دیدنیهای سوملار / روستای بام / اسفراین

دیدنیهای سوملار / روستای بام / اسفراین

     باورم نمی شود هنوز هم آدم هایی همین نزدیکی ما به سبک گذشته های دور زندگی می کنند. آدم هایی که زندگی را خوب می فهمند و نه تنها خودشان از حلاوت فهمیدن زندگی لذت می برند، بلکه این شیرینی را به کام دیگران هم می نشانند. "حسین کرد" از همین دسته آدم هاست، چقدر خوشحالم که وقتی برای دومین بار طی بیست سال گذشته به "سوملار" آمدم، این بار با شخصیت او آشنا شدم. او آنقدر آدم ساده و باصفایی است که باید از نزدیک با او معاشرت کرد؛ آن هم نه با الفاظ نچسب و کلیشه ای، که در عمل و رفتار. باید با او مصاحبت کرد از جنس خودش و باورهای خودش.او را دوست دارم نه به خاطر کلاه قشنگ و تا خورده اش، که کلاه و لباسش نشان اوست، او را دوست دارم به خاطر صفای ظاهر و باطنش.

      بارها به این موضوع فکر کرده ام که چرا این قدر به موضوع "سوملار" کمتر توجه شده است. آن روز وقتی با شخصیت این بامی مهاجر آشنا شدم، مجذوب پیچیدگی و سادگی آن شدم. به قدری ساده و خودمانی است که فکر می کنی تو هم می توانی مثل آن باشی، ولی کمی که دقت کنی، می فهمی که همانند او شدن، به این سادگی ها هم نیست!

     اینجا زیباییهای شگفت انگیزی دارد، زیباییهایی که در زندگی مدرن امروزی کمتر می توان به آن دست یافت؛ آنجایی که از آهن و دود و سیمان به ستوه می آیی، اینجا به شما آرامش می دهد. اینجا جزئی از میراث فرهنگی نیاکان ماست، اینجا زیباست، اینجا جذاب است، باید به اینجا بها داد. می توان از همین ناحیه، برای این منطقه توریست جذب کرد، کافی است یک متولی پیدا بشود و فقط چند واحد از منازل و آغول های اینجا را بازسازی کند و راه بام تا "سوملار" را برای تردد آماده کند. اینجا فوق العاده است. اگر هم نهادهای دولتی و عمومی نمی توانند چنین کاری کنند، افراد حقیقی می توانند از این ظرفیت ممتاز فرهنگی بهره ببرند و برای زادگاه خود سرمایه گذاری کنند.

     وقتی اینجا را از نزدیک دیدم طوری به سرم زد که من هم کار مشابهی بکنم، اما افسوس که نه توان مالی دارم و نه توان اجرایی. اما ایده که می توانم بدهم. با این حال من هنوز هیچ کار خاصی نکرده ام، فکر می کنم رسالت و بضاعت من همین طرح موضوع ها باشد. به نظر من امثال حسین کرد می توانند مفیدتر از هزینه های میلیونی برای صادرات فرهنگی باشند. به هر روی باید یادآوری کنم که هنوز هم می شود رویاها به وقوع بپیوندند، کاری بزرگ می توان انجام داد. می توان کارهای شگفت انگیز و خلاقانه انجام داد. اینجا ظرفیت بی نظیری دارد. اینجا یک مجموعه زیبای منحصر بفردی است که باید دست به دست هم داد تا آن را به عنوان بخشی از تاریخ تمدن کهن این منطقه به جویندگان میراث فرهنگی شناساند.

     با این تفاسیر از وقتی که در دنیای مجازی، مکانی شبیه اینجا را پیدا می کنم، حس و حال خوبی دارم؛ حالا پای در جایی گذاشته ام که نمونه عینی و بارز گذشته هاست، "سوملار" شما را به همین راحتی به یک یآ چند قرن پیش می برد.

 

             چند روز پیش به پیشنهاد دوستان خوبم اکبر امام پور و داود اکوان که همیشه در برنامه های ورزشی کنارم هستند، با دو استقامت به سمت جنوب بام حرکت کردیم، مقصدمان "سوملار" بود و پس از آن رفتن به قله روبروی دشت "رورگ". ساعت ۵ صبح پس از اذان صبح به همه برنامه هایمان رسیدیم و در راه بازگشت برای دقایقی در یخبندان صبح پاییزی، میهمان تنها ساکن "سوملار" بودیم و از صفا و صمیمیت این زوج پا به سن گذاشته لذت بردیم؛ به ویژه آنجا که حسین کرد در پایان این ملاقات خاطره انگیز رو به ما کرد و گفت: قدر جوانی تان را بدانید. خداوند دست و پا را برای تفریح و گلگشت آفریده است، از این فرصت ها خوب استفاده کتید."

منبع:

baam91.blogfa.com/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *