روستای صومعه علیا / میانه / آذربایجان شرقی

سایتها و وبلاگهای روستای صومعه علیا
شهرستان میانه / استان آذربایجان شرقی
suma.tk/
sites.google.com/site/sumaciity/home

barvana.blogfa.com/
sumacity.dde.ir/
sumacity.vcp.ir/

روستای سوما که نام فارسی آن صومعه علیا می باشد از توابع شهرستان میانه، استان آذربایجان شرقی در فاصله ۴۲ کیلومتری میانه به سمت تبریز قرار دارد. به دلیل واقع شدن روستای صومعه علیا در یک منطقه حاصلخیز با گذشت هزاران سال هرگز خالی از سکنه نبوده و از بخت خوش ماست که مردم این روستای کهن از گزند حوادث ویرانگر روزگار جان سالم به در برده تا رازها و معماهای ناگشوده تاریخ کشورمان را با مراجعه به حافظه تاریخی ثبت شده در اسامی امکنه و خاطرات ایشان بگشاییم .

روستای صومعه علیا با جمعیتی حدود ۴۰۰۰ نفر و ۱۰۰۰ خانوار به فاصله چند کیلومتری جنوب دامنه های کوه بزقوش در میان یک دره حاصلخیز قرار گرفته است. مردم این ناحیه به کار کشاورزی دامداری و عمدتا باغداری مشغولند.

روستای صومعه علیا به دلیل بارش مناسب و زمین حاصلخیز کشت دیم گندم و جو از اعتبار خاصی در این منطقه  برخوردار است. این روستا دارای یک ویژگی منحصر بفرد است و آن سیستم فاضلاب خانگی است که از دوران باستان تاکنون برقرار مانده و می توان قدمت هزاران ساله آن را از بازمانده های صنعتی و فنی مناطق باستانی این ناحیه ردیابی نمود.

مردم روستای صومعه علیا دارای یک سری رسوم هستند که فقط با مراجعه به پیشینه تاریخی آن و سنتهای دینی ادیان قبل از اسلام      می توان توضیح داد.

با توجه به اسامی مکانهای باستانی که مردم صومعه علیا از پنج هزار سال پیش تاکنون حفظ نموده اند، می توان مردمان این ناحیه را از بومی ترین مردمان ایران پنداشت که این گنجهای ارزشمند را برای ما حفظ نموده اند. اگر به هر دلیلی مردم این ناحیه در یک دوره تاریخی از بین می رفتند وقومی دیگر جایگزین ایشان می شد قطعا اسامی مکانها تغییر می کرد و اقوام جدید اسامی مطلوب خودشان را بر امکنه این ناحیه مقرر می نمودند.  

در زبان ترکی سوما به احتمال قوی سومای بوده است و مرکب از سوم +آی می باشد. سوم در زبان ترکی آذربایجانی به معنی درشت و تنومند ، تمام و یکپارچه،بزرگ و محکم و استوار می باشد. واژه آی به معنی ماه می باشد و در بعد اساطیری به معنی الهه و آفریننده بوده است. این اسم برای دختران نیز بکار رفته است. بنابراین اسم سوما به معنی الهه بزرگ همچون ماه کامل معنی می دهد.

ریشه یابی واژه سوما در متون باستانی 

ریشه کلمه سوما از کهن ترین متون قابل ردیابی است. اولین بار در اسناد سومری به شکل سوموکان به عنوان خدای کشتزارها و گله ها آمده است ، همچنین  قرابت نزدیکی بین واژه سوما و سومر وجود دارد با عنایت به اینکه زبان سومری نیز از نوع التصافی  همچون زبان ترکی است. این شباهت فقط محدود به این اسم نیست و ما اسامی مشترک زیادی را بین این دو ناحیه سوما و سومر ذکر خواهیم کرد.

 بخش اول هردو اسم یعنی سو به معنی آب می باشد . کلمه سومر را ترکیبی از دو بخش سو+مر که سو به معنی آب و مر به معنی بین(بین النهرین)  می باشد.

همچنین شوکامون یا شومو (سومو)خدای آتش زیرزمینی و حامی سلاله شاهی کاسی می باشد منطقه باروی می تواند برای محققانی که سالها در پی یافتن نحوه ارتباط خدایان قوم کاسی با آریاییها هستند جایگاه ایده آلی است.

واژه سوما به معنی عصاره ، افشره ، زبده ، جوهر و شربت مقدس یا شراب گیاه سوم است و هم چنین این واژه در ادبیات مقدس ودایی به گیاه زندگی ، آب حیات، ماه و خدای ماه نیز اطلاق شده است. سوم همان افشره سکرآور است که هندوان در قربانی های ودایی می نوشیدند ؛ در این قربانی ، قوچ و بز نر ذبح می کردند.

جالب است بدانید که تعدیل رسم سوما نوشی در مراسم مذهبی تحویل سال نو در روستای صومعه علیا اجرا می شود. بدین صورت که قبل از تحویل سال نو مقداری گیاهان معطر تهیه و خرد کرده با آب و شیر مخلوط نموده و برای تبرک چهل بار سوره یاسین را خوانده و به آن می دهند. این شیره بعدا به مقدار کافی با آب مخلوط شده و سر سفره هفت سین گذاشته و بعد همه جرعه ای از آن را برای تبرک می نوشند.





به دلیل قرار گرفتن روستای صومعه علیا در مسیر جاده ابریشم بسیاری از پادشاهان ایرانی از این منطقه عبور و در سفرنامه های خود یاد نموده اند. روستای سوما در زمان صفویان از موقوفات شیخ صفی الدین اردبیلی بوده و از رونق بالایی برخوردار بوده است. از بناهای بزرگ دوره صفوی حمامی بوده است بسیار وسیع که در دوره شاه طهماسب در روستا ساخته شده بود که در حدود ۴۰ سال پیش توسط مردم تخریب شد. طبق یادداشتهای ناصرالدین شاه در سفرنامه اش هنگام عبور از این منطقه چندروزی در سوما اتراق می نمایندواز آب وهوای منطقه در سفرنامه خود تعریف می نماید .

کلنل استوارت انگلیسی به سال ۱۸۳۶ میلادی در خاطرات خود    می نویسد: به جای ادامه راه به جانب ترکمنچای به روستای سوما رفتیم که اسعد افندی سفیر عثمانی به مدت ۶ ماه در یکی از باغات سوما چادر زده بود تا در هوای مطلوب آنجا مداوا شود.

روستای صومعه علیا در گذشته از دوران صفویه و قاجاریه و پهلوی از رونق فرهنگی بالایی برخوردار ودارای حوزه علمیه بود. در زمان حمله روسها به ایران، این ناحیه مورد توجه ایشان بوده و عهدنامه ترکمانچای در چند کیلومتری این روستا منعقد شده است. 

سوم در دوره ودایی 

از زمانی که سرودهای ودایی سروده شده تا به امروز مذهب هندوئیسم دستخوش انقلاب عمیق فکری شده است و تغییرات عمده و اساسی در آن روی داده است؛ در قربانی های ودائی ، برهمنان مجری قربانی ، گیاه سوم را از کوه ها و جاهای مخصوص جمع و شیره آن را با آب مخلوط می کردند و از صافی می گذراندند و پس از تخمیر می نوشیدند. خواص سکر آور آن برای برهمنان خوش آیند بود و بدین جهت می گفتند که خدایان نیز آن را دوست دارند.

قسمت های زیادی از سرودهای ریگ ودا نیز راجع به همین افشره سوم است و تقریبا « ماندالای نهم »   در ستایش و منافع آن اختصاص یافته و آن را به درجه الوهیت رسانده اند و صفات سرمدی و قدرت مطلق و شفادهنده بیماری ها و بخشنده مال و خداوند خدایان، شناخته شده و آن را با وجود مطلق یکی پنداشته اند.

خدای سوما ، نماینده افشره سوم است و نزد هندوان حکم "دیونیس" رومیان را دارد

 

سوما در ا وستا


 
در تلفظ پهلوی هوم hom و در تلفظ مصطلح فارسی هومhum.آنچه که از متن اوستا بر می آید نام گیاهی است و نام ایزدی که نگهبان و موکل این گیاه بوده و هم اسم مرد پارسائی است که با وارستگی و دینداری زندگی می کرده است. در اوستا ، یسنا هات ۹ و ۱۰ و ۱۱ به هوم اختصاص دارد که به هوم یشت معروف است.البته یشتی از کتاب یشت ها به نام هوم یشت است. این یشت بسیار کوتاه است و در آن هوم زرین ، دور دارنده مرگ ، مورد ستایش قرار گفته است. گمان می رود این یشت یا از میان رفته و این اندک مقدارش به ما رسیده است یا آنکه آنچه در خلال یسنا آمده است وابسته به این یشت بوده که در یسنا جای داده شده است و این نظر اخیر با حقیقت بیشتر سازگاری دارد. اصالت اندیشه آریایی ، بویژه ایرانیانی که از هندوان جدا شده بودند ، در مطالعه هوم در اوستا روشن می شود. عناصر طبیعی ، مفاهیم مجرد و غیر مجرد ، ایزدان و فرشتگان و چیزهای دیگر تنها دست آویزی هستند برای ساختن قالبی که روح ایرانی در آن جای گیرد. هوم که مسلما گیاهی بیش نیست ، برای جلوه گری این روح، در شکل ایزدی نمایان می شود تا نیکان را نیرو بخشد و به جنبش برانگیزد و پشتیبانی شود از برای سجایای اخلاقی و قهرمانی. آنچه که در اوستا به نام و عنوان ایزد و فرشته آمده است ، با صراحت در این باره منعکس است و اینها عنوان هایی است شاعرانه و بیانی تمثیلی که با نیرو و قدرت در انگیزش نیکی و به زیستی و فروکوبی بدی و بد منشی ساخته و پرداخته شده اند. هوم به آن دلیرانی که در پیکار اسب تازند ، زور و نیرو می بخشد ؛ هوم به زنان زاینده ، پسران نامور و فرزندان پارسا دهد . هوم به آنانی که به میل در آموزش نسک نشینند تقدس و فرزانگی بخشد. هوم به دخترانی که دیر زمانی شوهر نگرفته نشستند یک شوهر پیمان شناس بخشد؛ به محض اینکه خواهش شود از آن خردمند. ( یسنا ــهات ۹ ــ ص ۱۶۶) پس از عصر نخستین اوستا و صدر آئین زرتشت ، هنگامی که عناصر پیشین تجدید حیات کردند ، هوم ایزد باز هم دارای مقامی بلند گشت. هنگامی که مومنان سرود نیایش می خواندند ، خواهان آن بودند تا از مرز و بوم شان زشتی ها و بدی ها و دیوان پراکنده گردند: این خان و مانی که از آن اهوره مزداست ، که از آن هوم راستی پرور است. به غیر از یسنا و یشت ها ، در مهر یشت هم هوم درمان بخش در بلندترین قله کوه هریئتی برای ایزد مهر فدیه می آورد و او را می ستاید. در گوش یشت هم هوم درمان بخش برای ایزد نگاهبان چارپایان فدیه می برد.داستانی که در این قسمت نقل می شود با مضامین شاهنامه در این مورد یکی است در ویسپرد از هوم و پیشکش کردن آن به ایزدان و فروهر های پاک دینان و همه روان های پاک سخن رفته است.( رک: ویسپرد ــ فرگرد ۹ و ۱۰ ) در بندهش آمده ایزد هوم اندر گوکرن است که منظور ، هوم درمان بخش است.در گزیده های زاد اسپرم ، در گسترش آفرینش که با تشتر است ، هوم نیز او را یاری می کند . در این کتاب نیز آمده که فروهر زرتشت اندر هوم دوردارنده مرگ است. در مینوی خرد ، هوم ، مرتب کننده مردگان است. فشرده هوم و مراسم مربوط به آن : روحانیان از شاخه های زرین گیاه هوم ، شیره کشی کرده و با افزودن چیزهایی بدان نوشابه ای فراهم می کردند که در مراسم مذهبی نوشیده می شد . گیاه هوم گیاهی بوده دارای خواص درمانی و طبی و در اوستا سرور همه گیاهان بوده است و به همین سبب است که تشخص یافته و در مفهوم ایزدی ، یعنی گیاهی مورد ستایش در آمده است. استعمال هوم در مراسم مذهبی بسیار قدیم است . اساسا شربت مسکری بوده . پس از ظهور زرتشت کلیه فدیه خونین و استعمال شربت مسکر نزد ایرانیان باز داشته شده است؛ هرچند که از هوم در هیچ جای گات ها سخن نیست ولی بارتولمه نوشته است که در گات ها ، یسنا ۳۲ قطعه ۱۴ ، پیامبر ایران استعمال شراب مسکر را بازداشته است ؛ در قطعه مذکور از صفت دوردارنده مرگ سخن رفته که در اوستا غالبا برای هوم آمده است.نزد ایرانیان پس از زرتشت هوم شربت مسکری نبوده است.(یشت ها ) در هوم ، مستی خشم و بیخودی وجود نداشت ؛ سروری بود اهورائی ؛ چون هوم نشاط و سرور سالم به همراه داشت و به تن مومنان درستی و سلامت می بخشود.این گیاه افزوده بر خواص مستی آورش ، دارای ویژگی های فراوانی بوده و در درمان بسیاری از بیماری ها موثر بوده است. پس آن را گیاهی ایزدی و مزدا آفریده پنداشتند و بر آن شدند که چون گیاه مقدسی است بایستی توسط روحانیان شیره اش فراهم شود و با اعمالی مذهبی همراه باشد تا اثرات درمان بخش آن دو چندان شود و برای تاثیر بیشتر ، هنگام پالایش برای آن مراسمی پدید آمد. مراسم بدست آوردن هوم از مهم ترین مراسم مزدیسناست؛ با آداب و شستشوی مخصوصی با سرود اوستا در مقابل مجمر آتش ، پنج یا هفت ساقه از هوم با قدری آب زور و شاخه کوچکی از اورورام (شاخه انار) در هاون با ترتیب مقرر فشرده می شود و به آن اسم پراهوم می دهند . در واقع پراهوم چند قطره آب است که چندین ساعت بر آن اوستا خوانده اند. خداوند برای نخستین بار هوم را در قله کوه البرز پدید آورد.دانه هوم بوسیله پرندگان منتشر گشت و در کوه های بلند این گیاه اهورائی روئید. گیاهی زرگون که دارای خواص درمانی فراوان است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *