زوزن – خواف – خراسان رضوی

سایتها و وبلاگهای روستای زوزن
شهرستان خواف – استان خراسان رضوی
zuzan1.persianblog.ir/

zuzan.persianblog.ir/
mohsenzangoei.blogfa.com/
www.zuzantak.blogfa.com/
zuzan.blogfa.com/
zuzan20.parsiblog.com/

مسجد ملک زوزن - نقوش دیواره

مسجد ملک زوزن

****************
زوزن در ۶۰کیلو متری جنوب غربی خواف واقع شده است .زوزن که امروز از توابع شهرستان خواف می باشد در گذشته از شهرهای قدیمی ایران بوده .که عظمت مسجد زوزن ودیگر اثار باستانی دلالت بر این مطلب دارد.

تاریخ زوزن :

در دوران قبل و بعد از اسلام تانیمه اوّل قرن هشتم (هـ-ق) شهرستان خواف به مرکزیت زوزن ، از ایالتهای قدرتمند ایران ، زادگاه و خاستگاه اشکانیان و پارتیان بوده است . این شهر بر قلمرو وسیع خواف بزرگ ، که زمانی شامل شهرستان کنونی تربت حیدریه تا باد غیسات هرات و بیابان‏های قهستان و فراه افغانستان و سیستان ادامه داشته ، حکم می‏رانده است .

        زوزن که هم نام ولایت بوده و هم نام مرکز آن ، دارای استقلال قضایی بوده و حاکمان آن مستقیماً از سوی شاه منصوب می‏شدند . قبل از اسلام این حاکمان به کنارنگ وبعد از اسلام به مُلٍک ملقّب بوده اند .

        ملوک زوزن ، در طول قرن‏های پنجم تا هفتم (هـ-ق) آوازه‏ی ممتاز داشتند . سعدی در گلستان حکایت بیست چهارم باب اول را به گوشه ای از وقایع در بار ملوک زوزن اختصاص داده است ، که معاصر سلطان محمد خوارزمشاهیان بودند .

        وجه تسمیه زوزن : یا قوت حموی در مجمع البلاد از ابوالحسن بیهقی نقل می کند : آتشی که زرتشتیان می پرستند از آذربایجان به سیستان و جاهای دیگر از طریق زوزن بر پشت شتر حمل می شد چون شتر حامل آتش مقدس به ناحیه‏ی زوزن می رسید سینه بر زمین زد و از آنجا بر نخاست برخی از عمله‏ی آتش به شتر گفتند : زوزن ای عجل بشتاب و شتر را زدند تا حرکت کند . چون شتر اطاعت نکرد ، در آن موقع آتشکده ای ساختند ، با این نظر زوزن از جمله‏ی فارسی زورزن برگرفته شده است به معنی زود بر خیز یا تلاش کن . برخی دیگر گویند : زوزن از دو جزء (زو) و (زن) ترکیب یافته زو یعنی دره تنگ و زن یعنی تراوش آب ، یعنی محلی که آب از آن تراوش می کند .

        محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، در تاریخ آل اشکان گفته : در دوره‏ی اشکانی زوزن تغییر یافته سوزیا می باشد که بایستی مانند مردم محل به صورت زوزن تلفظ شود مرحوم مشکور در ایران باستان هم زوزن را مثل ایالتهای دیگر جام ، باخرز و زاوه جزو ایالت های اشکانیان و ساسانیان و از سرزمین پارت دانسته است .

        اصطخری مؤلف مسالک و ممالک ، ابوالقاسم جیهانی مؤلف اشکال العالم ، مقدسی مؤلف احسن التقاسیم ، ابن حوقل ، ابوالفداء در تقویم البلدان ، ناصرخسرو و حموی زوزن را جزءشهرهای نیشابور دانسته که دارای فضایل بسیاری از نظر اقتصادی و فرهنگی است .

        بنا به تعریف مقدسی زوزن عنوان مصر داشته که این نام به ولایتی گفته می‏شده است که در آن شهر جامعی وجود داشته باشد که حدود در آن اجرا می‏شود و امیری در آن ساکن باشد که هزینه‏ی آن‏را بپردازد و روستایش را سرپرستی کند و شهری که استقلال قضایی ، مالی و لشکری مستقل از حکومت مرکزی داشته تا جایی‏که هر گاه حکومت مرکزی به نیرو نیازی داشت ، از ملوک زوزن استمداد می‏جست . در سال ۴۴۴ (هـ-ق) حمد اله  مستوفی ، مورّخ قرن هشتم ، زوزن را از شهرهای سه گانه خواف و مرکز ولایت دانسته که ملک زوزن عمارت عالی ساخته و اکنون آثار آن به‏صورت تپه بزرگ در کنار روستای قدیمی زوزن و نزدیکی خرابه های مسجد تاریخی زوزن وجود دارد . بعد از تقسیمات سیاسی کشوری به‏علّت زلزله ۷۳۷  (هـ-ق) تغییر کرد و زوزن از رونق افتاد که بر اثر ظهور تیموریان زوزن و خواف ازنیشابور جدا و به هرات ملحق گردید طوری‏که حافظ ابرو ، مورخ قرن هشتم (هـ-ق) آن‏را از شمار ربع هرات آورده و داخل دیوان هرات می‏داند . گر چه زوزن بعد از زلزله آباد نشد ولی عنوان قصبه بودن و مرکزیت دشت زوزن را از دست نداد و همواره دارای رجال علمی و سیاسی و دینی بوده است . با سقوط تیموریان و ظهور صفوی خواف از چشم افتاد ولی دشت زوزن به تابعیت ولایت خواف به مرکزیت قاسم آباد تا سال ۱۳۱۶ (هـ- ش) به‏عنوان بلوک به حیات خود ادامه داده است .

        چون زوزن با شهر های بزرگی مثل قهستان ،جام ، هرات ، ابیورد، باخرز ،نیشابور ، اسفراین و گرگان در ارتباط بوده وانواع کالای تجاری در آن‏ها مبادله می شده است . لذا مورخان وجغرافیدانانی چون حموی ، نیشابوری ، اسفزاری ، ابوالفداء در آثار خود بنابر رونق تجارت و ظهور علما آن‏را بصره‏ی کوچک یا بصره‏ی خراسان نامیدند .

        گذشته از آن زوزن از نظر تاریخی مشهور است ، به‏خاطر آثار باستانی ، مسجد تاریخی وکاخ ملک زوزن (قلعه قاهره)که معِرف آبادی ورونق این ولایت در زمان‏های گذشته بوده است .

 از نظر مشاهیر علم وادب وسیاست مشهور است ، مثل : اسماعیل زوزنی (۱۵۸هـ-ق)ابو الحسن علی حاتمی زوزنی مشهور به شیخ الجلیل العالم متوفی ۴۵۷ (هـ-ق) فقهایی مثل ‌:حمزه بن احمد زوزنی ، محمدبن ولید زوزنی در قرن چهارم (هـ-ق) که در نیشابور تدریس می کرده اند ، شهاب الدین زوزنی در کرمان وقاضی محمد زوزنی قاضی القضاه ماوراءالنهر . در عصر غزنویان مردان این خبطه در فرهنگ وسیاست فعال بودند . عبدالکافی زوزنی مدرس فرزندان سلطان محمود غزنوی ، بوسهل زوزنی وزیر سلطان مسعود غزنوی و خواجه ابو نصر مشکان زوزنی دبیر رسایل پدر و پسر .

        در عهد سلجوقیان مردان میدان فرهنگ وسیاست از زوزن بودند مثل کمال الدوله ، صاحب دیوان اشراف و انشای ملک شاه سلجوقی .و محمِد داماد خواجه نظام الملک توسی و ابو جعفر محمدبن احمد مختار زوزنی (رئیس دیوان وانشاء ملک شاه در عصر خوارزمشاهیان) ملک قوام الدین زوزنی حاکم کرمان تا بندر عباس ، فخر الملک محمود زوزنی وزیر جلال الدین قراختایی و ضیاء الملک زوزنی وزیر سلطان محمد خوارزمشاه ، عهده دار امور سیاست کشور بوده اند .

        لازم به تذکر است زوزنی که قرن‏های متمادی در صحنه های علم . سیاست و  اقتصاد عنوان « بصره‏ی کوچک» را به خود اختصاص داده بود ، از پیشرفت‏های امروزی عقب مانده و از نظر ارتباط‏های جادّه ای در بن بست کامل می باشد . البتِه دامداری ، کشاورزی ، صنایع دستی و قالی بافی در زوزن وجود دارد که ، تأمین کننده‏ی بخشی از نیاز های مردم می باشد .

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *