سورو – کنارک – سیستان و بلوچستان

سایتها و وبلاگهای روستای سورو
شهرستان کنارک – استان سیستان و بلوچستان
soronews.blogfa.com/

روستای سورو از توابع بخش زرآباد شهرستان کنارک

 جنوب غربی ترین نقطه استان سیستان و بلوچستان و شهرستان کنارک که از قسمت شمالی در مجاورت روستاهای منطقه کاروان و از شرق با روستاهای در مجاورت مرکز بخش زرآباد در قسمت جنوبی آن حاشیه ساحلی دریای عمان با فاصله تقریبی ۳۰ کیلومتر و در طرف غربی آن اولین آبادی های استان هرمزگان (کمبکی و کاشی)  قرار دارد . این روستا دارای ۳۰۰ خانوار و جمعیتی بالغ بر ۱۳۰۰ نفر یکی از پرجمعیت ترین روستاهای شهرستان و پرجمعیت ترین روستای بخش زرآباد می باشد . وسعت روستای سورو بصورت تقریبی ۲۴ کیلومتر مربع می باشد که بیشتر قسمتهای این محدوده را زمینهای کشاورزی که کاشت دیمی دارند در بر می گیرد  

وضعیت آب و هوایی روستای سورو بدلیل نزدیکی با نوار ساحلی دریای عمان در تابستان آب و هوایی گرم و مرطوب و در فصول دیگر آب و هوایی معتدل دارد و نکته قابل ذکر اینکه در اواخر تیرماه بر اثر وزش جریانهای مونسون که در اصطلاح محلی به آن ( کاوش) می گویند هوای لطیف و مطبوعی در روستا و منطقه حاکم می شود.

پوشش گیاهی :

در این روستا بیشتر درختانی می رویند که به کمترین میزان آب ها نیاز دارند که از جمله آنها می توان به کهیر، گز، کلیر، رگد، مات کینک، کرگ، توج، زیرک وکنار و همچنین محصولات کشاورزی که بیشتر بصورت دیمی کشت می شود به گندم ، جو، ذرت علوفه ای ، ارزن ، ماش و هندوانه و خربزه محلی اشاره کرد و در این میان گیاهان خودرویی نیز می روید که می توان  شمش، گوریم پاد، ترشک ، سبر، گوماز و گیاهان دارویی و …… را نام برد .

 

این روستا دارای نخلستانهای با قدمتی زیاد می باشد که با میوه دهی در طول فصل تابستان به اصطلاح محلی (حامین) قسمتی از نیاز مردم این روستا را برآورده می کند اما بعضا بدلیل شرجی ونمناک بودن در طول این فصل میوه درختان نخل خراب شده و می پوسد منبع تامین آب درختان نخل این روستا آب رودخانه در طول فصول مختلف سال می باشد و همچنین در حیاط خانه مردم نیز نوعی از درختان نخل جهت مصرف خویش کاشته می شود . حاصلخیزی زمین در این روستا شرایطی را فراهم می کند تا با بارش کمترین مقدار باران حاشیه روستا و زمین های کشاورزی به نقطه های سرسبزی مبدل شوند و بعضا مشاهده شده که دامهایی که در این حوالی به چرا مشغولند میزان رشد وشیر دهی آنها به نسبت بیشتر بوده است

 منابع آبی :     

روستای سورو در کنار رودخانه ای محلی به نام کاروان قرار گرفته و بافت مسکونی آن تا حال حاضر متراکم می باشد با موارد فوق الذکر و با وجود چنین آب وهوایی سفره های آب زیر زمینی روستا کم و یا بعضا شور می باشد اما از قدیم الایام با ایجاد بندهای خاکی و هدایت آبها به مزارع کشاورزی دیمی توسط کشاورزان روستا باعث رونق کشت دیم و پوشش گیاهی مناسبی در زمین های کشاورزی روستا شده است                                     

 بطوریکه در ایام گذشته دامدارانی از مناطق مختلف جهت چرای دامهایشان به حاشیه سرسبز روستای سوروکوچ می کردند  آب شرب روستا در حوالی روستای هیان و رودخانه رابچ می باشد که بیشتر آب منطقه را تامین می کند

زندگی جانوری :  تا قبل از خشک سالی های اخیرجانورانی مانند آهو، خرگوش ، و درندگانی  مانند کفتار، شغال ، روباه، خوک و گرگ و همچنین پرندگانی مانند : بلدرچین ، کبوترچاهی، چرز، قمری ، سینه سرخ و گنجشک و همچنین پرندگان آبی و مهاجر را می توان نام برد  .

وجــه تسمیه (دلیل نامگذاری) روستا :

نام سورو از کلمه سُهر به معنی طلا و زیور الات گرفته شده است دلیل این نامگذاری رونق محصولات کشاورزی (ذرت علوفه ای، گندم ، جو، ارزن و …. ) در طول سالیان و صادر نمودن این محصولات به نقاط مختلف حاشیه زرآباد ، بنت و همچنین کشور همسایه عمان دلیلی بود بر اینکه این منطقه به ارزش بالایی برخوردار شود و همچنین اهمیت خاص محصولات کشاورزی در زمانهای گذشته و جهت استفاده روزمره مردم و امرار معاش و تامین آن در محلی بنام سورو خود بخود بر اهمیت و آبادانی این روستا می افزود  و مبادله های تحت عنوان مواد غذایی مازاد به مواد غذایی مورد نیاز مثل مبادله خرما و برنج به گندم ، جو وذرت انجام می گرفت

 پیشینه تاریخی روستا

بزرگان معاصر زمان پیدایش روستایی به نام سورو در این موقعیت  را زمانی می دانند که فردی به نام احمد مشهور به هوت احمد (از نوادگان هوت عمر که جد طایفه هوت می باشد)در این مکان و آبادی به نام سورو اقامت گزید امروزه قسمتی اعظمی از ساکنان روستا نوادگان هوت احمد ( جد دوازدهم نسل امروز می باشد که در این روستا می زیسته ) می باشند

موضوع تاریخی در مورد روستا :

 به نقل از یکی از بزرگان روستا که در نسب شناسی مردم روستا مهارت دارد  و از نسل های گذشته مردم روستا مسائلی  تاریخی را بازگو می کند موضوع به این صورت می باشد که در زمان مربوط به قاجاریه در ایران و تسلط استعمار پیر انگلیس در منطقه خصوصا هندوستان که با جنوب ایران و دریای عمان دسترسی داشته است در اطراف مربوط به ساحل نزدیک به روستا (خور جَل کَش) که نام محلی این خور می باشد متصل  به دریای عمان است استعمارگران به قصد تاراج در منطقه به آبهای دریای عمان راه یافته و قسمتی از احشام رها شده مردم را در اطراف این خور با خود برده، مردم به مبارزه برخاسته تا جلوی تاراج دشمن ( انگریز در گویش محلی)را گرفته که با مقاومت دو نفر از بزرگان روستا با نامهای شهکرم و دامادش برچلی مواجه می شوند و در نهایت آنها در نبرد با انگلیسی ها کشته می شود 

در تاریخ روستا افرادی می زیسته اند که دارای علم و اخلاق اجتماعی و حلم و بردباری بوده و با اراده قوی مشکلات مردم را حل می کردند در بین مردم منطقه به قضاوت و برای حل مسایل فقهی و دینی در آن زمان همت گماشته اند با توجه به اینکه مردم منطقه از نظر علمی و آگاهی دینی در سطح بسیار پایینی بوده اند آن روزگار افرادی را می طلبید تا پاسخگوی مسایل شرعی و فقهی باشند تا مردم در سردر گمی دنیای آن روز بسر نبرند و دین خدا به نسل های آینده برسد از جمله اساتید که در فقه و شرع مهارت داشته اند ملامزارهان – قاضی یعقوب –  و در زمان معاصر می توان به قاضی محمد عمر هوتی (بانی مدرسه دینی روستای سورو) فرزند ملا خان محمد شاگرد و داماد قاضی یعقوب اشاره کرد.

                                          *****************************

 از نظر بررسی جمعیت و آمار، روستای نامبرده را می توان جزء بزرگترین روستاهای شهرستان و همچنین بزرگترین روستای بخش زرآباد تلقی کرد از نظر دسته بندی نژادی می توان نژادهای رایج و معروف در فرهنگ روستا، ۱ – بلوچ ( همان سفید پوستان قوم بلوچ از طایفه هوت و از نوادگان هوت عمر  ) 2 – سیاه پوستان معروف به نوکر ( نه به این معنا که الان خادم یا نوکر افراد دیگر در روستا باشند بلکه این نام بدلیل بکار گیری در محاوره مردم منطقه می باشد ) ۳ – نژاد موجود دیگر جَت می باشد که از نظر رنگ تفاوتی با بلوچ های ساکن روستا نداشته اما از قدیم الایام بدلیل عدم توانایی در مشاغل مهم و اساسی به جت معروف شده اند لازم به ذکر است در لهجه و گفتار تفاوت اندکی بین نژاد نامبرده ( جت ) و بلوچ یا سیاه پوستان موجود است و هماهنگی بین بلوچ و سیاه پوستان  در کارهای اجتماعی روستا به نسبت چشم گیرتر است از نظر وجود مشاغل و اشتغال در روستا می توان شغل اساسی را کشاورزی و دامداری در نظر گرفت بدلیل اینکه بیشتر مردم کهنسال و قدیمی مشغول به کار کشاورزی دیمی و دامداری می باشند با توجه به قدمت شکل گیری روستای سورو توسط نژاد بلوچ و توانایی بیشتر در اداره امور مربوط به روستا اکثریت جمعیت را  سفید پوستان ( بلوچ ) تشکیل می دهند .

در بررسی آمار و جمعیت و هرم سنی جمعیت روستا، می توان جوانان را در ردیف اول دانست بررسی وضعیت اشتغال این هرم سنی ( جوانان ) نشان می دهد بیشتر آنها مشغول به مشاغل فصلی بوده مثلا مشغول کارهایی نظیر بنّایی ، بلوک زنی و کارهای بازاری و آزاد می باشند. و همچنین آمار اندکی از جوانان روستا مشغول به تدریس در حوزه ( ۳۰ نفر خواهر و برادر) و مدارس دولتی (  10 نفر) و همچنین تحصیل در مراکز عالی دولتی ( ۱۵ نفر) و همچنین در دیگر مراکز دولتی آمار ( ۱۴ نفری ) اشتغال دارند

آمار مربوط به محصلین در حوزه ( دختران ۷۳ نفر ) و مدارس دولتی اعم از دختر و پسر ( ۲۲۴ نفر ) می باشند

فرهنگ، آداب و رسوم اجتماعی روستا

روستای سورو  بدلیل وجود فرهنگ ویژه ای که از نسل های گذشته به جای مانده است از نظر موقعیت اجتماعی جایگاه  ویژه ای در منطقه داشته است فرهنگ گذشته مردم روستا که به نوعی برای نسل امروز بجای مانده می توان مختصری از آن را بشرح ذیل نام برد

۱ –  فرهنگ مربوط به حیات یا تولد نوزاد  تا ممات یا مرگ

طبق فرهنگ اصیل اسلامی و رایج در بین مسلمانان ( گفتن اذان در گوش نوزاد در اولین لحظات تولدش کار شایسته ای است که در فرهنگ مربوط به تولد نوزادان در روستا وجود دارد از جمله کارهای دیگری که بعد از تولد فرزند اتفاق می افتد ذبح حیوانی مانند گوسفند یا بز و گاو می باشد که به نیت صدقه و خیرات گوشت آن بین اهالی روستا تقسیم می شود و همچنین گذاشتن نامهای اسلامی برای نوزادان کاری پسندیده و پخش حلوای محلی بین اهالی و یا گذاشتن نامهای ابا و اجداد خویش برای فرزندان در فرهنگ روستا می باشد

۲ – آموزش عقاید اسلامی به کودکان و تعلیم قرآن در مراکز دینی ( بطور مثال هر سال تعدادی از کودکان و نوجوانان علاوه بر تحصیل در مدارس دولتی جذب  مدارس دینی می شوند تا عقاید اسلامی و دینی را بیاموزند)

۳ – آموزش و یادگیری انساب و شجره نامه یا نسب نامه کاریست که از قدیم الایام در بین خانوادهای روستا ماندگار است اما امروزه  در بعضی از خانواده ها کم کم  بی میلی در یادگیری آن مشاهده می شود

۴ – برای زنان و دختران روستا سوزن دوزی معروف بلوچ عجین شده و دختران و زنان در اوقات فراغت یا در طول روز به این کار مشغول می باشند

۵ – ازدواج با خویشاوندان امریست که بیشتر در روستا مد نظر قرار گرفته شده است و مردم بیشتر به این مسئله حساسیت قائل اند و برگزاری ان به شیوه بسیار ساده و کم خرج برای داماد که برگزار کننده اصلی مراسم عروسی می باشد انجام می پذیرد و همچنین اختصاص مهریه از طرف داماد برای عروس که بیشتر، صد مثقال طلا یا کمتر می باشد که قسمتی از آن نقد یا پرداخت در صورت توانایی داماد بعد از ازدواج می باشد . بعضا در صورت برگزاری مراسم عروسی که معمولا در طول شب می باشد افراد روستا در یک محوطه باز دور هم نشسته و یک فضایی زیبا دور هم می سازند تا چند سال پیش مراسم عروسی بصورت یک شب و روز برگزار می گردید طبق رسم موجود افراد خویشاوند داماد کارهای مربوط به مراسم عروسی را انجام می دهند بعد از گذشت تقریبا یک روز از مراسم اهالی جهت تبریک  ( مبارکی در اصطلاح محلی) به خانه داماد می روند و همچنین طبق فرهنگ مربوط به روستا و منطقه در دوران نامزدی دختر و پسر هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارند.

۶ – فرهنگ مربوط به همسایه و خویشاوند داری

از جمله کارهای دیگر مربوط به فرهنگ روستا، همسایه و خویشاوند داری مردم روستا می باشد یعنی مردم در امور مربوط به یکدیگر هماهنگی و هم فکری دارند تا کارها را بهتر به پیش برند و جانب داری از یکدیگر در مواقع بروز مشکلات برای اهالی روستا و منطقه امتیازی است که همواره حس انسان دوستی مردم روستا رادر صحنه های مختلف به نمایش میگذارد 

۷ – عرض تسلیت برای خانواده متوفی و فرهنگ و رسوم مربوط به آن :

مردم زیادی از نقاط مختلف منطقه جهت عرض تسلیت برای خانواده متوفی به روستا آمده و معمولا در یک جمع بزرگی که اهالی روستا و مردم مهمان حضور دارند یکدیگر  را ملاقات کرده و از احوالات یکدیگر باخبر می شوند  و معمولا تا سه روز بزرگ خاندان متوفی در یک محل از مردمی که برای عرض تسلیت می آیند استقبال می کند  اگر احیانا مهمانی از فاصله دوری تشریف بیاورد مردم با همکاری یکدیگر به خانواده متوفی کمک می کنند تا غذای مهمانان فراهم شود.

برقراری یک نوع انضباط اخلاقی ، کلامی و رفتاری در بین اقشار مختلف جمعیت : 

نوع رفتار مردم روستا طوری است که معمولا آرامش و متانت و نرمی در کلام با مخاطب  وجود داشته و افرادی زیادی  با این خصوصیات اخلاقی در تاریخ گذشته و در حال وجود داشته و دارند که دارای این خصوصیات اخلاقی  می باشند

ضرب المثلهای رایج در گویش محلی روستا

جای که نرن ره په گورن ………..  جایی که مردان شجاع حضور دارند آنجا رو در رو نمی شود

زور په گزا که کونتگی نیستن …………… زورش به ضعیفان می رسد

په مرگ من شادان مبی مرو منا باندا تَوَی ………….. با مرگ من شاد و خوشحال مشو امروز من می میرم فردا تو

هیچکس ودی دوغانی تروشی سارا نه ……….. هیچ کس عیب های خودش را نمی بیند

مچ مچه گندی رنگه زیری ………… پیروی کردن از کسی و یا تقلید از کار کسی ( مچ به معنای نخل و درخت خرما می باشد )

سره که پاریزین صد سال عمرنی …………….. هرکس که محتاط باشد صد سال عمر می کند

هرکس دیزه گورا بی سیاه بی و هرکس ماه گورا بی ماه بی …………. هرکس کنار بدان بنشیند عین او می شود و هرکس کنار ماه بنشیند ماه می شود

روباه په انگور نرسه گوشتی تروشه ……………….. نشانه ضعف کسی و کتمان آن ضعف است

دستی هبه پادا دراج ترن ………… دستش از پاهاش درازتر است به معنی انجام ندادن کار

شیره یا روباه ……. یعنی شیری یا روبا

مار ماره نوارت ……………….. مار مار رو نمی خوره : یعنی مساوی بودن دونفر در یک مسابقه که هم طیف باشند

هرچی چگل په سره کچل ……………… یعنی هرچه سنگ پرتاب کنیم به سر کچل می خوره منظور هر کس زورش به ضعیف می رسد

هرکس په نام باقر دستی هبه بُنا لاغر ……………… هرچیزی که به نام باقر باشد کمتر و ضعیف تر است

په کورین چما پطی الس بازن …………………. برای چشمی که کوره قطره ای اشک زیاده

کورا یکی مدی دو لوتی ………………… به نابینا یکی ندی دوتا می خواد

کاری یکی بیکاره دوئن ……………….. اونی که کار می کنه یک سهم داره بیکار دوتا سهم داره

جافری سیرا لیره گیشن ……………. نشانه انتقام از کسی در وقت معینی است

 هاوره نگوارن بله ساه سره وشنت براد اگه لیگارن بله منا دوستن …………….. اگه باران نباره هوای ابری کافیه – برادران اگه ناتوان باشند ولی من دوستشان دارم

سیر چیپوکین باقرک گنوکه ……………….  مثلا عروسی مهرداده اما داریوش دیونه (سر از پا نمی شناسد) است

موشک ودی هودا نشو جاروئ ودی دمبه بست ………… موش از سوراخش رد نمی شه جارو به دمش می بنده

صنایع دستی مربوط به روستا

در این روستا همواره زنان و مردانی بوده اند و هستند که با هنر دست و فکر خویش بتوانند همچون سایر اقوام و ملل دنیا خلاقّیتهایی بیافرینند که از جمله آنها می توان به سوزن دوزی ، لحاف دوزی ، حصیر بافی با برگ درخت خرما ، جارو با برگ درخت خرما ، طناب بافی، ساخت ابزار الات کار کشاورزی مثل گاوآهن و غیره

گلیم و چادر توسط افراد خاصی بافته می شد که در فرهنگ روستا به جولا معروف هستند

نوع پوشاک رایج در بین اهالی روستا

با توجه به حساسیت قوم بلوچ نسبت به پوشاک محلی بلوچ تمامی اهالی روستا لباس مخصوص  بلوچی می پوشند از خاصیتهای مهم این پوشاک راحتی آن می باشد

 غذاهای محلی روستا

 هواری گوشت – هواری ماهی – برنج و ماش – برنج با شیر – شیر پاغ – مدری – کَلَه جوش – کوطوک ماهی – حلوا شیرگی ( باشیره خرما درست می شود) ناهیگ (شیر خرما ) چنگال – خرما بریز – کماچ و تیموش ( نوعی نان محلی)


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *