چاه بردی – گناوه – بوشهر

سایتها و وبلاگهای روستای چاه بردی

شهرستان گناوه – استان بوشهر

http://chahb.blogfa.com/

 موقعیت جغرافیایی

۱-درفرهنگ لغت دهخدا ذیل عنوان چاه بردی می خوانیم:

"چاه بردی:

دهی از دهستان حیات داوود بخش گناوه ی شهرستان بوشهر که در ۹هزار گزی شمال و ۸هزار گزی شوسه ی گچساران به گناوه واقع شده،جلگه،گرمسیری و مالاریایی است و ۲۰۰تن سکنه دارد،آبش از چاه،محصولاتش غلات و خرما،شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است.(نقل از فرهنگ جغرافیایی ایران)

مؤلف مرآت البلدان می نویسد:"قریه ای ست از متعلقات بندربوشهر و مضافات"(مرآت البلدان ج ۴ ص ۱۳۲)."

۲-آقای غلامحسین دریانورد در کتاب"گناوه"(ص۱۸۰)روستاهای شهرستان گناوه را اینگونه دسته بندی نموده:۱-حیات داوود جنوبی۲-حیات داوود شمالی۳-رودحله،و روستای چاه بردی را جزء روستاهای حیات داوود شمالی آورده است.

۳- ‌هیأت وزیران در جلسه مورخ ۱۳۶۵.۸.۱۸ بنا به پیشنهاد وزارت کشور در اجرای ماده ۱۳ تعاریف و ضوابط‌تقسیمات کشوری مصوب تیر ماه سال ۱۳۶۲ مجلس شورای اسلامی و به استناد ماده ۳۱ آیین‌نامه اجرایی قانون مذکور مصوب مهر ماه ۱۳۶۳ و طبق ماده ۳‌قانون مذکور و تبصره های ذیل آن تصویب نمودند:
‌در شهرستان‌ گناوه تابع استان بوشهر تعداد ۳ دهستان شامل:۱-دهستان حیات داوود ۲-دهستان رودحله و۳ ـ دهستان لیراوی ایجاد و تشکیل گردد. در این تقسیم بندی از روستای چاه بردی به عنوان یکی از روستاهای دهستان حیات داوود نام برده شده است.

۴-چاه بردی روستایی است از توابع شهرستان گناوه ی استان بوشهر که ۹کیلومتر از گناوه و۱۷۳کیلومتر از بوشهر مرکز استان فاصله دارد.همسایگان روستا عبارتند از :در شمال روستاهای بقعه(بوکه/bôka) و تِل تَل(teltal )در جنوب شهر گناوه و روستای مال قاید در غرب روستا مال خلیفه ای و در شرق روستای          چم شهاب و محمدصالحی.

 

 

زمین شناسی و توپوگرافی روستا چاه بردی

الف-توپوگرافی

"چاه بردی

ده-بخش مرکزی شهرستان گناوه-استان بوشهر-بندرگناوه ۹درجه،۸کیلومتر، ارتفاع حدود۵متر،خیلی گرم،خشک،دشت،۵/۸کیلومتر غرب محمدصالحی" (گیتا شناسی ایران-جلد سوم-عباس جعفری).

گذشته از آنچه ذیل نام چاه بردی در"گیتا شناسی ایران" می خوانیم چاه بردی را باید دشتی دانست که در قسمت غرب آن تپه های ماسه ای و رسوبی که گاهی ارتفاع آنها به ۲۰تا ۳۰متر می رسد دیده می شود و قسمت شرق آن رودخانه "دره گپ"* وجود دارد که روستا را ازروستاهای مجاور جدا   می کند.

ب-ویژگیهای زمین شناسی

روستای چاه بردی ازتشکیلات رسوبی تشکیل شده و بافت و جنس خاک آن شامل خاک رس،ماسه ودر برخی قسمتها سنگ گچ("سِوِل")می باشد.

در بین لایه های رسوبی گاهی به فسیلها و بقایای موجودات دریازی بر می خوریم که نشان می دهد در گذشته ای دور این منطقه در زیر دریا قرار داشته است.چنانچه در سفرنامه"تا پخته شود خامی"به اهتمام منوچهر  دانش پژوه صفحه۴-۱۶۵۳نیزبه این نکته اشاره شده، هرچنددر آنجا نام از        چاه بردی برده نشده، ولی به گفته آن کتاب:"در حدفاصل میشون و گناوه اقیانوسی درهزاران سال پیش وجود داشته است." که چاه بردی نیز در همین حدفاصل قرار دارد.

 

بارندگی

بیشتر بارندگی روستای چاه بردی در فصل زمستان اتفاق می افتد.البته در اواخر پاییز و اوایل بهار نیز گاهی بارندگی های پراکنده ای وجود دارد که البته این وضع در سالهای مختلف یکسان نیست.در برخی از سالها به ویژه در اواخر زمستان باران کمتری می بارد و همین امر سبب می شود پوشش گیاهی روستا و مراتع آن تحت تاثیر این پدیده دچار کاستی هایی شودکه به نوبه خود پیامدهای ناخوشایندی برای زراعت و دامداری روستا دارد.

تابستان نیز هیچگونه بارندگی صورت نمی گیرد و پدیده ای که در این فصل شاهد آن هستیم وجود رطوبت شدید در هوا(شرجی)به علت بخار شدن آب خلیج فارس است. از پدیده ها و ریزش های جوی دیگری که معمولا در فصل زمستان شاهد آن هستیم می توان به ریزش تگرگ در برخی سالها وهمچنین مِه که در زبان محلی به آن "کَر" گفته می شود اشاره کرد.با توجه به اینکه روستا در منطقه گرمسیری واقع شده از تاریخ تاسیس خود تا کنون روی برف را به خود ندیده و کلیه ریزشهای جوی همانطور که در بالا اشاره شد به صورت باران و در موارد نادری به شکل تگرگ بوده است. بیشترین میزان بارش نیزدر دی ماه اتفاق می افتد.البته به علت نبود ایستگاه هواشناسی در روستا نمی توان حداکثر میزان بارش را به صورت دقیق و منحنی آن را برای فصلها و سالها بیان نمود ولی درمواردی بارش به اندازه ای است که باعث آبگرفتگی در روستا و جاری شدن سیل می شود.حداقل بارش در بهار اتفاق می افتد و در تابستان نیز چنانچه گفته شد بارندگی رخ نمی دهد.

نام و نشان زمین های روستا

۱-گُنبِد/gonbed/گنبد:بنا به گفته ی اهالی روستا بربالای تپه ای که"تل گنبد"خوانده می شود،خانه ای گنبدی شکل وجود داشته که یک نفر به نام"شنبه"در آن زندگی می کرده و خانه ی او به"گنبدشنبه"معروف بوده است.پس از درگذشت شنبه وی را در خانه اش به خاک می سپارند وپس از مدتی خانه تخریب شده و اکنون اثری از آن باقی نیست ولی زمین های آن محل به"گُنبِد"معروف می شوند و اکنون در مالکیت فرزندان"مرحوم ابراهیم عربزاده"است. به گفته ی کربلایی حسن مهدوی،شنبه که در بالا ذکر آن رفت جد خانواده ی عربزاده ی روستای بقعه می باشد.

۲-خواجهَ/xâja/خواجه:یکی از اهالی روستا خواب می بیند،قبری در مکانی که امروز"خواجهَ"خوانده می شود،وجود دارد.اهالی روستا پس از کاوش محل مورد نظر،به قبر رسیده و بر بالای آن بقعه ای بنا نموده و آن را"بقعه ی خواجه"می نامند.این بقعه پیش اهالی روستا عزت یافته و مقدس است و کراماتی نیز به آن نسبت می دهند.تا همین اواخر این مکان دارای خادمه ای از اهالی روستا(مادر"حاج علی بیژنی")بود که پس از فو ت ایشان این آرامگاه بدون خادم مانده و خانه های اطراف آن که محل اسکان خادمه و زوار بود به علت بی توجهی به کلی تخریب شده است ولی خود بقعه پابرجاست و زمین های اطراف آن را زمین های خواجه می نامند.از طرفی برخی دیگر از مطلعین اظهار داشته اند بقعه ی خواجه قبل از تأسیس روستا وجود داشته و پس از آنکه گنبد آن فرو ریخت در دو مرحله توسط اهالی روستا بازسازی شد.

ذکر این نکته لازم است که در محل مذکور به مقدار زیاد گوپالِ(غِرغِراچو) شکسته و معیوب یافت شده که بنا به نظر عبدالرضا دشتی زاده(کارشناس باستان شناسی و کارشناس ارشد پارینه سنگی)در نامه گناوه (ص۱۱۱۱۱)می تواند در آن محل کوره ی گوپال پزی بوده باشد.همچنین تنها چاه قدیمی  باقی مانده در روستا در آن محل قرار دارد.

۳-کموتری/kamôtari/:

۴-تل اِسبید/ /tel esbidتپه ی سپید:

۵-کامرادی/kâmorâdi/قایدمرادی:الف-با توجه به اینکه این زمین نزدیک به روستای قلعه قایدحیدر است،و از آنجا که در تاریخِ خان های حیات داوود به نام "قایدمراد" برمی خوریم که ساکن قلعه قایدحیدر بوده ،گمان می رود که این زمین از موقوفات آن شخص یا در گذشته متعلق به وی بوده باشد.ب-در کتاب"تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس"صفحه ۴۳(حقایق نگاری بندر گناوه و ذهاب)می خوانیم:"جوقهءمحلهءجنب خانهءقائدحسین را"بنهءقائدمراد"میخوانند…"که بعید می دانم"بنهءقائدمراد"ی که در کتاب فوق از آن اسم برده می شود با نام زمین مورد بحث ارتباط داشته باشد.

۶-لولوَک/lôlôak:این زمین در نزدیکی "تودیو" (غاری است در جنوب غربی روستا)قرار دارد.داستانهای زیادی در مورد دو دیوی که در آن غار زندگی می کردند از زبان اهالی و منابعی چون: نامه گناوه-مقاله عبدالرضا دشتی زاده- روایت شده است.بعید نیست این زمین را به علت نزدیکی به"تودیو"-برای ترساندن افراد-"لولوَک"نامیده باشند،زیرا "لولو" موجودی است،افسانه ای که از آن برای ترساندن مردمان نام می برند.

۷-تِل مردوُ/tel mordow:1-در کنار تپه ای که به"تل مردو"معروف است چاله مانندی وجود داشته که آب در آنجا جمع می شده و مردابی شکل می گرفته است. در زبان محلی به مرداب"مردو" و تپه ی نزدیک آن را"تل مردو " می گفته اند.

۲-درمحل "تل مردوُ "قبرستانی است که بنا به شواهد و قراین موجود متعلق به دوره ی اسلامی است(با توجه به نوع قبر).گذشتگان بر این قبرستان واقف بوده و برای همین تپه ی مشرف به آن را" تل مردوُ"(تپه ی مرده ها)و درخت سدری را که در قبرستان قرار داشته "دارمردوُ/dâr mordow" نام نهاده اند.این قبرستان متعلق به روستای چاهبردی نیست و با توجه به وسعت آن به نظر می رسد در آن نزدیکی شهری بزرگ وجود داشته است.

۸-میرَحون/mirahôn:

۹-لَح حیضو/lah hizô:

۱۰-لَح تنگو/lah tangô:

۱۱-لَح چولَی/lah čôlay :

۱۲-قلَی ویسو/qalay waysô/قلعه ی ویسی:بنا به گفته ی" حاج علی فرهادی" از اهالی روستا دلیل نامگذاری زمین به این نام این است که زمین مذکور در اصل متعلق به خاندان" ویسی" از محمد صالحی بوده و پس از آنکه چاه بردی با جدایی قسمت هایی از روستاهای همجوار شکل گرفت این زمین نیز از تملک این خانواده در آمده و به چاه بردی داده شد،ولی نام آنها هنوز بر روی زمین مانده است. 

۱۳-وَرَافتُوی/waraftovi/:

۱۴-قلهَ بَردی/qalabardi:

۱۵-حورهَ/howra/:به جای گود که آب جمع می شود"حوره"می گویند.این زمین در جنوب شرقی روستا قرار داشته ومتعلق به خانواده ی حیاتی است واندکی از آن نیز به خانواده ی عربزاده تعلق دارد.

۱۶-بُندون/bondôn:

۱۷-تِل بوخشو/telboxaŝo/:به علت رویش نوعی شبدر به نام "شودربوخشو"که در دامنه ی این تپه می روییده و بوی خوبی ازآن استشمام می شده به این تپه "تل بوخشو"میگویند. این تپه در کنار"ورافتوی"قراردارد و متعلق به خانواده ی احمدزاده می باشد.

۱۸-دره بیکسو/darehbikaso/:

۱۹-دره آیک/darehâyak/:

۲۰-درهَ کَلی/darahkali/:این زمین چون در مجاورت"دره گپ"است به آن "دره کلی"می گویند.(دره کلی=کلی از دره=تکه ای از دره)(نقل از بلقیس فرهادی)

۲۱-تل سنگری/telsangari/:"تل سنگری"نام تپه ای است که در قسمت غرب روستا واقع شده وبه عنوان برج دیدبانی روستا عمل می کرده است.بالای آن سنگری ساخته و"پاهشت"روستا به حساب می آمده است.

۲۲-تل گوری/telgori/:بنا به گفته ی آقای کربلایی حسن مهدوی از مطلعین روستا در محلی به نام"تل گوری"در نزدیکی روستا آب انباری بسیار بزرگ پیدا شده که اهالی روستا و شخص راوی سنگهای ان را جهت ساخت و ساز از دل خاک بیرون آوردند.اما با توجه به مشخصاتی که آقای مهدوی می دهد به نظر نمی رسد بنای مورد بحث آب انبار بوده باشد.این احتمال وجود دارد با توجه به نام تپه (گوری=گبری=زردشتی)این اثر متعلق به قبل از اسلام باشد که اینچنین در عصر تمدن نابود شده است.

 

 

 

محله های روستا

بخش مرکزی روستا شامل دو محله است:

۱-مال شمالی/mâl ŝomâli:خانه های شرق روستا را مال شمالی می گویند.باید این نکته را یادآور شد که در روستا به شرق "شمال" گفته می شود و این در کل شهرستان گناوه عمومیت دارد.

۲-مال حیرونی/ mâl hirôni :"حیرون" درزبان اهالی روستا به معنی غرب است وقسمت غربی روستا را "مال حیرونی" می نامند.

سه محله نیز در بیرون- تقریبا یک کیلومتری هسته ی مرکزی -روستا قراردارند؛که عبارتند از:

 1-خلیلی/xalili:نام محله ای است در جنوب غربی روستا ،که از محله های قدیمی روستا بوده و یکی از بنیانگذاران روستا-علی جون ارزون-آن را بنا نهاده است که پس از وی فرزندانش -خانوده ی فرهادی- در آن زندگی می کرده اند.مدتی پس از آنها خانواده ی کربلایی حسن مهدوی نیز به آن محل آمده و ساکن شدند و هم اکنون نیز خلیلی سه خانوار را در خود جای داده است.

در خصوص نامگذاری خلیلی دلیل مشخصی وجود ندارد،شاید با نام قریه خورخلیل قرابتی داشته باشد !

یا چنان که صغری مهدوی دختر مرحوم کربلایی حسن مهدوی می گوید شاید دلیل نامگذاری آن به خلیلی وفور گیاهی به نام "خلیلوک"(گیاهی است که برگی شبه به شوید دارد-ارتفاعش نهایتا ۱۰ سانتی متر و مزه ای شبیه به مزه هویج دارد.)در آن منطقه باشد.

۲-کَرَبَردی/karabardi/:این محله در شمال روستا قرار دارد و محل زندگی خانواده های بیژنی بوده است.در حال حاضر نیز خانوارهایی از این طایفه در مکان مذکور ساکن می باشند.

۳-مال خادا/mâl xâdâ:"مال خادا(مال خداداد)"محله ای است در جنوب شرقی روستا که محل زندگی "خداداد فرزند اسماعیل" بوده که از روستای محمدصالحی به چاه بردی مهاجرت نموده و هم اکنون نیز فرزندان ایشان در آن محل زندگی می کنند.

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    سلام
    خسته نباشید.
    با اجازتون من دو باره که وارد وبلاگتون شدم
    واقعآ جالبه ، امیدوارم ادامه داشته باشه و ما بتونیم ازش استفاده کنیم.
    ما هم یه وبلاگ داریم بنام (نظــرآقا سلام) از توابه استان بوشهر/شهرستان دشتستان/بخش سعدآباد.
    خوشحال میشیم سر بزنید.
    باتشکر رزمجو مدیر وبلاگ (نظرآقا سلام)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *