حسن هندو – لردگان – چهارمحال و بختیاری

سایتها و وبلاگهای روستای حسن هندو
شهرستان لردگان – استان چهارمحال و بختیاری

raesenejhadelyas.persianblog.ir/
hassanhendoo.mihanblog.com/

تاریخچه پیدایش روستا  :

  

   حسن هندو قدمتی بیش از سیصد سال دارد ولی اشیا کشف شده در این محل متعلق به دوره ساسانی میباشد . تاریخ دقیقی که در این منطقه  چه زمانی سکونت پدید آمد در دست نیست اما شواهد نشان میدهد این روستا یک مکان عشایری بوده است و اولین ساکنان این روستایک خانواده از طایفه میلاسی بودند که در طی یک جابجایی مکانی که علتش دقیقا مشخص نیست ( عده ای درگیری بین قبیله ای و عده ای خشکسالی و وکمبود چراگاه برای دامهایشان ذکر کرده اند ) در این منطقه در محلی به نام ده کهنه  ساکن شدند . اعضای این خانواده سه برادر بودند ویک خواهر به نامهای : رئیس احمد، رئیس علی ، شمس و خواهرشان که بعد از مدتی خواهرشان رابه عقد شخصی به نام کا صفر در آوردند . بعد از سالهابا آمدن اقوام کاصفر و اقوام خانواده میلاسی جمعیت روستا بیشتر شد و شروع به ساختن مسجد و حمام عمومی کردند و با دامپروری و کشاورزی امرار معاش میکردند . امیر قلی خان فرجی شخصی از اهالی سیبک کنونی(واقع در منطقه چغاخور)  که در آن زمان زمینهای زیاد و باغ بزرگی در یک کیلومتری ده کهنه داشت و با بروز یک دوره خشکسالی و کم شدن آب چشمه ده کهنه که جواب گوی کشاورزی و احشام مردم نبود مردم مجبور به ترک روستا و سکونت در روستای فعلی که حسن هندو نام گرفته شدند . باسکونت امیر قلی خان در روستا و کمبود زمین کشاورزی برای امرار معاش مردم و چون قدرت در آن زمان حکم می کرد(نظام ارباب رعییتی قبل از اصلاحات ارضی ) مردم ده نزد امیر قلی خان برای رعیتی رفتند .

 

وجه تسمه نام روستا :

وقتی ساکنان ده کهنه به محل فعلی روستا مهاجرت کردند شخصی به نام حسن که اصلیت هندی داشته و مسلمان بود در این روستا به طبابت مشغول بوده وچون مرم روستا های اطراف برای مداوا نزد او می آمدند کم کم روستا به حسن هندو معروف شد ( کجا میروی ؟ نزد حسن هندو !) . سنگ قبری که برروی آن نوشته شده بنت حسن هندویی نیز موجود است که گواه این صحبت است.

آقای محمد کریمی منجرموئی در کتاب خود با نام لردگان بهشت گمشده وجه تسمیه نام روستا را چنین نقل میکند که : «هندو» به افراد خوش صورت و زیبا گفته میشود و فردی به نام حسن بوده که صورتی زیباهمراه یک خال داشته که این روستا به حسن هندو یا حُسن نیکو مشهور گردید .

چون امیر قلی خان بر روستا تسلط کامل یافت نام روستا را به امیر آباد تغییر داد که در ثبت اسناد کشور هم روستا با نام امیر آباد ثبت شده است . اما نام امیر آباد دوامی نداشت و روستا همچنان به نام حسن هندو خوانده میشود .

 

 موقع و مقر جغرافیایی :

روستای حسن هندو از نظر جغرافیایی در جنوب بخش خانمیرزا  از توابع شهرستان لردگان واقع شده است . این روستااز نظر موقع مطلق (ریاضی ) در ۳۱درجه شمالی عرض جغرافیایی و ۵۱ درجه شرقی طول جغرافیایی قرار دارد . از نظر موقع نسبی یک روستای پایکوهی میباشد که از طرف جنوب به کوهستان و از طرف شمال به زمینهای کشاورزی و از سمت شرق به روستای جوانمردی و از غرب هم به کوههای دولاب مشرف میشود . ۲۳۰۰متر ارتفاع از سطح دریا و وسعتی تقریبی معادل ۳۰۰۰متر مربع دارد. روستا از طرف شرق به سمت روستای جوانمردی در حال توسعه می باشد.

 

ژئومورفولوژی روستا :

کوههای روستا از نظر زمین شناسی جوان بوده و به دوره دوم زمین شناسی برمیگردد.جنس سنگها اکثرا رسوبی و آهکی میباشد . دربعضی قسمتها سنگهای لاتریتی یافت میشود . جنس خاک منطقه مال سول که خاک مناسب و غنی برای کشاورزی است و در بعضی جاها پدوزول میباشد . در قسمتی از دشت جمال بنام شط جنس خاک اینسپتی سول است . گسل باغ حیران نزدیکترین گسل به روستا می باشد که به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می گردد. بخش شرقی در زون زاگرس مرتفع قرار دارد و رسوبات آن مربوط به پالئوزوئیک و مزوزوئیک می باشد. گسل های فراوان و خردشدگی سازندهای موجود از ویژگی های بارز این قسمت است. رسوبات این بخش معادل باروت، زایگون و لاکون و میلا می باشد. علاوه بر این، رسوبات کربناته مربوط به ژوراسیک و کرتاسه نیز در این بخش قابل تشخیص است. گسل های موجود در این بخش در جنوب روستا روند N-340 و در شمال و شمال غرب روستای مزبور روند شرقی – غربی دارند. بخش غربی که قسمت اعظم محدوده مورد مطالعه را در بر می گیرد شامل رسوبات دوران سوم و چهارم می باشد. سازندهای عمده تشکیل دهنده این بخش عبارتند از: ۱رسوبات ائوسن که عمدتا آهکی است و در مواردی به آهک دولومیتی و دولومیت مبدل می شود. ۲رسوبات الیگوسن که عمدتا آهکی، آهک مارنی و گاهی شیل می باشد. ۳- سازند آسماری که شامل سنگ های آهکی و سنگ های آهکی مارنی است. ۴- گروه فارس که در بخش تحتانی شامل کنگلومرا و در بخش فوقانی شامل مارنهای گچدار، سیلتستون و ماسه سنگ می باشد. ۵- سازند بختیاری که شامل کنگلومرا و ماسه سنگ است. ۶- رسوبات دوران چهارم که در این بخش به صورت پادگانه های آبرفتی، آبرفت های جوان و مخروطه افکنه ها قابل رویت می باشند. گسل های موجود در این بخش روند شمال غربی – جنوب شرقی، شمال شرقیجنوب غربی و شمالی – جنوبی دارند.

 

ریخت شناسی روستا :

روستا از نظر سکونتگاهی یک روستای متمرکز باشکل هندسی نامنظم است . که علت تمرکز روستا محدودیت منابع آب آشامیدنی است که منبع آب روستا در گذشته یک چشمه دائمی بوده اما با بروز چندسال خشکسالی و کم بارشی چشمه کم آب شده و با  گسترش روستا ، پیشرفت و نظارت بهداشت چشمه قدیم رونق و توان خود را برای سیراب کردن مردم روستا از دست داد واکنون آب آشامیدنی روستا از طریق یک حلقه چاه تامین میشود و با همیاری مردم و کمک اداره آب روستا از آب لوله کشی سالم بهره مند است . و همچنین علت نامنظم بودن شکل هندسی روستا میتوان در مورفولوژی وعوامل طبیعی روستا دید، ازجمله می توان به کوهستان در جنوب و غرب روستا و زمینهای حاصلخیز کشاورزی در شمال روستا اشاره داشت که جلوی رشد روستارا گرفته و روستا بصورت یک شکل نامنظم در آمده و به سمت شرق (روستای جوانمردی ) درحال توسعه است . به نظر بنده روستا در چند سال آینده بصورت یک روستای خطی عریض تبدیل میشود .

 

شناخت و تعیین محدوده محلات

روستا در گذشته از دو محله تشکیل میشده که محله بالا و محله پائین نامیده میشده . اکنون با وجود اینکه روستا گسترده شده و به محلات زیادی تقسیم شده اما نامی بر روی آنها گذاشته نشده و روستا هنوز با همان نامهای محله بالا و پائین خوانده می شود . مرز بین محله بالا و محله پائین را مسجد روستا مشخص می کند . ساکنان محله بالا اکثراً فامیل رئیسی دارند و از بنکوی کاصفر میباشند .و اهالی محله پائین رئیسی از بنکوی علی سینا و شمس و نوروزی هستند . البته اقلیتهای فامیلی نیز در هردو محله پیدامی شود مثل خود بنده که رحیمیانم و در محله بالا هستم . بنکوهای دیگری مانند ارمندی و مالی و عیدی نیز در روستا هستند. که همه در محله پائین هستند . بطور کل جمعیت و وسعت محله پائین از نظر اکولوژیکی و مورفولوژیکی خیلی  بیشتر از محله بالاست . 

 

کیفیت ابنیه ( تخریبی ، مرمتی ، نوساز )

کیفیت ابنیه نه تنها مبین وضعیت ظاهری ساختمان های روستایی به لحاظ زیست، سکونت یا کارکردهای دیگری می باشد ،بلکه میتواند معرف تاریخ و پیشینه ی روستا و شرایط اقتصادی سکنه ی آن نیز باشد . (دکتر غفاری نژاد،۲۷).

همانطور که گفته شد قدمت روستا به سیصد سال پیش برمیگردد که جنس مصالح ساختمانی در آن زمان خشت و گل بود و سقف را با تیرهای چوبی می پوشاندند روی تیر هارا گینه و سرشاخه های درختان بید میگذاشتند و روی آن دوغ آبی از ملات گل میدادند تا سوراخها و منافذ آنرا بگیرند که وقتی خاک روی آن میریزند از سقف به پایین نیاید و باعث آزار ساکنان زیر سقف نشود . وقتی خاک به ارتفاع تقریبا نیم متر رسید روی آنرا بایک غلتک سنگی میکوبیدند تا خوب فشرده شود بعد روی آنرا ملات کلفتی از کاه و گل میکشیدند . برروی تمام سقف خانه های یک غلتک سنگی(بوم غلتان) بود تا در روزهای بارانی کاه بریزند و آنرا برروی سقف بغلتانند تا مانع چکه کردن سقف خانه بشود . هنوز هم این سیستم در بعضی خانه ها که قدیمی هستنند وجود دارد که کم کم دارد اعتبار خود را ازدست میدهد و منسوخ میشود . بعد از گذشت مدتی سنگ وارد زندگی مردم شد ودیوار خانه هارا بجای خشت باسنگ و گل میساختند اما سقف هچنان حالت سابق خود را حفظ کرد و سیستم سقف عوض نشد فقط بجای سرشاخه و گینه از نی استفاده میکردند . داخل اتاقها را با خاک سفید اندود میکرد که هم تزئینی باشد و هم محافظت در برابر سرما و حشرات .

با رشد و توسعه صنعت و شهر نشینی روستا ها هم متاثر از فرهنگ شهر و انقلاب صنعتی شدند که این تاثر در نوع وشکل ساختمان مساکن روستایی کاملا بچشم میخورد . خشت و گل و سنگ و چوب جای خود رابه آجر و سیمان و آهن و آلومنیوم داده وبطوریکه امروزه تمام خانه ها از این روش پیروی میکنند . در چند سال اخیر ساختمانهای زیادی ساخته شده و حتی ساختمانهای قدیمی تخریب شده و هشتاد در صد مساکن روستا نوساز شده اند .

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *