آشنایی با روستای بردخون کهنه / دیر / بوشهر

آشنایی با روستای بردخون کهنه / دیر / بوشهر (۱)

جایگاه و موقعیت جغرافیایی بردخون کهنه :


بردخون کهنه یکی از قدیمی ترین روستاهای کشور محسوب می شود که در استان بوشهر، شهرستان دیر و بخش بردخون قرار دارد.

فاصله این روستای تا مر کز استان بوشهر ۱۴۵ کیلو متری می باشد که در جنوب غربی آن واقع شده است.

و در فاصله ی ۵۵ کیلو متری شهرستان دیر و ۴ کیلو متری شهر بردخون واقع شده است.

تابلوی ورودی بردخون،روستای بردخون کهنه بوشهر

موقعیت جغرافیایی:

بردخون کهنه در محور مختصات جغرافیایی، در ۲۸ درجه و ۰۳ دقیقه ی عرض شمالی و ۵۱ درجه و ۴۵ دقیقه ی طول شرقی قرار دارد.( ۲۸.۰۳۰۸۴۹° شمالی ۵۱.۴۵۷۸۵۸° شرقی)

نقشه ماهواره ای بردخون،بردخون کهنه،اولین بردخون

آمار و جمعیت روستا :

بردخون کهنه از روستا های متمرکز کشور محسوب می شود که بر اساس آمار جمعیتی سالانه ی دهیاری روستا، در سال ۱۳۹۲ جمعیت آن به ۷۰۰ نفر در قالب (۱۷۰ خانوار )می باشد.

و در سرشماری رسمی سال ۱۳۹۰ کشور، به جمعیت ۶۴۴ نفر و (۱۵۵ خانوار) و در سال ۱۳۸۵ به جمعیت، ۵۷۹ نفر در قالب (۱۱۹خانوار) بوده است.

نمای از بردخون قدیم، روستای بردخون کهنه

ساحل روستا :

فاصله روستا تا ساحل دریای نیلگون خلیج همیشه فارس ( خور خان ) ۹ کیلو متر است که این روستا نزدیک ترین مکان در بخش بردخون به جزایر نخیلو، تهمادون، ام الگرام و خان می باشد که جاده ساحل از دل روستا می گذرد.

این جزایر زیستگاه و محل تخم گذاری بسیاری از پرندگان مهاجر دریایی هستند که سالیانه میزبان گردشگران زیادی از سراسر کشور می باشند.

تابلوی مرزبانی بردخون،بردخون کهنه،بوشهر

وجه تسمیه بردخون کهنه :

بُرْد + خون + کُهْنِه..  که به تلفظ محلی روستا  (بُرْ خُوْ کوهنه – بُرْ خِنْ کُوَهنه) می گویند.

۱- بُرْد : به معنی لغتی یعنی حاشیه، کنار، نزدیکی تعریف می شود .

۲- خون : این کلمه امکان تلفیق شده از سه کلمه (خنی،خور و خان) است که بعدها با گذشت زمان به کلمه خون تغییر می کند.

« در اینجا به دلیل انتخاب خون به برد اشاره می شود که دلیل صدق بیشتر بر کلمه خنی و خور است»

* دلیل خنی:در زبان عامه ی مردم دشتی، گودال هایی دره مانند که در مصیر رودها قرار داشته و از آب باران پر می شدند که این آبها برای آشامیدن استفاده می شد.

که این دره ها از طرف کوهای احشام کهنه (سجادیه) شروع و جریان آن شهر بردخون نو و  بردخون کهنه و در نهایت به دریا (خور خان) می ریخت. که این گودال ها هم در احشام کهنه و هم در بردخون کهنه وجود داشته است.

* دلیل خور:در لغت به معنی شاخه‌ای (محدوده نیمه بسته آب) از دریا گفته می‌شود که به خشکی داخل شده باشد. خور در حقیقت خلیج کوچک است .

که این روستا در نزدیکی خورهایی از جمله خور معروف استان بوشهر بنام "خان" ( خور خان ) که در دریای نیلگون خلیج همیشه فارس است قرار دارد.

* دلیل خان: که در این مناطق خان های آن زمان می زیستند که زمین ها و روستاها و مناطق همجوار زیر سلطه آنها بوده است.


۳- کُهْنِه : ( کُوَهنه ) – ( kwahne)  را که در باستان به قدمت معنی شده و چون نسبت به روستاهای همجوار قدیمی تر بوده است که این کلمه را نباید به اشتباه ( kahne) به معنی کاهن در باستان اشتباه گرفته شود .

که بنابر منابع شفاهی ( بزرگان روستا و شهر بردخون ): تشکیل بردخون از روستای بردخون کهنه شروع شده است.

و بعد از آن روستای احشام کهنه(سجادیه) و آخرین روستای بردخون نو(شهر بردخون) بوده است.

که به مرور زمان در زبان عامیانه مردم منطقه، اولین بردخون را بردخون کهنه و بردخون جدید را بردخون نو گفته می شود..[بیشتر بدانید]

در چند صده پیش بردخون کهنه دارای گمرک و اولین پاسگاه در این مکان بوده است.

زبان و گویش روستا :

زبان مردم روستا، فارسی اصیل دشتی است که نشأت گرفته از زبان ایرانیان باستان ( قبل از اسلام ) می باشد .

که ارتباط این زبانی را می توان به دیگر شهرهای آریایی ها چون گرگان و سمنان و همدان و همچنین در اشعار بابا طاهر نمونه های آن را مشاهده کرد .

اما این زبان زیبای پارسی چند دهه ای است که به دلیل تجارت بیشتر مردم با عربهای حاشیه نشین خلیج فارس، تدریس و تحصیل طلاب در حوزه های علمیه و مسافرت به عتبات عالیات باعث شد که با زبان عربی تلفیق شود و همینطور با حضور استعمارگران انگلیس در خاک ایران دلیل دیگری است که زبان عربی و انگلیسی با زبان فارسی مردم تلفیق شود؛ که با نمونه ای از کلمه ی زیر می توان به آن پی برد.

گوجه فرنگی : که به لهجه محلی " تماته " تلفظ می شود و کلمه انگلیسی آن tomato می باشد.


لهجه :

در لغات و اصطلاحات محاوره ای بومیان روستا، می توان اصطلاحات و ترکیبات و نوع کاربرد شناسه پیدا کرد که در آن سبک و قالب زبان پهلوی را با گذشت قرنها در محاورات روزمره این روستا هنوز حفظ نموده است .

در هنگام شنیدن لهجه ی زیبای دشتی خصوصا در این روستا ، واج ها و حتی حروف به همدیگر تبدیل می شوند.

به عنوان نمونه همان کلمه ی کُهنه : را " کَوهنه " تلفظ می کنند که در زبان پارسی باستان کوهنک بوده است که در آن ( ک ) تبدیل به ها غیر ملفوظ شده است.

منبع:
khabar-bk.blogfa.com

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *