روستای جبیند / هشترود / آذربایجان شرقی

سایتها و وبلاگهای روستای جبیند
شهرستان هشترود / استان آذربایجان شرقی
www.jabyand.blogfa.com/

روستای جبیند:از نظر موقعیت جغرافیایی در ۳۷ درجه شمالی و ۴۶ درجه شرقی قرار دارد،و جزء یکی

از روستاهای استان آذربایجان شرقی ست،که در شهرستان هشترود، بخش نظرکهریزی و دهستان آلمالو واقع

شده، و حدود ۶۰ کیلومتر با شهرستان هشترود فاصله دارد. آب و هوای روستا: بدلیل قرار گرفتن در منطقه

کوهستانی سهند، در زمستان و پائیز سرد و خشک و در بهار و تابستان معتدل و گرم میباشد،و در اغلب مواقع

زمستانهای بسیار سرد و خشنی را در روستا شاهد هستیم، که سوز و سرمای طاقت فرسائی دارد.ولی بهار

بسیار معتدل و مرطوبی دارد.مساحت کلی آن: در حدود ۱۶/۵ کیلومتر مربع میباشد،که از این مقدار مساحت

۴/۵ کیلومتر مربع آن،زمینهای معروف به( تخته )را شامل میشود و حدود ۲/۲۵۰ کیلومتر مربع آنهم به دامنه های

( کوه مهره دار ) مربوط میشود.همچنین قسمتهائی از اراضی روستای ( حسینلو ) که توسط اهالی روستای ما

خریداری شده اند.

همسایه های روستا: روستای جبیند، از طرف شمال، به روستای ( قره کلک ) از طرف شرق، به

روستاهای ( مهره دار و دلوحسن ) از طرف جنوب، به روستاهای ( آتش بیگ و حسینلو ) و از طرف غرب هم به

روستاهای ( بسیط ، ایلخچی و توپ آغاج ) محدود میشود.

تقسیم زمینها بین کشاورزان: در سال ۱۳۳۵ ارباب روستا، مرحوم ( ابوالفتح خان مسعودی )

همه زمینهای روستا را بمدت ۳ سال به آقای ( حاج خیر الله اکبری ) واگذار نمودند،و قرار شد ایشان نیز زمینهای

روستا را به اهالی روستا اجاره بدهند ولی از آنجائیکه این تصمیم ناراحتی و نارضایتی روستائیان را بهمراه داشت

آقای(حاج خیر الله اکبری)زمینهای معروف به (گوزه) را برای خود برداشته و بقیه زمینها را به خود ارباب بازگرداندند.

مرحوم ( ابوالفتح خان مسعودی )در همان سال باقیمانده زمینها را به قیمت(۱۰۲/۰۰۰) تومان به روستائیان واگذار

نمودند،و قرار شد آنها این مبلغ را در ۱۲ قسط و بمدت ۱۲ سال پرداخت نمایند ( یعنی هر سال مبلغ ۸۵۰۰ تومان)

کل زمینهای روستای جبیند ( ۱۲۸ پونزا معادل ۸ آخجه میباشند ) که اهالی این روستا،همه زمینها را به ترتیب زیر

خریداری نمودند:آقایان( اکبر عظیمی و محمد عظیمی ۱۲ پونزا ) (حسن محمودی ۸ پونزا ) (فرامرز و جبار صفری

۸ پونزا )(خیر الله و سیف الله اکبری ۸ پونزا )(رستم ، اژدر و حیدر جعفری ۸ پونزا )( بهلول ،سهراب و صادق و قلی

محمدی ۸ پونزا ) (موسی و قربانعلی میرزائی ۸ پونزا )(رحمت ، رستم و مهی سائیلی ۸ پونزا ) ( یدالله زمانی و

عبدالله سائیلی ۸  پونزا ) ( اژدر نجفی ۷ پونزا ) ( میرزا علی عباسی ۷ پونزا ) ( غلامعلی قربانی ۷ پونزا ) ( کریم

غفاری ۶  پونزا ) ( حسین قلی محمودی به همراه برادران ۶ پونزا ) ( بابا غفاری ۵ پونزا ) ( محمد قربانی ۴ پونزا )

( اسمائیل اکبری ۴ پونزا ) ( بابا نوری ۲ پونزا ) ( حمید عظیمی ۲ پونزا ) ( عزیز غفاری ۲ پونزا )

اربابان حاکم بر روستا: با توجه به تحقیقاتی که از افراد معتبر، و قدیمی در روستای جبیند، بعمل

آورده ام، قدیمی ترین ارباب روستای ما، شخصی بنام مرحوم ( میرزا شفیع ) بوده،و بعد از ایشان شخصی بنام

ارباب ( حسن آق بولاغی ) مدتی حاکم بر روستای ما بوده است،بعد از ایشان نیز ۲ نفر که از اربابان دلوحسن و

پاشابیگ بودند و هر ۲ نفرشان نیز به ( غفار سلطان) معروف بودند بر اوضاع روستا حاکم شدند.بعد از ایشان نیز

شخصی متدین و متعصب بنام (ابوالفتح خان مسعودی) ارباب روستای جبیند شده که از بین اربابان حاکم بر

روستای ما،ایشان بهترین و آخرین کسی بودند که بر روستای ما حکومت کرده اند. و در زمان ایشان بود که قانون

اصلاحات ارضی به مرحله اجرا گذاشته شد،و همه زمینها به خود اهالی روستا واگذار گردید.(مرحوم ابوالفتح

خان) شخصی متدین ،متعصب و بسیار باغیرت بوده است.ایشان همیشه با اهالی روستاهای خود با عدالت و

انصاف رفتار میکردند و کوچکترین ظلم و ستمی در حق آنها روا نمیداشتند. ایشان فرزند مرحوم ( میرزا مسیح )

بودند،و همچنین پسری بنام (رضا مسعودی) و برادری بنام (یحیی خان)داشته اند که به همراه مباشرین خود

(حمید) و (جانعلی) به امور روستائیان رسیدگی میکردند.آن مرحوم ( ابوالفتح خان ) در روستای ما یکی از

اهالی روستا بنام مرحوم(موسی میرزائی)را بعنوان کدخدای ده انتخاب کرده بودند،تا از طریق وی با روستائیان

ارتباط برقرار کرده و با این تفکر بهتر میتوانستند از مشکلات و آلام آنها باخبر شوند.مرحوم(موسی میرزائی)نیز به

کمک برادر خود مرحوم ( قربانعلی میرزائی ) به اداره روستا می پرداختند.

ارباب روستای ما،بهره ای را که از روستائیان میگرفتند، ۱/۴ سهم از محصولاتی بود که آنها برداشت میکردند.آنها

همه آن محصولات،اعم از (گندم،جو،عدس،نخود و…) را در محلی به نام (غله دامی) نگهداری میکردند.که این

انبار غله در قسمت غربی روستا و در محلی بنام ( آرالیق ) بنا شده بود.

قانون(اصلاحات ارضی):حکومت ارباب و رعیتی تا سال ۱۳۴۰ ادامه داشت،تا اینکه رضا شاه پهلوی

بدستور آمریکا و دیگر مستکبران قانون ( اصلاحات ارضی ) را به تصویب رسانده و به مرحله اجرا در آورد. تا کشور

عزیزمان ایران را از نظر محصولات کشاورزی و دامی کاملا وابسته خود گرداند، و هجوم روستائیان به شهر نیز از 

آن زمان شدت گرفت و بطور کلی کشاورزی در ایران کاملا فلج شد. و ما برای تهیه محصولاتی که قبلا خود تولید

کننده آنها بودیم،دست به دامان بیگانگان شدیم .

البته اصلاحات ارضی، مزایایی هم برای کشاورزان داشت و آن رها شدن از دست اربابان ظالم و ستمگر بوده که

حقیقتا در بعضی از روستاها مردم را برده خود کرده بودند، و تمام زحمت و دسترنج کشاورزان را نصیب خودشان

میکردند.با از میان رفتن آنها، چون نظام حکومتی روستا نیز از هم پاشیده شد،خیلی از اهالی روستا، امیدی به

ادامه تلاش و کشت و زرع نداشتند و سعی کردند به شهر مهاجرت کنند. همین عوامل باعث شده تا بعضی از

افراد قدیمی روستا، از اصلاحات ارضی به نیکی یاد کنند و برخی دیگر که از افکار رضا شاه آگاهی دارند، از آن به

عنوان یک طرح و قانون فلج کننده و از بین برنده کشاورزی نام ببرند.

جمعیت روستا:روستای جبیند،۴۰ خانوار دارد،که ۳۳ خانوار آن ثابت و دائمی و ۷ خانوار آن موقت و متغیر

هستند.یعنی ۶ ماه سرد سال را به شهر رفته و به محض ذوب شدن برف ها و گرم شدن هوا به روستا آمده و به

کار کشاورزی و دامداری خود مشغول میشوند.جمعیت کل روستا تقریبا در حدود ۱۵۰ نفر است.

موقعیت قدیمی و فعلی روستا: از آثار و شواهد بر جای مانده از زمانهای قدیم، چنین میتوان

نتیجه گرفت که بناهای اولیه و بطور کلی ساختار اصلی روستا، با آنچه که اینک شاهد آن هستیم به مرور زمان و

بطور کلی دچار تغییر و دگرگونی شده است.و ساکنان اولیه آن که در ابتدا به این مکان آمده اند، قسمت غربی آن

یعنی( ارباب باغی کنونی )را برای زندگی و سکونت خویش و نیز دامهای خود برگزیده اند، در واقع آنها آن زمان این

منطقه را بهترین گزینه برای احداث روستا دانسته اند. دلیل این ادعای بنده هم،غارها و تنورهای بر جای مانده از

آن دوران میباشند، که نشان از این دارد که روزگاری در این بخش از روستا، زندگی جریان داشته و مردمانی در این

مکان زندگی می کردند، ولی اینک به باغات درختان میوه، و زمینهای زراعی تبدیل گشته است. یکی از همین آثار

تنور بسیار قدیمی بود، که چند سال پیش،در یکی از باغ های ما کشف شد،و همچنین در بخش پائینی این باغها،

غارهای بر جای مانده از آن دوران کاملا مشهود است،یکی دیگر از این غارها، در قسمت پائینی باغهای متعلق به

 جناب آقای ( حاج خیر الله اکبری ) قرار دارد، که فاصله زیادی با این باغ ها ندارد،و تنها یک دره نسبتا عمیق است

 این که بین آنها فاصله انداخته است،شاید در زمان انتخاب این نقطه از روستا بعنوان محل سکونت اهالی، آثاری از

دره عمیق نبوده و همه این منطقه کاملا مسطح و هموار بوده است، که باعث شده مردمان آن زمان، آنجا را برای

زندگی انتخاب کنند. ولی عواملی که باعث گردیده با گذشت زمان از این منطقه به بخش بالائی آن نقل مکان کنند

که اینک خانه های اهالی روستا در آن نقطه واقع شده اند،برای همگان مبهم و نامعلوم است.شاید یکی از دلایل

تغییر مکان آنها، عوامل طبیعی مانند سیلابها بوده، که هر روز قسمتهای شمالی و جنوبی روستا را تهدید میکرده

و با عمیق تر شدن این بخشها،بیم آن میرفته که امنیت کل روستا،به مخاطره بیفتد. همین اتفاق نیز پس از مدتی

اتفاق افتاده، بطوری که هم اکنون بخش های شمالی و جنوبی روستا، با گذشت زمان،به دره های عمیقی تبدیل

گشته، که شاید زمانی بر روی آنها،خانه های زیبائی قرار داشته است. به هر حال، اطلاعات زیادی از آن دوران در

دست نیست، که بتوان بطور قاطع و صحیح قضاوت کرد، و همه این مطالب فقط حدس و گمان است. ولی در مورد

اینکه موقعیت فعلی روستا، در زمان قدیم ،در جائی بغیر از مکان فعلی آن بوده ، با توضیحاتی که داده شد، کاملا

مطمئن هستم.به امید روزی که با تحقیقات بیشتر در این خصوص و کشف آثار بر جای مانده از آن دوران و تاریخچه

دقیق ( روستای جبیند ) اطلاعات دقیق تری را در اختیار اهالی روستای جبیند،بگذاریم.

کوهول(غار): زماهای قدیم محل نگهداری حیوانات اهلی از قبیل(گاو،گوسفند،اسب،الاغ و…)بوده است

و روستائیان زمین را به این منظور حفر میکردند،که گاهی ممکن بود چندین متر طول داشته است و ارتفاع آن هم

باید به اندازه ای بود، که همه حیوانات به راحتی از آن عبور می کردند.همه این غارها بدون آنکه کمترین کنکاش و

تحقیقی در مورد آنها صورت بگیرد، در اثر غفلت اهالی روستا،یا کاملا مسدود شده و یا در حال نابودی هستند.

آثار باستانی: مهمترین اثر باستانی روستای جبیند، سنگ نوشته های بسیار قدیمی در قسمت غربی

روستا، و در کنار قبرستان کنونی واقع گردیده بودند، که متاسفانه در اثر اهمال کاری و سهل انگاری اهالی روستا

توسط افراد فرصت طلب و وطن فروش، به تاراج رفته اند، و حقیقتا کسانی که با این افراد خائن همکاری کرده اند

 تا این گنجینه های ارزشمند و تاریخی روستا، از محل اصلی خود جدا شده و به سرقت بروند، ظلم و خیانت بس

بزرگی را در حق همه اهالی روستا و قدمت و تاریخچه آن روا داشته اند، و میتوان گفت، این افراد به گونه ای همه

دارائی های روستای خود را در ازای دریافت اندکی پول، به بیگانگان واگذار کرده اند که نه اهالی فعلی روستا و نه

آیندگان این گناه بزرگ آنان را نخواهند بخشید،این سنگ نوشته های قدیمی، در حدود ۴  قطعه سنگ بودند، که ۳

قطعه آن در کنار یکدیگر واقع شده، و به اجاق معروف بودند، و ۱  قطعه دیگر هم به فاصله کمی از آنها قرار داشت

که بصورت مکعب مستطیل بود،همه سنگها،با خطوط زیبائی حکاکی شده و قسمتهای بیرونی آنها،مملو از سنگ

نوشته هائی به زبان عربی بودند، این سنگها در زمان قدیم، بین اهالی روستا،از حرمت و قداست بالائی برخوردار

بودند.افسوس قبل از تحقیق و بررسی لازم در مورد آنها،این آثار باستانی ارزشمند روستا،به سرقت رفته اند.

قبرستان روستا:در قسمت غربی روستا قرار دارد، و هر کدام از اهالی روستا را که به رحمت خدا بروند

در آنجا خاک میکنند.خداوند روح همه کسانی را که در این قبرستان آرمیده اند را قرین رحمت کرده و از گناهان آنها

بگذرد.

دره سولی دره در قسمت ( شمالی) کوه مهره دار در قسمت ( شرقی) دره سویوق بولاغ در بخش ( جنوبی)

و رودخانه جبیندرود در (غرب) روستا واقع شده اند.

مدرسه روستا: در طرف شرق آن واقع شده و کمی از روستا فاصله دارد.

مسجد روستا: در قسمت مرکزی آن احداث شده ، تا همه اهالی روستا، به سهولت به آن دسترسی

داشته باشند.

آرالیق: در واقع به منزله میدان اصلی روستا ست، که مردم بعد از فارق شدن از کارهای روزمره، برای دیدن

 یکدیگر و یا بحث و تصمیم گیری در مورد موضوعات خاصی در این مکان گرد هم می آیند.این مکان ( آرالیق ) در

قسمت غربی روستا واقع گردیده است.

*****    —————————————————————————————

ضمن تحقیقات و پژوهش ازمنابع محلی ، فردی مومن و متدین بنام ( علی اکبر بیگ ) که از موقعیت اجتماعی

خوبی در آن منطقه برخوردار بوده و اکثر زمینهای فعلی روستا، بجز ( تخته ) مال ایشان بوده و حدود ۱۰۰۰ راس

گوسفند داشته، و در این روستا حکمرانی می کرد . محل اتراق اوبای ایشان، محلی بنام  ( یورد یری ) روبروی

( بیوک قیه و قویون باسان ) معروف است. چون گله اش را برای قشلاق به منطقه میاندوآب میبرده در زمستان

یکی از سالها در آنجا به دیار حق شتافته و فرزندش ( موسی پدر حاج امن الله ) تنها میماند.

و خانواده اش دچار مشکلات زیادی میشوند، و زمینهایش به ( عباد الله بیگ و کربلایی سلیمان ) واگذار میشوند

و اینها مدتی خرده مالک آنجا می شوند.و بعد از چند سال( فتحعلی خان ارباب آتش بیگ ) زمینهای (جبیند ) را

می خرد .در آن زمان فردی به نام (خداقلی )که اصلیت اش از (بسیط و قره داغ ) بوده و کشاورز پرتلاش و دارای 

۹ تا پسر بوده چون زمین به نسبت کشاورزان کافی نبوده و معیشت سختی داشتند، اعتراض کرده و درخواست

 واگذاری زمین بیشتر از ارباب آتش بیگ را داشته و برای این موضوع، با جدیت پیگیر بوده تا اینکه ارباب، از رفت و

 آمدها و سماجت ایشان، به ستوه آمده و از همان سال، زمینهای تخته را به دهقانان جبیند واگذار می کند و بعد

 از ( فتحعلی خان ) قسمتی از روستا را ( غفار سلطان ارباب دلو حسن ) و ( ابوالفتح خان ) می خرند، و تا اینکه

 تقسیم اراضی اتفاق می افتد، و روستای جبیند به ۳۲ سهم بین روستائیان نسق دار تقسیم میشود. و بخاطر

 (علی اکبر بیگ)در بسیاری از مکاتبات و اسناد قدیمی این آبادی بنام زمینهای (خاندان اکبری ) معروف است .

*از کسی که این مطالب ارزشمند در مورد تاریخچه ( روستای جبیند ) را در

اینترنت قرار داده بودند و مااز ان استفاده کردیم کمال تشکر را داریم*

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *