ارخ بزرگ – گمیشان – گلستان

سایتها و وبلاگهای روستای ارخ بزرگ
شهرستان گمیشان – استان گلستان
arekhbozorg.blogfa.com/
arekhebozorg.blogfa.com/

موقیعت جغرافیایى :

روستاى آرخ بزرگ از نظر جغرافیایى دراستان گلستان از توابع شهرستان گمیشان وشهرسمین شهر درحد واسط شهرستان ترکمن و آق قلا قرار داردو از شمال به روستای مرادبردی وسیمین شهر و ازطرف غرب به روستای ارخ کوچک.ازجنوب به خط المان وازطرف  شرق به روستاهای قلعه  محدود می شود.ازبندرترکمن تقریبا ۲۰کیلومتروازآق قلا تقریبا ۱۸ کیلومترفاصله دارد.

 

تاریخچه نام گذارى روستا:

درباره ی وجه تسمیه ی این روستا دو روایت وجود دارد.روایت اول اینکه این روستا در کنار رود گرگان قرار دارد و می گویند زمانی رود گرگان همانند جوی باریکی بوده است به طوری که برای عبور از عرض ان یک تکه سنگ می گذاشتند و آرخ یا آرق در ترکمنی به معنای جوی آب است.مردمان این روستا چون درکناراین آرق زندگی می کردند نام این روستا را آرق گذاشتند که بعدها این نام به آرخ تغییر یافته است.

روایت دوم این است که برای نخستین بار سه برادر به نام های آرّق(به معنای لاغر)کل(به معنای کچل)وکوسه(کسی که ریش وسبیل ندارد)،در این منطقه سکونت کرده اند.آرّق(یکی از سه برادر)درهمین جا مانده وبقیه ی برادران به مناطق دیگر رفته اند وبه همین خاطرنام این روستا را آرخ گذاشته اند.فرزندان «کوسه»ـ و به عبارتی همان کوسلی هاـ اغلب در روستاهای پنج پیکر وقره قاشلی زندگی میکنند وفرزندان «کل»هم به روستاهای اطراف از جمله گامیشلی و خواجه لر و قره قاشلی کوچ کرده اند.روستای دیگری هم در دو کیلومتری آرخ بنا شده وبه همین خاطر نام این روستا را «آرخ بزرگ» ونام آن یکی را«آرخ کوچک» گذاشته اند.در ضلع جنوبی روستای آرخ بزرگ قبرستانی وجود دارد که به آن «شهیدچلک»یا مزار شهدا می گویند.جالب اینجاست که غیر از این منطقه ،در هیچ جای ترکمن صحرا این عنوان را به قبرستانی نمی دهند ودرباره ی علت نام گذاری آن می گویند که تقریباٌ۳۵۰سال پیش کاروانی ۴۰نفری که از ازبکستان عازم حج بوده اند به هنگام رسیدن به این روستا در همین منطقه (ضلع جنوبی روستا )برای استراحت و خوردن غذا اتراق کرده اند و این چهل نفر به امامت فردی به نام مراد ایشان در حال اقامت نماز ظهر بوده اند که ناگهان از سوی گروهی از غارتگران از دم تیغ می گذرند و به این ترتیب همه ی آنها شهید می شوند.غارتگران سر امام جماعت آنها یعنی مراد ایشان را با خود به گرگان برده و بر روی چوبی می گذارند .نماز عصر که فرا میرسد ،ناگهان سر مراد ایشان شروع به گفتن اذان می کند. غارتگران با دیدن این صحنه،وحشت می کنند وپی می برند آن شخص فردی عادی نبوده وصاحب کرامت بوده است.به همین خاطر شبانه آن سر راآورده ودر همان منطقه ای که او وهمراهانشان را به شهادت رسانده اند، می اندازند و فرار می کنند. مردم روستا جسد آن چهل شهید را در همان محل دفن می کنند و از آن زمان،آنجا که زمانی مرتع بوده است،به قبرستانی تبدیل می شود وچون جسد چهل شهید در آنجا دفن شده،آن قبرستان را شهید چلک می گویند.قبرستان دیگری در ضلع شمال شرقی روستا،درشمال دبیرستان فجر دانش فعلی قرار دارد.آنگونه که بزرگان روستا می گویند ،شخصی به نام پارس آخوند در آنجا درست در کنار رود گرگان،خانه ای داشته است.می گویند اصل او از تاجیکستان بوده است وچون به زبان فارسی صحبت  می کرده،به او پارس آخوند می گفته اند. می گویند او یکی از اولیاءا… بوده واو را جزو چهل تن می دانند.مسلمانان بر این عقیده اند که همیشه چهل نفر از اولیاءا…وافراد خاص هستند که روی زمین زندگی ولی مردم عادی نمی دانند که آنها جزو چهل تن هستند، اما هر یک از آنها از حال یکدیگر با خبر هستند وخداوند به آنها قدرتی ما فوق قدرت افراد عادی داده،به طور مثال آنها هرگاه اراده کنند،می توانند در یک چشم به هم زدن،خود را به خانه ی خدا برسانند ودر آنجا عبادت کنند.آنگونه که بزرگان روستا تعریف می کنند،پارس آخوند یک شب برای زیارت خانه ی خدا به مکه رفته و در آنجا یکی از ترکمن های روستاهای اطراف گنبد را می بیند که در کنار خانه ی خدا در حال گریستن است. پارس آخوند دلیل گریه ی وی را می پرسد.آن شخص می گوید پولی را که به همراه آورده،به پایان رسیده ودیگر نمی تواند به موطن خود باز گردد.پارس آخوند به او می گوید که اگر رازداری نماید،او را در یک طرالعین به موطن خود خواهد رسانید.آن شخص می پذیرد. این شخص وقتی به موطن خویش باز می گردد،نمی تواند راز خود را سر به مهر نگاه دارد وبالاخره طاقت از کف داده، راز را به دیگران بازگو می کند.به همین خاطر طولی نمی کشد که هم خود وهم پارس آخوند می میرند.بعد از آن پارس آخوند را در همان جا یعنی در کنار رودخانه ی گرگان، در کنار منزل خودش به خاک می سپارند واز آن به بعد،آنجا به قبرستان تبدیل می شود.می گویند پارس آخوند در کنار رودخانه ی گرگان، همان جایی که اکنون به قبرستان تبدیل شده است حوزه ی علمیه ی بزرگی داشته وطلبه های زیادی در آنجا علم می آموخته اند. در سال ۱۳۰۴برای نخستین بار مدرسه ی جدید به سبک امروزی در این روستا دایر شده است. در همان سال به دستور رضا شاه به منظور کشت چغندردر این روستا،ساختمانی دوطبقه به خاطر پیشروی آب رودخانه ونیز جاری شدن سیلابها،بعدها تخریب ودر آب رودخانه واژگون شده است.عمده طوایفی که در این روستا زندگی میکنند آرخی وکل هستند و به طوایف دیگری که دراین روستا ساکنند عبارتند از بهلکه و توماج و قرنجیک و…اشاره کرد.

درحال حاضر این روستا دارای شش مدرسه است.دو دبستان دو مدرسه ی راهنمایی ودو دبیرستان (دخترانه وپسرانه).علاوه براین روستا دارای یک خانه بهداشت،ساختمان مخابرات و پست بانک و پایگاه بسیج ویک زمین ورزش است.

در جنگ تحمیلی پنج نفردراین روستا شهید شده اند که عبارتنداز:شهید مشهد حاجی آرخی ،شهید حلیم بردی آرخی،شهید لطیف قوجقی،شهید ستار پرهیز و شهید حمید گلی.شایان ذکر است که شهید دکتر عظیم گل نماینده ی مردم درمجلس شورای اسلامی نیز متولد همین روستاست.

از بزرگان این روستا درگذشته که همگی دارای حوزه های علمیه بوده اند،می توان به حاج پارس آخوند،حاج حسن آخوند ناصری،وحاج عزیزآخوند چوگان نام برد.هم اکنون حاج عظیم آخوند نورعلی نژاد مدرس حوزه علمیه وامام جماعت این روستا ست.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *