در آستانه ماه خون / با چشمان تر گفتم حسین

در تمام عمر با چشمان تر گفتم حسین

در غمت با گریه هر شام و سحرگفتم حسین

در تمام عمر با چشمان تر گفتم حسین

در غمت با گریه هر شام و سحرگفتم حسین

دامنی لبریز گل در دامن خود یافتم

تا که با یاد غمت با چشم تر گفتم حسین

باز شد بر روی من درهای الطاف خدا

چون که با آه غمی صاحب اثر گفتم حسین

لحظه ای غافل نبودم من زیاد و نام تو

در وطن بودم اگر یا در سفر گفتم حسین

من دل گمگشته ام را یافتم در کربلا

هرزمان با ناله و سوز جگر گفتم حسین

همره زوار کوی تو به گوشم هر زمان

آمد از کرببلای تو خبر گفتم حسین

هیچ نامی لذتش بالاتر از نام تو نیست

چون وفائی در همه عمرم اگر گفتم حسین

 

منبع:

modaresn.blogfa.com

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *