فصل پائیزومعجزه رنگها – روستای پهنابی

فصل پائیزومعجزه رنگها – روستای پهنابی

پائیز فصل غربت ریشه ها

قطار زمان باز هم در ایستگاه پائیز توقف کرد.دوباره عقربه ساعت ، آرام آرام روی ثانیه های خزان از چرخش باز ایستاد. و چه تلخ بود لحظه وداع سروها با  رهگذران. اگر از بُعد سیاه زندگی به فلسفه پائیز بنگریم، خزان تداعی کننده لحظات تاریک زندگانی است برایمان وسقوط هر برگ ما را به اعماق غم و اندوه می کشاند. در روزگاری که زندگانی دالان مخوفی است پر از سایه های سنگین، هر نشانه از غم محنت کده ای میسازد برای ما انسانها.چرا نگاهمان به خزان همچون نگاه زندگی به مرگ است؟ چرا در وسعت پنهان پشت پلک ها، زیبائی خزان را نمی توان دید؟ قاب ابریشمی  چشم ها چرا پذیرای تابلوی پر نقش ونگار پائیزی نیست؟ زیبایی آیا فقط در سرسبزی برگ های بهاری نهفته است؟ لطافت و شکوفائی فقط در دل شکوفه های بهاران است؟پائیز فصل امتحان ریشه هاست.عریانی درختان نشان از زشتی آنان نیست.هبوط  برگ ها بهانه ای است برای عروج ریشه ها ، برای سنجش استقامتشان . آیا غربت ریشه را احساس می کنی؟تنهائی و بی کسی  اش را لمس  کرده ای؟ شاخه های تهی از برگ را به نظاره نشسته ای؟ رقص مواج گونه برگ ها به دنبال وزش بادهای پائیزی نشان  از کدام لحظه در زندگیت دارد؟ سوز پائیزی کدامین تار دلت را پوسانده که پائیز را فصل غم می نامی؟ لحظاتی اندیشه کن.خزان هم زیباست ، آن چه نازیباست اندیشه های ماست. تفسیر نادرست  ماست از این فصلگرد پر رمز و راز.

قدم به قدم خزان سرشار از زیبائی هاست.هارمونی رنگ های سرخ وزرد برگ ها رنگین کمانی را می ماند که از پس باران فصل ها چشم نوازی می کند.از امتحان ریشه ها گفتیم. آری تمام کائنات را آزمونی است.آزمون ریشه ، به دست باد سپردن همه آن تعلقاتی است که به جان او طراوت و هویت می بخشیدند. ریشه خود می داند از پس سردی خزان ، هرم آفتابی را خواهد داشت که تن یخ زده اش را طراوت می بخشد ودر هم آغوشی خاک باید بود و ماند تا در روز رستاخیز دوباره جان گرفت وجوانه زد. باید اندیشه هایمان را جلا بخشیم. غبار از آئینه ذهن پاک کنیم و لطافت نگاهمان را به نقش های رنگارنگ قالی خزان عادت دهیم تا دیگر پائیز مظهر غم وناکامی نباشد، تا بدانیم حکمت افتادن  برگ ها و عریانی درختان نه تنها امتحان ریشه است ، بلکه رهایی درختان از بند و زنجیرهایی است که روی شاخه هایشان  سنگینی می کند و پائیزحکم  آزادی آنان است  از بند اسارت. چقدر ساده می توان رهایی را آموخت از رهگذر پائیز. گاهی باید روح را از اسارت تن رهانید. پائیز فرصتی است برای رهانیدن روح خسته امان از غبار سختی ها ،  غم ها وناکامی ها.پائیز  را دوست بداریم.

پاییز ؛ فصل بی برگی یک رویانیست. پاییـز؛ فصل زیبا شدن رویــاها ست! فصل ســرمای روابــط ، شاید… فصـل انــدوه همه آدم هـــاست …

عکسهاازوبلاگ پ مثل پهنایی(علی اکملی)

 

منبع:

dehyariepahnaei.blogfa.com

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *