شغل زاوشتیان قدیم ۲ / بناب

شغل زاوشتیان قدیم ۲ / بناب

 

 کشاورزی شغلی نبود که زارع به تنهایی بتواند کشت وزرع کند هرچند وی دارای امکانات زیاد از قبیل وسایل کشت وزرع ودارای فرزندان متعدد بود. وی مجبور بودجهت  کاشت،داشت وبرداشت از هم نوع خود کمک بگیردهمچنین ایشان  به خدماتی نیز نیازمند بودند که توسط افراد دیگر ارائه میشد همچون خدمات مغازه داری،آرایشگری وچندین شغل دیگر که اکثر این مشاغل در دست افراد غیرزمین دار(قره)  بود وشاید بتوان گفت که روستا تشکیل شده بود از همپا برای امور کشاورزی وقره برای امور خدمات رسانی به کشاورزان.

نجار،بنا،مغازه دار،چاروادار،کارگر(اکینچی وبیچینچی )صنعتگر،قرقچی (نگهبان گندمزارها)آسیابان (درمانچی)چوپان ،گاوچران(ناخیرچی)و…افرادی بودند که کار وبار زارع را به راه مینداختند وموقع برداشت محصول چشم به دست وی دوخته بودند.

قرقچی:قرق به معنی نگهداری وپاسبانی میباشد ودر روستاهای آذربایجان اختصاصا به کسی که مسئول حراست از املاک بود قرقچی (نگهبان)گفته میشد.قرقچی طبق صلاحدید مالکان وزارعان ازبین افراد جسور وفعال روستا انتخاب میگردید ومدت  قرق  از اوایل اردیبهشت تا اواسط تیر ماه موقع برداشت بود .قرقچی در زاوشت مخصوص گندمزارها بود. هرگاه گاوچران یا چوپانی در طول قرق به گندمزارها تجاوز میکرد با اخطار شدید قرقچی همراه بود ونوعی ترس از قرقچی درکسانیکه اهل مزرعه وصحرا ویا چوپان بودند وجود داشت چون به هرحال اگر خود قرقچی نیز از توان تنبیه برنمی آمد به مالکان وزارعان اعلام مینمود وفرد خاطی توسط آنها تنبیه میگردید جالب اینجاست که حیوانات مالک نیز که توسط چوپانان مخصوص(ناخیرچی مخصوص) چرانیده میشدند حق نداشتند به زمین همان مالک تجاوز نمایند به هرحال قرقچی احساس مسئولیت مینمودودیده میشد که فرزند زارعی گاوهایش را در گندمزار خودش چرانیده است وبا تنبیه شدید قرقچی روبرو گردیده است .قرقچی از هر طرف حمایت میگردید میتوانست یکه تاز میدان باشد .تنبیه قرقچی مخصوص چوپانان نبود کسانیکه علف از گندمزار میچیدند یا در گندمزارها قدم میگذاشتند با تنبیهات شدیدقرقچی تنبیه میشدندوچه بسیاردیده میشد که کودکان گاوچران از ترس قرقچی گاوهای خود را رها کرده ودرحال فرار میباشنداگر قرقچی شخص پیربود توان دنبال کردن ایشان رانداشت وفرد خاطی باخیال راحت مشغول چرانیدن حیوانات در میان عفزارهای داخل گندمزاربود ولی اگرقرقچی جوان ونیرومند بود کسی را یارای فریبدادن وپیچاندن وی نبود .قرقچیان قدیم چون در شب نیز قرق میکردندبرای مصون ماندن از دست حیوانات وحشی یا دزدان اموال ،اسلحه گرم نیز داشتندولی آنچه درمیان ابزار قرقچی بیشتر مشهوربوداسب وشلاق مخصوص وی میباشد که شلاق وی همیشه در هوا میچرخید وامان افراد خاطی را میبرید.گوشها وچشمان قرقچی تیز بود باید سریع عمل میکرد گویا نوعی ورزشکار بود که مجبور میگشت بدون اسب یا الاغ پیاده  دور روستا را که صدها هکتار گندمزار است بچرخد. قرچیان معاصر زاوشت وانهایی که بزرگسالان به یاد دارند افراد بدی نبودند همگی انسانهای متعهدی بودند که به تعهد خود درخصوص نگهداری اموال زارعان ومالکان عمل میکردند ودر قبال آن موقع سر خرمن سهم خویش را از مالک یا زارع میگرفتند. بعداز اصلاحات ارضی هزینه های دریافتی قرقچی نیز متفاوت شد.بهترین دوران خاطرانگیزاز قرقچیان تاسالهای ۱۳۵۶میباشد واز این تاریخ به بعد به جهت تغییر در اراضی زاوشت وتبدیل اراضی کشاورزی به صنعتی ومسکونی ،اراضی کشاورزی وگندمزار زاوشت سیرنزولی به خود گرفت تا اینکه درسال ۱۳۷۲ به دلیل کم بودن اراضی زیرکشت گندم دیگرنیازی به قرقچی درمیان کشاورزان دیده نشد واین شغل  مانند صدها شغل دیگر بدون اینکه مستقیما کسی در افول آن نقش داشته باشدازمیان رفت. اکنون لغت قرقچی در میان جوانان ونوجوانان لغت بیگانه ای است همانطوریکه این لغت نزدپدران ایشان لغتی با ابهت ،جسور، ترسناک وخاطره برانگیزاست که سالها جزیی از زندگیشان بود.

از قرقچیان زاوشت که میتوان به ایشان اشاره نمودعبارتنداز:مرحوم میرستارجعفری.مرحوم رضاقلی خسروانی.مرحوم شکراله یقینی.مرحوم حکمعلی حاتمی.زلفعلی رجب زاده .حسین باقرزاده وشاید در دوره معاصر چندین تن نیز بودند که نامشان از خاطره هارخت بسته است.

 

ارسال کننده:

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *