طورمعمول ازگذشته صورت می گرفته است، درجریان جاری شدن سیل درسال های ۱۳۶۵ و۱۳۸۰ جمعیت قابل ملاحظه ای ازاین قریه به سمت شهرروانه گردیده که به شدت تعدادسکنه ی آن راتقلیل داده است. اگرچه درحال حاضرهم به همین صورت مهاجرفِرست بوده، ولی روندآن بسیارآرام وبه تدریج می باشد.کمبودامکانات درهمه ی جنبه هارامی توان عمده دلیل مهاجرت افرادبه سمت شهرهابه خصوص شهربرازجان دانست. دلایل دیگری مثل کمبوددرآمد، شوربودن وغیرحاصل خیزشدن خاک برای کشاورزی، تقسیم زمین هابه قطعات کوچک بین ورّاث ومقرون به صرفه نبودن کشت درآن ها، گرایش مردم به شهرنشینی ومیل به جذبه های آن (مخصوصاً درخانم ها). کاهش نزولات آسمانی وخشک سالی های متعددکه به کشاورزی وبه تبع آن به دامداری لطمه های جدی واردکرده است، پایین بودن ارزش ملکی مسکن درروستا، به نحوی که ساخت مسکن درشهروروستامخارجی یکسان داردولی آینده ی آن ها ازلحاظ قیمتی اختلاف زیادی دارد، درنتیجه فردساخت وسازدرشهررابه علت بالارفتن قیمت خانه درسال های بعدترجیح می دهد، درموقعیت بن بست قرارگرفتن روستای بنارآب شیرین ازلحاظ خطوط جاده ای(دوربودن ازخط اصلی)، وجودبعضی نزاع های قومی وطالفه ای و…هم به این روندکمک نموده است.

 

قدمت روستارامتفاوت حدس زده اندونقل های مختلفی دراین زمینه وجودداردولی آنچه به شواهدنزدیک تراست حدود۵۰۰تا۶۰۰سال است که بدون شک قدمت بناراززیارت کمترمی باشد.به نقلی ، پیرزنی به نام «خاله بُتی» اولین ساکن بناربوده که درخت اناری نزدیک خانه اش سبزشده بودو رهگذران آن را « بُنه انار» می نامیدندوبعدهابه «بنار»تغییرنام می یابد. درفرهنگ عمیدبناررابنارزیارت معناکرده اند. درمنطقه هم به همین اسم تاحدودپنجاه سال پیش معروف بوده ولی به همت بعضی افراد(احمدنعمتی وابراهیم ابراهیمی…)، به« بنارآب شیرین» تغییرمی یابد. به این نحوکه درمکاتبات ومحاورات ایشان آب شیرین راجای گزین زیارت می کنند(به نقل ازاحمدنعمتی). اولین خانه هاتقریباً سمت مغرب روستابوده اندوکُناری مشهوربه «گرو»درآنجاواقع بوده است. اجدادرضایی های زیارت(قائدها)،درهمین نقطه ساکن بوده اندوایشان اصلاًبناری می باشندتاجایی که چندسال پیش کناریانخلی دراین زمین ازقدیم مانده بوده است که بعدازاین که خشک شده ومی افتد خبربه رضایی هاکه درزیارت بوده اندمی دهندکه بیایندوتنه اش راببرند(جهت استفاده هایی مثل زغال کردن یاپایه ی حصار…)بقایای خانه ایشان راحدود۵۰ سال پیش تراکتورهایی که قصدشخم زدن داشتند تخریب نموده اندوهمچنین درنقطه ای نزدیک به مکان فوق الذکر، درمکان دیگروجودداشته است که معرف بنارقدیم می باشد. یکی ازآن «برجکلی» می باشدکه به دستورمیرزامحمدخان (غضنفرالسلطنه برازجانی)بناگردیده بودتامحلی برای دیده بانی ودفاع ازخاک دشتستان درمقابل شبانکاره باشد. این برج رادرشب هایی متعددبازحمت بناکرده اندوخشت آن رااز«گروچهگه» ساخته اندوبه آن جابرده اند. برج مذکورپله نداشته وباریسمان به بالای آن می رفته اندوبعدریسمان راجهت تأمین امنیت نگهبان جمع می کرده اند. درهنگام ساخت این برج درگیری شدیدی بین بنارقائدی هابنارآب شیرینی هارخ داده است وکسانی ازدوطرف باشلیک گلوله زخمی شده اند.

مکان دوم که به آن اشاره شد درّه ای است که در محل به« دره ی دی احمدو» مشهور می باشد. دی احمدو(مادر احمد) زنی مهاجر بوده که از شهرستان دشتی به بنار آمده بود و زنان بنار ساخت «گرده» و «بَل بَل» را از وی یاد می گیرد. تنوری داشته که درآن نان می پخته و رهگذران را مهمان می کرده است.  بنار اولیه را می توان روستایی صد درصد مهاجر پذیر نامید که این امر قابل اثبات است چرا که هم اکنون نیز مردم روستا خود و دیگران می دانند که اجدادشان از کدام محل به بنار آمده اند و در آن محل ها همگی دارای قوم و خویش هستند به طوری که به دیدن بستگان هم می روند. بنابراین ادعای کسانی که می گویند مردم بنار از استان هایی مثل کهکیلویه و…آمده اند تقریباً یا می توانم بگویم کاملاً بی اساس است. خاستگاه مردم بنار مکان هایی مثل بنو(استان فارس)،دریس(هرمزگان)، ریشهر(بوشهر)،مال محمود،دهستان انگالی،بُهروشاهپیروسعد آباد،تراکمه(هرمزگان)،صفی آباد،زیارت،نظرآقا،فالاسیر می باشد. در رابطه با قدمت بنار باید گفت که اگر چه همانطور که اشاره شد قدمتی حدود۵۰۰ سال دارد (در زمین مومد مکال هر موقع چاله ای یا گودالی حفر می کردند تکه کوزه و…در می آمده است) ولی مواردی نشان می دهد که قبل از مردم بنار هم در گذشته ای بسیار دورتر عده ای در این محل زندگی می کرده اند. دلیل این ادعا را باید این گونه عنوان کرد که در همین اواخر که چاه آب یا فاضلاب حفر می کردند در عمق۳تا۴متر و گاهاً تا۵ متری زمین، تکه هایی از ظروف سفالی مانند کوزه یافت می شد که این تکه ها با توجه به اینکه در این اعماق پیدا شده بودند می توان گفت که مربوط به این دوران نبوده و شاید مردمی دیگر با مشخصه های کاملاً متفاوت در این جا روزگار می گذرانده اند. مورد دیگر سنگی به طول حدود۲متر و عرض حدود۵۰سانتی متر در زمینی موسوم به درّه دان از زیر خاک به دست آمد که گویای ادعای فوق است و همچنین سنگی موسوم به سنگ« بردزرد» که همگی نشان از زندگی و حیات در این منطقه بوده اند. افراد اولیه که این آبادی را بنا نهاده اند بی شک وجود رودخانه را مهم و حیاتی دانسته اند و در کنارآن خانه ها را بنا نهاده و مشغول به زندگی شده اند. لازم به ذکر است که رودخانه حلـّه که از به هم پیوستن رودخانه دالکی و شاهپور به وجود می آید از شمال بنار می گذرد و مرز دشستستان و شبانکاره را تا قسمت هایی معین می کند. از این رودخانه مردم بنار زمانی جهت آب شرب خود و دام هایشان استفاده می کردند. غیر از این استفاده، اسفاده هایی مثل استحمام و ماهیگیری و انتقال تنه های نخیلات از اطراف سعد آباد جهت سقف خانه ها در بنار- شستشوی گوسفندان، ریختن گـُرد نخیلات در آب رودخانه جهت ساختن ستـّه، و در مقطعی کشاورزی به کمک آب آن از آن استفاده می شده است. قابل ذکر است که آب این رودخانه هم عمیق تر و هم شیرین تر از حال حاضر بوده است. به دلیل قرار گرفتن سد در بالادست این رودخانه و کاهش بارندگی، در حال حاضر عملاً به زهکش نخیلات روستاهای بالادست تبدیل شده است و آب آن به شدت کاهش یافته است. اگر چه پمپاژ« کلل» هنوز بر روی آن قرار دارد و نخیلات« زیارت» و« کلل» و« بنارآب شیرین» را مشروب می کند. اهمیت وجود رودخانه را در این نکته هم می توان اذعان نمود که روستاهایی که از رودخانه خیلی فاصله داشته اند به ندرت رشد جمعیتی داشته اند و در تمام زمینه های مختلف پیشرفتی نداشته اند مانند:«احشام حسن»، «جرافی»،«جمیمه»،«سهیلی»،… که بعضی این روستاها کاملاً خالی از سکنه شده اند. با توجه به پیشرفت های گوناگون بشر در همه ی ابعاد از جمله ساخت راه های آسفالت و وسایل ارتباطی و مخابراتی باز هم روستاهایی که نزدیک رودخانه هستند هرگز خالی از سکنه نشده اند و عده ای به امید همین آب اندک ولی دائمی مبادرت به کشت نخل نموده اند و تاکنون روستا را ترک نکرده اند. اگرچه عده ای نخل دار مثلاً در همین روستای بنارآب شیرین ساکن بوده اند و به تدریج به شهر نقل مکان کرده اند ولی با این وجود نخیلات خود را حفظ کرده اند و هر چند وقت یک بار به آن سر می زنند و کار نگهداری و پرورش آنها را انجام می دهند. این گروه را شهرنشینان کشاورز می توان نامید./

توضیح : آقای ابراهیمی درتماسی خواهان تصحیح دریس شدند . صورت صحیح آن دریس(فارس) است ولی از طرف اینجانب سهل انگاری شده و تصحیح به موقع صورت نگرفت . با عرض عذر به پیشگاه آقای ابراهیمی و تمامی خوانندگان گرامی ./محمدغلامی

 تاریخچه بنارآبشیرین 

برای بیان تاریخ و گذشته ی روستای بنار آب شیرین ، متأسفانه مرجع مکتوبی در دست نداریم و ناچاریم به نقل قول ها و سخنانی توسل بجوییم که سینه به سینه به ما رسیده اند .  آنچه که می دانیم این است که بنار تاکنون چند بار جا به جا شده است . این روستا در ابتدا نزدیک «باغچه ی عباس ِ ملا علی»  یعنی در چند صد متری جنوب بنار کنونی واقع بود و پس از آن، به چند ده متری غرب بنار امروزی منتقل شد و کـُنارِ کربلایی عبد العلی (کـُنار ِ گــَروgaru  ) در محدوده ی روستا و در منزل کد خدای بنار قرار داشته است ۱ آنچه می توان حدس زد این است که این جابه جایی ، به خاطر نزدیک شدن به آب رودخانه ، استفاده از زمین های جلگه ی رود ، حمام تابستانه و ….بوده است . آثار خشت خام بناهای این روستا ، تا حدود سال ۱۳۰۰ شمسی در بعضی از جاها به وضوح مشخص بوده ۲ولی بر اثر باد و باران و سیل و تبدیل شدن آن مکان به زمین های زراعی و شخم زدن های پیاپی ، به مرور زمان محو شده است . کـُنار مورد نظرنیزیک بار بر اثر توفان شدید بهمن ماه سال ۱۳۵۴ قطع شد۳ و شاخه های نازک و فرعی آن هم در دهه های بعدی به طور کامل از بین رفت. مرحله ی سوم شکل گیری بنار که هسته ی اصلی بنار کنونی بوده ، بسیار جالب و عجیب است. اگر به ساختار روستا به دقت نگاه کنید ، می بینید که هسته ی مرکزی و اولیه ی بنار ، بر روی تلـی دایره ای ، شکل گرفته و تمام خانه ها پشت به پشت هم و درهایشان به سمت اطراف باز می شود و شاید تنها روستایی بوده که هیچ کوچه ای از میان آن نمی گذشته یعنی شما با یک بار دور زدن در اطراف آن محیط دایره ای ، از مقابل تمام درها می گذرید. برای مثال اگر از« چاه گاه – چَه گــَه ۴» که تا چند دهه پیش محل تهیه ی آب آشامیدنی مردم روستا بود ، به سمت شرق حرکت کنید ، بدون اینکه در سمت چپ خود کوچه ای بیاید ، یک دور کامل می زنید و باز به چاه گاه می رسید. همین دایره ، درست مرتفع ترین جای آن منطقه است  که اجداد ما به شکلی استادانه ، با این شیوه ی معماری  از حداقل زمین ، حداکثر استفاده را برده، بی آن که حتی یک وجب از آن به عنوان کوچه ، هدر رفته باشد. (البته تعداد خانه های بنار در آن هنگام اندک بوده۵  وخانه های اطراف،بعدها به وجودآمده اند. ) اگر چه به نظر می رسد که این شیوه ی معماری برای حمله های احتمالی در مقابل دشمنان مناسب است ، اما به احتمال قوی این ساختار برای رهایی از بلاهای طبیعی مثل طغیان آب رودخانه و سیل بوده است و اگر این حدس درست باشد ، می توان علت مهاجرت دوم ساکنان بناررا ، طغیان آب رودخانه و سیلاب دانست . شما چه فکر می کنید ؟ منتظر نوشته های شما هستیم .

 

بنار یعنی چه؟

دردشتستان، سه روستا به نام های بنار ِسلیمانی، بنارآزادگان(قائد)وبنار ِآبشیرین درهمسایگی هم واقع شده اند. بنارآبشیرین، دراسناد رسمی، به نام بنار(bonaar)ثبت است ودرشناسنامه های فرزندان این روستا نیز تنها واژه ی بنارآمده است واضافه ی آبشیرین که پس ازآن آمده، به علت وجود چاه های آبِ شیرین درروستا وباغ های اطراف آن بوده است. مردم این روستا، زادگاه خودرا بنار، بنارسلیمانی را بناری وبنارآزادگان را بناری کـُید(قائد)  می نامندولی دربین دیگران ، این وضع فرق می کند مثلا اگرکسی خودرا درمحیط دورتری اهل بنارمعرفی کند، می پرسند : کدام بنار؟ بنابراین ذکر اضافه ای برای تشخیص روستاهاازیکدیگر،شاید لازم به نظر می رسیده است . ازآنجا که بناردربخش مرکزی شهرستان دشتستان ودردهستان زیارت واقع شده، درلغت نامه ی دهخدا به نقل ازفرهنگ جغرافیایی ایران جلد۷، بنارزیارت معرفی شده است که این خودپرسش هایی درذهن به وجود می آوردازجمله این که آیا آن موقع(پس ازجنگ جهانی اول)، آب ِ شیرین ِبنار، معروف نبوده یاوجودمرکزیت زیارت ووابسته بودن کدخدای بناربه خان زیارت، باعث این نام شده است ؟درلغت نامه می خوانیم :« بُنارزیارت[بُ رَ](اِ خ)دهی است ازدهستان زیارت بخش برازجان ازشهرستان بوشهر۴۷۰تن سکنه دارد. آب آنجاازرودخانه ی دالکی تأمین می شودومحصول آن غلات وخرماوشغل اهالی زراعت است. ۱» امادرکتاب جغرافیای تاریخی دشتستان، بانام بنار آب شیرین معرفی شده که به نظرمی رسد نویسنده، به شنیده ها اکتفاکرده است .وی درذیل عنوان بنارآب شیرین می نویسد: «یکی ازروستاهای دهستان زیارت ازتوابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان می باشدکه در۱۸کیلومتری شمال غربی برازجان قراردارد. ارتفاع آن ازسطح دریا۲۰مترمی باشد. به علت وجودآب شیرین دراین روستا به آن بنارآب شیرین می گویند. جمعیت این روستادرسال ۱۳۸۰پانصدوهفتادوسه نفربوده است .۲»

 

همان طورکه می دانید، درهیچ جایی وجه تسمیه ی بنارذکرنشده ازطرفی بایدعامل مهمی باعث شده باشدتادرمحیطی به وسعت ۵-۶کیلومتر، سه روستا به یک نام شکل بگیرد. بعضی ازمردم روستا برای معنای کلمه ی بنار، نظری دارند.

آن چه تاکنون دربین مردم رواج یافته،این است که بنار،از بـُنه ی اناری که آنجا بوده(درخت اناری بوده) نام گرفته است. آقای احمدروزبه تنهاکسی هستندکه تاکنون دراین باره اظهارنظرکرده اندوایشان نیزهمین نظررامطرح کرده اند.ضمن تشکرازوی،اگرچه نمی توان به راحتی چیزی راتأییدیا ردکرد،امابه نظرمی رسدکه این قول،ساده ترین معنی وتصوری بیش نباشدواگرهم درست بوده شایداسم اول آن ، بُن ناربوده که به بـُنـّارتبدیل شده وبعدها برای سادگی درتلفظ، به بنارتغییریافته است. اگرچه سه روستا در کنارهم به همین نام،آدمی رابه تردیدمی اندازد. درشماره ی ۶۲۰هفته نامه ی اتحادجنوب تاریخ ۸آذر۱۳۸۹ درصفحه ی ۶ آقای حسین برازجانی، تحت عنوان « واژه های متداول درگویش مردم برازجان»(بخش نهم) می نویسد :« بنار ، بناری : بنار محل هایی که کاروان ومسافران جهت استراحت وبیتوته درآن محل هااستفاده می کردند . روستاهایی که پیشوندبناردارنددرمسیرجاده وراه بوده اندوبـنه به کسر(ه)واضافه شدن (ار)به بنارتغییرکرده است.»به نظرمی رسدکه این محقق ارجمندنیزبدون مطالعه ی دقیق وعمیق، خواسته هرطورشده وجه تسمیه ای برای بنارپیداکند. زبان شناسان متفق القولندکه زبان به سمت سادگی می رودوهرچه زمان می گذرد، کلمات نیزصیقلی ترمی شوندوبخش های ناصاف آن تراشیده می شود. براین اساس، بعیدبه نظرمی رسدکه بنه که خوددارای تلفظی ساده است، پسوند(ار)بگیردوبااضافه شدن مصوت(آ)، تلفظ آن دشوارترگرددنیزچندروستادردشتستان وجوددارندکه بدون تغییر،(بنه )تلفظ می شوند. ازسویی دیگرمسافت بین سه بنار(آب شیرین- سلیمانی- آزادگان)آن قدرنیست که کاروانی ازیک بنار، باربربنددودردیگربناراطراق کند. درهمان ستون آقای برازجانی می نویسد : « بناراوشیرینو: که بنارسی مرضی، سیدمرتضی نیزگفته می شود.» معلوم است که نویسنده نتوانسته یادداشت هایش راصحیح بخواند.او، مرضی را(morzey)تلفظ کرده ومرتضی خواند حال این که باید(marzey)بخواندتامعنی محمدرضاباشدچراکه به بنارآب شیرین، بنارسی مح رضی می گفتند. خانم طیبه برازجانی(پری) درکتاب ارزشمندسیری درگویش دشتستانی،صفحه ی ۲۷۳ می نویسد : بناراوشیرینوbonar-e ow sirinu بنارآب شیرین . دهی است ازدهستان زیارت بخش مرکزی شهرستان دشتستان. به آن بنار«سی مرضی sey ma:rezey (متعلق به سیدمحمدرضا) هم می گویند.این که چرا به بنارآب شیرین، بنارسیدمحمدرضامی گفتند، بحث دیگری است و به لطف خدا درباره ی سیدمحمدرضامساوات اندک تحقیقاتی انجام داده ام که درفرصت های آینده دراین وبلاگ به آن خواهم پرداخت اما به راستی بناریعنی چه ؟

 

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    «بسمه تعالی»
    با سلام و تشکر خدمت مدیریت محترم. از اینکه روستایمان بنار را در وب سایت روستاهای ایران مطرح نمودید صمیمانه تشکر می کنم.

  2. ناشناس گفت:

    سلام
    خسته نباشید.
    با اجازتون من دو باره که وارد وبلاگتون شدم
    واقعآ جالبه ، امیدوارم ادامه داشته باشه و ما بتونیم ازش استفاده کنیم.
    ما هم یه وبلاگ داریم بنام (نظــرآقا سلام) از توابه استان بوشهر/شهرستان دشتستان/بخش سعدآباد.
    خوشحال میشیم سر بزنید.
    باتشکر رزمجو مدیر وبلاگ (نظرآقا سلام)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *