چوکانلو – فاروج – خراسان شمالی

سایتها و وبلاگهای روستای چوکانلو
شهرستان فاروج – استان خراسان شمالی
www.choukanlou.blogfa.com

مهربان روستای چوکانلو در یکی از ۳ دهستان بخش مرکزی شهرستان فاروج واقع شده است که برای رسیدن به آن باید از مرکز شهرستان ۲۵ کیلومتر را پشت سر گذاشت.

بعد از خروج از فاروج و طی مسیر جاده نخستین روستایی که در این مسیر مشاهده می شود روستای سیاهدشت و بعد سه گنبد، فیروزآباد و مایوان است و سپس چوکانلو.

بارش باران و سردی هوا همه را گرد بخاری های نفتی خانه ها جمع کرده است و در طول مسیر در روستا جمعیت انگشت شماری در کوچه و خیابان های آن حضور دارند. وارد روستا که می شوم در نگاه اول این تصور ایجاد می شود که چوکانلو روستایی کوچک با جمعیت کمی است چرا که در دو سوی جاده خانه های کمی دیده می شود و همین تعداد هم خانه های نوساز یا در حال ساخت است که نوید ماندگاری اهالی را در روستا می دهد. اما از جاده که فاصله می گیری و جلوتر می روی تصاویر تازه تری چشم ها را می نوازد.

هسته اصلی روستا کمی دورتر از جاده است و بافت قدیمی و مصالح ساختمانی آن نشان از عمر طولانی خانه هاست. خانه ها به صورت پلکانی و بر روی تپه ها ساخته شده و چشم انداز دور آن این تصور را ایجاد می کند که رفت و آمد به چه نحوی انجام می شود. وقتی خانه ها در بلندی یک تپه ساخته شد و ناهمواری های تپه ها شاید مانع ایجاد کوچه و خیابان شده اما نزدیک تر که می رویم کوچه و خیابان هایی دیده می شود که خود را پشت خانه ها پنهان کرده اند تا مسافران تازه وارد به روستا را کنجکاوتر کند و مسافران کنکاش بیشتری کنند.

اهالی روستا لباس خاصی به تن ندارند که خصیصه آن ها ذکر شود اما از کنار اغلب آن ها که عبور می کنیم زبان خاصشان که کردی است توجه را جلب می کند. این روستا هم مثل همه روستاها محل مخصوص گرد آمدن پیران و جوان ها دارد و گروهی تکیه به دیوار شرکت تعاونی روستا ایستاده و مشغول بحث و صحبت هستند. نشانه های اجرای طرح هادی و لوله گذاری مربوط به گاز هم در گوشه و کنار مشهود است. یکی از اهالی پیش از هر صحبتی از روند کند رسیدگی به کارهای اداری گلایه می کند ومی گوید: برای انجام یک کار نامه نگاری های زیادی باید انجام شود و باید رفت و آمد بسیاری صورت گیرد تا شاید جوابی حاصل شود.

وی می افزاید: برای اهالی روستا با توجه به وضعیت معیشیت شان از سویی و خشکسالی های اخیر از سوی دیگر رفت و آمدهای طولانی و نافرجام هزینه بر است و بسیاری از خانواده ها توانایی هزینه کردن را ندارند.

یکی از اهالی می گوید: چرا باید مردم تاوان اشتباه سرشماری سال ۸۵ را بدهند وقتی گروهی فعالیتی را انجام می دهند باید همه جوانب آن را در نظر بگیرند.

وی می افزاید: کیفیت نان خوب است اما در کمیت آن در روستا مشکل وجود دارد و اهالی در این خصوص با مشکل مواجهند.

یکی دیگر از اهالی می گوید: برای توسعه بهتر روستا اهالی با مشارکت خوب خود به تخریب و بازگشایی معابر زودتر از زمان تعیین شده که پایان سال بود اقدام کردند اما این تخریب ها به بعضی خانواده ها که منازلشان صد در صد تخریب شده خسارت بالایی وارد آورده است و باید این افراد حمایت شوند.

وی می افزاید: بخشی از این افراد توانایی ساخت مسکن را ندارند و در این خصوص باید حمایت شوند و شرایط کار و زندگی روستاییان در این امر باید لحاظ شود.

یکی دیگر از اهالی که منزلش در اجرای این طرح به طور کامل تخریب شده است می گوید: اعضای شورا و دهیار روستا پی گیر یافتن مکان مناسب برای ساخت مسکن هستند اما برای ارائه وام، بنیاد مسکن و بانک ها باید کشاورزان را حمایت کنند تا هم قادر به گرفتن وام شوند و هم توان باز پرداخت را بیابند.

یکی از اعضای شورای اسلامی روستا می گوید: بیشتر روستای چوکانلو بافت فرسوده و از خانه های کلنگی با مصالح موجود در روستا ساخته شده است.

»عبدالحسین هدایتی« می افزاید: از ۴۷۰ خانوار روستا ۷۰ خانوار تاکنون به بنیاد مسکن معرفی و وام دریافت کرده اند و دیگر خانوارها هم با توجه به فرسودگی منازلشان متقاضی دریافت این وام هستند تا مشکل و بافت روستا تغییر یابد که در این خصوص باید تمهیداتی اندیشیده شود.یکی دیگر از اهالی می گوید: با توجه به بارندگی ها و از سویی تخریب و بازگشایی معابر، رفت و آمد به سختی انجام می گیرد.

وی می افزاید: معابر نیاز به شن ریزی دارد تا رفت و آمد مردم تسهیل شود و زمان آسفالت معابر برسد.یکی از اهالی می گوید: امسال در تابستان بر اثر خشکسالی بعضی روزها آب روستا کاملا قطع می شد و در روزهای دیگر اهالی فقط ۲ ساعت در روز از آب بهره مند بودند.

وی می افزاید: امکان سیراب کردن دام هایی که از چرا برگردانده می شوند با توجه به کمبود آب وجود ندارد و این وضعیت به دنبال نشست آب چاه تأمین کننده آب روستا ایجاد شده است.

یکی دیگر از اهالی می گوید: فعالیت شرکت گاز و بنیاد مسکن موجب تخریب لوله های آب در روستا شده و برای رفع این امر تاکنون فعالیتی انجام نشده است.وی می افزاید: توسعه و بهسازی روستا با تخریب بخش دیگری از نیازها نباید انجام شود و باید فعالیت هماهنگ انجام شود که بخش های دیگر آسیب نبیند.

یکی دیگر از اهالی با اشاره به آمار بیسوادی در روستا می گوید: در حال حاضر کلاس های نهضت ویژه زنان و مردان در روستا در حال برگزاری است.

وی می افزاید: سن سواد آموزان این روستا بین ۱۷ تا ۴۲ سال است و بی سوادی در سنین کم هم در روستا مشاهده می شود که این امر ناخوشایندی است.

دهیار روستای چوکانلو هم می گوید: تا قبل از سال ۸۰ در روستا مدرسه راهنمایی وجود نداشت و تا ۲ یا ۳ سال قبل معلمان زن به دلیل مشکلات و کمبودها در روستا حضور نمی یافتند.

»حسن رجایی« که مدیر یکی از مدارس روستا هم هست می افزاید: با توجه به نبود مدرسه راهنمایی، اختلاط دانش آموزان و حضور نیافتن معلم زن در مدارس، حضور دختران در مدرسه ابتدایی هم در سال های گذشته بسیار کم رنگ بوده است.

وی اضافه می کند: اما با تفکیک مدرسه ابتدایی و حضور یافتن بیشتر دانش آموزان در مدرسه در حال حاضر مدرسه راهنمایی هم دایر است و دانش آموزان دختر و پسر به شکل تفکیک شده در حال تحصیل هستند.

وی دو شیفته بودن مدرسه راهنمایی را از مشکلات مهم دانش آموزان ذکر می کند ومی افزاید: با توجه به این امر ساعت آغاز و پایان کلاس ها زمان مناسبی نیست و دانش آموزان دختر در شیفت صبح با توجه به ساعت شروع و در شیفت عصر ساعت پایان کلاس برای رفت و آمد با مشکل مواجه و خانواده ها در این خصوص نگران هستند.

وی با اشاره به کمک یک خیر بومی تصریح می کند: ورثه این خیر برای ساخت مدرسه راهنمایی ۳۵۰ میلیون ریال اهدا کرده اند و اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس هم قول پرداخت دو برابر این رقم را داده است که در صورت انجام این امر دانش آموزان در شرایط بهتری تحصیل خواهند کرد.

رجایی می افزاید: جمعیت مدارس راهنمایی روستا بالاست اما روستا از وجود دبیرستان محروم است و دانش آموزان برای ادامه تحصیل باید به مرکز دهستان بروند.

وی تصریح می کند: همین رفت و آمد موجب ترک تحصیل بسیاری از دختران روستا می شود.

یکی دیگر از اهالی می گوید: دانش آموزان با سرویس اداره آموزش و پرورش که ۷۰ درصد هزینه آن را اداره و ۳۰ درصد را خانواده ها می پردازند رفت و آمد می کنند. اما پرداخت همین میزان هزینه هم برای بعضی از خانواده ها مقدور نیست.

»قانعی« می افزاید: شاید اگر دانش آموزان روستای چوکانلو به مرکز دهستان نمی رفتند، جمعیت به میانگین مورد نظر نمی رسید و مدرسه مرکز دهستان تعطیل می شد اما با این حال بسیاری از خانواده ها راضی به عزیمت فرزندانشان به مایوان نیستند.

وی خاطر نشان می کند: تفاوت فرهنگی دو روستا موجب ایجاد اختلاف بین دانش آموزان شده است و آن ها هم رضایتی از این حضور ندارند. به گفته وی، با توجه به اختلافات و مشکلات ایجاد شده دانش آموزان روستا یک هفته از رفتن به مدرسه خودداری کردند اما مسائل حل نشده است.

وی تصریح می کند: وجود فقط یک رشته تحصیلی در دبیرستان مایوان هم مشکل بزرگی است که موجب شکوفا نشدن بسیاری از استعدادهای دانش آموزان می شود و همه باید به اجبار یک رشته نظری را تحصیل کنند و این در حالی است که جامعه از نبود مهارت فنی و حرفه ای در بین جوانان در حال حاضر دچار مشکل است.

وی می افزاید: جمعیت دانش آموزی روستا به اندازه ای است که دبیرستان هم به آن تعلق می گیرد اما نزدیک بودن به مرکز دهستان موجب بسیاری از محرومیت ها در چوکانلو شده است و بیشتر امکانات جذب مرکز دهستان می شود و روستای چوکانلو بی بهره می ماند.

یکی دیگر از اهالی هم عنوان می کند: این روستا از معدود روستاهایی است که از آن مهاجرت صورت نمی گیرد و در سال های اخیر ۷ تا ۸ خانوار هم از شهر و روستاهایی که در گذشته به آن مهاجرت کرده بودند به روستا بازگشته اند.وی می افزاید: جمعیت جوان روستا بالاست و این جمعیت جوان نیاز به برنامه و فعالیت دارند اما هر چه در خواست از روستا ارائه می شود با این جواب که روستا در فاصله کمی از مرکز دهستان واقع شده است و باید از امکانات مرکز دهستان استفاده کند روبرو می شویم.وی می افزاید: با توجه به شرایط نسبی جمعیت روستا، کتابخانه و سالن ورزش به روستا تعلق می گیرد اما سایه مرکز دهستان نام روستا را گمنام کرده است و این امر مانع رشد روستا می شود.یکی از جوانان روستا می گوید: در حال حاضر ۷۰ نفر در روستا بیمه ورزشی شده اند.

به گفته وی جمعیت جوان روستا به نحوی است که در بخش مرکزی تیم فوتبال دهیاری چوکانلو با حضور ۲۵ نفر در لیگ فوتبال فاروج فعال است و همه اعضای تیم از خود روستا هستند.

وی می افزاید: علاوه بر این تیم در رده های سنی پایین تر هم افراد بسیاری در روستا فعالیت ورزشی می کنند اما فضا و مکانی برای فعالیت ندارند.یکی از اهالی از وضعیت کشاورزی گلایه دارد و می گوید: مردم روستا دیم کارند اما امسال به اندازه بذر هم محصول جمع آوری نکرده اند و برای تأمین معاش مجبور به کارگری در شهرهای بزرگ هستند.وی می افزاید: درصورت وجود فعالیت و کار در روستا هیچ یک از اهالی، حاضر به ترک خانه و خانواده خود نیستند و مسئولان باید در این رابطه تدابیری اتخاذ کنند تا کشاورزان به فعالیت آبا و اجدادی خود ادامه دهند.یکی دیگر از اهالی اظهار می دارد: کیفیت شبکه های یک و ۲ سیما در این روستا نامطلوب و معمولا خراب است.

یکی از دامداران روستا هم می گوید: آذوقه دامی به اندازه نیاز در استان وجود ندارد و همانی هم که هست با قیمت بالایی خرید و فروش می شود و دامداران مجبور به تهیه آن از استان های دیگر و به ویژه استان های شمالی هستند.

وی می افزاید: با توجه به هزینه های حمل و نقل، اهالی مجبور به شراکت هم هستند تا هزینه ها سرشکن شود و دام ها گرسنه نمانند.

دهیار روستا می گوید: لوله کشی آب شرب روستا گالوانیزه و بسیار هم فرسوده و قدیمی است. هر روز با ترکیدگی لوله مواجه هستیم و منبع آب روستا نیز کوچک است.

رجایی می افزاید: نامه نگاری هایی انجام شده اما کاری صورت نگرفته و اهالی مجبور می شوند هر چند وقت یکبار کنتورها را باز کنند.

وی اظهار می دارد: با توجه به اجرای طرح هادی و لوله گذاری گاز که به دنبال آن آسفالت هم انجام می گیرد و چه خوب است که همه ادارات فعالیت های مربوط به خود را هماهنگ انجام دهند تا دوباره کاری نشود و سرمایه ها هدر نرود.

یکی دیگر از اهالی می گوید: به دنبال تخریب و بازگشایی که برای انجام طرح هادی شکل گرفته کنتور آب و برق در گوشه و کنار سرگردان است.

وی ادامه می دهد: تیرهای برق و تلفن وسط کوچه و خیابان روستا مشکل ایجاد می کند و با توجه به بارندگی ها خطر برق گرفتگی وجود دارد که باید مسئولان با انجام سریع تر فعالیت هایشان از این امر پیشگیری کنند.

یکی دیگر از اهالی می گوید: جاده بین مزارع بسیار ناهموار و نامناسب است و بارها اهالی شاهد واژگونی تراکتور و خسارات مالی و جانی در این خصوص بوده اند.

وی می افزاید: برای آوردن محصول به روستا و با توجه به نامناسب بودن شرایط از تراکتور استفاده می شود و نامناسب بودن راه ها برای تردد موجب می شود تراکتور کمتر از ظرفیت بار بزند و این امر بر دفعات جابه جایی محصول می افزاید.

وی اضافه می کنند: افزایش دفعات موجب افزایش هزینه ها می شود و این موضوع فعالیت را محدود می کند.

یکی دیگر از اهالی فعالیت بیمه را منصفانه نمی داند و می گوید: سال گذشته محصول خود را بیمه کردم اما امسال خسارتی که پرداخت کردند آن قدر ناچیز است که هزینه بذر و شیارهم نمی شود.

یکی دیگر از اهالی می گوید: با توجه به این که روستا از فضای سرسبز و زیبایی در ۶ ماه اول سال برخوردار است و مسافران بسیاری را جذب می کند کمپ مسافر یا امکانات لازم برای تردد و توقف مسافران ایجاد شود.از یک سو مسافران راحت تر و بهتر از فضا بهره مند می شوند و از سوی دیگر حضور گردشگران موجب رونق و توسعه روستا می شود.یکی دیگر از اهالی با اشاره به تقسیم بندی آب بین روستاهای مایوان، چوکانلو، استاد و خسرویه می گوید: در ۲ تا ۳ ماه اول سال مرکز دهستان تمام آب را استفاده می کند و آب به روستاهای اطراف نمی رسد آن هم با این توجیه که کشت زراعتی در مایوان انجام می شود.وی می افزاید: با توجه به این موضوع کشت صیفی جات در روستا کاملا تعطیل شده است و خشکسالی و کمی آب رودخانه جوابگوی باغ های روستا نیست. قبل از ترک روستا چرخی در روستا می زنم. بافت قدیمی خانه ها در یک بخش از روستا بسیار مشهودتر است از سویی اتصال هسته روستا به جاده از طریق پله هایی است که به شکل زیبایی در سراشیبی چیده شده است و مردم برای بالا آمدن از این پله ها استفاده می کنند و بارندگی رفت و آمد را محدود نمی کند و پیر و جوان می توانند این مسیر طولانی و ناهموار را از طریق این پله ها راحت تر طی کنند.

دانش آموزان هم سپاسگزار کسانی هستند که این پله ها را ساخته اند تا زنان معلم هم بتوانند در مدرسه حضور یابند و دختران دانش آموز به هر دلیلی ترک تحصیل نکنند.

هر چه از پله ها بالاتر می آییم به بافت جدید روستا می رسیم. حریم خانه ها با سنگ چین شکل زیبایی یافته است هر چند چیده شدن سنگ ها و محکم شدن آن با گل کمی ذهن را قلقلک می دهد. اگر از مصالح محکم تری برای چیدمان استفاده می کردند بهتر بود اما چیده شدن سنگ های مختلف کنار هم چهره زیبایی ایجاد کرده است.

گوشه و کنار روستا سنگ های زیادی انباشته شده که به قول یکی از اهالی کشاورزان سنگ ها را از باغ ها و صحرا جمع آوری می کنند و همین موضوع موجب اشتغال زایی شده و جابه جایی این سنگ ها برای بعضی خانواده ها که وسایلی چون تراکتور دارند منبع درآمد شده است.

واژه چوکانلو فکرم را مشغول می کند؛ از یکی از اهالی که مفهومش را می پرسم می گوید: چوکانلو واژه ای کردی است و چوبه مفهوم چوب است، لوبه معنای طایفه و با توجه به این که مردم روستا اصالتا عشایرند و عشایر برای سهولت عبور و مرور از فراز و نشیب دشت و دره ها و برای هدایت دام هایشان چوب هایی در دست دارند احتمالا به این اسم نام گذاری شده است. وی می افزاید: ۱۰۰ درصد مردم روستا کرد هستند.از یکی از اهالی می پرسم چرا مردم دیگر لباس محلی خود را نمی پوشند می گوید: قدیمی ترهای روستا هنوز هم چون پدران و مادرانشان لباس محلی استفاده می کنند اما این تعداد انگشت شمارند و تعامل و رفت و آمد به شهرها به ویژه شهرهای بزرگ موجب شده بیشتر مردم به پوشیدن یک لباس رو بیاورند اما کاش هر منطقه لباس مخصوص خود را حفظ کند و همه جا با لباس محلی خود حاضر شوند. حالا دیگر کسی در روستا لباس های محلی نمی دوزد.

وی معتقد است نباید بگذاریم لباس های محلی حذف شود چرا که پشت این طرح ها و رنگ ها و دوخت های هر منطقه فرهنگ غنی نهفته است و معرف روحیات، منش و رفتارهای قومیت های مختلف است.

یکی از بزرگان روستا می گوید: آمار ازدواج در روستا با توجه به جمعیت جوان بالاست و در روستا جوان بالای ۲۰ سال مجرد وجود ندارد. جوانان در سن ۱۷ تا ۱۸ سالگی ازدواج می کنند و ازدواج ها در خود روستا انجام می گیرد و جوانان در روستا ماندگار می شوند.

یکی از اهالی از هماهنگی و فعالیت مداوم شوراها و دهیاری می گوید و می افزاید: تعامل و همکاری و فعالیت شوراها موجب رشد بیشتر روستا شده است و شورا و دهیار روستا نمایندگان خوبی برای جمعیت هزار و ۹۲۰ نفری روستا بوده اند.بیشتر اهالی از اجرای طرح هادی و بازگشایی معابر به ویژه مسیر مربوط به امامزاده خرسندند و می گویند عریض شدن راه امامزاده باعث رفع مشکل حمل و نقل سوخت، رفت و آمد معلمان و زائران از این مسیر به مسیر اصلی روستا شده است. اهالی برای گازدار شدن که طبق برنامه های اعلام شده از سوی مسئولان در نیمه اول سال آینده است روزشماری می کنند و معتقدند وجود گاز و رفع مشکل سوخت مردم را در روستا ماندگارتر و اجرای طرح هادی شرایط را برای زندگی بهتر می کند.

با این امید که اهالی به خواسته های معقول خود برسند روستا را ترک می کنم.

نوشتهای فوق از روزنامه خراسان شمالی می باشد.


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *