پیریادگار – چایپاره – آذربایجان غربی

سایتها و وبلاگهای روستای پیریادگار
شهرستان چایپاره – استان آذربایجان غربی
piryadegar.persianblog.ir/

درفاصله ۴۵ کیلومتری بخش قره ضیاالدین شهرستان خوی و درمنتهی الیه شمالشرقی آن روستای محروم و دورافتاده ای که نام پیریادگار بخود گرفته و محصور در بین سه کوه دوه قاوان ، گونئی و حاج محمد گوزئی می باشد،واقع شده است.

 این روستا از جنوب به کوه حاج محمد گوزئی که امتداد آن به رشته کوههای دهستان مراکان متصل می شود ختم می شود، از شمال که درواقع تنها دروازه اصلی و ورودی روستاست ، به دشت وسیع پیریادگارمحدود می شود که با طی مسافتی نزدیک به ۴۵ کیلومتر از بین راههای فرعی و با گذر از روستاهای تاج خاتون، اسماعیل کهریز، قره تپه و نازک سفلی می توان به جاده آسفالته منتهی به روستاهای ارس ، رودخانه وسد ارس، دشت شیبلوو جاده جدیدالاحداث ارس- جلفا دسترسی پیدا کرد. پیریادگار ازسمت شرق نیز از طریق تنها جاده اصلی و خاکی  روستا با روستاهای قوچاش ، تاج خاتون، اسماعیل کهریز وقزلجه گل و قره ضیاالدین ارتباط پیدا می کند.  در سمت غربی هم ازکوه گونئی یک سلسله کوههایی شروع می شود که دامنه وامتداد آنها به روستای کردنشین توره میش و در ادامه به علمدار و جلفا ختم می شود.  در این فاصله نیز منطقه معروف دره شام و کلیسای آسیاب خرابه دربین کوهها محصور شده است.

براساس سرشماری سال ١٣٨۵ پیریادگار دارای جمعیتی بالغ بر ٢٣٢نفر و شامل ۴۶ خانواربوده و فعالیت و شغل اصلی ساکنان آن  دامداری وزراعت و کشاورزی – منحصرا گندم و جو – می باشد و البته در سالهای محدودی – نیمه دوم دهه ۶۰ تا اواسط دهه ۷۰  – صنعت فرشبافی نیز در این روستا بشدت رونق گرفت ولی بدنبال نوسانهای بازار فرش و عدم حمایت جدی دولت از این صنعت ، این رشته ۵- ۶ سال بیشتر در این روستا دوام نیاورد. لازم به یادآوری است که در سالهای اول انقلاب روستای پیریادگار از لحاط جمعیت در بین روستاهای دیم نشین منطقه پس از تاج خاتون در مکان دوم قرار داشت و بالغ بر ۲۰۰ خانوار در آن سکونت داشتند ولی متاسفانه درسالهای اخیر بدنبال موج گسترده مهاجرت روستائیان به شهرها که معضلی فراگیر می باشد و بمنظور ادامه تحصیل و یا اشتغال در شهرهای بزرگ و برخورداری ازامکانات شهری و ظواهر تجملی و پرطمطراق آن ! ، بسیاری از ساکنان آن بویژه جوانان ، روستا را ترک کرده ودرحال حاضر بیشترآنها در نزدیکترین واحد شهری منطقه که همانا قره ضیاالدین می باشد ساکن شده اند . البته تعدادی از اهالی روستا از قبل از انقلاب و زمانیکه گمرک جلفا هنوز رونق زیادی داشت وبازار کار آن بخاطر ارتباطات با شوروی داغ بود ، نیز با توجه به رونق صنعت فرش در آذربایجانشرقی و منطقه عمدارگرگر، به علمدارمهاجرت نمودند ولی روند مهاجرت به علمدارتنها محدود به چند خانواده ای می شد که در سالهای رونق اقتصاد جلفا بخاطر گمرک آن روستا را ترک نموده بودند. پس از سالها وقفه در روند مهاجرت پیریادگاریها ودر حالیکه  کم آبی و خشکسالی بویژه در دهه ۶۰ بشدت  دامنگیر روستا شده بود و بخشداری قره ضیاالدین بدنبال اعتراضات وپیگیریهای فراوان اهالی روستا و روستاهای اطراف از طریق  تانکر، آب روستا را تامین می نمود ومضاعف شدن مسائل ومشکلات و محرومیتها و خشکسالی متناوب و خسارات عظیم وارد شده به کشاورزان بدلیل خشکسالی و به بار ننشستن زمینهای کشاورزی بخاطر خشکسالی، موج جدید مهاجرت از روستا آغاز شد ولی این بار خانواده های زیادی تصمیم گرفته بودند هر طور شده خود را از وضعیت موجود برهانند. لذا در این سالها با حجم عظیمی از مهاجرتها از پیریادگار بسوی شهرهای اطراف علی الخصوص به قره ضیاالدین را شاهد هستیم. روند مذکور هنوز متوقف نشده ودرسالهای اخیرنیز بیشترین آمار مهاجرت خانوارهای پیریادگاری به قره ضیاالدین و بعضا خوی و ارومیه  صورت گرفته است. علت اصلی انتخاب قره ضیاالدین برای سکونت ، نزدیکی آن به روستا و امکان تردد ، دسترسی و سرکشی راحت تر به محصولات و زمینهای کشاورزی می باشد. مدتی پیش از مهاجرت تعداد انگشت شماری از خانوارهای پیریادگاری به علمدار، یک خانوارنیز – بخشی از خانواده حاج اسرافیل قاسمی بزرگ خاندان قاسمی و طایفه حسنلو، ( که عمده ترین و بزرگترین طایفه روستا از لحاظ آمار جمعیتی می باشد ) –  به شهرستان خوی مهاجرت نمود. در حال حاضر علاوه بر خانواده های قاسمی ، تعداد دیگری از پیریادگاریها نیز در خوی ساکن شده اند.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *