خاکریز – اسدآباد – همدان

سایتها و وبلاگهای روستای خاکریز
شهرستان اسدآباد – استان همدان
www.asadabadekhakriz.blogfa.com/

روستای خاکریز در غرب اسدآباد قرار گرفته و فاصله آن با اسدآباد حدود یک کیلومتر است

آخرین محله اسدآباد یعنی محله اسلام آباد یا (کئوره اوسه)بالای کوره در فاصله چند صد متری خاکریز است و همه ساکنان هم خاکریزی هستند که می توان آن را محله ای از خاکریز به حساب آورد تا اسدآباد

با بزرگ شدن و گسترش شهر اسدآباد این شهر و روستا به هم چسبیده اند

داخل روستای خاکریز تپه ای باستانی وجود دارد که خانه های روستاییان در اطراف آن ساخته شده است

اطراف خاکریز تماما باغ وزمینهای مرغوب کشاورزی است

بهترین و حاصلخیز ترین زمینهای منطقه اسدآباد زمینهای خاکریز است که بیشتر در آن گندم جو یونجه وسایر محصولات کشت میشود بیشتر این زمینها از آب رودخانه دربند سیراب میشود و قسمتی هم به وسیله چاههای عمیق تغذیه می گردد

باغات روستا هم زیاد است که عمده ترین محصول آن انگور است

خاکریز از مهمترین روستاهای منطقه است و اگر مهاجرتی آز آن صورت نمی گرفت حتی از اسدآباد هم بزرگتر بود

زبان و فرهنگ

خاکریزیها به زبان ترکی صحبت می کنند و دارای مذهب شیعه می باشند

خاکریز از طوایف مختلفی تشکیل شده است از جمله فامیلی های آنان می توان از  زیوری  تو کلی  نبی زاده چراغی انصاری علیخانی فلاح  هادیان و ….. نام برد

همه خاکریزیها دارای اصالت افشار می باشند و از تیره قاسملوی ایل بزرگ آذربایجانی افشارهستند می توان آنها را مهمترین افشار های منطقه دانست البته عده ای هم اصالت بهارلو دارند

ایل افشار از مهمترین ایلات ترکستان و دشت قبچاق  بوده(قسمتی از قزاقستان و ازبکستان کنونی) که همراه با ترکهای سلجوقی در فتح ایران شام آسیای صغیر و…شرکت کردند ودر بیشتر نقاط این کشور ها پراکنده شدند افشار ها بیشتر در منطقه > ترکمان افشار< ترکیه ماندند که با فتح  ترکیه به دست امیر تیمور کورکان  (کور کان یا کورکن در ترکی به معنای داماد است)قسمت زیادی از ایل افشار و هفت ایل ترک زبان  دیگر از جمله قاجار بیات اینانلو شاملو بهارلو استاجلوو ذوالقدر به آذربایجان آورده شدند و پایه های اصلی حکومت شیعه صفویه را تشکیل دادند و به قزلباش معروف شدند ایل افشاردر زمان شاه عباس  برای جلوگیری از تهاجمات ترکمنها و ازبکها به شمال خراسان انتقال داده شد که افشار ها به حدی جنگ آور و هراس انگیز  بودند که ترکمنها از  نام افشار برای ترساندن کودکان استفاده می کردند و جمله افشار گلدی (افشار آمد)باعث رعب و وحشت سایر اقوام می شد

نادر شاه نیز از افشار های شمال خراسان بود که عده ای از افراد ایل خود را به اسدآباد کوچاند

مهمترین نظریه در مورد چگونگی ورود افشار ها به منطقه اسدآباد اینست که:

در زمان نادر شاه افشار کردهای منطقه به تحریک ترکهای  عثمانی شورش می کنند و نادر شاه هم با  لشکرش برای سرکوب یاغیان به اسدآباد می آید ودر کوه آلمابلاغ اردو میزند و سپس کردهای یاغی منطقه را سرکوب میکند نادر که خود از تیره قرخلوی افشار بود حدود چهار هزار یا به روایتی شش هزار خانوار از قاسملو ها و قرخلوهای افشار را در این منطقه ساکن می کند و به پاس رشادتهای آنان در سرکوب کردها  این دشت حاصلخیز را به آنان می بخشد و از آن پس افشار ها حاکمان منطقه می گردند ناصر الدین شاه نیز در کتاب سفر نامه عتبات عالیات از آنها یاد نموده و دیداری هم با خوانین افشار داشته است  افشار هایی که در منطقه ساکن شدند اجداد خاکریزیها  و سایر ترکهای منطقه بوده اند

در تاریخ ایل افشار هم چنین آمده است:

افشارهای اسدآباد: گروهى‌ از ایل‌ افشار در آبادیهای‌ جلگه‌ای‌ در اسدآباد همدان‌ که‌ به‌ «جلگه افشار» شهرت‌ دارد، زندگى‌ مى‌کنند ( فرهنگ‌، ۵/۱۰۷؛ جمالى‌، ۲۴۵). زمان‌ مهاجرت‌ این‌ گروه‌ از افشارها به‌ اسدآباد روشن‌ نیست‌. اگر فرار شومله‌، یکى‌ از امیران‌ ایل‌ افشار را از همدان‌ به‌ خوزستان‌ قرینه‌ای‌ بر حضور احتمالى‌ شماری‌ از افشارها در همدان‌ بگیریم‌، نشانى‌ از ورود افشارها در دوره سلجوقى‌ به‌ این‌ ناحیه‌ به‌ دست‌ مى‌آید. اوبرلینگ‌ حضور افشارها در کرمانشاه‌ را در اوایل‌ دوره صفوی‌ مى‌داند و شمار آنها را در دهه نخست‌ سده ۱۹م‌ (1216- 1225ق‌) حدود ۷ هزار تن‌ یاد مى‌کند ( ایرانیکا، همانجا). گفته‌ شده‌ است‌ که‌ نادرشاه‌ پس‌ از آنکه‌ سپاه‌ متجاوز عثمانى‌ را که‌ تا همدان‌ رخنه‌ کرده‌ بودند، از ایران‌ بیرون‌ راند، گروهى‌ از افشارهای‌ منتسب‌ به‌ قاسملو، به‌ سرپرستى‌ 4 برادر: زهرمارخان‌، نصرالله‌ خان‌، صالح‌خان‌ و خان‌جان‌ خان‌ را به‌ همدان‌ کوچاند و در جلگه اسدآباد سکنى‌ داد (جمالى‌، ۲۴۵-۲۴۶).
پس‌ از مرگ‌ نادرشاه‌ نیز گروه‌ دیگری‌ از طایفه‌های‌ افشار از دورق‌ خوزستان‌ به‌ اسدآباد و کنگاور مهاجرت‌ کردند (دوبد، ۳۱۹). نام‌ «افشاریان‌»، روستایى‌ از روستاهای‌ کنگاور (نک: فرهنگ‌، ۵/۱۶)، ظاهراً به‌ سکنى‌ گزیدن‌ این‌ دسته‌ از افشارهای‌ مهاجر در این‌ روستا اشاره‌ دارد

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *