شهدای روستای گلکی / تنگستان / بوشهر

وصیّت نامه شهید خضرنامور 

شهید خضرنامور


نام ونام خانوادگی:     شهید خضرنامور

نام پدر:                  محمود

تاریخ تولد:              ۱۳۴۱

محل تولد:                دلوار

تاریخ شهادت:          ۱۳۶۱

محل شهادت:            شوش

محل دفن:                دلوار

 

                                 بسم الله الرحمن الرحیم 

مرگ با عزت را به زندگی ذلت بارترجیح می دهم وخدا را شکرمی کنم که سالهای عمرم را تا فرا رسیدن یوم الله قرارداد.

یوم الله دیگری است که پیرو یوم الله حسین می باشد،همان یوم الهی که درهزاروسیصد واندی سال ازاین حسین درمیدان شجاعت درآنروز ندای هل من ناصروینصرنی را سرداد اینک مامی گوییم حسین جان اگر درفضای داغ وخونین کسی به فریادت نرسید وندای تورا لبیک نگفت ما پیروانت درفضای گرم .خونین ایران زمین دست مشت کرده وبه ندای غریبی وتنهاییت لبیک می گوییم.توصیه ام به برادران انجمن اسلامی آن است که نگذاریم رهبر،خط انقلاب درمنطقه مظلوم بماند چون بنده خط رهبررا درمنطقه مظلوم ببینم ازبرادران انجمن اسلامی که طرز برخوردشان با مردم صد درصد اسلامی باشد چون اگر برخورد اسلامی باشد مردم را به اسلام جذب می کند.

مادرجان درماتم من گریه نکن ونگو که جوانم ناکام رفت. کام من شهادت وحجله من قبر وهمچنین پدرم،پدرجاناگرمن سعادت داشتم شهید شدم از تو خواهش می کنم که برایم گریه نکنی ، میدانم فراق درد سختی است اما اگر صبرکنی خدا اجذ عظیمی به توخواهد داد. همانگونه که هرمالی که خداوند به انسان می دهد باید خمس آن را داد من فکر می کنم بهترین ثروت تو ،ما فرزندانت هستیم پس اگرشهید شدم مرا خمس فرزندانت حساب کن از برادرانم می خواهم که راه امام را بیاموزند، خط امام، خط اصیل مکتب تعالی بخش اسلام است،ازیاری خمینی بزرگ تا نثارتان دست نکشید ازمردم می خواهم روحانیّت را فراموش نکنند وآنها را یاری نمایند چون روحانیّون باعث احیای اسلام ودرپایان چون همیشه ندا سرمیدهیم خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.

جهت شادی روحش و سلامتی پدر و مادرش  همگی صلوات بفرستیم

 


      زندگینامه شهید مصطفی بازیاری

شهید مصطفی بازیاری

 نام ونام خانوادگی:شهید مصطفی بازیاری

 نام پدر:اسماعیل

 تاریخ تولد:۱۳۴۱

 محل تولد:روستای گلگی

 تاریخ شهادت:۱۳۶۴

 محل شهادت:فاو

 محل دفن:بهشت اکبر اهرم

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مصطفی دردوّم آبانماه در روستای گلکی به دنیا آمد.

او تا پایان دوره ابتدایی درس خواند وسپس مشکلاتی که گربیانگرتمام روستاییان است، اورا از مدرسه رفتن بازداشت. مصطفی تمام تلاش خویش را به کارگرفت. تا کمک کارخانواده باشد وآنها را درمشکلات یاری دهد. با همه سن وسال کمی که داشت، به خوبی ازعهده وظایفش برمی آمد وسیمای صادقانه اش مملو ازکاروفعالیّت بود. پس پیروزی انقلاب اسلامی، به شهراهرم مهاجرت کرد وپس ازبسیج روستایشان، خدمات خویش را همچنان دراهرم ادامه داد.

او درمرحله عملیّات والفجرهشت(بیست ونهم بهمن ماه سال۱۳۶۴)ودرآستانه بهاربه شهیدان پیوست ومفقود شد وسرانجام پس ازیازده سال واین بارنیزدرآستانه بهار(شانزدهم بهمن ماه سال ۱۳۷۵)ازخاک های جبهه فاو سربرآورد وچونان شقایقی که بهاررا زمزمه می کند،به سوی خویش جاودانگی خویش را به گلهای بهمن ماه روستای گلکی هدیه کرد.

 

جهت شادی روحش و سلامتی پدر و مادرش  همگی صلوات بفرستیم




 زندگینامه شهید غلامرضا مرادی

شهید غلامرضا مرادی


 نام ونام خانوادگی:شهید غلامرضا مرادی

 نام پدر:علی

 تاریخ تولد:۱۳۴۸

 محل تولد:روستای قاید ابراهیمی

 تاریخ شهادت:۱۳۶۵

 محل شهادت:شلمچه

 محل دفن:بهشت اکبراهرم

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید غلامرضا مرادی در سال ۱۳۴۸در روستای کوچک قاید ابراهیمی از دامن مادری پاک وخانواده مذهبی پا به عرصه وجود نهاد.دوران کودکی را در محیط پاک،با صفا ومعصوم روستا طی کرد.آنگاه وارد دوره ابتدایی شد وبا موفقیّت دوره پنجساله ابتدایی را در دبستان باغچه جنوبی پایان برد.وبرای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی وارد مدرسه راهنمایی تنگسیردر روستای عالی حسینی شد ودرخرداد ماه ۱۳۶۴از آنجا فارغ التحصیل گردید.

شهید غلامرضا مرادی در مهرماه سال ۱۳۶۴پس ازموفقیّت درآزمون سراسری دانشسرای تربیت معلّم ومتعاقب آن آزمون مصاحبه وگزینش وارد دانشسرای تربیت معلّم شهید شهریاری شهرستان دشتی خورموج گردید.

مقارن ورود شهید مرادی سالهای اوج گرفتن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود.در همان سال کاروان راهیان کربلا با شوروشوق فراوان امت حزب الله عازم جبهه های جنگ تحمیلی شد.دردانشسرا انقلابی به پا شده بود وتعداد زیادی از دانشجویان مرکز تربیت معلم ودانشسرا عازم جبهه شدند،شاید این همه شوروحال،شهید مرادی را که در سال های نوجوانی به سرمیبرد دچارانقلاب درونی شدید شد وبه همین دلیل بود که با دوّمین کاروان راهیان کربلا عازم جبهه های حق علیه باطل شد.

شهید مرادیدردانشسرا به حُسن خلق وخوبی اخلاق مظلومیّتی که خاص خود اوبود مشهورشد.لذا نبودش در خوابگاه وکلاس درس برای بسیاری از دوستانش ناخوشایند وغیرقابل قبول بود.وپیوسته صحبت دوستان درغیابش تعریف وتمجید ازویژگی های منحصربه فرد اوبود.به هرحال آن سال به پایان رسید.

درسال ۱۳۶۵درحالیکه سپاه محمّد(ص)عازم جبهه ها بود بسیاری از دانش آموزان خود را آماده میدانهای رزم می کردند،دانشسرا که درتعداد اعزام به جبهه دراستان مقام ممتاز داشت مسلّماً نمی توانست ازاین مقوله جدا شود لذا گروه بسیاری ازدانشجو ومعلمان دانشسرا درقالب سپاه محمّد(ص) به جبهه های نبرد اعزام شدند وشهید مرادی پس ازورود به جبهه با جمعی از دوستان به ناوتیپ امیرالمؤمنین اعزام شدند ودرآنجا چندین گردان جدید با

نیروهای جان برکف بسیجی ایجاد شد ویکی ازگردانها گردان کمیل بود.

شهید مرادی وتعداد زیادی همکلاسیهایش به عضویت گردان کمیل درآمدند.گردان کمیل پس ازمانورهای متعدّد برای عملیّاتی سخت آماده می شد.درتاریخ۶۵/۱۰/۲گردان کمیل به منطقه عملیّاتی نزدیک شد تا همراه با دیگرگردان های ناوتیپ درعملیّات مهم شرکت کنند.شهید مرادی با وجود تب وتاب ها وشلوغیهای جنگ آرامش وطمأنینه ای که مخصوص خود او بود در روحیه وچهره اش هویدا بود ودوستان ازاودرس آرامش وبردباری وصبرواستقامت می گرفتند.درشب۶۵/۱۰/۴ گردان کمیل درعملیّات کربلای۴شرکت کرد وشهید مرادی نیزعضوی ازخیل عظیم صف شکنان این عملیّات بود.

گردان کمیل پس ازاین عملیّات برای تجدید قواه به پادگان مراجعت کرد ومجدداَدرمرحله اوّلیه عملیّات کربلای ۵شرکت کرد وشهدای زیادی را تقدیم انقلاب اسلامی کرد.دردوّمین مرحله که گردان کمیل  شرکت کرد شهید مرادی با وجود خستگی زیاد ازعملیّات شبهای قبل ازمقرّخود همراه با جمعی ازعزیزان همرزم وهمکلاسی شرکت کرد وبا رشادت فرماندهی دلیرخود به فتوحات زیادی دست یافتند ولی متأسفانه دسته آنها محاصره گردید ودرسپیده دم که دوستان ازرزمگاه برمی گشتند شخص آرام وساکت وانسان وارسته دانشسرا وآن نوجوان صحنه های رزم ودرس درمیان آنها نبود.

ازآن پس خانواده صبورودوستان عزیزش سالهای متمادی صبررا تجربه کردند وانتظارآن انسان ممتازرا کشیدند.پیکرهای مطّهربسیارازدوستان شهید مرادی درآن شب حزن انگیزبه خون آغشته شد وبعد ازماههاازکانالهای تنگ وسرزمین گلگون شلمچه به زادگاهش انتقال داده شد، ولی پیکر شهید مرادی۱۰سال دربیابان سوزان ورنگین شلمچه ماند وتجزیه گردید تا گلهای سرخ را نشانه معصومیّت ومظلومیّتش درآن دیارعطرآگین سازد ونشانه مظلومیّت انسانهای وارسته ای باشد که صادقانه وبا خلوص دل برای حفظ اسلام ازجان خود گذشتند.سال سوّم وچهارم دانشسرا را دوستان شهید مرادی بدون وجود اوتجربه کردن وهمیشه دنبال خبری ازاوبودند ولی این گروه درسال ۶۸درغیاب شهید مرادی طی مراسمی از دانشسرا فارغ التحصیل شدند واکنون بعد ازیازده سال همه می دانیم شهید مرادی مقارن با فارغ التحصیل همکلاسیهایش در تابستان ۶۸گل لاله ای بوده است که درهوای نمناک وسرزمین خونین شلمچه وسرزمین آبهای آرام اروند درکنار کانالی به سرخی نشسته وهمراه با یارانش دشت خونین شهر را لاله گون نموده بود.

 

جهت شادی روحش و سلامتی پدر و مادرش  همگی صلوات بفرستیم

 

منبع:

goleki.blogfa.com/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *