سردار شهید ناصر بهبهانی نیا – شادگان

سردار شهید ناصر بهبهانی نیا – شادگان

  سال ۱۳۳۵ ه ش در روستای بوزی ، یکی از روستاهای شهرستان شادگان در استان خوزستان متولد شد.اودر خانواده ای مؤمن و متعهد به اسلام رشد کرد. دوران ابتدایی را در زادگاهش گذراند وبعد از آن برای ادامه تحصیل به شادگان رفت. ناصر هر روز مسیر ۶ کیلومتری فاصله روستای بوزی تا شادگان را درسرمای زمستان و گرمای بالای ۵۰درجه تابستان با دوچرخه طی می کرد. 
با اتمام تحصیلات دوره ی راهنمایی برای ادامه ی تحصیل در رشته ادبیات به ماهشهر رفت. او در دبیرستان ۱۷ شهریور فعلی ماهشهرمشغول تحصیل شد. دو سال بعد در امتحان ورودی دانشسرا ی تربیت معلم قبول شد و در مرکز آموزش تربیت معلم درمسجد سلیمان مشغول تحصیل شد.
ناصرکه از مدتها قبل مبارزه ی پنهانی اش را با حکومت پهلوی آغاز کرده بود,در دانشسرا به مبارزات خود شکل تازه ای بخشید .بارها او را به جرم خواندن کتب مذهبی آزار و اذیت کردند اما این رفتارها کمتر از آن بود که خللی در اراده این مرد بزرگ ایجاد کند.
بعد از اتمام تحصیلات در دانشسرا به استخدام آموزش و پرورش شهرستان ماهشهر در آمد. با استخدام در آموزش وپرورش ازدواج کرد که ثمره این ازدواج مبارک دو پسر و ]چهار دختر است، او مراسم ازدواجش را در ماه مبارک رمضان در کمال سادگی و به دور از هر گونه تجملات بر گزار کرد.
ناصر اهل مطالعه و تحقیق بود، وی گمشده ی خود را در اسلام و اندیشهای نورانی حضرت امام (ره) یافت.
اوبه مبارزه با حکومت شاه به عنوان یک وظیفه ی دینی والهی نگاه می کرد,ناصر یکی از سازماندهندگان اصلی مبارزات مردمی در سطح در ماهشر وشادگان بود.
او بعد از تظاهرات مردمی برای آنها سخنرانی می کردوازظلم وفساد حکومت شاه وغریبی ومظلومیت اسلام,قرآن وروحانیت اصیل شیعه صحبت می کرد.
بارها مأمورین امنیتی ونظامی شاه در پوشش های مختلف از جمله روحانی ,نیازمندو… به منزل ناصر می رفتند تا اورا ترور کنند کهبا هوشیاری او تمام توطئه ها خنثی می شد.
با وقار و سنگین بود و عملش بیش از گفتارش بود. وجودش اخلاص بود و تواضع.
ازحضور در مجالسی که خلاف شرع بود دوری می جست و از غیبت، تهمت و استهزاء دلش به درد می آمد. در مراسم عزاداری ابا عبد الله حسین(ع)تمام وجودش غم می شد و در ولادت ائمه اطهار (ع)شاد تر از همه بود .
معتقد به نماز اول وقت در همه شرایط بود، اهل انفاق بود و وابستگان کم درآمد تر را در الویت قرار می داد. لباس های ساده می پوشید . اعتقاد به کار فرهنگی در خصوص نوجوانان داشت و شخصاً به این مهم همّت می ورزید.
با پیروزی انقلاب اسلامی وتشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی , از آموزش وپرورش به سپاه مأمور شد و به عنوان فرمانده بسیج ماهشهر مشغول خدمت شد.
با شروع جنگ تحمیلی از آموزش و پرورش استعفا داد وبه صورت رسمی به سپاه پیوست .ناصر بهبهانی از جمله رزمندگان اسطوره ای سپاه اسلام بود که در مقاومت ۴۵روزه خرمشهر حضور داشت.
اوجبهه های مختلف دوشادوش رزمندگان اسلام حضور داشت ومردانه جنگید. دراین راه پر افتخار,مسئولیتهایی را به عهده گرفت که,قائم مقام فرمانده سپاه ماهشهر , رئیس ستاد ناو تیپ کوثر، فرمانده سپاه خرمشهر از جمله مسئولیتهای اوست .
در سال ۱۳۶۴ به لحاظ شایستگی و لیاقتش به عنوان قائم مقام فرمانده سپاه خوزستان منصوب شد ولی مدتی بعد در طی یاد داشتی به فرماندهی سپاه نوشت: فرماندهی محترم: « احساس می کنم به وجود من در جبهه بیشتر نیاز است ». او رفت و به عنوان قائم مقام فرمانده گردان حضرت امیر (ع) در عملیات کربلای ۴ و ۵ شرکت کرد و در مرحله دوم عملیات کربلای ۵گلوی حق گویش هدف تیر دشمن قرار گرفت و همچون مولایش حسین بن علی (ع) با حنجره ای خونین سوره کهف را زمزمه کرد و به آسمان شهادت پر گشود.
تواضع و فروتنی مشخصه اصلی او بود . با تواضع خود دلها را جذب می کرد و نگاه نافذش جانها را آرامش می بخشید. سالها با لباس بسیجی در برابر متجاوز ایستاد تا عاقبت سرخی خونش چفیه ترکش خورده اش را به پرچم افتخار مسلمان تبدیل کرد.
ناصر در وصیت نامه اش می نویسد:
برادران عزیز سپاهی و بسیجی باید همیشه چون شمع باشیم که دم به دم بسوزیم و سنگر انقلاب را نگه داریم تا دیده شیاطین شرق و غرب کور گردد.
برادران عزیز سپاهی, سپاه باید سپاه نظم باشد، هر حرکت جمعی احتیاج به رهبری و سازماندهی دارد و برای سازماندهی باید رهبری مقتدر داشته باشیم که به حمد خدا داریم…
منبع:پرونده شهید در بنیاد شهید وامور ایثارگران شادگان
منبع:
irannaser.blogfa.com/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *