روستای میاب / مرند / آذربایجان شرقی

سایتها و وبلاگهای روستای میاب
شهرستان مرند – استان آذربایجان شرقی
www.miyab.ir/
miyab.persianblog.ir/

alimiab.blogfa.com
roustayemiyab.blogfa.com/
ahadelmi.blogfa.com
kamkidaghmiyab.blogfa.com/
kamkidaghmiyab.fatablog.com/
abolfazlroozitalab.parsiblog.com/

میاب یکی از روستاهای استان اذربایجان شرقی است که دردهستان هرزندات شرقی بخش مرکزی شهرستان مرند واقع شده‌است.روستای میاب در ۳۸ کیلو متری شهرستان مرند قرارداردو را ه ارتباطی آن آسفالت بوده ودارای امکانات آب آشامیدنی لوله کشی شده، گاز لوله کشی شده و برق میباشد درآمد اصلی مردم روستا از دامداری توام با کشاورزی میباشد، کشاورزی در این روستا بیشتر به صورت دیم کاری بوده وآب آّشامیدنی و کشاورزی آن از چشمه تامین میشود جمعیت میاب در فصول بهار وتابستان بیشتر از سایر فصول سال میباشد زیرا در این مواقع از سال با توجه به شرایط آب و هوای مناسبی که دارد(خنک و دلپذیر)خصوصا اواخر بهار واوایل تابستان باعث جذب مردم شهر نشین به این روستا میشود که اکثرا اصالتا متعلق به همین روستا هستند در کنار موقعیت کوهستانی که این روستا دارد ییلاق قرچی جاذبه ایی بی نظیر در منطقه است که از اواسط فصل بهار پذیرای گردشگران بسیاری است که از مناطق محتلف به آنجا می آیند، هر چند منطقه ییلاقی قرچی میاب با همه زیبایی هایی که دارد مورد کم لطفی وبی مهری سازمانهای مربوطه در حفظ ونگهداری آن میشود و هرساله این منطقه زیبا و سرسبز مورد هجوم ایلات مهاجر قرار میگیرد و در فصل پاییز چیزی جز خاک و سنگ از آن همه زیبایی و سر سبزی باقی نمی ماند و این باعث تاسف است. اگر تاکنون پنیر یا عسل یا گردو یا گوشت گوسفند یا گل محمدی روستای میاب را میل نفرموده ایدوبه چمنزار قره چی یا یینجه نرفته اید به صراحت بگویم که نصف یا حتی کل عمرتان بر باد رفته تا فرصت هست به دیدنش بشتابیدوببینید.حتما یک سری هم به ینجه بزنید.ضررنمی کنید

موقعیت مکانی میاب :

از شمال کوههای قلینج و قانلی داغ آن را احاطه کرده است و در جنوب آن زمینهای کشاورزی و دشت وسیع  چرمیش قرار دارد و در غرب آن دشت نسبتاَ وسیع گوزئی و گونئی واقع است . و اما از شرق توسط چراگاهها و مزارع کشاورزی به مکان خوش آب و هوایی به نام یئینجه ختم می شود که زمانی دهی بوده مسکون و عده ای در آن منطقه سکونت دلشته اند که عده ای گبر نیز در بین آنها زندگی می کرده اند تعدادی از اهالی آنجا به روستای میاب مهاجرت کرده اند و آن ده به مرور زمان از بین رفته است و از اتفاقات و دلایل از بین رفتن ده اطلاع دقیقی در دست نیست .
وجه تسمیه اسم میاب را می توان از آب آشامیدنی میگوار آن ( می + آب ) و یا قرار گرفتن روستا بین دو دره ( هیلین دره ) و ( کارخانه دره سی ) که مقدار آب این دو رودخانه و نسبت کم یا زیاد آنها بستگی به ریزش برف و نزولات آسمانی دارد. نام میاب ( میانه دو آب ) گرفته شده باشد .
و اما رجع به دشت چرمیش که اشاره شد ( چر + میش ) که این کلمه ریشه فارسی دارد یعنی چراگاه میش . به گفته اهالی این دشت پهناور روزگاری چراگاه گله های گاو و گوسفند شخص خیر و نیکوکاری به نام « بجان » بوده است و قبر این شخصیت در ضلع جنوب شرق دشت چرمیش واقع است که پیر مراد اهالی روستاهای اطراف از قبیل : هرزندات ‘بابرتین و میاب و میزاب بوده و هست .
بجان به بخشندگی و گذشت مشهور بوده است گویند بر اساس قحطی و خشکسالی تمام احشام و دارایی او از بین میرود و اهالی اطراف به او پیشنهاد گاو چرانی میدهند و او از این پیشنهاد و نمک نشناسی  رنجیده خاطر و دلشکسته میشود و از روزگار خود اینگونه شکوه میکند:
بجانا دئدیلر گل گت ناخیرا                          بجان بئل باغلامازدی یوزیوک تاخیلا
بجان بودر دیلن اﺆلجک اولدی                     چرمیشین دﺆزونده قالاجک اولدی
به به جان گفتند بیا برای ما گاو چرانی کن    زمانی که بجان به هزاران تن کمر نمیبست
به جان با این درد مردنی شد                      و در پهن دشت چرمیش ماندنی شد
و اینک دشت چرمیش و املاک بجان بصورت اوقافی چراگاه و محل کشت و کار مردم اطراف شده است .
از دشت چرمیش که بگذریم در سرازیری آن دره اﺆلن واقع شده است این دره با آبشار های بلنئ و سنگ های خارا عظیم الجثه بسیار دیدنی است و راه رسیدن به روستای میاب از بین این دره می باشد که راه و محل گذر ایلات و عشایر یکانات به ییلاق خوش آب و هوا قره چی می باشد. روستای میاب تنها از طریق همین راه با شهر ارتباط پیدا می کند و در حال حاضر آسفالته  ماشین رو می باشد.
از نمونه یافته های زیر خاکی پیداست که روستای میاب به حدود حکومت ساسانی مسکون بوده است ولی در نوشته های نویسندگانی چون صمد سرداری نیا و رحیم رئیس نیا این روستا محل گذر قوم آسی و اقوام ماننایی از آسیای میانه به سوی آسیای جنوب غربی بوده است ( نقل به مضمون ).
از نظر باستانی و دارای تمدن بودن اثری که بشود به آن استناد کرد موجود نیست ولی در محل بین تلاقی دو کوه قیلینج و قانلی داغ محلی به نام کلیسا واقع است که مسیر گذر قوم هایی از آسیای میانه به سوی آسیای صغیر می باشد.و همچنین اصطلاح و واژه های فارسی دری  در این روستا نشان از مراوده قومیت های مختلف با یکدیگر بوده است که در زیر به چند نمونه از آن که در گویش های اهالی و نام محل مشاهده شده است اشاره می شود.

محلات میاب:

روستای میاب از چند محله تشکیل شده است از جمله : محله کارخانا قاباقی – یوخاری محله – آشاقی محله – چمنلیک – آخوند محله سی – چشمه باشی – گول باشی –

این روستا طبق سرشماری جهاد سازندگی در سال ۱۳۷۵ دارای ۲۷۶ خانوار و ۱۳۰۷ نفر جمعیت داشته است در آن موقع راه آن شوسه بود که در سال ۱۳۷۰ به همت جهاد سازندگی و اهالی حدود ۱۲ کیلومتر خاکی آن از اول جاده ترانزیت مرند جلفا تا داخل روستا آسفالت گردید.

در میدان اصلی ده چشمه ای به نام چشمه ملا نوروز و. همچنین مسجدی نیز در ضلع جنوبی به نام همین شخص پا بر جا بود بنا به روایت اهالی ملا نوروز مردی با فضیلت و کوشا بوده است گویند این چشمه را با حفر قنات از بالای ده از جنب زمینی معروف به ( اوجا مرس ) به داخل ده هدایت کرده است و در جنب آن چشمه مسجد ملانوروز را بنا کرده است .به روایتی در حدود چهارصد سال قبل .

در سال ۱۳۶۴ آب چشمه دیگری را به نام تکه دوندوران و چشمه دیگری در مسیر همین چشمه از محلی به نام دمیرچی قیه سی را با همدیگر مربوط نموده و به همت جهاد سازندگی  واهالی روستا توسط لوله از دامنه کوه به داخل روستا هدایت شد و در ورودی روستا با ایجاد و بنای ساختمانی به صورت منبع آب و آب چشمه ها از منبع توسط لوله به منازل اهالی روستا هدایت شد.

و اما حوضچه هایی که در مسیر چشمه بنا شده است جهت شرب دام و همچنین شست و شوی رخت مورد استفاده قرار میگیرد.

بنای قدیمی مسجد ملانوروز در سال ۱۳ توسط اهالی تخریب وبه جای آن در فضای گسترده تری با الحاق حیاط مسجد به بنای قدیمی و قسمتی از میدان روستا با نظارت مهندس محمد صادق مصطفوی و نظارت معمار حاج حسن رحمانی و به همت و همکاری شادروان حاج احد روزه دار و مردم روستا مسجد جامع امروزی بنا گردید که در نوع خود در منطقه بی همتاست .این مسجد برای روستا حائز اهمیت فراوان می باشد اهالی از این مسجد بیشتر برای مراسم ختم و نزورات و اطعام و سایرامور خیریه و همچنین در ایام ماه محرم جهت عزاداری عزاداران امام حسین ( ع) از قبیل تعزیه خوانی زنجیر و سینه زنی و سخنرانی استفاده میکنند.بیشتر مراسم ختم و عزاداری در این مسجد برگزار میشود به گفته قدیمی ها حدود چهارصد سال بلکه بیشتر اهالی از این مسجد و آب این چشمه بهره ها برده اند .

چشمه دیگری نیز در شرق روستا به نام کهریز چشمه سی موجود است که مورد استفاده اهالی شرق روستا می باشد.

از بناهای عمومی دیگر روستا می توان از مسجد جامع قدیمی نام برد که بنای  آن در نوع خود بینظیر است که تقریبا ششصد سال قدمت دارد .

از بناهای دیگر یک باب ساختمان حسینیه مشهور به بایرام علی مسجدی که اخیرا مورد مرمت قرار گرفته است می توان نام برد که بیشتر مورد استفاده برای تدریس  و تلاوت قرآن و برگزاری زیارت عاشورا و از این قبیل مراسم مورد استفاده قرار میگیرد.

و تعداد سه مکان مقدس به نام های اوجاق یا  پیر در روستا موجود است . که یکی از آنها دایر و آباد و مابقی به صورت خرابه می باشد. مکان پیر که به پیر شفا مشهور است به گفته اهالی دارای کراماتی می باشد میگویند در گذشته کسانی که مرض هاری  یا جنون آنی دچار میشده اند برای شفا به این پیر مراجعه میکرده اند و گاهاَ شفا میگرفتند . از قول بعضی از اهالی روستا شنیده شده است که در بعضی شبها مخصوصا شبهای جمعه از بالای مزار آن نور سفید ساطع میشده است .

از دیدنی های میاب میشود ازغار هایی که اهالی قدیم در دل کوه حفر کرده اند اشاره کرد این غارها توسط مردم در دو نقطه در دشت گونی برای پناه گوسفندان خود از سرمای زمستان ایجاد شده است که در هر کدام ۷ الی ۱۰ عدد غار میباشد.

از بناهای عمومی دیگر روستا که باید نام برده شود : یک باب حمام عمومی در ضلع جنوب غربی میدان که در ۱۳۴۰ بنا گردیده بود مورد استفاده مردم بود و طرز استفاده از آن بدین قرار بود:

شبها آب چشمه ملانوروز در منبع آب حمام ذخیره میشد و مردانه و زنانه بصورت نوبتی قبل از اذان صبح تا ساعت ۹:۳۰ مردانه و از ساعت ۹:۳۰ الی ۵ بعدازظهر بصورت زنانه دایر بود و از ساعت ۱۰:۳۰ شب دوباره مورد استفاده مردان قرار میگرفت. با گذشت چند سال از عمر حمام ساختمان آنجا را تخریب کردند در سال ۱۳۶۹ به همت اهالی و جهاد سازندگی بنای گرمابه جدیدی در ۲ قسمت مجزا بصورت مردانه و زنانه احداث گردید و در حال حاضر مورد استفاده عموم قرار دارد .

از اماکن عمومی دیگر قهوه خانه قدیمی مربوط  به خاندان سلیمانی ها بود و در حال حاضر نیز فعالیت دارد . این قهوه خانه تنها مکانی بود که مردان و ریش سفیدان در اوقات فراغت برای صرف چای و گفتگو در امور روزمره و کشاورزی و دامداری به آنجا میرفتند و خرید و فروش ارزاق ‘دام و املاک در آنجا انجام میگرفت. در حقیقت محل کسب اطلاعات وشنیدن وقایع و هم مرکزی بوده برای غریبه ها و کسانی که از روستاهای اطراف برای خرید و فروش دام و فراورده های دامی و زراعی در آنجا اتراق میکردند.در جنب این قهوه خانه تنها میدان بزرگ ده و چشمه در ضلع جنوب شرقی آن قرار دارد. در قدیم در گوشه و کنار میدان چشمه باشی عصر ها جوان ها بعد از پایان کار روزانه با دوست و رفیق خود در اوقات بیکاری جمع میشدند و وقت خود را با صحبت و گفتگو سپری میکردند. آنهایی که ازدواج نکرده بودند سر چشمه دختران مورد علاقه خود را که با کوزه و ظروف دیگر جهت آب بردن به منازل خود می آمدند دیده و به عنوان همسر آینده خود انتخاب میکردند.

از اماکن دیگر یک باب دکان سلمانی در ضلع شمال شرق میدان متعلق به مرحوم اوستا جعفر و فرزند مرحومش محمد قلی تراشی بود.در قدیم کار سلمانی تنها به آرایشگری ختم نمیشد بلکه دندان کشیدن – ختنه کردن پسران و دعوت مردان  برای مجلس ختم یا عروسی به عهده شخص سلمانی بود. به این صورت اسامی کسانی را که صاحب مجلس ختم یا عروسی میخواست دعوت کند بعلت نداشتن سواد ‘زبانی به او میگفتند و او نیز به یکایک خانه های افراد مورد نظر مراجعه کرده و دعوت را انجام میداد. دعوت زنان نیز توسط یک نفر بانو انجام میگرفت .

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. kamkidaghmiyab گفت:

    شهیدحسین استادی میاب نام ونام خانوادگی حسین استادی میاب
    فرزند : محمدابراهیم
    متولد: آذربایجانشرقی میاب
    سمت : پاسدار
    محل شهادت بانه
    تاریخ دلادت ۱۳۴۸/۷/۱
    تاریخ شهادت ۱۳۷۳/۱/۲۱
    نحوه شهادت حمله مسلحانه
    شماره پرونده ۱۰۳۶۵۸۳
    نحوه شهادت اصابت تیر ازطرف دشمن
    نام فرزند شهید هادی
    استادی میاب
    منبع : سایت بنیادشهید
    شهدای ترورشهرستان مرندروستای میاب
    بسم ربّ الشّهداء والصّدیقین
    زندگینامه سردار شهیدحسین استادی میاب ازشهدای ترور
    شهیدحسین استادی میاب فرزندمحمدابراهیم در اول مهرماه ۱۳۴۸در روستای میاب ازتوابع شهرستان مرنداستان آذربایجانشرقی درخانواده ای متوسط چشم به جهان گشودکه پد ومادرش مذهب شیعه دوازده امامی ومتدین بودندکه هزینه ی زندگی خویش را ازراه انجام کار کشاورزی ودامداری تامین می کردند حسین در دوران کودکی فردی جسور،بی باک،وباشهامت بودکه این جسارت وشهامت حسین زبان زد همگان بودوتا آخرین لحظات زندگی شهید همراه وی بود. حسن حامی مستضعفین بود ودرمسائل اجتماعی روستا دخالت داشت بطوری که درچندمورد بخاطر گران کردن کرایه خودسرانه ماشینها واردعمل شدند وعوامل را به میزمحاکمه کشاند.حسین درسال ۱۳۵۵درسن هفت سالگی پابه مدرسه می گذارد وتحصیلات دوران ابتدایی رادر دبستان دولتی عنصری میاب(شهیدیوسفی فعلی)ادامه می دهد وبه علت مشکلات زندگی سال آخر دبستان را به صورت داوطلب آزادامتحان می دهد وقبول میشودشهید باشروع قیام علیه رژیم طاغوت ایشان نیز درتظاهرات انقلابی شرکت نموده تا اینکه انقلاب پیروزمیشودحسین علاقه بسیاربه اماموانقلاب داشت وهمیشه در ایام الله دهه فجر خودش ازمرندپوستروعکسهای انقلابی تهیه کرده ودرمراسم دهه ی فجر شرکت می کرد . حسین درسال ۱۳۶۴ دوره آموزش اعزام به جبهه بسیجی را به مدت یک ماه سپری نمود وبعد ازآن درسال ۱۳۶۵برای یاری رساندن به رزمندگان اسلام علزم جبهه ها گردیدازخصایص بارز ونمونه ی حسین این بودکه نسبت به ضد انقلابیون خیلی حساس بود وهمیشه میگفت باید ریشه این بی غرت ها ووطن فروشها را خشکاند.شهیداستادی بصورت بسیجی درمنطقه ی شلمچه حضوری فعال داشت وبعدازآن به عضویت پاسدار افتخاری سپاه در آمدوبا این افتخاردرمناطق عملیاتی خرمشهر-جزیره مجنون – سردشت- بانه – وباختران درعملیاتهای گوناگون شرکت نمود.شهیداستادی نسبت به پدر ومادرخویش بسیارمهربان بود وبه آنها احترام زیادی قائل بودهیچ وقت راضی نشدکه پدر ومادرش ازوی رنجیده خاطر شوند.
    شهیداستادی دردی ماه سال۱۳۶۵درعملیات کربلای چهارحضورداشته وبعدازآن درهمان ماه درعملیات کربلای پنج درمنطقه شلمچه به عنوان مسئول آتشبار دوشیکا جوانمردانه جنگید ومجروح گردید وتنها بعدازچندروزاستراحت به جبهه برگشت درسال ۱۳۶۶ درمنطقه عملیاتی ابوالفتح عراق درعملیات نصرهفت شرکت نموده وبازمجروح گردیدولی اینبا حتی جهت مداوابه عقب برنگشت وتنهابه پانسمان سرپایی در اوژانش صحرائی کفایت نموده وباردیگر به کمک رزمندگان اسلام شتافت شهیداستادی بعدازآن درمنطقه ماووت عراق درعملیات بیت المقدس دو (۲) باعلاقه بسیارشرکت نموده وپیروزمندانه با انجام عملیات به مرخصی آمد وبعد ازآن ایشان درعملیات بیت المقدس سه(۳)نیزشرکت فعالانه نمود.شهیداستادی درهمه ی این عملیاتها درگردان شهیدچمران تیپ ذوالفقار لشکر۳۱عاشورابودند وفرماندهان وقت ایشان از اوبه عنوان بازوی قوی گردان خویش یادمی کردند.شهیداستادی باپایان یافتن جنگ تحمیلی جهت انجام خدمت مقدس سربازی درارتش جمهوری اسلامی ایران ازسپاه استعفادادند وبعدازآن به خدمت زیرپرچم جمهوری اسلامی اعزام وبعداز اتمام خدمت سربازی ازسپاه پاسداران اعاده به خدمت شدند.ایشان درتاریخ ۷/۱/۶۸ اقدام به تشکیل زندگی نموده وازدواج کردندوحاصل این ازدواج یک پسربنام هادی استادی میاب می باشد.شهیداستادی درطول خدمت خویش صادقانه فعالیت نموده وهمیشه تابع لبیک گویی فرمانهای فرماندهی کل قوا بودند وروحیه ی بالای فداکاری وایثارگری ایشان را همیشه به مناطق عملیاتی می کشاند.شهیدحسین استادی دراردیبهشت ماه ۱۳۷۲همراه باتیپ همیشه پیروز امام زمان(عج)لشکر۳۱عاشورابه منطقه ی بانه اعزام شدندودر آنجابه عنوان جانشینی گروهان پیاده مشغول بودند.درطول حضور حسین درآن منطقه ماموریت خود گروههای ضدانقلاب خواب راحتی نداشتند تا اینکه درشب بیست ویکم فروردین سال۱۳۷۳ به هنگام ماموریت در اطراف محدوده حفاظتی خوددر کمین دشمن گرفتار شدهوبامقاومت سرسختانه خودوبه هلاکت رساندن تعدادهشت نفرازگروهک ازخدا بیخبر شربت شهادت را همراه باهمرزمش نوش جان نموده وجان به جان آفرین تسلیم مینماید لازم به توضیح است آقای اکبرجعفرپورمیاب ازهمرزمان ایشان درمناطق جنگی میباشدکه درحال حاضردرتهران ساکن می باشند وبرادرگرامی ایشان احمداستادی میاب نیز درزمان جنگ پاسداربودند وبه درجه جانبازی نائل آمده اندودرتهران مشغل بکارمیباشند.روحش شاد وراهش پررهروباد منبع:گلهای آسمانی آلبوم آثارفرهنگی شهداوایثارگران آذربایجانشرقی
    به نقل از مادر شهید: گل بهار نجف زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *