شهید قربان سعادتی – محمدآباد – گرگان

شهید قربان سعادتی

وصیت نامه ام را با کلماتی از قرآن برای شما عزیزان روشن می‌کنم:

من طلبنی وجدنی و من وجدنی

طلب کن خدا را،  خدا را پیدا می‌کنی و کسی که خدا را پیدا کرد معرفت پیدا می‌کند و کسی که خدا شناخت

درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، سلام بر روان پاک شهداء صدر اسلام تا کنون. سلام بر پدر و مادر عزیزم. سلام بر تو ای مادر که من را در بغل گرم خودت بزرگ کردی تا بتوانم برای کشورم مفید و نمونه باشم و بتوانم برای کشورم بجنگم و از ناموسم دفاع کنم.

پدر و مادر عزیز می دانید شغل پدر و مادر همان شغل انبیاء است و هیچ فرقی با شغل انبیاء ندارد یعنی اگر فرزندانتان را درست تربیت کرده باشید کار انبیاء را انجام داده اید. این حرف یا این نوشته نه برای مادر خودم باشد نه. با تمامی پدران و مادران ایرانی هستم. مادرجان اگر یک بچه خوب به جامعه تحویل دهی آنقدر ارزش دارد که نمی‌توان آنرا توصیف کرد و به قول امام عزیز به اندازه تمام عالم ارزش دارد و بطور کلی سعادت جامعه به تربیت فرزند بستگی دارد. پیام دیگری برای معلمان عزیزم دارد که اگر من شهید شدم هر بدی که از من دیده بودید مرا ببخشید و به تربیت فرزندانتان در مدرسه بکوشید. مدرسه سنگری است که دشمن بطور کلی بر خلاف آن می باشد و هر چه کوشش می‌کنند آن را منفجر نماید نمی‌توانند. معلمان عزیز فرزندان خود را چنان تربیت کنید که آمریکا و تمام ابرقدرتها به لرزه بیفتند به قول پیامبر گرامی تنها عاملی که موجب می‌شود اسلام گسترش یابد فراگرفتن علم و دانش است به علم خود بیفزایید و همواره برای سعادت فرزندانتان در هر کاری در هر مقامی بکوشید.

سلام بر تمامی دوستان محصل همسنگرم و مخصوصاً  سلام به همکلاسیهایم و معلمانم و امیدوارم یاد من را در بین خودتان نگهداری کنید و پیامی دیگر برای محصلین دارم که حتما به حرف معلمان خود گوش فرادهند . تنها فرد محصلی که میتواند به انقلاب کمک کند گوش دادن به حرف معلم است و همیشه درسهایتان را بخوانید  هر کلمه از کتاب بیاموزید تیری است که به هدف معین یعنی قلب دشمن زده اید و دوستان هم محلی و هم کلاسی می خواهم همیشه از من یاد کنید و نام مرا در بین شما زنده بماند و هر کدام از شما اگر از من ناراحتی هایی دیده اید مرا ببخشید و پیام دیگری برای پدرها و مادرهای کشاورزم دارم سلام بر شما پدران که با دستهای پینه بسته خود خون شهیدان را یاری می‌کنید با خون بی قابلی که در خاک کربلا از بدنم می ریزد. به یاد خدا و یاد شهدا باشید و هر دانه ای که بر زمینی می ریزد خدا را یاد کنید و مطمئن باشید که خدا با شما خواهد بود.

برادرم ایوب و برادرم نورا… و برادرم ابراهیم درس بخوانید تا بتوانید فداکاری‌ها برای …….. انجام دهید نه اینکه اضافه جامعه باشید. برادرم عیسی جان سربازیت را با مردانگی انجام بده و ……. مرد باش. برادرم عیسی این وصیت نامه را من با آزاد شدن قصر شیرین نوشته ام. برادر من کوچکتر از آن می باشم برای تو یک راهی را نشان دهم و لی تو خیلی بزرگتر از آن هستی تو همه چیز را را بهتر از من می دانی راه  خود را انتخاب کن و سعی کن راه درست را انتخاب کنی و به برادرانت طوری درس بده که خون من از بین نرود. عیسی جان همانطور که می دانی دائی عزیزمان …… مبارزین دوره شاه خائن بود. همانطوری که او به تو چنان درس داده بود که تو قبل از انقلاب به شاه توهین می‌کردی روزی که تو با کش عکس شاه را نشان ه گرفتی و می‌زدی دلم می خواهد برادرانت را همان درس را بدهی تا بتوانند راه دائی عزیزمان را ادامه دهند و هیچ از پای ننشیند و پیامی برای برادرم ابراهیم دارم که وقتی بزرگ شد برایش بخوانید تا یادش از من و دائی عزیزش نرود. ابراهیم جان تو کوچک بودی تازه دو ماهه بودی که دائی تو هجرت کرد او خیلی مهربان بود و حالا از تو می خواهم که از دائی و من یاد کنی من میخواهم این را به تو بگویم که وقتی تو بزرگ شدی به راه کج کشیده نشوی و راه ما را ادامه بدهی. اگر من شهید شدم جنازه من را ساعت ۵ صبح جلوی مدرسه خودم می آورید و ابراهیم را می آورید روی جنازه من و من را از جنازه ها بیرون بیاورید و جازه را پشت روی می کمندی و من را روی جنازه بگذارید و کفن را فقط از سر بیرون بیاورید و فقط سرم دیده شود و ابراهیم را روی سرم می گذارید و عکس صفرعلی و عکس خودم را روی جنازه قرار دهید و از ابراهیم عکس بگیرید. آنقدر عکس بگیرید که از یاد ابراهیم نرود که چنین برادری داشت. بگذارید تمام برادرانم عکس بگیرند و تنها خواهشی که دارم بگذارید تمامی دوستانم در میان مدرسه عکس بگیرند تا یاد من در بین آنها زنده بماند.

و پیام دیگری برایی خانواده ام دارم که مبادا از شهید شدن من سوء استفاده کنید و زندگی تان را تغییر دهید. هیچ درخواستی از هیچ کس نداشته باشید. نه که بگویید ما شهید داده ایم شما شهید نداده اید. انقلاب شهید داد فقط بخاطر آرزو تنها بخاطر اسلام تنها به خاطر امام تنها به خاطر اسلام. عیسی جان، مادرم، خواهرم و پدرم اگر می خواهید روح من را شاد کنید به مردم بگویید خداوند یک گل به امانت داد و سر آخر آن را از ما گرفت. مبادا برای شهید شدن من گریه کنید من خودم خدا را پیدا کردم و به هدف خود رسیدم و این چهار خط شعر را روی سنگ قبر من بنویسید.

عشق بازی کار هر شیاد نیست       این شکار دام هر صیاد نیست

عاشقی را قابلیت لازم است  قالب حق را حقیقت لازم است.

 

منبع:
www.pbmohammadabad.blogfa.com/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *