شهدای روستای باغدشت / کازرون / فارس

شهدای روستای باغدشت / کازرون / فارس

   

شهید صفدر جوکار

و اینک خلاصه ای از زندگینامه شهید صفدر جوکار فرزند حسنقلی ساکن روستای باغدشت بسال ۱۳۴۴ در این روستا دیده به جهان گشود، شهید صفدر سومین فرزند خانواده بوده است . در سن ۷ سالگی پدر او را مدرسه فرستاد تا دوم اهنمایی به تحصیل ادامه می دهد به علت از دست دادن پدر سرپرستی خانواده را بعهده می گیرد برای تهیه امرار معاش خانواده خود و به علت نداشتن زمین کشاورزی مجبور می شود کارگری کند آن هم در شهر و جاهای دور دست. آری این کارگر با بازوی آهنین خود و با ریختن عرق، نان خانواده اش تهیه می نمود تا اینکه به سن ۱۸ سالگی رسید سال گذشته یعنی سال ۱۳۶۱ جنگی بین خوانین آمریکایی و جمهوری اسلامی در گرفت شهید عزیز با فداکاری مردانه خود در کوههای این منطقه به پاسداری از حریم اسلام می پرداخت . در مورخه ۱۱/۱۱/۱۳۶۱ پا به دیار خونین کربلای ایران ، پا به دیار معنویت و عبودیت گذاشت و به مدت ۴ماه در جبهه عین خونین در واحد خمپاره در خط مقدم جبهه مشغول پاسداری از مکتب اسلام بود در این سفر به سلامت به خانه برگشت آری ، برگشت او بازگشت به خویشتن خویش بازگشت به فطرت پاک الهیش بود و زاهدی پاکدل گشته در نگاهی عالمی ازمهر و عطوفت بود .
بله او امیر بر نفس خود بود موذنی بود که بانگ اذانش در گوشمان هنوز صدا می کند اخلاق نیکو و چهره مظلومی از یاد نرفتنی است آری تا نیمه ههای شب در مسجد به ذکر الهی مشغول بود ماه مبارک رمضان فرا رسید تمام ماه مبارک به روزه داری و شب زنده داری مشغول بود ماه پر برکت رمضان آخرین روزهای خود را بسر می برد که شهید عزیز با تنی چند از برادران اهل روستا عازم جبهه می شوند برای او جبهه فرقی نمی کرد و کردستان باشد یا خونین شهر یا عین خونین بالاخره این بار عازم کردستان می شود برای جبهه رفتن هلهله کنان گوئی به حجله گاه زفاف می رفت با رسیدن برادران حمله والفجر با رمز مبارک یا الله شروع می شود در تیپ المهدی شروع به حمله بر مزدوران بعثی می نمایند و شب می شود و نامه عاشقان امضاء می شود .
آری

امشب شهادتنامه عشاق امضاء می شود
فردا زخون عاشقان این دشت غوغا می شود
شهید جوکار خدمه آرپی جی ۷ می شود و با زدن ۳ تانک دشمن به پیش می رفت برای منهدم نمودن تانک چهارم که به پیش می رفت توسط کالیبر مزدوران جنایتکار به ملکوت اعلی پیوست و با خون پاک خود فجر را طلیعه ای دیگر بخشید .
بلی امت اسلام سراپا معتقد است که مردن زنجیر غلامان می شکند . روحش شاد و راهی مستدام و پررهروباد.
به امید پیروزی رزم آوران خطه توحید بر کفر جهانی
انشاءا…
والسلام علیکم و رحمته ا…
متن وصیتنامه برادر شهید صفدر جوکار
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم اجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون
پرودرگارا: بدین وسیله کشور های اسلام را تقویت کن و به همان نسبت که نعمت خویش را از بلا و کفر دریغ می داری بلاد اسلام نعمت وبرکت فروبار و خاطر سربازان ما را از آسیب دشمن آسوده کن تا به عبادت تو فراقت یابند و بجای پیکار در میدانهای نبرد به مهراب عبادت بایستند وبا فرشتگان تو خلوت کنند.
با درود فراوان به مهدی زهرا ونایب بر حقش روح ا… این قلب تپنده امت حزب اله و این پیر جماران و یاور تمام مستضعفان و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و امید مستضعفان جهان و مرد خدا.
بنده صفدر جوکار فرزند حسنقلی ساکن روستای باغدشت که در سال ۱۳۳۴ در روستای باغدشت متولد شدم و حدود هشت سال درس خواندم و بعداً به علت مشکلات خانوادگی به ناچار ترک تحصیل کردم و به کارگری پرداختم و در ضمن پدرم در سن ده سالگی از دست دادم و بعد از آنکه انقلاب اسلامی ایران را به رهبری زمیم عالیقدر حضرت امام خمینی پیروز شد و بعد از چندی منافقین شروع کردند به اختلال گری و بعد از چندی جنگ با عراق شروع کرد و کشور جمهوری اسلامی ،چونکه منافع آمریکای جانی در خطر بود از این رو عراق را وادار کرد تا با جمهوری اسلامی ایران بجنگد و اسلام را تضعیف کند و ما هم همانطور که امام امت فرمود: رفتن به جبهه یک تکلیف شرعی میباشد رفتن به جبه را وظیفه شرعی خود دانستم و برای چندمین بار به جبهه رفتم تا اینکه با این بعثیون از خدا بی خبر بجنگم و جلوی این بی صفتان را بگیرم و همین طور هم که خدا با ماست و لطف خدا شامل حال ما شده که در تمام عملیاتی که رزمندگان اسلام انجام می دهند پیروز میشویم من از تمام وابستگان تمنا دارم که اگر شهید شدم برایم گریه و زاری نکنید.
چونکه با گریه و زاری شما دشمن شاد می شود . و باز از تمام وابستگان متمنی هستم که جبهه را ترک نکنند چونکه اسلام الان احتیاج به همه شما دارند. و نماز و روزهتان ترک نشود و همیشه اسلام را یاری نمایید .
و پیام بنده به تمام امت حزب اله ایران این است که راه حسین که همان خط سرخ شهادت است دنبال کنید تا اینکه قوانین اسلام در تمام کشورهای دنیا صادر بشود و اسلام برای همیشه پاینده بماند و تا می توانند برای سلامتی امام امت دعا کنید تا ظهور حضرت مهدی(عج) خداوند بزرگ امام برایمان زنده بگذارد چونکه سرنوشت اسلام در دست امام امت است انشاالله که امام امت در پناه امام عصر (عج) حفظ بشود. انشاالله
در ضمن از مادرم بسیار خواهش می کنم که اگر ناراحتش کرده ام مرا ببخشید و مرا حلال کند و انشاءالله که :
می بخشد. و از برادرانم خیلی تمنا دارم که مرا حلال کنند و همچنین از خواهران مهربانم می خواهم که اگر آنها را من رنجیده ام مرا ببخشید و مرا حلال برای همیشه و از تمام قوم وخویشان خودم بسیار بسیار استدعا دارم که مرا حلال کنند.
از اینکه عجله داشتم برای نوشتن وصیتنامه باید ببخشید.
خدایا ، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار والسلام علیکم و رحمه ا…و برکاته
صفدر جوکار ۲۶/۴/۶۲                                                     منبع:بنیاد شهید کازرون       با تلاش:مرتضی ارجمند-محمد ایراهیمی نژاد

 

************

شهید عباس اکبری

زندگی نامه شهید عباس اکبری
ما همه دعوایمان بر سر اسلام است . امام خمینی با درود فراوان بر امامان معصوم و بر نایب برحق مهدی موعود روح الله الموسوی الخمینی و با درود فروان بر امام امت و درود بر شهیدان بخون غلطان و با درود برخانواده های شهیدان این صابران زمان .
عباس اکبری فرزند محمود اکبری در سال ۱۳۴۶ در روستای باغدشت دیده به جهان گشود وی دومین فرزند خانواده می باشد پدرش در سال ۱۳۵۲ او را به مدرسه فرستاد و تا سال ۱۳۵۷ دوره پنج ساله ابتدایی را با موفقیت به پایان رساند.
به علت خستگی پدر از کار کشاورزی پدر او را از مدرسه رفتن بازداشت تا در امر کشاورزی به او کمک کند.
در امر کشاورزی عباس، کشاورزی نمونه بود و همیشه کارهایی را که پدر به او می سپرد به تنهایی و با سن کم بدون وقفه و کاهلی و تنبلی انجام می داد حتی در امر کشاورزی بدون اینکه پدر به او کمک کند به تنهایی وبا سن کم خود، آن را انجام می داد شهید عباس اکبری اخلاقی نمونه و جذاب داشت و در ساده پوشی مورد پسند مردم بود و تا این سن که رسیده بود حتی به یک مورچه هم آزار نرساند.
او ذاتاً مخالف با ظلم و ستم متجاوز بود شهید اکبری شخصی ساکت کم حرف م پر حوصله بود و همیشه در چهره او مشاهده می کردی فقیر و خاموش به نظر می رسد به همین علت رفقای زیادی داشت . که جذب حالات وی شده بودند تا اینکه جنگ بین ایران و عراق در گرفت شهید اکبری عاشق جبهه رفتن بود و بارها از پدر ومادر خود می خواست تا اجازه رفتن به جبهه را به او بدهند پدر و مادر به علت کمی سن او وی را از جبهه رفتن منع کردند تا اینکه در مهرماه سال ۱۳۶۱ با رضایت تمام اهل خانواده به بسیج مراجعه و ثبت نام نمود و یک ماه در پادگان آموزشی شهید آیت الله دستغیب کازرون دوره فنون نظامی را فرا گرفت و در آبان ماه عازم جبهه های حق علیه باطل شد و در عملیات محرم شرکت نمود و با روحیه عجیب خود در شب حمله به مزدوران خیانتکار بعثی تاخت در این حمله جان سالم بدر برد حدود دو ماه در خط مقدم جبهه حضور داشت بعد از پایان ماموریت بسیار ناراحت از این بود که چرا رفقایش شهید شدند اما او زنده ماند. در این سنین نمازش را همچون عابدی متقی می خواند به علت اخلاق نیکویش در جبهه رفقای زیادی پیدا کرده بود کلاً وقتی از جبهه برگشته بود انقلابی در او رخ داده بود. بعد از اینکه چند روزی در خانه ماند دوباره اجازه رفتن را از پدر و مادرش خواست مادرش به او گفت که تو یک مرتبه به جبهه رفته ای و با سن کمی که داری دین خود را به اسلام عزیز ادا کرده ای در جواب به مادرش گفت :
به خدا قسم من عاشقم و نهایت آرزویم شهادت است. یا زیارت کربلای حسین و آزاد ساختن تمامی مستضعفین از زیر یوغ جنایتکاران و متجاوزان است و شب روز هم دعا می کنم که یکی از این دو هدف نایل آیم او برای دومین بار که می خواست به جبهه برود کارهای شخصی مادر را در خانه انجام می داد تا مادرش اجازه رفتن به جبهه را به او بدهد و مادرش هم به او گفت: چطور فردای قیامت جوابگوی فاطمه زهرا (س) باشم برو خدا بهمراه.
شهید اکبری از مقدار پول که سپاه به او هدیه کرده بود تماماً آن را به پدر داد و تنها ۱۰۰تومان آن را برای خرجی برداشت تا اینکه در مورخه ۱۱/۱۰/۱۳۶۱ با جمعی از برادران اهل روستا عازم جبهه های نور علیه ظلمت شد. در موقعی که فرمانده می خواست او را در قسمت تدارکات قرار دهد او قبول نکرد و به فرمانده گفت که من باید به خط مقدم بروم یا اینکه به خانه برمی گردم . فرمانده مجبور شد او را به خط مقدم بفرستد برای اولین بار که از جبهه برگشته بود شب وقتی که می خواست بخوابد یک مرتبه آهی کشید و گفت واقعا این گناه نیست که ما در رختخواب بخوابیم و برادرانمان در سرما و در زیر خمپاره دشمن باشند و در عملیات محرم وقتی که از عملیات با دوستان خود برای استراحت به تیپ مقر آمده بودند فرماندهشان آمد و گفت ۱۰۰ نفر نیروی تازه نفس می خواهیم برای جمع آوری غنایم با اینکه یک روز و یک شب راهپیمایی کرده بودند یک مرتبه بلند شد و سوار ماشین شد برادرانش گفتند تو که الان از عملیات برگشته ای خسته می باشی او در جواب گفت :
کسی که برای خدا کار می کند هیچ وقت خستگی در تنش و روحش احساس نمی شود در نامه هایی که به دوستان و اهالی محل می نوشت همیشه جمله هایی به کار می برد که روحیه ای عجیب در بدن انسان ایجاد می کرد و همیشه این جمله را می نوشت :
یا شهادت، یا زیارت
و شعری نوشته بود:
ای خوشا با فری خونین در لقای یار رفتن
سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن
تا اینکه در روز نهم بهمن تمام دوستان خود را دیدار کرد و در ساعت ۱۱ همان روز با پدرش که درتیپ امام سجاد مشغول خدمت بود ملاقات کرد و نهار را با پدرش صرف نمود حتی یک ترکش هم به دستش اصابت کرده بود پدرش از او پرسید که بازویت را چرا بسته ای گفت ترکش کوچکی به دستم اصابت کرده. ای کاش ترکش بزرگتر بود و مرا شهید می کرد تا اینکه روز دهم بهمن، غسل نمود و در کنار سنگرش به مولا علی پیوست.

وصیتنامه شهید عباس اکبری

بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسین الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون درود بر امام امت بت شکن زمان یار مستضعفان گیتی و درود بر امت امام که هموار پشتیبان امامشان طریق حق می پیمایند اکنون که برای دومین بار به جبهه های نور علیه ظلمت عازم هستم با پیام خون می روم و پیام پیروزی را برای امام امت شهید پرورم با ندای رسای الله اکبر مژده می دهم حال که میبینم فرشتگان آزادی قافله غم می روند تا دفاع از قوانین بحق الهی که همان قرآن وآل محمدی است بکنند و پوزه دیوصفتان زمان را بخاک مالند. بنده که عضوی از جامعه اسلامی می باشم وظیفه شرعی خود را دانستم که ندای رسای لبیک امید مستضعفان را با جان و دل بپذیرم و با نثار جان بی ارزش خود که امانتی است در رفتن به یاری لشکر حق شتابم ای امام ای نور و ای قوی بخس دلها من فرزندی از تبار خونم از قریه ای دور افتاده با دلی سرشار از عشق الهی بیاری فرشتگان آزادی می شتابم تابار دیگر حماسه فتح …و حماسه شهر خون خونین شهر را زنده کنیم آری امام حسین فرمود ما آزاد آفریده شده ایم و آزاد زندگی می کنیم وآزاد باید بمیریم برطبق آیه …تکن عند غریب و قد جعلک الله حرا ، امید آن دارم که برادرانم ادامه دهنده راه حسین باشند ای مادر و ای پدر خودتان می دانید که من عاشقم عاشقی که هرگز معشوقش را فراموش نمی کند و خودتان می دانید که در :
مسلح عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
آری عاشقان را می کشند، نهایت آرزویم شهادت است یعنی اوج کمال انسانیت و معنویت و یا زیارت کربلای حسین . در پایان از پدر ومادر و برادران و خواهرانم و همه اقوام و اهل محل عاجزانه می خواهم که مرا حلال کنند اگر شهید شدم افتخار کنند که فرزندی قاسم وار پرورش داده اند و از شما خواهران و مادران هم می خواهم که زینب وار زندگی کنید . والسلام

منبع:بنیاد شهید کازرون       با تلاش:مرتضی ارجمند-محمد ایراهیمی نژاد

 

**************

شهید نادعلی رحیمی

شهید ناد علی رحیمی
متولد: یکم مهرماه سال ۱۳۴۵
محل تولد: کازرون
زندگی: عشایری
میزان تحصیلات: دیپلم اقتصاد
نوع عضویت: بسیجی
تاریخ اعزام به جبهه: ۱۰/۵/۱۳۶۲
محل های حضور شهید در جبهه:
اندیمشک – لشکر ۱۹فجر
محور سجادیه
اهواز مقر تیپ فاطمه زهرا(س)
اعزام: از شیراز – سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عشایر فارس – پرسنل کاربری
تاریخ شهادت: ۲۹/۱۰/۱۳۶۵
محل شهادت: کربلای ۵ شلمچه
وصیت شهید: پشتیبان ولایت فقیه باشید

بسم رب الشهدا و الصدّقین
به نام خالق یکتایی که انسان را خلیفه خود در زمین قرار داد و به او وعده داد تا او را وارثان حقیقی زمین گرداند و از این گروه انسان های نمونه و اسوه که همان شهدا راه حق و عدالت بودند عاشقانه از این جهان خاکی رخت بربستند و پروازکنان به سوی ملکوت اعلی پر کشیدند تا در جوار رحمت حق تعالی از روی خود بهره مند شوند و خداوند تعالی نیز طبق آیه ی شریفه ذیل که می فرماید « گمان مبرید آنهایی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه آنها زنده اند و در نزد خدای خود روزی می خورند » مقام ومنزلت آنها را ستایش کرده و به خاطر این مقام بزرگ آنها را شفیعان روز قیامت قرار داده است . باشد که انشاالله شافعان ما نیز در روز رستاخیز باشند. یکی از این شهدای راستین و والامقام شهید نادعلی رحیمی بودند در اشاره ای کوتاه و گذرا به زندگینامه ی او خواهیم داشت :
شهید نادعلی رحیمی در سال ۱۳۴۵ در یکی از سیاه چادرهای عشایری از تیره توللّی به دنیا آمد. دوران کودکی را در دامان طبیعت پشت سر گذاشت و در مهرماه سال ۱۳۵۲ در مدرسه عشایری تیره توللّی مشغول به تحصیل در کلاس اول ابتدائی شد. بعد از اتمام دوران ابتدائی تا سال سوم راهنمایی درر مدرسه آزادی جره به تحصیلات خود ادامه داد و سپس دوران دبیرستان را تا سال سوم دبیرستان و در دبیرستان شهید جهانزیر دهقان بالاده با موفقیت و با نمرات عالی پشت سر گذاشت. در طول دوران تحصیل همیشه و در همه حال یار ویاور خانواده در تأمین معیشت زندگی بود. در این برهه از زندگی به علّت رسیدن به سنّ کمال وبلوغ فکری و عقلی و نیاز مبرم جبهه ها به نیروهای بسیجی به یکباره تصمیم گرفت درس و مشق را رها کرده و در پاسخ به ندای « هن من ناصر ینصرنی » حضرت امام خمینی « قدّس السّره الشریف » در قالب نیروهای بسیجی به جبهه های حق علیه باطل روانه گردد و این تصمیم خود را نیز به مرحله عمل نهاد و در سال ۱۳۶۱ عازم جبهه های نور گردید و به مدت ۳ماه درر منطقه های جنگی جنوب و جنوب غرب در مقابله با تجاوزگران به خاک میهن اسلامی پرداخت. بعد از بازگشت از منطقه ی جنوب مجدداً در مردادماه سال ۱۳۶۲ در یکی از گردان های رزمی بسیج عشایر فارس به مدت ۳ماه دیگر به جبهه اعزام ودر مناطق عملیاتی مهران و دهلران و زُبیدات مشغول نبرد با کفار بعثی گردید. بعد از رخصت از جبهه همکاری نزدیکی با بسیج سپاه عشایری داشت و همواره در آموزشهای نظامی و عقیدتی بسیج شرکت فعال داشت تا اینکه تصمیم گرفت به خدمت مقدس سربازی اعزام گردد و به همین منظور در تاریخ ۱۸/۵/۱۳۶۵ در یکی از پادگانهای شهرستان فسا بعد از طی دوران آموزشی و به علت تجربه ای که در طول دوران بسیجی کسب کرده بود مستقیماً به جبهه های نور علیه ظلمت روانه شد و در مناطق عملیات غرب مشغول خدمت در لباس مقدس سربازی گردید تا اینکه با شروع عملیات کربلای ۵ از منطقه غرب به منطقه جنوب اعزام و در یکی از گردان های رزمی عشایری با رشادت تمام به نبرد با مزدوران عراقی پرداخت و نهایتاً در این عملیات و در منطقه ی شلمچه در غرب روز ۲۰/۱۰/۱۳۶۵ به فیض شهادت نایل آمد در تاریخ ۲۹/۱۰/۶۵ نیز در جوار دیگر شهدای منطقه مدفن گردید و با این سفر ملکوتی و معراجی به ما انسان های بازمانده درس ایثار و از خودگذشتگی داد و گرچه تن خاکی آنها در بین ما نیست اما روح بلند آنها از ما انتظار و توقع دارد که ما نیز ادامه دهنده ی راه روشن او باشیم و در این مقطع از زمان پیرو ولایت فقیه و تابع نظام مقدس جمهوری اسلامی باشیم و بنا به وصیت سیاسی الهی امام شهدا « حضرت امام خمینی «ره»» اجازه ندهیم این مملکت به دست نااهلان بیفتد.
انشاالله

« والسلام علیکم و رحمته اله »

منبع:بنیاد شهید کازرون       با تلاش:مرتضی ارجمند-محمد ایراهیمی نژاد

 

منبع:

baghdasht.ir

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *