اشترکان – بندرانزلی – گیلان

سایتها و وبلاگهای روستای اشترکان
شهرستان بندرانزلی – استان گیلان
oshtarkan.blogfa.com

وضعیت جغرافیائی:

این روستا در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال – آبکنار و در طول جغرافیایی ۴۹ درجه و ۳۱ دقیقه واقع و تا کپورچال ۷ کیلومتر و تا انزلی از راه  زمینی ۲۷ کیلومتر فاصله دارد  و محدود است از شمال به کرگان – از مشرق به خمیران و از غرب به سیاه خاله سر – از جنوب به جنگل هفت غانان.

وجه تسمیه:

آقای قربان رحیمی ۶۲ ساله اظهار میدارد که (وجه تسمیه اشترکان معلون نیست و گویا در ازمنه قدیم قومی مهاجر وسیله برخی از احکام محلی برای گسترش قلمرو و حکومتشان با حکام دیگر در جنگ و ستیز بودند قومی را در این مکان جا دادند که جملگی دارای اشتر بودند – یا اینکه : سه تیره که بزبان ترکی ((اوچ-تیرگان)) خوانده میشدند وجود داشتند که بعدا بمرور زمان مثل همدان امروزی که در گذشته هکمتانه بود به ((اشترکان)) خوانده شد ولی بزبان محلی ((اوش-تیرگان))معروف است.

آقای سیف الله سیفی کارمند بازنشسته آموزش و پرورش از خانواده قدیمی روستای خمیران اظهار میدارد که :

(بطوریکه از قدیمی ها شنیدم میگویند ((ابتدا سه نفر ترک زبان به روستای یاد شده وارد شدند که نام محل را بزبان آذری و فارسی ((اوچ – ترکان)) بمعنی ((سه ترکان))نامیدند که بعدها کلمه ((اوچ)) به ((اوش)) تبدیل و به کلمه ((اشترکان)) معروف گردیده است).

سابقه تاریخی و اجتماعی:

آقایان قربان رحیمی اظهار میدارد(اشترکان دارای سابقه قدمت زیاد است زیرا مادربزرگش که در سن ۹۰ سالگی فوت نموده از پدرانش نقل میکرده ((اشترکان در گذشته دارای آبادی بزرگی بوده حتی دارای چند مسجد بوده است)).

روبهمرفته مردمی بودند مسلمان و شیعه مذهب بسیار مرفه درشت اندام و قوی بنیه که از طریق کشت دیم و دامداری و پرورش کرم ابریشم و صنایع جنگلی چون زغال و غیره امرار معاش میکردند.

دختران خود را بازدواج جوانان محلی در می آورند و حاضر نبودند بخارج از محل دختر بفرستند اگر چه اتفاق می افتاد از محلی دیگر دختر بگیرند .باین جهت خانواده ها با هم فامیل و ارتباطشان محکم و حس تعاونشان نسبت بهم حدی بود که برای یاری رساندن به یکدیگر تقاضای پول یا مزد نمی کردند.

از لحاظ پای بندی بمذهب و ایمانشان قابل تحسین بود و سخت معتقد بائمه اطهار و ارواح طیبه عالیه بودند از دروغگویی و تجاوز بحقوق هم پرهیز میکردند و قسم  بیهوده را جزء گناهان کبیره می دانستند.

اهالی اگر چه فاقد سواد بودند ولی بفرهنگ و آداب و رسوم مخصوص خود پای بندی نشان میدادند .اسمی از مشروبات الکلی و قمار در آن روستا وجود نداشت.

جمعیت روستا گر چه و به شدت رو به تنزل نهاد لیکن زبان اصلی آنان که گیلکی است هنوز دست نخورده باقیمانده است میگویند که ((همان زبانی است که از زمان ساسانیان تاکنون باقی مانده است ))

مردان بجای قهوه نشینی باخانواده های خود هرچند خانواده در هر شب منزل یکی رفته به شب نشینی می پرداختند و تاکنون نیز اشترکان فاقد قهوه خانه است .

اهالی اشترکان علاقه شدیدی به زیارت عتبات و عالیات و مرقد امام هشتم (ع) داشتند و کسی که کربلائی یا مشهدی میشد بین اهالی افتخار میکرد و این کار را به صورت گروهی انجام میدادند و برای اینکه بمشهد بروند ناچارا از طریق انزلی و روسیه بمشهد میرفتند و از حدود ۲۰ نفر بیشتر از نصف آنان بعلل بیماریهای واگیر و امثال اینها در راه تلف میشدند.

دو  مسئله باعث گردید که جمعیت اشترکان بسرعت کاهش یابد یکی به علت بیماریهای واگیر مانند طاعون و وبا بود . که مردم را قتل عام کرد. مادربزرگم نقل میکرد از پدرش شنیده است ((که ۵ برادرش در آن وبا جان خود را ازدست دادند))((با توجه به سن مادریزرگ ۹۰ سال و حدود ۱۳۳۸ شمسی فوت کرده و چون برادرانش را ندیده است .این بیماری حدود سال ۱۲۴۵ شمسی بوده است – ن )) و دیگر اینکه ظلم و ستمی بود که جلیل الملک مالک و حاکم مطلق العنان اشترکان و عوامل نامبرده باعث فرار و کوچ اهالی گردید.

اهالی مایحتاج خود را از دو طریق تامین میکردند که یا از طریق دوره گردان محلی ((بازار مج ها)) تهیه میکردند و یا از طریق جاده مالرو به کرگان وارد و از طریق مرداب به انزلی میرفتند . چون فاقد زمین کشاورزی بودند بناچار برای کار کشاورزی به روستای سیاه خاله سر – شیلسر خصوصا کرگان میرفتند تا اینکه در زمان محمد شاه قاجار سیدی چند روزی به اشترکان وارد و بخانه های اهالی مراجعه میکرد و اهالی او را همانند سایر سادات که برای جمع آوری نذورات میآمدند می دانستند ولی یکباره مشاهده کردند که سید یاد شده ادعای مالکیت روستای اشترکان را دارد تا اینکه بعد از مدت کوتاهی مرحوم جلیل الملک مژدهی از رشت به محل وارد و سید یاد شده را کنار زد و اشترکان را بملکیت خود درآورد.

مالک یا شده برای اینکه از رفتن اهالی برای کار در شالیزار های کرگان و روستاهای دیگر جلوگیری نماید به مساحت تقریبی بیست هکتار زمین زراعتی و استخری برای تامین آب بوجود آورد و در سالهای بعد نمایندگان مالک یاد شده نتوانستند کشاورزان را بنحو شایسته ای سرپرستی نموده و یا با آنان سلوک نمایند و برسم آن زمان ها که همواره استبداد و ظلم و جور حاکم بود قادر به ادامه امور نشدند در نتیجه بعدها این زمین ها و جنگل ها ی تابعه به مالک دیگر فروخته شد و مردم نیز برای مالک کار میکردند تا اینکه در سال ۱۳۴۱ زمین ها بر اساس قانون اصلاحات ارضی از مالکین اخذ و به کشاورزان داده شد در خلال این مدت مرم ناچار بکوچ شدند و بیشتر به روستای کرگان رفتند).

محمد شاه قاجار از سال۱۲۵۰ تا سال ۱۲۶۴ هجری قمری برابر با ۱۲۱۳ تا ۱۲۲۷ شمسی سلطنت کرده است.

 آقا موسی رضائی ۸۵ ساله از خانواده های اولیه اشترکان مسئله ورود سید و بعدا مالکیت مرحوم جلیل الملک را تائید کرده است.

((رابینو)) در سال ۱۹۱۱ میلادی ۱۲۹۰ شمسی در ص ۱۷۶ ولایات دارالمرز ایران –گیلان می نویسد:

(مالیات اشترکان ۹۵/۴۱۴ ریال بوده و تابع گسکر می باشد سابقا مقدارکشت در آنجا خیلی کم بود ولی از وقتی که مالکین استخری ایجاد کردند محصول برنج آن افزایش یافت).

آقای اسکندری جمال از خانواده های قدیمی شیلسر که جد اعلایش از اشترکان به شیلسر کوچ کرده میگویند :

(اشترکان سابقه ای بس طولانی دارد و در گذشته های دور تابع امیر ساسان گسکری پدر زن سید شرفشاه بوده و جد اعلایش مرحوم ملاغلام از اهالی اشترکان بوده و همسری نیز از آن محل داشته است).

چنانچه زمان حاکم ساسان پدر زن شرفشاه را در نظر بگیریم حدود ۷۰۰ سال را باید بنظر بیاوریم که متاسفانه هیچگونه سند یا نوشته ای تا این تاریخ بدست نگارنده نرسیده است تا قدمت این محل دقیقا معلوم گردد.

آقای قاسم محسنی و آقای سیف الله سیفی کارمندان آموزش پرورش که به ترتیب از خانواده های اولیه شیلسر و خمیران می باشند میگویند:

(از پدران و پیر مردان شنیده اند اشترکان یکی از محل های آباد و صاحب نام در گذشته های دور بوده و حتی از شیلسر – خمیران-کرگان – سیاه خاله سر- سابقه قدمت بیشتری دارد.

اقوام اولیه:

بعلت کوچ اقوام و یا مرگ و میرهای اهالی در سنوات مختلف بر اثر شیوع طاعون و وبا بجز چند خانواده قدیمی باقیمانده است.

آقای حاج موسی رضائی اظهار میدارد:

(پدرش مرحوم سیف الله فرزند میرزا رضا فرزند اصلان می باشد که اجداد قبل از آنان را نمیداند و اینکه از کجا به اشترکان وارد شده اند و خانواده های مرحوم ملاغلام و خانواده های منشعب از او ساکن شیلسر –خانواده های محمد علی عاشوری ساکن سیاه خاله سر و خانواده های قدیمی کرگان – خانواده حمزه جلیل آبادی

جمعیت طبق آمار سرشماری رسمی:

سال ۱۳۳۵ شمسی ۱۴۱ نفر ۸۶ مرد ۷۳ زن

سال ۱۳۴۵ شمسی ۱۴۲نفر  ۷۰ مرد ۷۲ زن در ۲۶ خانوار

سال ۱۳۵۵ شمسی ۱۲۰ نفر ۶۱ مرد ۵۹ زن  در ۲۳ خانوار

سال ۱۳۶۵ شمسی ۷۷ نفر در ۱۵ خانوار که ۳۶ باسوادند

به طوریکه ملاحضه میشود آمار جمعیت در روستای محل بشدت کاهش یافته است.

کشاورزی:

همانطور که قبلا اشاره شد کشاورزی در گذشته های دور از اشترکان بصورت امروزی وجود نداشت و اهالی جهت کار به کرگان و روستا های دیگر میرفتند تا اینکه مرحوم جلیل الملک با احداث استخر و ایجاد زمین هائی جهت کشت برنج پایه گذاری کشاورزی را از نظر برنجکاری میگذارد.

در سال ۱۳۶۳ شمسی این روستا با ۱۳ نفر زارع ۴۶ هکتار زمین زیر کشت داشته و ۴۴ هکتار آن برنجکاری بوده است اهالی از یک رودخانه بنام ((چاف رود))و یک استخر استفاده مینمایند- درسال ۱۳۶۳ دارای یک دستگاه تیلر و ۳۰ راس گاو و ۵ راس گاومیش و ۵۰۰ مرغ و خروس بوده و مقدار تولید پیله ابریشم آن ۳۵۰ کیلو بوده است).

طبق آمار رسمی و سرشماری سال ۱۳۶۵ شمسی دارای ۱۰۰ راس گاو – ۲ راس گاومیش- ۵ راس اسب بوده است توضیح اینکه در آمار اداره کشاورزی سال ۱۳۶۶ شمسی که برای روستا استفاده شده است آمار کشاورزی اشترکان در روستاهای کرگان ادغام گردیده است.

متفرقه:

مدارس:دارای یک دبستان به نام ((جهاد اشترکان)) در سال ۱۳۵۹ شمسی با ۶ کلاس و ۵۳ نفر دانش آموز و ۵ معلم تاسیس گردید و حالیکه طبق آخرین آمار خرداد ۱۳۶۸ آموزش و پرورش انزلی نامی از مدرسه در آن محل برده نشده است.

درمانگاه و حمام ندارد.آقای اسکندر جمالپور اظهار میدارد (چشمه ای در محل وجود دارد بنام گرخونی –گر بمعنی گال و چشمه مواد گوگردی دارد).

آب و برق: اهالی از آب لوله کشی از چاه نیمه عمیق و مخزن آب فلزی هوائی استفاده مینمایند و برق روستا از شبکه برق انزلی تامین میگردد.

مسجد : آقای قربان رحیمی از مادربزرگش نقل میکند که (او از پدرانش تعریف مینماید در گذشته های دور که اشترکان دارای آبادانی و جمعیت زیاد بود دارای چندین مسجد بوده است که گویا رو به ویرانی گذارد تا اینکه مسجد وسیله جلیل الملک مژدهی بنا گردید که بصورت ابتدائی و کوچک بوده و اصولا اهالی فقط دهه محرم را بمسجد روی میآورند و تا سال دیگر کسی بمسجد مراجعه نمیکرد و اهالی حتی برای مجلس ختم از آنجا استفاده نمیکردند تا اینکه حدود سی سال پیش با پیشگامی آقای ولی قاسم زاده – آقای ثارالله فلاح – آقای غلام هوشیار –میرزا آقا ((آقای حاج موسی رضائی نام بانیان را مشهدی میرزا آقا صفری – مشهدی ابوتراب شیرزاد))را نیز تائید نموده است-ن – و همیاری اهالی مسجد فعلی را در محل مسجد قدیمی احداث کردند طول و عرض و ارتفاع آن حدودا ۳*۸*۲۰ متر می باشد و برای جداکردن بانوان وسط  مسجد را پرده میزنند و از آن تاریخ اهالی به مسجد بیشتر روی میآورند و برای فوت شدگان خود مراسم ختم میگیرند) و گورستان محل نیز اطراف مسجد است.

 

 منبع : سایت کرکان بندرانزلی  http://karkan.ir

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *