سرلشکرخلبان شهیدغفاررامین فر-پهنابی قاینات

سرلشکرخلبان شهیدغفاررامین فر- پهنابی – قاینات

روز بیستم اردیبهشت ماه ۱۳۲۳ ه ش درروستای پهنایی در شهرستان قاینات به دنیا آمد.
دوران ابتدایی را در دبستان چهار کلاسه روستای پهنایی قائن گذراند. برای ادامه تحصیل به شهر قائن رفت و در مدرسه راهنمایی این شهر به تحصیل مشغول شد. بعد از آن همراه اردوی پیشاهنگی به تهران عازم و در پیشاهنگی پذیرفته شد.
از کودکی دارای هوش سرشاری بود. به طوری که در شش سالگی توانست به کمک پدرش در خواندن قرآن مسلط شود. از کودکی عشق زیادی به اهل بیت و امامان معصوم (ع) به خصوص امام حسین (ع) داشت. زمانی که پدرش عازم کربلا بود به خاطر علاقه ی زیادی که به اهل بیت و امام حسین (ع) داشت، با اصرار زیاد با پدرش عازم کربلا شد.
دوران متوسطه را در دبیرستان پهلوی تهران شروع کرد. و بعد از گرفتن دیپلم، در آزمون دانشگاه ثبت نام نمود و در رشته ی خلبانی دانشگاه شیراز پذیرفته شد. پس از اتمام دانشگاه برای ادامه تحصیل تکمیلی عازم آمریکا شد که با اتمام آن به ایران بازگشت و در نیروی هوایی به کار مشغول شد.
زمان اقامتش در آمریکارا این گونه نقل می کند: «زمانی که دوره عالی ویژه آشنایی با جنگنده های شکاری خریداری شده از امریکا را در آن کشور می گذراندم، هر روز قبل از عزیمت به محل کارم، قرآن را تلاوت می نمودم. بعد از چند روز خانم تقریباً ۴۵ ساله ای که مسیحی بود و در پانسونی ما زندگی می کرد ، از من پرسید: این اشعار و سرودها چیست که می خوانید؟ به او گفتم: این کتاب وحی و معجزه ی پیغمبر خدا و راهنمای بشر می باشد. در مورد قرآن مجید صحبت های زیادی نمودم، به حدی علاقه مند گردید که از من درخواست یک جلد قرآن مجید برای تلاوت، تلفظ و معانی آیات به او بدهم.
خواندن قرآن مجید و درک معانی آن، چنان آن خانم را تحت تاثیر قرار داد که اواخر دوره به نزد من آمد و طریقه مشرف شدن به دین اسلام را جویا شد. بعدها فهمیدم در مسجد مسلمانان، در نزد امام جماعت مسجد به دین اسلام مشرف گردیده است.
در سال ۱۳۵۴، در سن ۳۰ سالگی ازدواج نمود . ثمره ی این ازدواج یک دختر می باشد.
در دوران حکومت ستم شاهی در پایگاه های هوایی شیراز و همدان به نشر اسلام و آگاه ساختن خلبانان به وضعیت کشور و مسایلی که فسق و فجور را روز به روز در کشور بیشتر رونق می داد، اهتمام می ورزید. این عمل را تا آن جا ادامه داد که در سال ۱۳۵۶ در حین توزیع اعلامیه های معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی توسط ساواک در پایگاه هوایی همدان دستگیر و بازداشت شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و حضور حضرت امام در ایران، اطاعت خود را از امام امت اعلام داشت.
شهید رامین فر در کشف کودتای نوژه و برملا شدن توطئه و دستگیری عوامل مزدور منافق که، قصد تخریب و از بین بردن انقلاب را داشتند از خود فعالیت های چشمگیری نشان داد که، اقدامات و فعالیت های وی زبانزد نیروهای پایگاه بود.
با شروع جنگ تحمیلی به عنوان خلبان در ماموریت های برون مرزی شرکت می نمود. او فرماندهی واحد هوایی عمل کننده در غرب را، به عهده داشت. در این زمینه بنا به اظهارات همکارانش رشادت های شایان توجهی از خود نشان داد.
آخرین ماموریت شهید غفار رامین فر برای در هم کوبیدن مواضع و استحکامات رژیم بعثی صدام در قلب عراق، در تاریخ ۲/۷/۱۳۵۹ صورت گرفت، اما ایشان پس از آن به وطن بازنگشت.
با سقوط هواپیمایش در خاک دشمن او به شهادت رسید و پیکرمطهرش مفقود گردید.
خاطرات
علی اکبر قربان پور:
-چه زمانی و چگونه با شهید آشنا شدید؟از زمان کودکی در یک مدرسه درس خواندیم. ایشان یک سال از بنده بزرگتر و از نظر درسی جلوتر بود. ۴ سال در شهر قاین با هم در یک خانه زندگی می کردیم و دو سال در شهر مشهد او همیشه استاد و راهنمایم بود خدایش رحمت کند و با صالحین محشور گرداند.
-آیا شاهد تغییر و تحولی در رفتار و شخصیت او بودید؟ این شهید با سایر دوستان شما چه تفاوتی داشت؟
شهید بزرگوار در خانواده ای مذهبی از پدر روحانی و مادری با تقوی و پرهیزگار و نمونه در محل متولد شده از اوان کودکی فردی استثنایی و مورد احترام همه آن قدر با اخلاص و صادق بود که نمونه اش خیلی کم است.
عکس العمل شهید نسبت به رفتار غیر منطقی و خلاف افراد و عقاید انحرافی چگونه بود؟
چنانچه رفتار و گفتار غیر منطقی می دید تا آن جا که می توانست طرف را راهنمایی می کرد. آن قدر نفوذ کلام داشت که هرکس را تحت تاثیر قرار می داد مرشدی بود خدایی و مذهبی.
-در خصوص فعالیت های مذهبی شهید توضیح دهید: (قبل و بعد از انقلاب).
در زمان نوجوانی و تحصیلی در دوره های قرآن شرکت داشت. و چون مقداری دروس حوزه را خوانده بود، تسلط زیادی بر حفظ و قرائت قرآن داشت. در زمان خودش بی نظیر بود.
-چه انگیزه ای از رفتن به جبهه داشت؟
یک شب به هواپیماهای ایران در پایگاه نوژه همدان حمله کرده بودند که،ایشان در مشهد بودند و به او اطلاع داده بودند که، باید خود را برسانید و ایشان بی درنگ عازم شدند گفتم: شما که مرخصی دارید چرا عجله می کنید و فرمودند: اینجا تکلیف فرق می کند و آن قدر روحیه اش قوی بود که می گفت: اگر خدا بخواهد کار را تمام می کنیم.
-به چه مواردی حساس بود و درچه صورتی عصبانی می شد؟
در مورد بی عدالتی و زورگویی تسلیم نمی شد.

حبیب پور قلی:
-از چه زمانی و چگونه با شهید آشنا شدید؟
زمان کودکی در یک روستا بزرگ شدیم. مکرر می گفت: باید در برابر رژیم پهلوی ایستاد.
-آیا شاهد تغییر و تحولی در رفتار و شخصیت او بودید؟
این شهید با سایر دوستان خیلی تفاوت داشت احساس مسئولیت می نمود همیشه به دوستان سفارش می کرد که با قرآن مانوس شوند.
-در خصوص فعالیت های مذهبی شهید توضیح دهید (قبل و بعد از انقلاب)
زمان انقلاب در نیروی هوایی انجام وظیفه می کردند. جز اولین خلبانانی بوده اند که، با امام پیمان بستند.
-چه انگیزه ای از رفتن به جبهه داشت؟
برای دفاع از میهن و پیروز شدن ایران در برابر دشمن بعثی عراق و پایدار شدن اسلام ناب محمدی.
-به چه مواردی حساس بود و در چه صورتی عصبانی می شد؟
نسبت به دین مبین اسلام خیلی حساس بود و با کوچکترین حرف بد نسبت به ائمه اطهار و اسلام بسیار ناراحت می شد و از خود عکس العمل نشان می داد.

آثار باقی مانده از شهید
پدر و مادر ارجمند:
سلامتی و تندرستی وجود گرامیتان را از خداوند متعال خواستارم و سعادت و خوشی برای شما آرزو می کنم. امید است همیشه خوش و خرم باشید.
حال ما خوب است و خوشحال هستیم. فرشته خیلی سلام خدمت همگی می رساند.
من برای شما و مادرم تقاضای دفترچه بهداشتی کرده ام که بتوانید چنانچه خدای نکرده مریض شدید از بیمه استفاده کنید البته در حال حاضر فقط در تهران می شود از این دفترچه ها استفاده نمود. ولی در آینده نزدیک خواهید توانست در تمام شهرها استفاده کنید. من این دفترچه ها را پهلوی خودم نگه می دارم هر موقع لازم شد شما می توانید در تهران به هر دکتری که بخواهید مراجعه کرده و معالجه شوید. در ضمن من دفترچه را که به نام شما صادر شده اسم شما را غلامحسین رامین فر قلم داد کرده ام شما اگر زحمتتان نشود و ناراحت نشوید در قاین تقاضای تغییر نام خانوادگی از پهنانی زاده به رامین فر را بنمائید. خیلی ساده اداره کل ثبت احوال موافقت خواهد کرد. تقاضا کنید که، چون پسر شما نام خانوادگی خود را از پهنائی زاده به رامین فر تغییر داده، لذا من نیز تقاضای تغییر نام خانوادگی می کنم. حتماً موافقت خواهد شد.
لازم است بدانید که اگر تغییر نام خانوادگی ندادید، از این دفترچه نمی توانید استفاده کنید. من فقط خواستم شما را تحت تکفل خودم قرار بدهم .موسی با فاطمه سلام می رسانند. به دایی ها و عمو سلام برسانید. کلیه فامیل را سلام برسانید وضع ما فعلاً خوب است اگر امر و فرمایشی داشته باشید در خدمت حاضرم.

زمانی که دوره ی عالی ویژه ی آشنایی با جنگنده های شکاری خریداری شده از آمریکا را در آن کشور        می گذراندم، هر روز قبل از عزیمت به محل کارم، قرآن را تلاوت می نمودم. بعد از چند روز خانم تقریباً ۴۵ ساله ای ـ که مسیحیی بود و در پانسیونی که ما در آن زندگی می کردیم با ما همسایه بود ـ از من پرسید: این اشعار و سرودها چیست که می خوانید؟ به او گفتم: این کتاب وحی و معجزه ی پیغمبر خدا و راهنمای بشر می باشد. در مورد قرآن مجید صحبت های زیادی نمودم، به حدی علاقه مند گردید که از من درخواست یک جلد قرآن مجید برای تلاوت نمود که پس از تهیه، به وی اهدا نمودم و در زمینه ی یادگیری، تلاوت، تلفظ و معانی آیات به وی کمک کردم. خواندن قرآن مجید و درک معانی آن، چنان آن خانم را تحت تاثیر قرار داد که اواخر دوره به نزد من آمد و طریقه ی مشرف شدن به دین اسلام را جویا شد. بعدها فهمیدم در مسجد مسلمانان، در نزد امام جماعت مسجد به دین اسلام مشرف گردیده است.

منبع:سایت جامع دفاع مقدس
dehyariepahnaei.blogfa.com/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *