گروههای دوره گرد قدیم در سنه کوه / ساری

گروههای دوره گرد قدیم در سنه کوه / ساری

در روزگار قدیم که نه جاده ای بود و نه ماشینی و نه راه ارتباطی دیگری جز پیاده روی ، گروههای چند نفره و یک نفره مختلفی به مناسبتها و فصول مختلف به سنه کوه رفت و آمد داشتند که مهمترین آنها عبارتند از :

۱-   مس قلعی گرها: در یک جا در محل چادر می زندند و یا در حیاط خانه یکی از اهالی چادر زده و شب را در خانه او می ماندند و تمام ظروف مسی را در ازای دریافت اجرت قلع اندود می کردند . معمولا نوع صدایشان هم نوای ” مس قلعی کم می مس ” …

مس مسگر

۲-   لمه زنها (نمد مالها ) : نمد فرش تمامی خانه های قدیم بود که از پشم گوسفند زده می شد این گروه افراد لمه زن افراد خاصی بودند که هر ساله به سنه کوه آمده و بر حسب نیاز مدتها در خانه اهالی مانده و مشغول ساخت نمد (لمه) می شدند. و نوای آمدنشان هم در کوچه ها ” لمه زن می لمه ” ابزار کار آنها هم یک کمان در دوششان بیشتر نبود .

نمد مال

۳-   خیاط ها و لحاف دوزها : دوخت و دوز لباسها و دوخت لحاف و تشک هر ساله کار خیاط های خاصی بود که به محل امده و ابزار کار آنها یک چرخ خیاطی دستی و اتوی زغالی سنتی بود . معروف ترین خیاط رمضان خیاط و شاگرد دائمی اش کاظم خیاط بابلی بودند .

لحاف دوز

۴-   ختنه گرها ( چیک ورین): برای ختنه بچه پسرها فردی که یک کیف دستی همراهش بود و صدای گ ختنه کم می ختنه ” هنوز در گوشمان طنین انداز است و یادش بخیر چقدر از او می ترسیدیم .معروف ترین چیک ورین شکتایی بنام ….معروف به دایی دکتربود.  

۵-   پالاندوزها : پالان مخصوص اسب دوزنده خودش را داشت و ترمیم پاره  گی آن هم فقط کار پالاندوزهای قدیم بود و بس . معروف ترین پالاندوزی که به سنه کوه می آمد ” حسن بلند ” پالاندوز نام داشت .

پالاندوزی

۶-   بقالها :  بقالها با اسب و خر وسایل گوناگون مثل سنجاق و سوزن و هر چیزی که فکرش را بکنید از کش تا دکمه و وسایل بازی تا خورد و خوراک مختلف را با خود به محل آورده و بساط کرده و چند روزی می ماندند معروف ترین آنها ” حسن خردار ” قلعه سری برادر بمونی خاله بود . یادش به خیر وقتی خرش به اول محل می رسید یکسره عر عر کنان وارد محل می شد و ما بچه ها با ذوق و شوق خرید سنجد و غیره دوان دوان به سویش روان می شدیم . حس آن دوره بچگی حتی لذت بخش و شادی آفرین است . یادش بخیر …

۷-   چچی ومرغانه خرینها : چه دوره ای بود قدیم الایام و تخم مرغ فراوان فضل الله اوسایی مرغانه خرین چند تا لوله داشت و تخم مرغ های بسیاری را خریداری کرده به شهر می برد و …

۸-   کولی یا جوگی ها ( خراط ها و  آهنگرها ) : جوگی ها هم هر سال مهمان روستای سنه کوه بودند و چند گروه از آنها در جاها مختلف چادر زده و داس و تبر و واش ورین و هوکا و گراز و …را ساخته و یا “دم وره “(تیز) می کردند به اینها آهنگر می گفتند . اما گروهی دیگر که با چوب فر فره و نون ساز و نمک سو و قلیون چلک و … می ساختند خراط می گفتند . معروف ترین جوگی که به سنه کوه می آمد ” استا رحمت جوگی ” و “استا رستم جوگی “بودند که هرساله تا یک ماه هم در اطراف محل می ماند .

خراطیجوگی کار 

۹-   نوروزخوانها : دم عید که می شد هر ساله سر و کله نوروز خوانها پیدا می شد و آواز دلنشین آنها که می گفتند ” عید بهارون بمو  نوروز سلطون بمو” مژده هادین برارا باد بهارون بمو ” و…روح هر آدمی را جلا داده و دلها آماده آمدن بهار می شد و صاحب خانه هم به شدت آز آنها استقبال می کردند . 

بلف

۱۰-گو و گوسفند خرینها : برای فروش گاو و گوسفند اهالی مشکل خاصی وجود نداشت چراکه افراد خریدار به تعداد زیاد به محل آمده و گاو و گوسفند می خریدند . به اینها ” مال خرین ” هم می گفتند.

۱۱-سادات و خمس بگیرها : در قدیم مردم پس از برداشت محصول و همچنین سالانه حساب مالی سر انگشتی داشته و نسبت به پرداخت خمس مال خویش اقدام می نمودند و بر حسب همین به سادات فامیل و آشنا معمولا پرداخت خمس داشتند اما گاهی دوره گرهای سیدی هم به محل می آمدند هر چند خیلی نمی شد خیلی اعتماد کرد اما هرگز دست خالی نمی رفتند.

۱۲-دراویش و فقرا : در قدیم درویشها با داشتن کشکول و عصا و لباس مخصوص و نوعی اشعار که می خواندند به محل می آمدند  قطعه شعر معروف آنان این بود ” به جهانی ندهم عالم درویشی را ” . افراد دوره گرد دیگری هم فقرا و مستمندان بودند هم به صورت انفرادی و گروهی به محل می آمدند مثل قاسم جک و …

درویش

۱۳-پاچه بزازها : نوای ” پارچه بزازی پرده ای شلواری پیرهنی …”فروش انواع پارچه های روستا را به عهده داشتند بیشتر پارچه بزازها ترک زبان بودند و با لهجه شیرین ترکی صحبت می کردند و با برخی خانواده ها مراودت داشته و شب در خانه شان می ماندند البته گاهی تک و توک بابلی هم بین شان یاف می شدند که گاهی با خرید اردک و غاز پارچه مبادله می کردند .

۱۴-اورشم خرینها ( ابریشم خرینها ) : ابریشم خرین ها افراد خاصی بودند که معمولا تخم نوغان که به محلی جعبه می گویند می آوردند و در موقع فصل بهار تحویل افراد داده و پس از برداشت پیله کرم ابریشم و تولید نخ ابریشم از پیله آنها را از تولید کننده اش خریداری می کردند . اینها هم بیشتر بابلی بودند مخصوصا ” دار دکاشتی ”

۱۵-ظرف روشها :ظروف مورد نیاز چه برای جهیزیه و چه برای استفاده در خانه را گروهی دوره گرد تامین می کردند که به ظرف فروشها ( ظرف روشها ) معروف بودند . ظروف مسی ، رویی ، ملامین و چینی و …

۱۶-اسب نعل گرها : فروانی اسب در قدیم هم نوعی شغل را برای افراد ایجاد کرده بود که از جمله آن برای نعل کردن اسب هم افراد خاصی به محل می آمدند و هر کس می خواست اسبش را نعل می کردند . گاهی همین افراد اسب یا گاونر  و بز را هم را اخته می کردند تا تنها از قدرت کارایی بالایی در کار کردن برخوردار شوند و کمتر شیطنت کنند .  

۱۷-بینج خرینها :خرید و فروش شالی و برنج هم شغل برخی افراد از قدیم الایام بوده و هنوز هم هست .به این افراد در محل بینج خرین یا شالی خرین گفته می شود .

۱۸-کهنه خرینها :لوازم کهنه خریدار خاص خودش را داشته و دارد این کار معمولا از جویباریها بر می آید و در این کار خبره و زبانزد هستند .از هرچی که بگی خریدار بوده اند .

۱۹-ته تی بنو شه خرینها : خرید و فروش گل گاو زبان و بخصوص گل بنفشه هم افراد زیادی را به سنه کوه می آورد و هر ساله دوره گردهای مختلفی به محل آمده و بر اساس قیمت روز توافقی دسترنج خانمها را خریداری می کنند . این گروه بیشتر ناصحی ها بودند.

۲۰-فرش فروشها : فرش خانه ها را هم فرش فروشها می آوردند .از قالی و قالیچه تا گلیم و جاجیم و … در ازای آن نه چکی بود و نه سفته ای فقط و فقط حرف و سخن بود و اعتماد به صورت نقد و نسیه معامله می کردند . یاد آن دوران و اعتقادها و اعتمادها بخیر …

۲۱-دکتر ها و دندان کشها : مریضی و بیماری جزو داینفک زندگی بشر بوده و هست پزشکان دوره گردی مثل ” دکتر محمد زینلیان یزدی ” وقت و عمر نزدیک یک قرن خود را وقف مردمان منطقه ما کردند و نجات بخش جان بسیاری از مردمان بوده اند او که اکنون سالیانی است فامیل ما هم شده است و بازنشسته اما خدمات بی دریغ ایشان هرگز از فکر و ذهن مردم هزارجریب نخواهد رفت .

برادرش ” نورالله زینلیان ” و شخص دیگری بنام ” قاسم علی دندانکش “دندانکش قدیم و دندانساز امروز هم خدمات بزرگی به همه مردمان این دیار کردند و افراد دیگری که به عنوان پزشک تجربی فعالیت کردند فراموش شدنی نیست .

 

۲۲-رمالها و دعاگیرها : گروه دیگری از افراد که به محل رفت و آمد داشتند فال بینها و در  اصطلاح قدیم غیب گوها بودند . عاگیرها بسیاری هم می آمدند و به مناسبت و نیاز خاصی پاسخگو بودند و برخی مردم هم اعتقاد ویژه ای به آنها داشتند . امروزه ازین گروهها دیگر چندان خبری نیست.

 

 ۲۳-   سم زنها : این گروهها که در قبل از انقلاب به صورت دولتی و مجانی به محل آمده و تمام خانه ها پشت بامها و آغول حیوانات ( کالم و که رس ) را سمپاشی می کردند خدمات به  یاد ماندنی برای نسل امروزی بود . ندای ” ام مله سم زن درنه بشکه بزن زن درنه ” یادش بخیر …

منبع:
sanekooh.ir

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    با عرض سلام و ادب و احترام
    بنده نرم افزار اندرویدی تحت عنوان (ونوشه، نوید بخش بهار در مازندران) تولید نمودم.
    لطفا این نرم افزار را در سایت خود معرفی و یا به اشتراک بگذارید تا همه بتوانند از این نرم افزار جهت ترویج فرهنگ و اصالت مازندران استفاده کنند.
    انشاا… توانسته باشیم قدمی هرچند کوچک جهت حفظ این گنجینه برداشته باشیم.
    برای دریافت آدرس این نرم افزار به وبلاگ بنده مراجعه نمایید تا به مایکت ها لینک شوید.
    با تشکر
    blaxi.blogfa.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *