اقوام ساکن در روستاهای ایران

اقوام ساکن در روستاهای ایران

برای آشنایی با اقوام و طوایف ساکن در روستاهای هر استان بر روی نام آن استان کلیک نمائید.

 

اقوام آذربایجان شرقی

اقوام آذربایجان غربی

اقوام استان اردبیل

اقوام اصفهان

اقوام استان البرز

اقوام ایلام

اقوام بوشهر

اقوام استان تهران

اقوام چهارمحال و بختیاری

اقوام خراسان جنوبی

اقوام خراسان رضوی

اقوام استان خراسان شمالی

اقوام خوزستان

اقوام زنجان

اقوام سمنان

اقوام سیستان و بلوچستان

اقوام فارس

اقوام قزوین

اقوام استان قم

اقوام کردستان

اقوام استان کرمان

اقوام کرمانشاه

اقوام کهگیلویه و بویراحمد

اقوام استان گلستان

اقوام گیلان

اقوام لرستان

اقوام مازندران

اقوام استان مرکزی

اقوام استان هرمزگان

اقوام استان همدان

اقوام استان یزد

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    طایفه رخشانی سیستان وبلوچستان
    جد بزرگ رخشانی ها رخشان نام دارد که طایفه نام خود را منتسب به وی می داند.
    رخشان صاحب چهارفرزند به نامهای بادین ـمانداـ جمال دین وزربخت بوده که این اسماءحالت تغییر یافته اسامی بهاءالدین ـجمال الدین ـو زربخت می باشند که مدلل بر دیرینگی ووقدمت زمان حیات آنهاست.
    هریک از این فرزندان شاخه ای از تیره های طایفه رخشانی را پدید آورده اند که به نام خود آنها نامیده می شود.
    قسمت اعظم این تیره ها در نوشکی و دالبندین وکوهستان رخشان پاکستان سکونت دارند و تعدادی نیز در ایالت نیمروز افغانستان ساکن اند .
    نکته حائز اهمیت در مورد طایفه رخشانی این مطلب است که در بلوچستان پاکستان فقط دو زبان شاخص وبارز است یکی زبان بلوچی باگویش رخشانی و دیگری ،زبان براهویی می باشد و اکثر طوایف بلوچ ضمن آنکه به گویش بلوچی رخشانی تکلم می کنند خود را وابسته به این طایفه می دانند. (زبان بلوچی از زبان‌های ایرانی شمال باختری است و با زبان‌های تاتی، کردی و تالشی نزدیکی زیادی دارد.[۱] برای همین به نظر می‌رسد گویشوران این زبان در گذشته دور از نواحی شمالی ایران امروزی به بلوچستان کنونی کوچیده باشند.
    گویش‌ها
    بلوچی را به دو گروه اصلی تقسیم می‌توان کرد: شرقی، یا شمال شرقی، و غربی، یا جنوب غربی، عمده بلوچها درسه کشور پاکستان، ایران و افغانستان در سرزمینی نسبتاً وسیع و گرم زندگی می‌کنند تعدادی ازآنان در ترکمنستان بسر می‌برند مجموع قبایل بلوچ جمعیتی بالغ بر ده میلیون نفرتخمین زده می‌شوند. که بیشتر آنها در دو کشور پاکستان و ایران ساکن اند. اما این رقمها اعتبار قطعی ندارند. بلوچها دراکثرکشورهای جهان سکونت دارند که به دلایل مختلفی از سرزمین خود خارج شده‌اند. که بخشی ازآنها درکشورهای حوزه خلیج پارس و برخی درکشورهای آفریقایی زندگی می‌کنند. بلوچهای افغانستان اغلب در دو ولایت هلمند و نیمروز بسر می‌برند.
    غربی (رخشانی)
    • رخشانی سرحدی
    • رخشانی افغانستان
    • رخشانی ترکمنستان
    • رخشانی پنجگوری
    • رخشانی کلاتی
    • رخشانی سراوانی
    جنوبی (مکرانی)
    • لاشاری
    • کچی
    • کراچی
    گویش‌های جنوبی یا سلیمانی
    • بوگتی (بامبور)
    • مری رند (سیبی) که چاکربر‌های سیب را شامل می‌شود
    • دوکمی-مزاری
    • مندوانی & گویش جاتووی سند غربی)
    جماعتی از قبایل بلوچ که تحت عنوان کلی (رند)یاد می شوند طایفه رخشانی و ریگی اند که در زمره ترک کنندگان زمین ودارای اهمیت سیاسی ویژه شناخته می شوند. یک روایت بلوچی میگوید:( رخشانی وریگی چوک میر حقیقت حان انت)
    تیره های مختلف این طایفه در کشورهای پاکستان،افغانستان،ایران(سیستان وبلوچستان،فهرج .کرمان،بیرجند . تهران ،سرخس وترکمنستان زندگی می کنند.
    تیره های اصلی این طایفه عبارتند از :
    ۱ـ رخشانی بادینی (تیره سرداری)
    ۲ـ رخشانی جمال دینی
    ۳ـرخشانی ماندایی
    ۴ـ رخشانی زربختی
    تیره های منشعب از۴تیره اصلی عبارتند از:
    تیره های مختلف این طایفه در کشورهای‎ ‎ایران و پاکستان ، افغانستان ، سیستان و بلوچستان ،هرمزگان ، فهرج ، کرمان ،بیرجند ، لوتک‎ ‎رخشانی ، میان کنگی ؛میرجاوه ؛تهران ، سرخس ,زاهدان وترکمنستان زندگی می کنند .
    تیره های بزرگ این طایفه عبارتند از : رخشانی بادینی (تیره سرداری)؛ رخشانی جمالدینی ؛رخشانی ماندایی ؛رخشانی زربختی .
    تیره های منشعب از چهار تیره بزرگ عبارتند از :
    سارانی(محمود زهی . اسکندرزهی. باران زهی . رستم زهی وکوچک زهی)؛گرگیج(؛گبرزهی , سنگک زهی , حسن زهی , عوض زهی , قنبر زهی , چرخچی , لشکرزهی , بو لاغزهی , گرگندی,طاهرزهی)
    جیند زهی؛ فقیرزهی ؛جنگی زهی ؛قنبرزهی (کمرزهی)؛ سیاه پاد؛ ازبک زایی؛ بهلولی؛ ماهککی
    سور؛ کبدانی ؛رحمان زهی ؛بیلر؛ مالکی؛ سیاه چم؛ شهمراد زهی ؛کمالان زهی ؛مسری زهی؛ هولازهی ؛اینگل زهی؛ آزات زهی؛ دشتکانی؛ بلغانی؛ مندوزایی؛ غدایزدایی ؛رحیمان زایی ؛بولا زهی ؛ هوت رخشانی.؛سیاه سر و طایفه رند و…
    رخشانی های سیستان از تیره بادینی اند واز دو گروه فارسی زبان و بلوچ زبان ،تشکیل می شوند که به ترتیب دردهستان لوتک و منطقه میانکنگی زندگی می کنند که شجره نامه رخشانی های سیستان به شرح ذیل می باشد.
    میرحمزه — میر زمیر ــــــــ میر قاسم ـــــــ میر نصر الدین ــــــــ میر نور شاه (رخشان) ــــــــ میر بادین ــــــــــ میر سیداد ــــــــ میر کرم شاه ـــــــــــ میر شهبیک ــــــــــ میر هارون ــــــــــ میر حیدر ــــــــــــ میر حسن ــــــــــ
    میر مانده ـــــــ میرحمزه(حمزه آزرک شاری =رهبر جنبش سیستان علیه اعراب حاکم بر سیستان بزرگ = حَمزه پسر آذَرَک شاری معروف به حمزه بن عبدالله خارجی یکی از ایرانیانی است که بر علیه حکومت خلفای عباسی قیام کرد. قیام او در اواخر سدهٔ دوم هجری در سیستان آغاز شد. او از خوارج بود و نسب خود را به زو طهماسب می‌رسانید.
    او به خاطر این که یکی از عمال نسبت به خود به ستیزه برخاست. حمزه سپاهی بزرگ گرد آورد و توانست که نمایندگان هارون الرشید خلیفهٔ وقت عباسی را شکست دهد و سیستان را از دست آنان خارج کند. او مردم سیستان را از دادن خراج به خلیفه بازداشت و خود نیز چیزی از آنان نگرفت. وی سپس خراسان و کرمان را نیز به سیستان افزود. علی بن عیسی که از طرف خلیفه فرمانروای خراسان بود از هارون کمک خواست. خلیفه به تن خویش به خراسان رفت و امان‌نامه‌ای نیز برای حمزه نوشت ولی او حاضر به صلح نشد و با سپاهی سی هزار نفری به مقابله شتافت. هنگامی که او به نیشابور رسید شنید که هارون درگذشته‌است و به گماردن پنج هزار سپاهی در سرزمین‌های که تسخیر کرده بود بسنده کرده و خود به هند و سند لشکر کشید. حمزه در زمان فرمانروایی مامون به سال ۲۱۳ هجری درگذشت.
    میرشاهو ـــــــــ»میر شیهک (ازحاکمان بلوچستان قبل از صفویه )ــــــــ»میر چاکر(ازحاکمان بلوچستان در عهد صفویه )ـــــــــ»میر حمراءــــــــ»میر حسن ـــــــــ»میر بدرالدین ـــــــــ»میر نصرالدین ــــــــ»میر عجب خان ـــــــــ»میر اودیل خان ــــــــ»شادی خان ــــــــ»میر جان بیک خان ـــــــــــ»میر رستم خان ــــــــــ»میر کوچک خان—– میر لشکر خان ــــــــ»محمد رضا خان ـــــــــــ»حسین خان ــــــــــ»لشکر خان
    طبق اسناد موجود میر لشکر خان در اطراف تاسوکی ،ریگ چاه وگود زره ،که در آن زمان دشتی آباد وپر رونق بوده است, به شغل دامداری اشتغال داشته ودارای رمه های بزرگ شتر وبز وگوسفندبوده و هم پیمان با طایفه براهویی، تأمین امنیت مرزهای شرقی کشور ر ا بر عهده داشته است .
    رخشانی های لوتک، از زمان کدخداپسند خان رخشانی که از طرف خاندان علم قاینی حکم کدخدایی سکوهه را داشته است در اطراف سکوهه، سبز کیم ولوتک اقامت داشته اند.( کنل چارلز ادوارد ییت در ۲۷ ژانویه ۱۸۹۴میلادی از سکوهه دیدن کرده واینگونه می نویسد: پس از عبور از قلعه سام ( پسند خان رخشانی) کد خدای سکوهه که بلوچ اهل کراچی است و دو پسرش به پیشباز ما آمده و خوش آمد گویی کردند …کدخدا می گفت که دهکده ۳۰۰خانوار زندگی می کردند ولی آنچه را که من دیدم کمتر از این مقدار به نظر می رسید.
    بیشتر ساکنان دهکده سیستانی بودند ،فقط تعداد ی بلوچ که آن هم بستگی خویشاوندی با کدخدا داشتند در بین آنها به سرمی بردند اما در بیرون از دهکده وضع چنین نبود و چند خانوار بلوچ به طور پراکنده زندگی می کردند.
    …کدخدا پسند خان با ما همکاری مؤثری نداشت واگر همت سلطان ابوتراب نماینده حشمت المک نبود،نمی توانستیم آذوقه و اجناس مورد نیاز خود را فراهم کنیم.
    …سیستانی هادرباره وی(کدخدا پسند خان رخشانی )می گفتندکه او سیستانی نیست و اصلیت او یلوچ است.
    پسند خان رخشانی از موقعیت والایی بر خوردار بود او که اصلیتی چادرنشین و بیابانگرد داشت،ریاست ایل خود را که شمار آنها به هزار خانوار می رسید عهده دار بود. افراداین ایل در منطقه گدار شاه وبند سیستان که قسمتی جزو قلمرو ایران وقسمتی جزو خاک افغانستان محسوب می شد زندگی می کردند.
    …قلعه سکوهه دو تپه رااز کل سه تپه در بر می گیرد هر چند دیوارهای خارجی آن مرمت شده و تقریباٌسالم است لیکن اتاقهاو قسمت داخلی آن به کلی ویران شده و به اصطبل بد منظره ای تبدیل گردیده است.
    این قلعه به صورت پادگانی در اختیار یک سلطان یا سوبادار و چند سرباز ازهنگ قاینات قرار داده شده است و کدخدا ی رخشانی بر فراز تپه سوم زندگی می کند)
    ازگویش بلوچی به فارسی وگویش سیستانی تغییر زبان داده اند و از زمان لشکرخان در لوتک رحل اقامت گزیده اندو همچنان مثل سابق با سایر تیره های رخشانی مواصلت و ارتباط نزدیک دارند و به آداب و رسوم قومی و قبیله خویش به شدت پایبند می باشند.رخشانی های منطقه میانکنگی به زبان بلوچی تکلم میکنند که طایفه سارانی وگرگیج نیز تیره های منشعب از رخشانی بادینی ورخشانی جمال دینی میباشند.
    « شرف» یا «مئیار» ایل رخشانی عبارت است از :
    ۱ـ پذیرائی و مواظبت از مهمان.
    ۲ـ امانت داری و درستکاری.
    ۳ـ در پناه گرفتن هر کسی که تقاضا نماید و محافظت و نگهداری از او تا پاجان .
    ۴ـ گرفتن بئریا انتقام یعنی خونی در بدل خونی که ریخته شود مگر آنکه خون آشتی را استوار گرداند.
    ۵ـ پرهیز ار کشتن زن و پسر نابالغ، کولی و کسی که غیر دین باشد ولی با آرامش در همسایگی شان به کار و زنده گی بپردازد.
    ۶ـ پرهیز از کشتن دشمنی که به زیارت گاهی پناه گزین شده باشد.
    ۷ـ آمرزیدن دشمن اگر زنی از طایفه او برای آمرزش خواهی آید.
    ۸ـ آتش بس و آشتی اگر کسی قران بر سرنها ده و میانجی گردد.
    ۹ـ کشتن زنا کار چون او را زنها رنشاید».
    منابع :
    زادسروان سیستان (غلامعلی رییس الذاکرین)
    عشایر وطوایف سیستان وبلوچستان(ایرج افشار سیستانی)
    جغرافیای نیمروز(ذوالفقار کرمانی)
    سیستان(جی پی تیت)غلامعلی رییس الذاکرین
    تاریخ بلوچستان پاکستان
    سفرنامه خراسان وسیستان (ادوارد تیت انگلیسی )
    الفنبین (تحقیقاتی پیرامون زبان بلوچی وگویش رخشانی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *