شهید محمدعلی شیخی / کاور / دهلران / ایلام

شهید محمدعلی شیخی / کاور / دهلران / ایلام


شهید محمدعلی شیخی

نام پدر : کریم

تاریخ تولد :۱۳۴۴

تاریخ شهادت :۱۳۷۷/۳/۱۰بیمارستان شماره ۲نیروی انتظامی علت شهادت  موادشیمیایی دشمن بعثی 

شهید محمدعلی شیخی درسال ۱۳۴۴ درخانواده ای مذهبی وعشایری درروستای کاوربه دنیا آمد پدرشهید مشغول به کشاورزی ودامداری بود . شهید دوران ابتدایی خودراتاکلاس پنجم دردبستان روستای کاورگذراند ودوران راهنمایی خودرا درشهردهلران شروع به تحصیل کرد وشروع دوران راهنمایی شهید مصادف باتظاهرات مردمی ملت ایران برعلیه رژیم ستمشاهی بود که شهید بااینکه سن زیادی نداشت ولی مسئولیت گروه های دانش آموزی درتظارات رادرشهردهلران به عهده داشت وشبانه اطلاعیه ها وسخنان امام خمینی (ره ) را بردیوار خیابانها وکوچه ها می چسباند تا اینکه درسال ۱۳۵۶ وقتی ساواک شهردهلران متوجه فعالیت های شهید محمدعلی می شوند بدنبالش به خانه تیمی آنها هجوم می آورند که شهید محمدعلی ومرحوم اسد غریب که یکی ازصمیمی ترین دوستان محمدعلی بود ازشهردهلران خارج شده وبه خانه عشایری پدرشهید محمدعلی واقع دراطراف روستای کاور می روند که ساواک متوجه خروج محمدعلی ویاررباوفایش می شوند بلافاصله اکیبی ازنیروهای ساواک بدنبال محمدعلی واسد به روستای کاور هجوم می برند که باوساطت کدخدای روستا وپدرشهید که اظهاربی اطلاعی ازاین افراد می کنند نیروهای ساواک به مقرخود دردهلران برمی گردندونیروهای ساواک به فرمانده پاسگاه انتظامی نصریان که همراه آنهابوده   دستورمی دهندکه هرجا وهرموقع محمدعلی واسد رادیدند مجوزتیردارند وآنهارابزنند تااینکه کم کم زمینه سقوط رژیم شاهنشاهی فراهم می شود ورژیم سقوط می کندوشهید محمدعلی ازمهرماه ۱۳۵۶ مدرسه رارهامی کند وبه شهرتهران می رود ودرآنجا درتظاهرات برعلیه رژیم فعالیت های چشمگیری ازخود نشان می دهد.وباپیروزی انقلاب همیشه ازخود راضی بود که دراین زمینه نقشی داشته وتلاش کرده . باشروع جنگ تحمیلی علیه کشورمان بااینکه سال دوم دبیرستان بود نسبت به فرمان تاریخی حضرت امام خمینی لبیک گفت ودرس ودبیرستان رارهاکرد و به عنوان بسیج مردمی رهسپارجبهه ها گردید ودرعملیات های مهمی ازجمله عملیات فتح المبین ، طریق القدس ، کربلای ۵ ، والفجر مقدماتی ، والفجر۳ شرکت نمودوبه عنوان آرپی جی زن درقسمت اول جبهه جنگ حضورداشت . باپایان یافتن جنگ واجرای قطعنامه ۵۹۸ ایشان سپاه پاسداران راترک گفت وبه عنوان پاسدارکمیته انقلاب اسلامی انجام وظیفه می نمودوبه عنوان مسئول اطلاعات وعملیات کمیته انقلاب اسلامی استان ایلام درجهت حفظ امنیت شهرفعالیت می نمود وباادغام کمیته انقلاب اسلامی ونیروی شهربانی به عنوان جانشین کلانتری شهردهلران مشغول به انجام وظیفه شدودرسال ۱۳۷۷ بااینکه سالیان سال بابیماری که به علت دوباردرجبهه های جنگ درمعرض بمب های شیمیایی دشمن قرارگرفته بود رنج می برد ومرتب دوستانش به او می گفتند چرابه امورجانبازان مراجعه نمی کنی وپرونده جانبازی تشکیل نمی دهی ولی ایشان درجواب آنها می گفت من برای رضای خدا وادای دینی که به کشورم دارم به جبهه ها شتافتم حالا که شیمیایی زده شده ام خوشحالم که به دوستان شهیدم می پیوندم ونیازی به پرونده جانبازی ویا شهید ویا چیزهای مادی ندارم تااینکه درخردادسال ۱۳۷۷ که دیگر وضعیت جسمی اش وخیم شده بود به بیمارستان نیروی انتظامی واقع درخیابان ولیعصر تهران مراجعه می کند ودرآنجا درسحرگاه دهم خردادسال ۱۳۷۷ به جمع یاران شهیدش ازجمله شهید پرویزشیخی وشهیدامنینیان وشهید هدایت صحرایی وشهید غلام بازدارودیگرشهدای همرزمش می پیوندد ودرگلزارشهدای سیداکبر شهردهلران به خاک سپرده می شود  .حال بااینکه درنزدخدای خود شهید واقعی است ولی بنیادشهید بخاطر نبود پرونده جانبازیش اورا فقط اسمی شهید نامیده وهیچ خدماتی به فرزندانش ننموده است . این است داستان زندگی کسی که گمنام مبارزه کرد وگمنام زیست وگمنام ازدنیارفت

ازراست : شهید محمدعلی شیخی – زنده یاد سرهنگ پاسداراسد غریب یارباوفای شهید که همیشه درتمام مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی درکنارمحمعلی حضورداشت یادشان گرامی وراهشان پررهروباد

 از راست : لازم باسره – زنده یاد محمدعلی شیخی

 ازراست : زنده یاد علی حسین شیخی – زنده یاد محمدعلی شیخی – کودک مهندس حسین شیخی مکان : زرگران اطراف روستای کاور

 شهید محمدعلی شیخی درکنارهمسنگران وهمقطارانش مکان : منطقه عملیاتی چنانه

 ازراست : غلام حسینی – دایی عزیزودوست داشتنی ام یاورحسینی – شهید محمدعلی شیخی مکان : اسکله بندرعباس

منبع:

majid38.blogfa.com

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *